دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


22 تیر 88

یک شهید دیگر تقدیم راه آزادی شد

جوان دیگری که توسط لباس شخصی ها به شدت زخمی و در بیمارستان بستری شده بود، درگذشت. یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت اما به رغم تلاش پزکان برای جان وی، در نهایت دچار مرگ مغزی شد و به شهادت رسید. یعقوب بروایه فرزند دوم یک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تیرماه 1361 بوده و در هنگام مرگ تنها 27 سال سن داشت.

به نوشته برخی سایت‌های خبری یعقوب بروایه که در کنترل کامل مامورین تحت مداوا قرار داشت، از این حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت: مادر من برای آزادی کشته شدم.... و چشم فروبست.

گفته می‌شود ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند.


نظرات

mehran :

salam bar azadi salam bar shohadaye rahe azadi

 

kevin :

سلام
در حالي اين خبر رو خوندم كه شوكه هستم كه ايا اين خبر واقعيت داره يا نه چون اگه درست باشه. من با مرحوم بروايه در دانشگاه ازاد اراك هم كلاس بودم اميدوارم خبر اشتباه باشه.

 

شاعر سبزاندیش :

یادش بخیر روز آشنایی با یعقوب
پسری ساده ، خونگرم با لهجه غلیظ جنوبی
روزی که باهم در یک ظرف تخم مرغ و سیب زمینی پختیم و او با شیشه نوشابه آنرا کوبید آنقدر با صفا و صمیمی در کنار هم بودیم که انگار نه انگار که من بچه تهرانم و او بچه اهواز .
وقتی ندا مرگ را در آغوش کشید قلبم به درد آمد اما وقتی یعقوب پرکشید اشکم سرازیر شد شاید تنها به حرمت همان چند لقمه و شاید به خاطر قلب پاکش
مدتها بود که بعد از آن سال اول و خوابگاه دیگر خبری ازش نداشتم تا اینکه امروز ...
کاش یه بار دیگه می دیدمش .
اون به هر چی می خواست رسید . درسش . هنرش . آزادی ...
ازاد شد و از این قفس دنیوی راحت شد و بال و پر زد و رفت . من موندم و تو و یه دنیا غم و اندوه ولی درعوض انگیزه ما و نفرت ما رو بیشتر کرد .
سبزیه بهشت از آن تو باد
روحت شاد

 

قریاد :

هزار بوسه بر پیشانیت/ لاله ی معطر سرخ/ ساقه ی دریده شده / ره صد ساله تا افلاک را چه آسان پیمودی/ شراب چشمه ی مینو گوارای جان پاک تو باد/ بر ما / مانده های خشمگین منتظر/دعایی کن / 23/4/88

 

آرش :

شوکه ام . هر روز مصیبتی دیگر. سینه ام از درد این همه ظلم و جور آکنده است.
بدانید راهتان را ادامه خواهیم داد

 

seid :

سلام بر شهیدان راه آزادی

 

شاعر سبزاندیش :

kevin جان نمی دانم شما رو می شناسم یا نه
من هم امیدوارم غلط باشه ولی مگه چند تا یعقوب بروایه بچه اهواز متولد 61 و دانشجوی نمایش وجود داره ؟
منم تو اراک باهاش آشنا شدم .
روحش شاد
یا علی

 

عباس :

خدايا حواسمان به اين شاهدان جمع است .

 

محمد مهدي بابايي :

خدايا زخم هاي قلب شكسته ام را و اشكهاي نشسته بر گونه ام را و كينه نشسته در سينه ام را و درد جاي گرفته در دلم را فقط و فقط تو ميداني و بس خدايا به تو پناه ميبريم و از تو كمك ميخواهيم كه به ما جسارت و قدرت بدهي تا دين ات را از اسارت قدرت طلبان مستبد آزاد كنيم خدايا به ما قدرت بده تا نام امام زمانت را از زبان و ادبيات متظاهران دنياپرست حذف نماييم خدايا خدايا خدايا تو ميداني كه ما آزادي را براي معنويت و كسترش عقلانيت ميخواهيم ما ميخواهيم تا رسول با طني (عقل )را از اسارت خرافات و مهملات رها كنيم زيرا تنها رسول باطني است كه ميتواند پيام پيغمبرت را دريابد و ...خدايا خدايا خدايا شهداي راه آزادي را بپذير و در جوار رحمت خودت از آنها ميزباني كن و خون عزيز آنها را مايه رسوايي معاويه صفتاني كه بر منابر ريا اشك تمساح جاري ميكنن و پيراهن عثمان را به خونخواهي علي علم مينمايند قرار بده

 

مجید - اهواز :

اَلّلهمَّ صَلِّ عَلی محمّد و آلِ محمّد
خدایا تو را به پاکی بندگانت قسم، همه عزتمندان این راه را حفظ بفرما

 

,ویدا :

دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره
روحتان شاد

 

تیام از اهواز :

آخ برادر عزیزتر از جانم شهادتت مبارک تو حالا نزدیکتر از همه به خدایی پس از خدا بخواه تا راه آزادی رو بمون نشون بده و هممونو نجات بده.

 

زینب :

یه روزی به همین زودی همه با هم می خونیم:
در بهار ازادی جای شهدا خالی

 

:

نفرین و لعنت بر آن کسی که تو را به شهادت رساند و آن که دستور قتل تو را داد

 

:

ما باشم هستیم

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد