اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

بزنگاههای تاریخی وفرصت پیش رو

1392/4/8
محسن میردامادی

کتاب "چرا ملت ها شکست می خورند :منشا ء قدرت ،ثروت وفقر" (1) نوشته دارون اوغلو (استاد دانشگاه ام -ای -تی) وجیمز رابینسون ( استاد دانشگاه هاروارد) اثر ارزشمندی است که مورد استقبال گسترده دانشمندان وصاحب نظران قرار گرفته است .دراین کتاب بر پیوند بین تحولات سیاسی وتحولات اقتصادی تاکید شده وتوضیح داده می شود درکشوری که سیاست در انحصار گروهی محدود (الیگارشی حاکم ) قرار داشته باشد آن کشور در درازمدت در عرصه اقتصاد نیز نمی تواند از توسعه مطلوب برخوردار شود.
دارون اوغلو ورابینسون تحولات سیاسی واقتصادی دربسیاری از کشورها را مورد بررسی تاریخی قرار داده ودرمواردی مبادرت به مطالعه ای تطبیقی کرده اند.از جمله مواردی که نویسندگان ضمن مقایسه تحولات مشابه در کشورهای مختلف نتیجه گیری می کنند این است که در مسیر تحولات تاربخی ، کشورها با بزنگاههای مهم تاریخی مواجه می شوند. کشورهایی که آمادگی بهره برداری از فرصت های ایجاد شده بوسیله این بزنگاهها را داشته باشند می توانند آن موقعیت را در راستای توسعه کشور خود قرار دهند وحتی از آن به عنوان یک نقطه عطف در این جهت بهره ببرند.مواردی همچون کشف قاره امریکا ودسترسی به منابع عظیم ثروت آن بوسیله کشورهای اروپایی ،آنچه درتاریخ بریتانیا انقلاب شکوهمند نامیده شده است،انقلاب صنعتی ، وانقلاب فرانسه ،درکنار بسیاری موارد دیگر ،از جمله موارد این گونه بزنگاه های مهم تاریخی بوده اند.
اما نوع مواجهه وبرخورد کشورهای مختلف با این بزنگاه ها یکسان نبوده است.بریتانیا از انقلاب صنعتی بعنوان رویداد مهمی درجهت توسعه اقتصادی وسیاسی استفاده کرد درحالیکه الیگارشی حاکم بر بسیاری ازکشورها همچون روسیه ،امپراطوری عثمانی ،وکشورهای آسیایی وآفریقایی درمقابل ورود انقلاب صنعتی به کشورشان موضعی کاملا تدافعی وتقابلی گرفتند وتامدتها اجازه استفاده ازتکنولوژیهای جدید را ندادند.دلیل این مقاومت خطری بود که این حکومتها برای تداوم سلطه ی خود احساس می کردند ،هرچند آن تکنولوژیها برای توسعه کشورشان ضروری بود.
ازنمونه های دیگر این بزنگاه های تاریخی دستیابی بریتانیا واسپانیا به ثروت عظیم قاره آمریکا بود که فرصت تاریخی مهمی برای آن دوکشور فراهم کرد. اما سیاست استعمار بریتانیا درمواجهه با این فرصت به نحوی بود که راه رابرای اهالی این کشور باز کرد وبا حمایت هایی که از آنها به عمل آورد باعث شد تا آنها درحد قابلیت های خود از آن فرصت استفاده کنند وتقریبا انحصار دولتی بر استفاده از آن منابع اعمال نکرد یا قادر به اعمال آن نبود.نتیجه آن سیاست توزیع گسترده تر قدرت اقتصادی وبه تبع آن قدرت سیاسی بود.ولی استعمار اسپانیا با اعمال انحصار دولتی گنجینه های عظیم طلای متعلق به بومی های آمریکا را به اسپانیا منتقل کردوازآن تنهادرجهت منافع حکومت مطلقه بهره برد وآن ثروت سودی برای توسعه وپیشرفت اسپانیا دربرنداشت.بدین ترتیب آن دو کشور ازفرصت یکسان تاریخی در دوجهت کاملا متضاد استفاده کردند.نتیجه سیاست بریتانیا کمک به توزیع بیشتر قدرت ونتیجه سیاست اسپانیا تمرکز بیشتر قدرت بود.
