قبل از پاسخ گفتن به سئوالات دوستان عزيز از سايت نوروز تشكر ميكنم كه اين فرصت را براي من فراهم آوردند تا ضمن آگاهي از نظرات عزيزاني كه بي پرده و با شفافيت نظرات و ديدگاهها و سئوالات خودشان را نوشتهاند من هم از اين طريق ضمن عرض ارادت به همگي در حد و توان خود و البته با رعايت ملاحظاتي كه همه به آن آگاه هستيم و به نظر من رعايت آنها لازم است به سئولات پاسخ ميدهم.
با تشكر سيدمحمدرضا خاتمي

1- جناب آقاي خاتمي، سلام احتراما از شما به عنوان نايب رئيس مجلس در دوره ششم و دبيركل پيشين مشاركت سوال دارم كه اقدامات شما پيرامون موضوع امام موسي صدر در مجلس چه بوده است؟ و همينطور موضع شخصي شما در حزب مشاركت در مورد ربوده شدن آقاي صدر چيست؟ و آيا اصولا بازخواني انديشههاي آقاي صدر به عنوان يكي از اصول اصلاحطلبي تا كنون مورد توجه حزب بوده است؟
محمدرضا خاتمي: مجلس ششم در خصوص امام موسي صدر هيچ اقدام بخصوصي انجام نداد. ولي تا آنجا كه من ميدانم آقاي ابطحي مسئوليتي در اين مورد داشتند و داشت و به نتايج خوبي هم رسيد اما بهرحال خانواده مرحوم شهيد امام موسي صدر از اين روند چندان رضايت نداشتند و بهمين جهت اين تلاشها در ميانه راه متوقف شد.
در مورد بازخواني انديشههاي امام موسي صدر، باز هم بايد بگويم كه بطور مستقيم به عنوان مثلا يك برنامه مستقل چنين امري در دستور كار حزب نبوده است اما بهرحال در حزب دوستاني بودهاند كه از تجربه امام موسي صدر در لبنان آگاهي و اطلاع داشتند(چه به صورت مستقيم و چه به صورت مطالعه اين جريان) و طبعا اين تجربه مورد نظر بوده است.
2- اخيرا از شبکه سوم سيما برنامه اي پخش شد در مورد حضرت امام خميني به نام روح الله که در اين برنامه در مورد خيلي از مسائل يک طرفه به قاضي رفته بود(مانند مسائل مربوط به شکل گيري انقلاب,تسخير لانه جاسوسي ,بني صدر,بازرگان وعدم ذکر دفاعيات آيت الله طالقاني از ايشان,نهضت آزادي,آيت الله منتظري ومسائلي از اين دست که تماما بر عليه اين افراد صحبت شد و نوعي وانمود ميشد که امام هم با آنها مخالف است وحتي در مورد اعدامهاي سال66هيچ صبتي نميشود) حتي مصاحبه با نوه امام حجت الاسلام حسن خميني نيز ايشان از گفتن صريح اکثر مطالب طفره ميرفتند.سوال من اين است:چرا در اکثر وقايعي که به نوعي امام به طور مستقيم در ارتباط بودند(مانند مواردي که در بالا ذکر شد) صحبت نميشود واکثر حقايق گفته نميشود واجازه نقد اين وقايع داده نميشود,مگر مردم مورد اعتماد نيستند که همه وقايع را بدانند تا باورشان در مورد آنچه در ذهنشان در مورد آن وقايع است تغيير کند وصحت مطلب را بدانند وحتي خود امام هم خويش را معصوم نميدانست که اجازه بازگويي حقايق ونقد آن وقايع داده نميشود.شايد تنها موردي که تا حدي مورد نقد قرار گرفت تسخير سفارت آمريکا بود (که اين هم به خاطر پيش قدمي افرادي مثل عباس عبدي بود) اما به نظر من در ساير موارد نوعي ترس از حاکميت وجود دارد,به نظر من با توجه به ارتباط مجموعه شما با ساير گروهها مانند ملي مذهبي ها ونهضت آزادي نوعي صريح الهجه بودن در مورد مسائل آنها در شکل گيري انقلاب وحتي بعد از انقلاب را ميطلبد وحتي در مورد مسائلي مانند آيت الله منتظري واعدامهاي سال 66( که فقط در يک برهه کوچک در دفاعيات عبدالله نوري در مورد آن صحبت کرد که البته عبالله نوري هم که ديگر بعد از آزادي از زندان از قدرت وانتخابات کنار رفته وآن را تحريم کرده اندواز دوستان قديمي مانند شما فاصله گرفت وبعد از زندان علنا اعلام کرد هميشه ما در مجلس ودولت خيلي از کارها را انجام ميداديم وميگفتيم به مصلحت کشور است درحالي که به مصلحت کشور نبود) به طور صريح اظهار نظر شود واين به قول عبدالله نوري اي مصلحت اند يشي هاي غير معقول وبه نوعي محافظه کارانه کنار گذاشته شود .خواهشمندم در تمام موارد به طور کامل توضيح دهيد
محمدرضا خاتمي: در مورد سئوال اين دوست گرامي كه مطالب فراواني را در قالب يك سئوال مطرح فرمودهاند بايد بگويم كه طبيعي است صداوسيما فقط مجاز به انعكاس ديدگاههاي رسمي بخشي از نظام است و شايد انتظار ما از اين كه صدا و سيما بيطرفانه عمل كند انتظار نابجايي است. بخصوص اين امر در مورد تاريخ انقلاب كه عليرغم تفاوت نظرات و تاكتيك ها و حتي استراتژي ها،امري واقع واقع شده و اتفاق افتاده است متاسفانه تحريف وجود دارد. امام من گمان نميكنم كه صداوسيما از اين سياست خود سودي ببرد جز كم شدن اعتماد مردم به آن چرا كه در عصر حاضر امكان اطلاع رساني آنقدر زياد است كه در طرفه العيني همه اخبار و وقايع و نظرات و ديدگاهها در اختيار علاقمندان و جويندگان حقيقت قرار ميگيرد. به نظر من رفتار خود امام در دو سال آخر عمر ايشان خود نشانه اين امر است كه امام هم معتقد به امكان وقوع خطا در هر كس از جمله خودشان بودند و اين امر سبب كاهش شان و عظمت يك رهبر كم نظير مانند امام نشده و نميشود بلكه به محبوبيت و اقتدار او ميافزايد. طبيعي است كه ما هم اگر پيرو امام هستيم حتي بعد از حيات ايشان هم بايد اين رويه را پيگيري كنيم.
