دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


9 شهریور 88

دل نوشت فرزند یک زندانی سیاسی به پدرش


تا سحر به تسبیح نشستن و با خدائی که فقط متعلق به خودم است صحبت کردن، شده عادت این روزگارم. روزگار زیبائی دارم. تنها خدایم میداند که دیدن چهره محکم و با ایمان پدرم در بیدادگاه مضحک مستکبران زمان، این حس زیبا را برایم ساخته است.
خدای من، هیچ گاه فکر نمیکردم که 54 روز انفرادی و محکومیت در این نظام تا این حد غرورآفرین شود.
خدای من، منبع آرامش من، این تو بودی که روز اول دستگیری پدرم، آن روز که دنیا را متلاطم میدیدم با من گفتی :

" وَََّالّذینَ یُوذُونَ الَمُومِنینَ وَالمُومِناتِ بِِغَیرِ مَا اکتَسَبُوا فَقَدِ احتَمَلُوا بُهتاناً وّ اِثماً مُّبیناً "

کلام حق تو در من معجزه گر و یادآور ایمانم به تو بود که لحظه ای درنگ از آن چه خطرها پیش رویم خواهد گذاشت.
غیبت طولانی پدر برایم لحظاتی تلخ به وجود میآورد و سوالاتی در ذهنم به این سو و آن سو پرتاب میشد. خوردن حتی لقمه ای غذا با این تفکر که پدر الآن در چه شرایطی به سر میبرد، برایم دشوار بود. یادآوری نگاه عمیق و پرنفوذ پدر که نمیدانستم آن کم خردان چگونه میتوانند تحملش کنند، بغض در گلویم ایجاد میکرد.

" اِتَّخَذُوا اَیمانَهُم جُنّةً فَصَدُّ عَن سَبیلِ اللهِ اِنَهُم سآءَ ما کانُو یَعلَمُونَ * ذلِکَ بِاَنَّهُم امَنوا ثُمّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلی قُلُوبِهِم فَهُم لا یَفقَهُونَ "

مهری که بر دلهاشان زدی جواب یکی از بزرگترین سوالاتم بود. و چه زیبا پاسخ میگوئی با من !
روزی که پدر را به دادگاه منتقل کردند برای دیدنش ولو برای لحظه ای کوتاه به جلوی درب دادگاهی که میگفتند علنی است امّا ... رفتم. آقائی به طرفم آمد و از چهره من و سایر خانواده های زندانیان فیلم و عکس گرفت. وقتی خانمی از داخل جمعیت به این حرکت اعتراض کرد، آن آقا گفت که تصویرتان را برای قاضی میبرم تا به جرمتان رسیدگی کند. خانم از داخل جمعیت فریاد کشید که قاضی ما خداست و فقط او میتواند بر ما قضاوت کند. با خودم فکر کردم که این خانم چه حرف عجیبی میزند. مگر اینان به خدا اعتقاد دارند؟!! مگر خدا در قرآن نفرموده :

" وَاَقیمُوا الوَزنَ بِالقِسطِ وَ لا تُخسِرُوا المیزانَ "

در دلم ریشخندی بر ریش ریاکارانه آن آقا زدم و از آن محل رفتم. استشمام بوی پدر برایم کافی بود. دیگر حتی نیاز نداشتم که چهره پروقارش را ببینم.
رفتم و مابقی را به او سپردم که ایمان دارم نابودکننده ظلم در هر زمان و هر مکان تنها و تها خداست.

" وَلَقَد اَهلَکنا اَشیاعَکُم فَهَل مِن مُّدَّکِرٍ "

دل نوشتی از فرزند یک زندانی سیاسی(فاطمه عرب سرخی)


نظرات

... :

اندکی صبر سحر نزدیک است

 

:

ما ایرانیان هر چند شجاعت مبارزان را حق را نداریم ولی به وجود ایشان افتخار میکنیم و لحظه به لحظه به فکر شان هستیم.

 

:

الهی عظم البلا و برح الخفا و انکشف الغطا و انقطع الرجا و ضاقت الارض و منعت الاسما و انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشده و الرخا ...
به امید آزادی همه یاران در بندمان!

 

ايراني :

اگر مي توانستي دلتنگي خود را فقط به پدر محدود نكني بلكه به تمام آنهائي كه الان گرفتار تشنگان زر و زور هستند نامحدود كني پدر هم از تو راضي تر بود.

 

مبارز :

آفرین بر تو بدان که ما ملت ایران به فرزندانی این چنین قوی و با ایمان افتخار میکنیمو تا ابد این ایستادگیتان را فراموش نمیکنیم و ارج مینهیم

 

سحر :

اری خواهرم حق با توست اینها خدا را نمیشناسند
درود بر شرف پدرت

 

hadi :

ای عشق همه بهانه از توست ......

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد