انا لله و انا الیه راجعون برادر گرامی جناب آقای مهندس محمد نعیمی پور رحلت والده ی گرامی را به شما و خاندان محترم تسلیت می گوئیم و برای ایشان غفران و رحمت الهی در جوار فرزند شهیدش و برای جنابعالی صبر و اجر مسالت داریم. جبهه مشارکت ایران اسلامی
اصل ۲۳ - تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

در سالگرد تولد یک مادر محصور چه می‌توان گفت؟

1396/5/28

بیست و هشت مرداد سالروز تولد زهرا رهنورد بانوی سبز است و این هفتمین سالگرد میلاد بانوی سبز در حصر است. به همین مناسبت زهر موسوی دختر زهرا رهنورد و میرحسین موسوی دلنوشته‌ای را در اینستا گرام خود منتشر کرده است.

متن این دلنوشته به شرح زیر است:
در سالگرد تولد یک مادر محصور چه می‌توان گفت؟
– اول بگذار بشمارم: این هفتمین بیست و هشت مرداد و تولد حصرانه توست.
مادر هنرمندم. تو در این مدت چه هنرها آفریدی از لحظه‌های دشواری که حتی تصورش نفسم را تنگ می‌کند. با نقاشی‌هایت در حصر:
در تابلوی بانوی بی‌سر، سر بر کف نهاده و رو به جلو که زنی گویی هدیه‌ای -سرش- را تقدیم می‌کند، از تابلوی رقص چاقوها که پیکره تارنواز آن گوشه راست که با نگاه بیدار و صدای دل‌انگیز سازش، ریتم رقصشان را به هم می‌زند، از سیاوش‌های بر آتش، سهراب‌ها و آرش‌های کمان بر دست. از درخت‌هایی که گاهی میوه پول‌های کثیف برآن روییده، از تابلوی زخم‌های پلاسکو و سوگواریت در آن روزهای سیاه، و حس آشکار و نهان دعاهایت، دعاهای غریبانه‌ات، که لطیف و ربانی در رنگ و شکل‌ها جاری شده‌اند.از گل ها و مینیاتورها وهمه آنچه با آن طراحی شگفت با آن قدرت بی نظیر و ستودنی کشیده‌ای.
از آن مجسمه از مرد و زن اسیر که بعد سال‌ها، چند ماه پیش توانستی نشانمان دهی: «اولین بار که بعد از حصر اجازه رفتن به حیاط پیدا کردیم، این دو بطری پلاستیکی نوشابه خانواده را پیدا کردم که شد پیکره زن و مرد زندانی و دو قطعه سنگ کوچک برای سر» و تکه بند رخت تا به دور آن دو پیچیده شده باشد به نشانه اسارت. و قرص‌ها جای چشم و باقی مانده‌ی آلمنیوم قرص‌ها جای موها و شاخه‌های درخت جای دست‌ها، و گل‌هایی که نیمه بطری‌ها را پر کرده اند -حال باغ دلشان بوده حتما- در شامپو هم، مچ‌بند سبزی شده بر دست. درست شبیه پایان نامه لیسانست: مجسمه‌های مردان و زنان که زنجیر به سان اژدهایی بر دست و پایشان پیچیده و در بند هم فریاد می‌زنند ودست‌هایشان_اکنون شاخه‌ها بلند شده –بلند است.
مهربانیت با گلها و پدر دربند مدام می‌گوید «‌کسی که گل‌ها را دوست ندارد آدم‌ها را هم دوست ندارد» و تو هم گلی و هم گل‌ها را دوست داری بانوی افتابگردان.
وقتی بی‌طاقتی از ما می‌بینی بین دو نمازت می‌خواهی حکیمانه نگاه کنیم و اگر حصر فرصتی باشد برای مردم تا بتوانند بخشی از دردهایشان را بگویند پس نعمت است. و مگر من و حسین جز شادی مردم را می‌خواهیم؟
تنها زن محصور! چشم‌ها را می‌بندم و خودم را کنار تو می‌بینم داری دست‌هایت را پرشور مثل همیشه تکان می‌دهی و تند تند راه می‌روی و می‌گویی مگر من کی‌ام که تولدی داشته باشم؟ و می‌گوییمت که تو هنرمندی نویسنده‌ای اهل دانشی اما همه اینها به کنار، مادر و همه دنیای مایی، دنیا با تو زیباست.
*در ملاقات، عکس و طرح ممنوع است. طرح بالایی در یک فضای محدود که دست داد پشت در ملاقات و در تاریک روشن پاستور همان شب که مجسمه را دیدیم. سریع کشیده شد تا جزییات از خاطر نرود.

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.