اصل ٢٥ - بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی ، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون .
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

قوه قضائیه و شکایت ما

فخرالسادات محتشمی‌پور

زنگ زدم به وکیل همسرم، تماس برقرار نشد. ولی من باید حتما در این مورد با یک حقوق دان مشورت می کردم. به یکی از وکلای محترمی که ارادت ویژه به او دارم به دلیل مدافع مظلوم بودنش، زنگ زدم و گفتم که قصد شکایت دارم از دو خبرگزاری دروغپرداز که با وقاحت تمام نه تنها نمک به زخم خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی می پاشند بلکه با برخورداری از مصونیت آهنین دروغ می گویند (1) و حتی پس از تکذیب دروغشان برآن اصرار می ورزند(2). آن وکیل محترم وقتی شرح ماوقع را از زبان من شنید با تأثر زیاد گفت: دخترم ولی اقدام به شکایت شما بی فایده است! من ساده لوحانه پرسیدم: چرا مگر ما در حکومت اسلامی زندگی نمی کنیم و مگر قاضی مستقل نیست و مدافع مظلوم؟! اندکی سکوت کرد برای پاسخ به این سؤال بچگانه و از سر خوش بینی مفرط و بعد آرام گفت: آخر رسیدگی به جرایم کارکنان دولت زیرنظر خود مرتضوی است و ... تقریبا فریاد زدم: هست که هست این چه ربطی دارد به اصل موضوع؟ و او از عدم ثبت شکایات در موارد مشابه خبرم داد. من از ته دل تمنای رسیدگی به شکایتم را داشتم، برای اثبات استقلال قوه قضائیه وقاضی و و دلم می خواست فراموش کنم دستگیری های فله ای فردای انتخابات را با حکم های جمعی و بدون اسم و با تاریخ قبل از انتخابات!

راه و چاه را پرسیدم و شال و کلاه کردم به سوی محلی که قرار است داد آدم ها را از آدم ها بستانند. رفتم سراغ معاونت مربوطه و شرح ماوقع دادم. از این اتاق به آن اتاق پاس داده شدم و در هر توقف چشم می دوختم به تصویر مقتدرانه و موقرانه شهید بهشتی که نقش بسته بود بر دیوارها و زیر آن تبریک هفته قوه قضائیه همراه با شعارهایی که آدم دلش می خواست تحققش را به چشم ببیند.در آن لحظات تنها به فکر ثبت شکایتم بودم تا به دیگران هم بفهمانم که انسان خود باید در صدد مطالبه حقش باشد و وقتی مورد ظلم قرار می گیرد، با سکوتش آن را تأیید نکند و وقتی سرانجام-این اتفاق مبارک یعنی ثبت شکایت پس از دوندگی های چند ساعته افتاد، سرخوش و شادمان، خوان های بعدی را به یاد سپردم برای مراجعه. شکایت ها از سایت خبری فارس و خبرگزاری ایرنا، به دو شعبه متفاوت ارجاع شده بود و من این را به فال نیک گرفتم با آرزوی حداقل رسیدگی به یکی از شکایاتم. هردو قاضی را دیدم و شرح ماوقع را گفتم و گزارش وقایع اتفاقیه را نوشتم و امضا کردم و در پایان خاطرنشان کردم که من با این اقدام حق طلبانه می خواهم لااقل برای خودم استقلال قوه قضائیه و از آن مهم تر استقلال قاضی در کشور مدعی اجرای احکام اسلام ثابت شود.