اما اين را بايد بپذيريم در شرايطي كه عدهاي به دنبال انحراف از مسير اصلي انقلاب هستند و تحجر و خرافه را تبليغ ميكنند و از سوي ديگر عدهاي به دنبال نفي هويت ملي و ديني اين مردم هستند بديهي است ويژگي هاي ممتاز و منحصر به فرد امام آنچنان زياد است كه بايد به آنها تمسك جست تا از اين انحرافات جلوگيري كرد و نبايد به مجرد وقوع خطا كوچك يا بزرگ تا زماني كه امكان اصلاح وجود دارد ما را به وادي به اعتنايي بكشاند كه به زيان عموم مردم تمام شود.
من معتقد به مصلحت انديشي هستم اما مصلحت انديشي كه به نفع مردم باشد نه به نفع خودمان و قدرتي كه خودمان جزئي از آن هستيم و مصلحت انديشي كه برگرفته از خرد جمعي و وجدان اجتماعي باشد نه برآمده از خودخواهي و قدرت پرستي.
و نكته آخر اينكه ترس از قدرت حاكم يك ضعف مذموم نيست، عامه مردم كه ما هم جزئي از آن هستيم از فشار و ارعاب و تهديد و حبس و بالاتر از آن خوششان نميآيد و تمام تلاش خود را هم به كار ميگيرند تا حتي الامكان گرفتار اين عواقب نشوند.
اصولا ترس چيز بدي نيست اگر منجر به بيعملي و فرار از مسئوليت نشود ولي اگر سبب اتخاذ راهكارهاي معقولانه براي رسيدن به هدف با هزينه كمتر بشود امري مدبرانه و دور انديشانه و منطبق بر فطرت انساني است.
3- محمد : موفق باشيد به اميد پيروزي اصلاح طلبان هر چند با توجه به در دست داشتن وزارت کشور وشوراي نگهبان در قبضه يگ گروه خاص پروزي اصلاح طلبان غيرممکن به نظر ميرسد
محمدرضا خاتمي: جناب محمد عزيز، همين اميد شما بايد سبب تحرك بيشتر و حضور فعالتر شود. مشكلات بوده است و خواهد بود. اما من معتقدم اراده مردم بر هر چيزي پيروز خواهد شد.
4- مهدي هنرپرداز : آيا شما قصد کانديدا شدن در انتخابات رياست جمهوري آتي رو داريد؟
محمدرضا خاتمي: جناب آقاي هنرپرداز، بحمدالله افراد زيادي هستند كه آمادگي ورود در اين صحنه را دارند من و امثال من جاي اين افراد را تنگ نخواهيم كرد.
5- رضا : با سلام1-بسياري که از نزديک با شما آشنايند از مديريت قوي شما تعريف مي کنند بعلاوه شما در ايران فرد محبوبي هستيد. با توجه به اين موارد چرا از دبير کلي حذب کنار رفتيد؟
2-علت قطع همکاري آقاي عبدي با مشارکت چيست؟
محمدرضا خاتمي: جناب آقا رضا، اولا اين نظر لطف شما و دوستان ديگر است و من بيش از هر كس به ضعفها و ناتوانيهاي خود آشنا هستم. اما در مورد دبيركلي، بايد بگويم اگر ما در تشكيلات خودمان نتوانيم گردش دمكراتيك مسئوليت (يا قدرت) را نهادينه كنيم تا عناوين و مسئوليتهاي حزبي به طور گردشي در اختيار اعضاي حزب قرار گيرد و اين اصل را نپذيريم كه در نظام ارتقاي حزبي بپذيريم با گردش نيروها به تدريج زمينه آن فراهم شود كه قديميها جاي خود را به جوانترها بدهند چگونه ميخواهيم گردش مسالمتآميز قدرت در سطح حكومت را تضمين كنيم؟
در مورد آقاي عبدي هم كم و بيش از همه مسائلي كه با دستگيري غيرقانوني و بعد آزادي ايشان پيش آمد مطلع هستيم. ايشان ظاهرا بناي فعاليت سياسي به صورت تشكيلاتي را ندارند، اگر چه كماكان حزب از نقطه نظرات و مشورتهاي ايشان استفاده ميكند و در برخي از جلسات حزبي نيز از حضور ايشان بعضاً بهره ميبريم. با اين وجود هر چند ايشان ايراد و انتقاد جدي به مشاركت ( و شايد همه اصلاح طلبان) داشته باشند ولي ترديد ندارم اگر باز خود ايشان تصميم به فعاليت تشكيلاتي داشته باشند بيش و پيش از هر جا مشاركت را انتخاب خواهند كرد.
6- مهدي : با سلام خدمت جناب آقاي خاتمي، در دوم خرداد سال هفتادوششش دولت هاشمي بر مسند قدرت بود واقتدارگرايان کاملا فدرت را در دست نداشتند ميخواهم خلاصه بگويم در شرايط حاضر که اقتدارگرايان به طور کامل وزارت کشور وشوراي نگهبان را در دست دارند چه قدر به انتخابات بعدي و پيروزي اصلاح طلبان اميدواريد
محمدرضا خاتمي: با سلام خدمت آقاي آقا مهدي، من هم قبول دارم كه شرايط حاضر به لحاظ آرايش نيروهاي سياسي در قدرت بستهتر و سختتر شده است، اما در عوض تحولات بزرگ اجتماعي و ريشه گرفتن تحول خواهي و اصلاح طلبي در لايه هاي زيرين جامعه سرمايه كم نظيري است كه در آن زمان حداقل به قدرت فعلي وجود نداشت. بنابراين من امروز به پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات آتي بيش از انتخابات مجلس پنجم و يا دوم خرداد 76 اميدوارم.
7- آرمان آريايي: با عرض سلام..از آقاي دكتر گله دارم بخاطر راديكال عمل كردن در مجلس ششم..اگر مقداري خويشتن داري ميكردند شايد اكنون بر مصدر رياست جمهوري مينشستند تا ما شاهد اين وضع رقت بار نباشيم.