عجم اوغلو ورابینسون پس از بررسی تحولات سیاسی واقتصادی بسیاری ازکشورها در دوره ای طولانی این سوال رامطرح می کنند که :آیا اینکه اروپای غربی ،ایالات متحده و ژاپن طی دویست سال گذشته بسیار ثروتمند تراز صحرای جنوب آفریقا ،آمریکای لاتین وچین شده اند ازلحاظ تاریخی -یا جغرافیایی وفرهنگی یا قومی -امری ازپیش تعیین شده بوده است؟
آیا وقوع انقلاب صنعتی در بریتانیای قرن هجدهم وسپس گسترش آن به اروپای غربی وشاخه های اروپا درامریکای شمالی واسترالیا اجتناب ناپذیر بود؟ وآیا این واقعیت که برخی کشورها از لحاظ اقتصادی موفق بوده اند درحالیکه سایرین ناکام مانده وفقیرند امری اجتناب ناپذیر بوده است ؟ پاسخ آنها به این پرسش ها منفی است. آنها ضمن برشمردن عوامل موثر درفرایند رشد وتوسعه یاعقب ماندگی کشورها ازجمله روی بزنگاه ها ی مهم تاریخی درجوامع وکشورهای مختلف تاکید ونشان داده اند چگونه برخی کشورها این بزنگاه ها را نقطه عطفی در راستای رشد وتوسعه اقتصادی وسیاسی قرار داده اند درحالیکه برخی دیگر از کشورها نتوانسته اند از این فرصت ها استفاده کنند وآنها را از دست داده اند.در واقع این بستگی به قابلیت خود جوامع مختلف دارد که تا چه میزان بتوانند از این بزنگاه های تاریخی به نفع خود بهره گیرند.
کشور ما نیز درتاریخ خود موارد متعددی از این بزنگاه های تاریخی را به خود دیده است. دریکصد سال اخیر انقلاب مشروطه ،کشف نفت ،ملی شدن نفت بوسیله دکتر مصدق ،انقلاب اسلامی 1357 ، و دوران اصلاحات با وجود تفاوتهایشان از نمونه های بارز چنین بزنگاه های تاریخی بوده اند که متاسفانه ازهیچ یک ازآنها استفاده مطلوبی صورت نگرفته ومعمولا پس ازمدتی جامعه کم وبیش به شرایط گذشته بازگشت نموده است.این نوشتار قصد تحلیل آن فرصت ها و چرایی ناکامیهای گذشته را ندارد بلکه براین نکته تاکید میکند که پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری جامعه ما یکبار دیگر و در آستانه یکی از بزنگاه های مهم تاریخی خود قرار گرفته است.وباید تلاش کرد تجربه مکرر شکست های گذشته از نو تکرار نشود.
مهمترین آفتی که امکان بهره برداری ازچنین فرصت های تاریخی را مشکل یا غیر ممکن می سازد این است که بخشی از جامعه ،ومهمتر از آن در مواردی بخشی از حاکمیت ،درتحولات صورت گرفته خود را بازنده ببینند وبه مقابله با آن برخیزند . هنوز دربین گرایش های سیاسی کشورما تحولات سیاسی نوعا با تئوری حاصل جمع صفر ارزیابی وهر موفقیت گرایش رقیب به همان میزان شکست خود تلقی می شود.درصورتی که درفضای سالم سیاسی این تحولات وجابجایی درقدرت درنگاهی عمیق تر ودراز مدت تر زمینه ساز رشد وارتقاء همه گرایش های سیاسی ودرمقیاس کلی وکلان پیشرفت وتوسعه کل کشور خواهد شد به گونه ای که همه از آن منتفع می شوند ،یا بالعکس در موارد خاصی ممکن است برخی تحولات آنچنان منفی باشد که همه گرایش ها وکل کشور درآن بازنده باشند.بدون تردید تجربه 8ساله دولتهای نهم ودهم از اینگونه تجربیات تلخ است که در آن همه گرایش ها وجناحهای سیاسی وکل کشور ،ازجمله حاکمیت ،بازنده بودند ومتضرر شدند.
امروز ریس جمهور منتخب و همکاران ایشان باید به نحوی عمل کنند که گرایش های مختلف سیاسی وهمچنین ارکان مختلف حاکمیت خودرا بازنده انتخابات تلقی نکرده ،بتدریج باور کنند که کل کشور ونظام ،واز جمله آنها ،می توانند برنده این تحول باشند . هر چند ایجاداین باور درفضای سیاست زده وانباشته از بدبینی تاریخی ونهادینه شده بین جناحهای سیاسی کشور ما کار آسانی نیست ولی درشرایط فعلی دو عامل تا اندزه ای این مسئله را تسهیل می کنند :
اول اینکه عملکرد 8ساله آقای احمدی نژاد ودولت وی چنان نارضایتی گسترده ای میان مردم وهمه سیاست ورزان با گرایش های مختلف ایجاد کرده وبه آنها لطمه زده که تاحدی انعطاف پذیری وتحمل آنها درقبال یکدیگر را بالا برده است.
دوم ،ومهمتر ،اینکه رییس جمهور جدید ،آقای دکتر روحانی ،از پشتیبانی تقریبا بی سابقه طیف گسترده ومتنوعی از نیروهای سیاسی واجتماعی برخوردار است.در این انتخابات هرچند گفتمان اصلاح طلبی مورد اقبال مجدد مردم قرار گرفته ولی این پدیده جدیدی است که آقای خاتمی وآقای ناطق نوری که در انتخابات سال 76 نماد دو جناح اصلی سیاسی کشور ورقیب یکدیگر در انتخابات آن سال بودند وآقای هاشمی رفسنجانی که همواره بین دوجناح حرکت می کردند همگی در این انتخابات از یک نامزد حمایت نموده اند.این پدیده نشان دهنده گسترش طیف نیروهای خواهان تغییر واصلاح است که بی تدبیری ها وخردگریزیهای سالهای اخیر در مدیریت کشور آنرا به مراتب فراتر از یک جناح سیاسی برده است وطبعا سرمایه وپشتوانه ای بزرگ وکم سابقه برای رییس جمهور جدید خواهد بود.
این شرایط به همراه خط ومشی اصلاحات واعتدال اعلام شده بوسیله آقای روحانی می تواند زمینه ساز بهره برداری مطلوب از این بزنگاه تاریخی جدید باشد و دورانی را رقم بزند که درآن کشور بتواند گامی به جلو برداشته ومسیر پیشرفت های بعدی را نیز هموار کند به نحوی که در این فرآیند همه خود را برنده احساس کنند.
البته شرط لازم برای پیشبرد وموفقیت این رویکرد از یک طرف کاهش تقابل ها وتخریب ها وعبور از دوران نفرت پراکنی ها وملکوک کردن هاست که متاسفانه در سالهای اخیر به صورت رویه ای عادی در آمده است.از طرف دیگر باید از افراطی گریها وتندرویها وایجاد انتظارات غیر قابل حصول پرهیز کرد واز تجارب تلخ وشیرین گذشته درس آموخت.طبیعتا درشرایط سخت وبغرنج فعلی کشور نباید از دولت جدید انتظار معجزه داشت وبه مطالبات دامن زد.این دولت اگر موفق شود فقط کشور را روی ریل اصلاح واعتدال قرار داده وآنرا یک گام درمسیر توسعه وپیشرفت متوازن وتامین حقوق ملت به پیش برد و زمینه ساز دولتی پس از خود شود که روی همین ریل حرکت کند کارنامه ای قابل قبول خواهد داشت .
بنا بر یافته های عجم اوغلو ورابینسون از تجارب کشورهای مختلف فرآیند تحول واصلاح مستلزم صبر توام با تداوم وپیوستگی است.به گفته آنها ضرورت مهم توانمند سازی اقشار وسیع جامعه ونهادهای مدنی وگسترش نهادهای سیاسی فراگیر است.اما این مسیر بدون ناهمواری نیست .برخی عوامل روشن وجود دارد که به اجرای این فرآیند کمک می کند اما بسیاری از این عوامل در روندی تاریخی شکل گرفته اند وتنها به آهستگی دچار تحول می شوند.تجربه کشورها نشان می دهد که نهادهای مدنی وسازمانهاب به هم مرتبط سیاسی می توانند به تدریج ازپایه ساخته شوند اما این فرآیند کند است.


پی نوشت:
1- دارون عجم اوغلو وجیمز رابینسون ،چرا ملت ها شکست می خورند:منشاء قدرت،ثروت وفقر ،2012 ،ترجمه حسین نعیمی پور ،در دست انتشار
 

منبع: روزنامه اعتماد

حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.