درگذشت همراه وهمفکر استوارآقای محمدرضا مداح اندوه عمیقی رابرجان دوستان وآشنایان وهمفکرانش نهاد.درگذشت آن برداربزرگواررابه خانواده داغدار وبازماندگان سوگوارش تسلیت گفته وبرای روح شریفش آرامش ابدی دررضوان الهی مسئلت می نمائیم. جبهه مشارکت ایران اسلامی
جناب آقای دکتر اسماعیلی درگذشت خواهر گرامی تان را به جنابعالی صمیمانه تسلیت عرض می گوئیم.از خداوند متعال برای آن مرحومه آمرزش و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر و بردباری خواستاریم.

باز هم خاتمی!

1390/12/13
علی شکوری راد

حضور خاتمی در پای صندوق رأی مجلس نهم و رأیی که او به صندوق انداخت برای غالب اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز غیر منتظره و تکان دهنده بود. بخصوص برای کسی مانند من که حداقل دوبار و آخرین بار همین دوهفته پیش حضوراً از او در این مورد پرسش کردم و در هر دو بار ایشان تأکید کرد که قصد شرکت در انتخابات را ندارد و البته هر دوبار هم از اینکه گفته شود او انتخابات را تحریم کرده است اظهار ناخشنودی می کرد و پروا داشت. اغلب دوستان اصلاح طلب این موضع او را قبول داشتند و می ستودند. با این حال همه هم نظر نبودند. کسانی نیز بودند که در دو جهت متضاد ترجیح می دادند که او انتخابات را تحریم کند و یا در آن شرکت کند. اینها دراقلیت بودند. هنر خاتمی این بود که در غیاب مهندس موسوی و کروبی تا آنجا که امکان داشت خلاء وجودی آنها را پر کرده و اتحاد و انسجام خوبی را در بین مجموعۀ اصلاح طلبان و بطوروسیع تر جنبش سبز پدید آورده بود. اگر در انتخابات شرکت نمی کرد او قهرمان و پیروز بی بدیل انتخابات بود.

خاتمی این بار نیز نخواست یا نتوانست قهرمان باشد. پیش از نیز بارها او را تجربه کرده بودیم. هنگامی که در قبال مانع تراشیهای نهادهای تحت امر رهبری گفته بود برای بار دوم نامزد نخواهد شد، و لی نهایتاً شد. گفته بود اگر قوانین دو قلوی اختیارات رئیس جمهور و اصلاح قانون انتخابات تصویب نشود استعفا خواهد داد، ولی نداد و یا اینکه گفته بود زیر بار برگزاری انتخابات مجلس هفتم با آنهمه رد صلاحیت ها نخواهد رفت، ولی رفت. او هیچ بار نخواست و یا نتوانست کوتاه نیاید و قهرمان باشد. با این حال در آستانۀ انتخابات دهم ریاست جمهوری همه بالاتفاق به او که حاضر نبود نامزد انتخابات شود فشار می آوردند که به میدان بیاید و نامزد شود. او نمی پذیرفت و نمی خواست قهرمان این میدان باشد. ترجیح می داد مهندس موسوی به میدان بیاید. گفته بود اگر موسوی نیاید خواهد آمد ولی همه به او فشار می آوردند تا خودش به میدان بیاید. یادم هست یکبار که به عنوان یک هوادار به ملاقات او رفته بودم تا به سهم خود از او دعوت کنم تا به میدان بیاید برای اینکه او را مجاب کنم گفتم ظرفیت و مقبولیت مورد اجماع امروز شما در بین اصلاح طلبان برای نامزدی در انتخابات، اتفاقاً بر می گردد به همان مواردی که در گذشته بر خلاف نظر آنها کوتاه آمده اید و همین موارد بالا را مثال زدم و گفتم اگر شما در هر یک از این موارد آن کاری را که غالب اصلاح طلبان از شما انتظار داشتند انجام داده بودید، قهرمان می شدید ولی دیگر امروز نمی توانستید امید انتخاباتی آنها برای اصلاح امور و تغییر اوضاع باشید. او پس از چندی در نهایت نامزدی در انتخابات را پذیرفت. اما وقتی مهندس موسوی علی رغم حضور او به صحنه آمد و نامزدی خود را اعلام کرد براحتی و بر خلاف نظر هوادارانش انصراف داد و بار دیگر آنها را نا امید کرد. چند ماهی بیشتر طول نکشید تا معلوم شود انصراف آن روز خاتمی که در آن زمان باب میل حاکمان نیز بود تصمیم درستی بود. اکنون کمتر کسی است که در بارۀ آن به خاتمی خرده بگیرد ولی آن روز هم، او قهرمان شناخته نمی شد.
نه ماه نمی گذرد از آن روزی که خاتمی برای شرکت در انتخابات شرط گذاشت. سیل اعتراضات ازهر سو بلند شد که مگر می خواهید در انتخابات شرکت کنید که برای آن شرط گذاشته اید. خاتمی صبورانه ایستاد تا کم کم همۀ آنهائی که به او اعتراض کرده بودند و بعضاً ناسزا هم گفته بودند متوجه شدند که حرف خاتمی درست است. البته متأسفانه این گروه اخیر این مطلب را بیشتر از انبوه ناسزا هایی که کیهان و کیهانیان بر سر خاتمی باریدند، دریافتند. بدیهیست یک اصلاح طلب و کسی که منشور جنبش سبز را پذیرفته است باید شرکت در انتخابات برایش اصل باشد نه عدم شرکت، ولی احساس کار خودش را می کرد.
تا پیش از آنکه خبر رآی دادن خاتمی در ساعت چهار بعد از ظهر روز انتخابات منتشر شود خاتمی یک قهرمان شناخته می شد. زیر سایه حرکت او اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز به بیشترین حد ممکن از انسجام دست یافته و حرکت هماهنگی را انجام داده اند. علم اصلاح طلبان در انتخابات افراشته نشده و جبهۀ اصولگرایان به تعبیر آقای مهدوی کنی به سیزده جبهه تقسیم شده اند. اینها بقوت خود باقی هستند و خللی در آنها ایجاد نشده است.
من هیچ خبری از اینکه چرا خاتمی به پای صندوق رأی رفت ندارم ولی مطمئن هستم عامل آن خوف بوده است. خوف از اینکه مبادا رأی ندادن او آب به آسیاب کسانی بریزد که با تمام قوا تمام روزنه های اصلاح را مسدود می کنند. کسانی که نانشان در انباشتن کینه و دوری دلهاست. مگر نه اینست که کم هزینه ترین راه اصلاح امور کشور این است که حاکمان خود به آن رو بیاورند. من نمی دانم اگر موسوی بود چگونه عمل می کرد. شاید گونه ای دیگر! اما مطمئن هستم اگر فرصتی دست دهد تا نظر او را بپرسند خاتمی را تخطئه نخواهد کرد. چرا که او بین خوف و ترس تفاوت قائل است. خوف از جنس تقوی و شجاعت است و ترس در مقابل آن.
من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب. کسی که تقوای خدا را پیشه کند خداوند راه برون رفت از بحران و سختی را برای او فراهم می کند و از جائی به او روزی و گشایش می دهد که در حساب او نمی آمده است.
شاید لازم باشد چند ماهی صبر کنیم تا حکمت رأی دادن غیرمنتظرۀ خاتمی را دریابیم. نباید اشتباه و خود زنی کنیم. فقط باید قدری صبر کنیم.
به نقل از وبلاگ نویسنده " گلجه "

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.