اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
فرزندان ما می پرسند که جرم پدرانشان که بهترین سال های عمرشان را وقف خدمت به نظام و انقلاب کرده اند، چیست و چرا باید حالا که زمان استراحت و راحت آنان است در محبس به سر برند. فرزندان ما می خواهند بدانند این بازی کثیف که مشتی کودتاگر قدرت طلب خشونت پیشه آغاز کرده اند، تا کی ادامه دارد و حالا که تمام سال های کودکیشان از آغوش گرم پدر و نوازش های پدرانه به دلیل خدمت محروم مانده اند، جوانیشان را به چه بهایی باید دور از پدر سپری کنند؟
عزیزدل. ما در تاریخ گم نمی شویم. فردائیان ردّ ما را خواهند گرفت به آسانی. ما کارشان را سهل می کنیم: می گوییم، می نویسیم و نقش می کنیم، تصویر می کنیم، حک می کنیم و می مانیم. سلاح ما زبان سرخمان است و قلمی که مرکب آن را سبز خواسته ایم و رنگ ها چه نشاطی به زندگی ما بخشیده اند. و سبزها چه رنگین کمانی را در آسمان آرزوهایمان خلق کرده اند و آن سوتر سیاهی در برابر این همه رنگ های زیبا کم آورده و متوحش و عصبانی خود را به در و دیوار می کوبد.
حسین نورانی‌نژاد، عصر امروز با پایان یافتن دوره‌ی محکومیت از زندان اوین آزاد شد. نورانی‌نژاد، رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران است که در پی حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در تاریخ 6 شهریور ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده بود. وی در دادگاه اولیه به سه سال حبس و در دادگاه تجدیدنظر به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.علیرغم اینکه براساس قوانین، این روزنامه نگار زندانی پس از گذراندن نیمی از مدت دوران محکومیت اش میتوانست آزاد شود اما تمام مدت زندان را ضمن محرومیت از حق مرخصی در بند بود.
آفای دادستان !شما خود مستحضرید که دستگاه های تبلیغی کودتا همّ خود را مصروف به اتمام رساندن پروژه رسوا و ناکام خویش کرده اند و لابد قرار نیست دستگاه قضاء در این مقطع مانند روزهای پس از انتخابات، روزهای طلایی بیداد دادستان کودتا، تسلیم اوامر کودتاگران باشد. پس این گونه فشارها و تضییق ها و استنکاف از دادن حقوق زندانیان و خانواده هایشان برای چیست؟
همسر مهندس صفایی فراهانی درباره ی وضعیت نگران کننده ی وی گفت: تا شنبه همسرم در بهداری زندان رها می شود تا جایی که دکتر زندان به وضعیت بد ایشان و عدم انجام درمان های اولیه پزشکی شامل تست ورزش،اکو و نوار قلبی که برای هر بیمار قلبی لازم است اعتراض می کند و از مسوولان زندان می خواهد که اجازه انتقال او را به یک بیمارستان مجهز در خارج از زندان بدهند .در این شرایط یک رزیدنت و نه دکتر متخصص ﺁقای صفایی را معاینه کرده ودرخواست تست ورزش و اکو گرافی می کند
احمد رضا احمد پور عضو شورای منطقه قم جبهه ی مشارکت ، پژوهشگر حوزه و وبلاگ نویس پژواک خاموش در تاریخ 17 فروردین ماه 89 به اتهام تبلیغ علیه نظام (به دلیل مصاحبه با رسانه های خارجی)، نشراکاذیب و هتک حیثیت روحانیت، به یک سال حبس و خلع لباس دائمی محکوم شد. سیداحمد رضا احمدپوردر تاریخ ۲۹ فروردین ماه خود را برای اجرای حکم به دادگاه ویژه روحانیت معرفی کرد.
مقام رهبری !هتاکی و فحاشی، ضرب و شتم و رفتارهای غیر قانونی از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد. در جریان دستگیری درحالیکه گاز اشک آور که تا پیش از آن در خیابانها استفاده می شد در فضای بسته مرا به حالت خفگی انداخته و امکان هرگونه تحرکی را از من سلب کرده بود ماموران دست بردار نبوده و با کینه و دشمنی چنان مرا به زیر مشت و لگد گرفتند که با بینی، دهان و دندانهایی خونین و دستان و پاهایی زنجیرشده به مسئولان شان در زندان اوین تحویل شدم؛...
آقای دادستان !نامه عبدالله را چند باره بخوانید و نامه حمزه را نیز و بروید در بند عمومی به دیدنشان و آنان را تحسین کنید که انسانیتشان را و شرفشان را به خواست اهریمنی انسان نماهای کثیف، نفروختند و پس از فروافتادنشان به مدد حق یا علی گفته برخاستند. تشویقشان کنید آقای دادستان و از خانواده شان نیز تقدیر کنید برای همه ایستادگی هایشان و برای از دست ندادن امید و ایمان. همین امروز قدر این بزرگی ها و شرافت ها را بدانید. همین امروز که بازار دین فروشی سکّه است و اخلاق به ثمن بخس معامله می شود...
به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجه ها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز می کنند ،پرده های اخلاق را می درند تا زنی را، مادری را پدری را ،دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید می لرزند یا ضجه می زنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد...
آقای دادستان! خدا نسبت به بعضی بندگانش که به هم نوعانشان ستم می کنند محبتی ندارد. دوستشان ندارد. این را در یک عریضه دیگر هم نوشته بودم. «انّ الله لایحب الظالمین» شاید مثل پدری که دوست ندارد یک فرزندش برفرزند دیگر تعدّی و ستم روا دارد و اگر چنین شود بر آن برادر متعدّی خشم می گیرد. راستش گاهی از این که خداوند تحت هیچ شرایطی حق الناس را نمی بخشد، از ته دل شاد می شوم. آخر ما انسان ها ضعیفیم و گاهی مصالح جمع و حتی خودمان را تشخیص نمی دهیم و ممکن است فریب الحاح ملحّین را بخوریم و از حق خود بگذریم
حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.