آيا براي انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم برنامه مدوني از سوي مشاركتي ها تدوين شده يا بازهم همه كارها در دقيقه نود انجام ميشود؟
محمدرضا خاتمي: دوست گرامي جناب آقاي آرمان آريايي:
انتقاد به ما از دو سو است، عدهاي ميگويند كند عمل كرده ايم و عده اي مانند شما معتقدند كه تند رفتهايم. به نظر من براي هر دو مورد ميتوان مستنداتي پيدا كرد ولي به نظر خود ما، در مجموع ميانه رو بودهايم و يا حداقل تلاش كرده ايم كه اينچنين باشيم. به نظر ما در برابر تندرويها، قانون شكنيهاي آشكار و غيرقابل باور بايد قاطعانه ايستاد و در ضمن نبايد خودمان هم از دايره قانون، انصاف و ادب خارج شويم.
اما مهمتر از همه اينها اين نكته است كه در شرايط حاضر تنها اجماع عمومي مردم و اصلاح طلبان است كه ميتواند تضمين كننده موفقيت آنها باشد، اين خط مشي اساسي ما از بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم بوده است و انشاءالله در انتخابات آينده هم ادامه خواهد داشت و خوشبختانه بايد بگويم همه نيروهاي اصلاح طلب براي پيمودن اين راه در حد نسبتا مطلوبي است و انشاءالله شاهد حوادث دقيقه نود نخواهيم بود.
8- حسن بختياري : در صورتي که اصلاح طلبان مجددا اجازه حضور در صحنه را دريافت کنند چه روالي پيش مي گيرند تا پس از گذشت دوره خود دوباره اين روند فعلي تکرار نشود؟ در صورتيکه اجازه حضور در انتخابات به آنها داده نشود چه مي کنند (چيز عجيبي نيست!) و بطور کلي بين منافع ملي و منافع نظام کدام را انتخاب مي کنيد ؟ خواهشا نگوييد اين دو همسو هستند
محمدرضا خاتمي: آقاي بختياري عزيز، باور كنيم اين فراز و نشيبها لازمه نهادينه شدن دمكراسي در كشور است. تا وقتي كه دمكراسي به فرهنگ جامعه تبديل نشود اين نوسانات در حكومت هم گريز ناپذير است.(حتي در كشورهاي مهد دمكراسي هم گاهي اين عقب گردها ديده ميشود مانند اتريش يا فرانسه) مهم اين است كه شكستها به ياس منجر نشود، بلكه مايه عبرت شود و ما را در جبران كمبودها و خطاها مصمم كند و با عزمي جزمتر وارد ميدان بعدي كند. همين الان به نظرم ماهيت دولت فعلي به لحاظ دور بودن از معيارهاي دمكراسي از همه دولتهاي قبلي بدتر است، ولي ملاحظه ميكنيد روند دمكراسي در درون جامعه را نتوانسته است متوقف كند و حتي در درون خود مجبور به پذيرش نوعي پلوراليسم شده است. همه اينها آثار همان هشت سال است كه ماهيت رابطه حكومت و مردم را دگرگون ساخت و اين همان چيزي است كه ما ميگفتيم اصلاحات غيرقابل بازگشت است.
بهمين جهت حتي اگر اجازه شركت در انتخابات هم داده نشود چيزي عوض نميشود جز كاهش مشروعيت حكومت و رشد مشكلات درون و بيرون حكومت كه در فاصله كوتاهي آنها را مجبور خواهند كرد به التماس بيفتند كه كساني بيايند كه حداقل مقبوليت در بين مردم را داشته باشند و آنها را از مخمصههاي خود ساخته نجات دهند، بهمين جهت من امر بستن مطلق انتخابات را امري محال ميدانم، چرا كه آنها نميخواهند مجراي تنفسي خود را مسدود كنند.
من بارها گفتهام منفعت مردم اساس حكومت است. اگر حكومتي خود را با منافع مردم همسو كرد ميماند و الا دير يا زود سقوط خواهد كرد. منافع نظام مردمسالار همان منافع ملي است ولي منافع نظام استبدادي قطعا در جهت مخالف منافع ملي است، بهمين جهت ما به ميزاني كه عناصر دمكراسي و مردم سالاري در درون حكومت باشد از آن دفاع ميكنيم و هرچه از اين مباني فاصله بگيرد از آن انتقاد ميكنيم و از آن فاصله ميگيريم.
9- عسگري : سلام آقاي خاتمي، بسيار خوشحل شدم وقتي وب سايت نورز را ديدم.
اما سوال: آقاي خاتمي با توجه به تجربه گذشته تيم شما(مشاركت و اصلاح طلب ها)آيا افق روشني براي كشور وجود دارد.آيا ساختار موازي حقوق اساسي اجازه اصلاح مي دهد يا نه تنها كاري كه مي توانيد انجام دهيد اين است كه نگذاريد اوضاع بذتر شود.
محمدرضا خاتمي: آقاي عسگري عزيز،
اميدوارم با كمك شما و ديگران سايت نوروز هميشه پاينده و خواندني هم باشد.
مطمئن باشيد اگر ما اميد اصلاح در اين ساختار را نداشتيم سياست اصلي حزب را «سياست ورزي» قرار نميداديم، تجربه دهه گذشته هم همين را نشان ميدهد كه جز «سياست ورزي متعهد به مردم» هيچ روش ديگري نتوانسته است منشاء تحول باشد. باز هم تكرار ميكنم، اصلاح اصلي و اساسي بايد در متن جامعه ايران صورت گيرد، در روابط اجتماعي، در روابط و ساختارهاي اقتصادي، در توسعه علمي و ... و اشتباه بزرگي است اگر گمان كنيم اگر همه اركان حكومت از رهبري گرفته تا فرمانداران و شهرداران .... هم مصلح باشند اما اين ساختار حكومتي مبتني بر يك جامعه آگاه و دانا و باز و مشاركتجو و رقابتگر نباشد همه چيز درست ميشود.
بهمين جهت ما به عنوان يك ايراني بايد همه جوانب اصلاح را در نظر بگيريم و به همه ضعفها از جمله ضعفهاي جامعه ايراني حساس باشيم.
10- صا حب : جناب آقاي دكتر خاتمي ، با سلام ، چرا نيروهائي كه همفكرتان هستند ودر شهرهاي مختلف حضور دارند رامنسجم نميكنيد ؟آيا نميشود به طريقي اين نيروها رادر تشكل هاي مختلف حمع كرد براي آنان برنامه تشكيلاتي ( حتي بر نامه هاي غير سياسي مثل فعاليتهاي ورزشي ، كارهاي عام المنفعه ، مراسم مذهبي و... )گذاشت.به نظر ميرسد همه دچار خمودي شده اند
محمدرضا خاتمي: جناب آقاي صاحب،
اميدوارم مسئولين حزب در تهران و شهرستانها بتوانند بزودي برنامه هايي را كه در اين مورد تدوين كردهاند عملياتي كنند تا به تدريج شاهد انسجام تشكيلاتي و گسترش آن باشيم، اما تا رسيدن به مطلوب راه درازي در پيش داريم. دو مشكل عمده در سر اين راه است يكي: محدوديت هاي اقتصادي حزب و دوم حرفهاي نبودن كادرهاي حزب كه اين هم به نوعي به مشكل اول برميگردد.
تجربه من نشان ميدهد شور و نشاط فعالين سياسي و اجتماعي در دو سال گذشته خيلي بيش از 4 سال آخر دوران اصلاحات است. هم شور و نشاط و هم خلوص و از خود گذشتگي.
11- ارش منصوري : باسلام، سوال اساسي من از شما اينست که اگر براي بار دوم در ايران به قدرت برسيد آيا باز هم سياست محافظه کارانه قبلي را در مقابل مافياي قدرت پيش خواهيد گرفت يا اين بار براي دستيابي به دموکراسي به آغوش توده هاي مردم باز ميگرديد و به نيروي مردم تکيه خواهيد کرد؟
محمدرضا خاتمي: جناب آرش منصوري،
در همين پرسش و پاسخ عدهاي ما را به تندروي و عدهاي به كند روي متهم كرده اند. ما حتما در بعضي امور ضعف داشتهايم از جمله در ارتباط با مردم، اما ما بر اين باور هستيم كه ظرفيتهاي ملي از جمله آمادگي مردم براي هزينه دادن و انجام كارهاي انقلابي، بيانتها نيست. مهم اين است كه ما بتوانيم خواستهها و مطالبات مختلف مردم را بخوبي بشناسيم و آنها را اولويت بندي كنيم و براساس مشاركت و موافقت مردم هزينه ها را سرشكن كنيم.
به نظر من مردم مشي معتدلانه و البته شفاف اصلاح طلبان را بيشتر از راهكارهاي پرهزينه ميپسندند و با آن همراهي خواهند كرد.
12- سينا از اصفهان :جناب آقاي خاتمي سلام، تقريبا يک ماه پيش از طريق ماهواره در تلوزيون مغرب شما را همراه آقاي ابطحي ديدم خواستم بپرسم ان برنامه چه بود .
محمدرضا خاتمي: سيناي عزيز،
آن برنامه، از طرف يك موسسه مطبوعاتي عربي و شبكههاي مهم ماهواره اي عربي مثل الجزيره و العربيه جهت بررسي نقش رسانه هاي عربي در پيشبرد دمكراسي در منطقه و دامن زدن به افراط گرايي، وابستگي آنها به قدرتهاي سياسي و اقتصادي و مسائلي نظير آنها برگزار شده بود كه بنده و آقاي ابطحي هم از ايران دعوت شده بوديم.
13- مهبد : شما 7 سال دبير كل حزب مشاركت بوديد ، چه اقداماتي جهت فراگير كردن حزب انجام داديد ؟چقدر در اين كار موفق بوديد ؟
آيا شعارهاي حزب مشاركت در انتخابات نهم رياست جمهوري ( جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشر ، لزوم تشكيل و حمايت از سنديكاهاي كارگري و ... ) نمي بايست از قبل و به صورت گسترده توسط حزب بيان ، پيگيري و عملي مي شد ؟ آيا تنها با داشتن قوه مجريه و مقننه مي توان كار كرد؟
آيا يك هوادار و عضو حزب در يكي از شهرهاي دور افتاده كشور نميبايست به صورت غير مستقيم در انتخاب دبير كل نقش داشته باشد ؟
محمدرضا خاتمي: جناب مهبد،
متاسفانه توفيق من در گسترش تشكيلات چندان زياد نبود، شايد سياست حزب هم گسترش تشكيلات نبود و من هم بر اين اساس حركت مي كردم. اما مشكل اصلي آن زمان و زمان فعلي همانگونه كه در سئوالهاي گذشته گفتهام مشكلات ساختاري تحزب در ايران است. خوشبختانه از دو سال گذشته كه گسترش و تعميم تشكيلات به عنوان يك سياست مهم در حزب مورد قبول قرار گرفته است حركتهاي اميد بخش و خوبي شروع شده است كه انشاءالله آثار آن روز به روز بيشتر مشخص خواهد شد.
در مورد شعارهاي انتخابات رياست جمهوري، من گمان ميكنم سرتاسر عمر حزب عبارت است از برنامهها و راهبردهايي كه همه به نوعي بازگوكننده همين شعارها بودهاند و اصولا دولت و مجلس اصلاحات يكي از توفيقات خود را در حمايت عملي از حقوق بشر حمايت و كمك به تشكيل NGOها و سنديكاها و ساير نهادهاي مدني ميدانند. ما هم معتقديم يك دولت هرچند دمكراتيك باشد اگر مستظهر به نهادهاي مدني مردمي و يك جامعه دمكراتيك نباشد چندان دوامي نخواهد آورد.
در مورد نقش اعضاي حزب در انتخاب دبيركل، عملا همه اعضاي حزب مستقيم و يا غيرمستقيم در انتخاب وي نقش دارند، ميدانيد بخشي از اعضاي كنگره طي سلسله مراحل تشكيلاتي از سوي اعضاي حزب در سراسر كشور تعيين ميشوند.
14- کيوان : چرا با وجود 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي، مردم اينگونه با شعارهاي انقلابي و ... فريب مي خورند؟
محمدرضا خاتمي: دوست عزيزم جناب كيوان،
به نظر من مردم ممكن است در تطبيق مصاديق اشتباه كنند ولي به هيچ وجه فريب نمي خورند.
به گمان من مردم در چهره آقاي احمدي نژاد كسي را تصور كردند كه آمده است همه مفاسد را كه اصلاحات به آنها نشان داده بود برطرف كند و زندگي آنها را متحول كند. حال اگر ببينند از احساس پاك آنها و از نيت خالص آنها سوءاستفاده شده است طبعا به زودي دوباره به مسير اصلي بر ميگردند.
15- سعيد : 1-استراتژي کلي جبهه مشارکت در انتخابات مجلس هشتم ورويکرد شما درمواجهه با اقدامات انسدادي شوراي نگهبان چيست؟
2- آيا اقداماتي نظير يک ائتلاف بزرگ وجمعي بين همه گروههاي اصلاحات قابل پيش بيني است؟
محمدرضا خاتمي: آقاي سعيد گرامي،
بارها به اين سئوال شما پاسخ داده شده است، استراتژي ما ائتلاف حداكثري و خواستههاي حداقلي است در انتخابات شوراها قدم اول را برداشتيم و طبق برنامهريزي به اهداف از پيش تعيين شده رسيديم قطعا با بهرهگيري از آن تجربه، قويتر و منسجمتر در انتخابات هشتم حركت ميكنيم ، به نظر ما نقش ائتلاف، سبب ميشود مخالفان اصلاحات براي بستن همه راهها به تنگنا بيفتند. آنها ميدانند كه اگر نگذارند ائتلاف با نيروهاي مورد قبول همه اصلاح طلبان به ميدان بيايند با انتخابات سرد و بي روح و غيرمشروعي روبرو خواهد شد كه مشكلات آنها را در داخل و خارج بيشتر ميكند. ما هم از هم اكنون از همه راهها از مذاكره و گفتوگو گرفته تا نشان دادن اراده قاطع كه ما فقط در انتخابات شركت ميكنيم نه انتصابات تلاش ميكنيم تا نگذاريم اين راه بسته شود.
16- عرفان : با سلام:1 ) با توجه به اينکه آقاي اکبر گنجي زماني بهر حال جزوء طرفداران جريان منتسب به حضرت عالي و همقطارهاي شما بودند نظرشما در مورد نظريه ي ايشان در مورد نافرماني مدني چيست و آيا اساسا اين مورد در ايران ما کارکردي دارد .؟؟
2 )جريان اصلاح طلب براي خلق دوم خردادي ديگر چه تدابير عملي را در نظر دارد ؟ ( البته نه مثل انتخابات قبلي )ايا اساسا برنامه ي براي اشتي مردم با صندوقهاي راي داريد ؟ يا مثل دوره ي قبل ميخواهيد براي آن روستايي يالقوز آبادي که مشکل معيشتي دارد بازهم صحبت از جبهه ي دموکراسي خواهي و جامعه ي مدني و... بکنيد. ؟
با سپاس
محمدرضا خاتمي: حضرت آقاي عرفان، سلام بر شما
اولا آقاي گنجي خود سردمدار و مدعي راه و طريق بودهاند و وصله طرفداري از ما به ايشان نمي چسبد.
اما در مورد نظريات ايشان، ما خيلي با تئوريها و نظرات ايشان حداقل در مورد ايران موافقت نداريم. بعضي از دوستان حزب هم مكتوب به نظرات ايشان پاسخ دادهاند كه به لحاظ موقعيت خاص ايشان در حصر و زندان صلاح نبوده است كه منتشر شود.
در مورد بخش ديگر سئوال شما، دوم خرداد را مردم خلق كردند و اگر آنها اراده كنند باز هم بزرگتر از دوم خرداد را خواهند آفريد. و در اين صورت نه ناظران و نه مجريان با بيلهاي شكستني خود جلوي سيل را نخواهند توانست گرفت. اما ما هم به سهم خود بايد اداي وظيفه كنيم و بتوانيم با سازماندهي مناسب و با ادبيات كارآمد و مردم فهم حضور آگاهانه مردم را بيشتر كنيم. به نظر من مردم هم جامعه مدني را بخوبي ميفهمند و هم دمكراسي را بهترين شاهد هم راي دوم خرداد است اما مسئله مهم اين است كه شما بتوانيد ارتباط معني داري بين خود و مردم برقرار كنيد كه انشاءالله چنين خواهد شد.
17- کمانگير : سلام بر سيد عزيز بنظر ميرسدکشوربه سمت بحرانهاي سياسي واقتصادي ودر نهايت نظامي حرکت ميکند در چنين شرايطي ايا واقعا کاري ازدست بزرگان اين اب و خاک براي رهايي از اين وظعييت ساخته نيست؟ نظر جنابعالي چيست؟
محمدرضا خاتمي: دوست عزيزم كمانگير ارجمند،
من هم با شما هم عقيده هستم، با ادامه چنين روندي هر روز ما بدتر از روز پيش خواهد بود، من هم معتقدم در چنين شرايطي بزرگان كشور كه يقين دارم آنها هم نگران هستند مسئوليت بزرگي دارند. ما در ديدارها و مذاكرات خود نگرانيهاي خود را منتقل كردهايم و هماهنگونه كه انتظار داشتيم اكثريت آنها اعم از محافظه كار و اصلاح طلب را شريك دغدغههاي خود يافتيم. اما اينكه چرا در همه اين مسائل مهم نقش جدي ايفا نميكنند اين سئوالي است كه براي خود ما هم بي پاسخ مانده است.
18- محمد مهدي خليل نيا : با سلام، جناب آقاي خاتمي زمان براي برد در انتخاباتي كه روز قبل اصلاح طلبان را پيروز آن معرفي كرديد بسيار كم مي باشد و تصور بر اين است كه يكي از فاكتور هاي پيروزي در انتخابات مجلس هشتم به همراه داشتن نخبگان و افراد موثر و معتمد در بازار مي باشد ، اگر در اين نكته باهم ، هم عقيده مي باشيم سوال اين است براي به ميدان آمدن و جلب اعتماد از دست رفته اين قشر چه فكري كرده ايد و چه برنامه اي در دست داريد ؟! و آيا اصلاَ به اين نكته انديشيده ايد ؟؟!!
محمدرضا خاتمي: دوست گرامي آقاي خليلنيا،
سياست اصلي ما در انتخابات پيشرو سرمايه گذاري روي انسجام كساني است كه بنا دارند در انتخابات شركت كنند، براي اين منظور هم تدبيرهايي انديشيده شده است و سازمان حزب از مدتها قبل براي جمع آوري و به حركت در آوردن اين نخبگان و اثرگذاران فعال شده است. بخشي از نتايج اين سياست را در شوراها ديديم. انشاءالله در مجلس هشتم خيلي موثرتر حضور خواهيم داشت و بحول قوه الهي در انتخابات بعدي به تكامل خوبي در اين زمينه خواهيم رسيد.
19- حرير : با سلام و احترام، آقاي خاتمي! با توجه به تحولات اخير در حوزه مسائل مربوط به زنان در کشور( از فعاليت هاي انجمن هايي نظير کمپين يک ميليون امضا و بازداشت هاي پس از آن گرفته تا طرح مبارزه با بد حجابي) به نظر مي رسد در جامعه، زمينه ايجاد تغييرات قانوني در جهت احقاق حقوق مربوط به زنان که بدون شک نيازمند اصلاح است فراهم گرديده است. نظر به اينکه در انتخابات گذشته نيز تفکر جبهه مشارکت ( مجموع اصلاح طلبان ) قائل به استفاده از راي خانمها براي پيروزي بود ( که اينگونه هم شد) به نظر مي رسد از هم اکنون بايد در زمينه اصلاح قوانين مربوط به زنان اقدامات جدي صورت دهيد از ملاقات هاي وسيع و متعدد با مراجع گرفته تا رايزنيهايي با مقامات عالي نظام.
آيا برنامه اي در اين زمينه داريد؟ از آنجا که مسائلي مانند حجاب اجباري پشتوانه شرعي ندارد آيا قصد داريد به طور شفاف در اين خصوص اظهار نظر کنيد يا مصلحت مي دانيد که با محافظه کاري از کنار آنها بگذريد تا جو ملتهبي بوجود نيايد!
با تشکر
محمدرضا خاتمي: دوست گرامي «حرير»،
خوشبختانه هشت سال اصلاحات زمينه را براي آشنايي اقشار مختلف جامعه ما با حقوق خودشان فراهم كرده است. به آنها شهامت و شجاعت پيگيري اين حقوق را داده است و مجموعه روابط اجتماعي و ساختار سياسي را هم عليرغم سرسختيهايي كه نشان ميدهد نرمش پذير كرده است. حتما ميدانيد كه ما تغييرات و اصلاحات قوانين را در مجلس ششم آغاز كرديم كه متاسفانه با مجلس هفتم و دولت نهم متوقف شد، مطمئن باشيد يكي از سياست هاي اصلي حزب مشاركت رفع موانعي است كه امروز دست و پاگير زنان جامعه ما شده است. موانعي كه نه شرعي است و نه حتي سنتي، بلكه غالبا نتيجه حاكميت تفكر مردسالار در حوزههاي تدوين و اجراي قانون است.
خوشبختانه بخش قابل توجهي از مراجع و علماي حوزه هم آمادگي همراهي با اين مسير تحول خواهي را دارند. به نظر من بسيار مهم است كه اين روند را سياست زده نكنيم بلكه با اعتماد سازي و نشان دادن اين مسئله كه رفع موانع بر سر زنان نه يك خواست اصلاح طلبان بلكه يك خواست ملي است كه همه علاقمندان كشور اعم از اصلاح طلب و محافظه كار از آنها حمايت ميكنند ميتوانيم به جاهاي خوبي برسيم.
بديهي است كه در اين راستا از طرح هرگونه موضوعي كه بتواند زنان را از دستيابي به حقوق اساسي خود محروم كند و در همان گامهاي اول متوقف كند بايد پرهيز كرد.
البته تلاش مشاركت بر اين است كه طرح مسائلي مانند حجاب را در حوزههاي كارشناسي و با ديدي علمي و جامعه شناسانه پيگيري كند تا به عنوان يك موضوع سياسي و در چالش با حكومت تلقي نشود.
20- عليزاده : باسلام و خسته نباشيد خدمت آقاي دکتر خاتمي، در انتخابات رياست جمهوري گذشته دليل شکست اصلاح طلبان شعارهاي سياسي و کم توجهي به خواست عمومي
ملت که همان بهبود اقتصادي بود و همچنين صحبتهاي آقاي معين بيشتر با روشنفکران و تحصيلکردها بود تا عموم ملت و همچنين کمبود تبليغات البته به جز تهران و مهمتر اينکه اصلاح طلبان به توافق نهايي براي کانداي رياست جمهوري نرسيدند .....
تجربه انتخابات شوراي شهر راه انتخابات مجلس هشتم را نشان داد.
1- توافق همه اصلح طلبان و ليست واحد
2- انتخاب کانديداهاي سرشناس و مورد اعتماد عموم از قبيل وزراي سابق و معاونين و مديران اجرايي
3- اتحاد تمام روزنامه هاي اصلاح طلب و وب سايتهاي اصلاح طلبان
به نظر با انتخاب اين دو اصل پيروزي دور از دسترس نيست....
اما سوال:
چرا جبهه مشارکت روزنامه و يا سايت دايمي ندارد و دنبالش هستيد يا نه.
چرا جبهه مشارکت عضو گيري نميکندچگونه ميشود در جبهه مشارکت فعاليت کرد .
باتشکر به رييس جمهور محبوب سلام برسانيد ما منتظر ميمانيم تا انتخابات بعدي رياست جمهدري ايشان دوباره رييس جمهور شوند چون الان فکر ميکنم کشور رييس جهور ندارد و موقتا يک سرپرست گذاشته شده است.
با آرزوي سر بلندي ايران عزيز
خدا حافظ
محمدرضا خاتمي: علت اصلي شكست در انتخابات رياست جمهوري قبل، اول تفرق بود و بعد سازماندهي ناكافي نيروها. براين اساس ما تلاش كردهايم براي رفع اين دو نقيصه و در جاده موفقيت افتادهايم
من هم كم و بيش با راهكارهاي سه گانه شما كه البته ميتواند چندگانه ديگري هم همراه خود داشته باشد موافق هستم.
در مورد سئوالهاي شما، ساي كه الحمدالله راه افتاده است و انشاءالله با حمايت شما و امثال شما ادامه يابد. روزنامه نداريم چون مجوز انتشار به ما نميدهند و روزنامه مشاركت هم عليرغم اينكه بيش از دو ماه از دادگاه آن ميگذرد هنوز هيچ حكمي صادر نكردهاند.
در مورد عضوگيري از طريق سازمان حزب امور به پيش ميرود اما به كندي، اميدوارم سرعت بگيرد و هركس هم مايل باشد به ما افتخار همكاري بدهد طبعا بايد يكي از اركان حزب مثل حوزه شهرستانها يا شاخههاي آنها مثل شاخه فرهنگيان يا جوانان يا دانشجويان يا زنان و ... را انتخاب و با آنها همكاري نمايد.