در پیگیری هایی که می کردم قاضی محترم یکی از پرونده ها به من گفت: خواهرم اگر می خواهی این شکایت به سرانجام برسد باید از سیاسی کردن آن پرهیز کنی. گفتم اصل قصه سیاسی است حالا چه کاری از دست من بر می آید؟ گفت: ساکت بمان و مصاحبه نکن و بگذار ما هم آرام کار خودمان را بکنیم. در این رابطه وکیل محترم من نیز همین توصیه را داشت و یادآوری ام کرد که موارد مشابه بوده که چون مسیر رسیدگی به پرونده مورد رضایت آقایان نبوده، قاضی پرونده عوض شده و این یعنی ختم ماجرا آن طور که خود می پسندند و شما اگر به واقع خواهان رسیدگی به شکایتت هستی باید دندان سر جگر بگذاری و من تسلیم شدم و دندان سر جگر گذاشتم و منتظر ماندم.

حالا بیش از یک سال از شکایت من می گذرد و من جز تلاش این هردو خبرگزاری برای پس گرفتن شکایتم، و نیز گرفتن یکی از پرونده ها از قاضی مؤمنش و سپردن آن به شعبه ای دیگر، خبری از روند رسیدگی نداشتم تا این که مطلع شدم دستور احضار توسط قاضی صادر شده و حالا منتظر پایان مهلت قانونی هستند تا ...

ولی این همه مانع از آن نیست که من سایر شکایاتم را از مقام ها و مراجع مربوطه انجام ندهم. شکایت بعدی من مربوط به ربودن مدارک شناسایی و برخی دیگر از اموال شخصی خودم و دخترم است به بهانه تفتیش خانه با حکم قضائی، صورت گرفته است. دوست داشتم این شکایت هم در هفته قوه قضائیه باشد. مهم نیست به شکایت مظلومان در ام القرای مسلمین رسیدگی بشود یا نه و حکم به نفع صاحب حق یا ضایع کننده آن صادر شود یا اصلا نشود. آن چه مهم است، تلاش ما برای احقاق حقمان است تا مبادا فردای قیامت برای سکوتی که علامت رضا تلقی شد، مستوجب تنبیه و مجازات شناخته شویم.

من هم به سهم خود هفته قوه قضائیه را به پاس خدمات شهید هنوز مظلوم بهشتی که در بیست و نهمین سالگرد شهادتش خانواده اش موفق به برگزاری مراسم یادبودی درخور شأن ایشان و با حضور مردم قدرشناس و شاگردان و دوست داران او نشدند، به خودمان که تشنه عدالتیم و به دست اندرکاران این قوه که قاضی القضاتش به شرط عمل به مرّ قانون مسئولیت پذیرفته است، تبریک می گویم و چشم انتظار اجرای عدالت در روزهای نزدیک برای اعاده حیثیت از این قوه و نظام اسلامیمان می مانم.

با یادآوری سفارش امام علی (ع) به مالک اشتر در باب ویژگی های قاضی :
« قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه به‌دلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.

چرب‌زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی‌از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی‌چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به‌خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان‌منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان‌ماند.

در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دست‌بدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل می‌کنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار داده‌اند.»

پی نوشت:

(1) در اولین مراجعه به مجلس پس از بازداشت های فله ای فعالان سیاسی و مطبوعاتی، خبرگزاری دولتی فارس به قصد فضاسازی منجر به یافتن سوژه مناسب با دیگر اقدامات این رسانه به دروغ اعلام کرد که اینجانب در پوشش خبرنگار در صحن علنی مجلس حضور پیدا کرده ام، در حالی که من و دیگر خانواده ها میهمان فراکسیون اقلیت به منظور گفتگو پیرامون وضعیت پر ابهام و نامعلوم عزیزانمان بودیم و همان روز ایرنا از قول من این خبرکذب را مخابره کرد که زندانیان سیاسی باید به کشورهای خارجی پناهنده شوند، در حالی که من از پناهندگی به مراجع و علما و مجلس سخن گفته بودم.

(2) علیرغم تکذیب خبر فارس توسط مراجع مربوطه در خانه ملت، این خبرگزاری مجددا از قول خبرنگار خود وقیحانه بر داشتن کارت خبرنگاری و الصاق آن بر سینه همسر تاجزاده تأکید ورزیده بود.

حمیدرضا جلائی‌پور
سید مصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.