اما در مورد سلام رساندن به رئيس جمهور سابق، لطف شما را ميرسانم ولي از نظر ما آقاي احمدي نژاد هم رئيس جمهور هستند هرچند كه ايشان را نپسنديم و معتقد باشيم با سياستهاي ايشان هزينه مردم ايران را خيلي زياده كرده اند.
22- رامتين : چي شد که اينجور شد؟
خاتمي که ميگفت ما چشم فتنه را در قتلهاي زنجيره اي کور کرديم و ديگر حداقل به اسم وزارت اطلاعات اين کارها انجام نميشود؟ حالا که دولت دست فتنه گران افتاده؟
اشتباه محاسباتي کجا بود؟
محمدرضا خاتمي: رامتين عزيز،
من مطمئن هستم چشم فتنه كور شد هرچند شايد فقط يك چشم آن نه دو چشم، ديگر اينكه هرچند بعضي از فتنهگران امروز در قدرت هستند ولي همانگونه كه همه ميبينيم با بينا شدن و هوشيار شدن جامعه ما اينها ديگر توان آن را ندارند كه چنين فجايع و جناياتي را تكرار كنند .....
23- محمد مهدی : چرا مشارکت یک حزب مردمی نیست که یکی از مهمترین دغدغه های آن عضو گیری و ساماندهی اعضایش باشد. من تا حدودی با نظر صفارهرندی در مورد تحزب در ایران موافقم.چون هیچ وقت هیچ حزبی در ایران جامعه ای بزرگ نبوده تا با جهت دهی به اعضایش قدرتی مردمی داشته باشد(مگر حزب توده،در برهه ای از زمان).به حزب توده نگاه کنید با یک در خواست می تواند یکصد هزار نفر از اعضایش را به خیابان ها بیاورد وپس از آن نگاهی به تحصن در مجلس ششم کنید.چرا حزبی چون مشارکت(یا دیگر احزاب)در این سمت حرکت نمی کنند و در راستای گسترش خود در میان مردم فعالیت نمی کند؟
با تشکر
محمدرضا خاتمي: در اينكه تحزب در ايران پانگرفته است من هم موافقم ولي در مورد علت آن به نظر بنده مهمترين علت آن وجود دولتهاي اقتدارگرا و باند باز بوده است كه هرگز نگذاشتهاند احزاب رسمي و شناسنامه دار پا بگيرند، شما چگونه ميتوانيد از مردم بخواهيد به حزب شما بپيوندند اما هر روز در رسانهها و تريبونهاي دولتي حزب و اعضاي آن را تهديد كنند و حتي از كار معمولي اداري اخراج كنند.
شما چگونه ميتوانيد از وزارت كشور يك مجوز براي ميتينگ بگيريد؟ حتي براي كنگره به شما محل برگزاري نميدهند و حتي بخش خصوصي را تهديد ميكنند كه سالن خود را به حزب شما ندهد؟ حتي اگر اجازه تجمع بدهند چه كسي تضمين ميكند اين افراد و گروههاي خودسر به جنايت دست نزنند و بعد هم مشتلق نگيرند؟
يادتان ميآيد جنايتكاران در كوي دانشگاه و تروريست ضارب سعيد حجاريان و ... چگونه مجازات شدند؟
بنابراين تا وقتي سياست اين است كه عضويت در حزب را پرهزينه كند اصولا انتظار حاكميت احزاب را نبايد داشت چه رسد به احزابي با يك ميليون نفر عضو.
24- حسین : سلام! جناب خاتمی از شما و حزب متبوعتان می پرسم که دارید چی کار میکنین؟ حواستون هست که دو سال از شکست دکتر معین گذشته و اگر افتضاحات دولت نهم نبود , شما جایگاهتون به همین میزان اندک هم نزد مردم بهبود نیافته بود؟ فکر میکنین برگزاری سخنرانی هایی که افراد حاضر در آن به زحمت به پنجاه میرسه تاثیری در شرایط شما داره؟ تو این دو ساله چقدر تلاش کردید که رابطه تون رو با جنبش دانشجویی اصلاح کنین؟ راستی چرا آیین متوقف شد؟ ببخشید که اینقدر غیر رسمی نوشم, اما خب این فضا مجازیه دیگه! ممنون میشم اگر پاسخ روشنی به سوالاتم بدید!
محمدرضا خاتمي: با سلام خدمت حسين آقا،
من چندان با نظر شما موافق نيستم، استقبال به حزب درست از فرداي روز انتخابات رياست جمهوري به طور چشمگيري افزايش يافته است و بسياري از دوستاني كه بحق يا ناحق به ما ايراد داشتند به اين نتيجه رسيدند كه چاره كار در اتخاذ راهكاري مدني، مسالمت آميز و مستمر است و چارهاي جز سياست ورزي نيست و بهمين دليل خوشبختانه امروز پايگاه و نفوذ حزب در جامعه به مراتب بيش از دو سال آخر عمر دولت اصلاحات است. البته من هم موافق هستم كه برنامه(يا بهتر است بگوييم بي برنامگيهاي) دولت نهم به ما خيلي كمك كرده است تا نظر افراد بيشتري را به حزب جلب كنيم.
اما در مورد تعداد افراد در اجتماعات به نظرم معيار درستي نيست كه كميت را در نظر بگيريم. به من در بسياري از موارد همين 50 نفر ميتوانند جمع كثيري را به حركت در آورند و ما از اين سياست غافل نيستيم.
در مورد جنبش دانشجويي هم هيچوقت ارتباط ما با دانشجويان قطع نبوده و هميشه هم به جرئت ميگويم نزديكترين جريان سياسي به دانشجويان در مجموعه دوم خرداد جبهه مشاركت بوده است هرچند ما نبايد منكر دلخوريها و يا در بعضي موارد شكرآب شدن روابط باشيم. بهرحال گمان ميكنم با حفظ مواضع، ما و دانشجويان داريم به نقطه اي نزديك ميشويم كه قبول كنيم كاركرد حزب با كاركرد دانشجويان دو امر متفاوت اما مكمل است. خوشبختانه جريانهاي دانشجويي هم پس از پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي فراوان امروز در وضعيتي قرار گرفتهاند كه بيشترين همخواني بين ما و آنها در عرض 4 – 5 سال گذشته ايجاد شده است.
25- مرتضی صادقی : ضمن تشکر از امکانی که فراهم آورده اید
1-آیا شما بوجود آمدن احزاب وسازمانهای سیاسی را منوط به خواست حکومتها میدانیدیاگروههای مختلف اجتماعی هم مجازندتشکلهای خود را داشته باشند؟
2-آیا شما فکر می کنید به جزء احزاب قابل تحمل از سوی جمهوری اسلامی احزاب دیگری هم وجود دارند؟
3-نظر شما در رابطه با حضور و آزادی فعالیت احزاب سکولار ولائیک چیست؟
4-آیا شما به آزادی احزاب و سازمانهائی که بصورت مسالمت آمیز خواستار تغییر ساختار قدرت در ایران هستند باور دارید یا خیر؟در صورت باور داشتن اگر حزب شما یک بار دیگر قدرت گرفت در این رابطه چه شرایطی فراهم خواهید آورد؟
5-شما برای آزادی مخالفان سیاسی و ایده ئولوژیک خود تا جه میزان حاضر به پرداخت هزینه هستید؟
محمدرضا خاتمي: جناب مرتضي صادقي، با آرزوي توفيق شما،
ما از معتقدان به توسعه و تقويت نهادهاي مدني هستيم، چه در قول و چه در عمل هم اين را ثابت كردهايم. ما دمكراسي را بدون وجود نهادهاي مدني قوي و مستقل از دولت ممكن نميدانيم. احزاب و گروههاي سياسي هم تنها بخشي از نهادهاي مدني هستند و شايد در كشور مثل ما كاركرد نهادهاي مدني غيرسياسي كمتر از احزاب و گروهها نباشد.
اما در پاسخ به بخش دوم سئوال شما بايد بگويم مطمئنا امروز در كشور ما جريانهاي سياسي زيادي هستند كه فعال هستند و حكومت هم مجبور به تحمل آنهاست هرچند اين وضع خوشايند آنها نيست، البته شايد نام حزب نداشته باشند يا جريان سياسي به رسميت شناخته شده از نظر مثلا قانون احزاب و وزارت كشور نباشند.
نظر ما در رابطه با حضور و آزادي فعاليت احزاب سكولار و لائيك هم تابع نظر امام در پاريس است كه گفتند: در جمهوري اسلامي حتي كمونيستها هم آزاد هستند. ما اين آزادي را به معناي آزادي فعاليت سياسي با همه الزامات آن و البته در چارچوب التزام عملي به قانون ميدانيم و ما اگر به قدرت رسيديم همانگونه كه در مجلس ششم نشان داديم، از حقوق قانوني همه شهروندان براي فعاليت سياسي در قالب احزاب و تشكلها دفاع ميكنيم و براساس نوع اختياري كه داشته باشيم(مثلا تدوين و اصلاح قوانين در مجلس يا حمايت از فعاليت آنها در صورت در اختيار داشتن قوه مجريه) عمل ميكنيم.
پاسخ سئوال پنجم شما را هم در عمل دادهايم. اگر امروز مشاركت مغضوب ميشود و هركس وابستگي به مشاركت داشته باشد رد صلاحيت ميشود حاصل دفاع ما از حقوق كساني است كه ما با بسياري از آنها از نظر فكري و يا روشي اختلاف نظر داشتهايم.
26- علی : 1- ایا در عدم استفاده از نیروی توده ی مردم احساس خطا نمی کنید؟
2- در صورت تظاد بین نظام و مردم حاضرید مردم را انتخاب کنید؟
محمدرضا خاتمي: جناب عليآقا،
اگر منظور از استفاده از نيروي توده مردم كشاندن آنها به خيابانها و ... باشد، خير؛ احساس خطا نميكنيم. اما اگر منظور بهرهگيري به جا و مناسب از توان فكري و عملي سرشار ملت باشد حتما در اين مورد ضعفهاي مهمي داشتهايم. در مورد قسمت دوم سئوال شما نيز در بخش ديگري به آن پاسخ دادهام.
27- مهدی : با سلام خدمت آقای دکتر خاتمی. سوال این بنده حقیر این است که چرا جبهه مشارکت توان خود را برای جذب و آگاه نمودن قشر پایین جامعه (کارگران و کشاورزان)به کار نمی گیرد .
زیرا ما میبینیم که اکثریت طرفداران این حزب دانشجویان هستند ولی به دلیل اینکه این جبهه مرامنامه و اساسنامه و برنامه های خود را به صورت ساده که در فهم اقشار کم سواد جامعه باشد
بیان نمی کند.
با آرزوی
آزاد بودن در گفتار و نوشتار(آزادی تفکر و بیان)
آزاد بودن در انتخاب مسئولین(دموکراسی)
آزاد بودن در انتخاب سرنوشت کشور خود(استقلال)
محمدرضا خاتمي: آقاي آقا مهدي، سلام بر شما،
ما هم تا حدودي با شما موافق هستيم، معتقدم كه حزب بيشتر در ميان نخبگان فعاليت داشته است. اما بايد اين را هم بپذيريم كه اصولا ساختار اجتماعي كشور به گونهاي است كه بايد بپذيريم يكي از سختترين كارها، كار حزبي است، بخصوص وقتي همه راههاي ارتباطي شما با جامعه را مسدود يا تنگ ميكنند. اما باز تاكيد ميكنم ما بايد با ادبيات مناسب و با راهكارهاي مناسب با بدنه جامعه بيشتر و بيشتر در تماس باشيم.
28- محمود صابری : با سلام، شواهد حاکی از اصرار رسانه ی ملی! بر روش گذشته ی خود است. آیا فکر می کنید پیشبرد اهدافتان بدون در اختیار داشتن رسانه تصویری فراگیر امکان پذیر خواهد بود؟ بصورت کلی نظرتان درباره ی رشد فرهنگ "دجال پروری" و تملق در سطح مجریان و برنامه های صدا و سیما چیست؟ در این انتخابات بر حق ایجاد تلویزیون خصوصی و استفاده از ماهواره (حتی باز هم در حد حرفهای عمل نشده ی قبلی!!!!!) پافشاری خواهید کرد؟
با تشکر.
محمدرضا خاتمي: جناب صابري عزيز،
اولا من نشانههايي از تغيير در روشهاي رسانه ملي را ميبينم، هرچند اين تغيير كمتر در بخشهاي سياسي و بيشتر در بخشهاي اجتماعي است كه خود اين امر مهمي است، اما طبيعي است كه نه حاكميت از انحصار بر اثرگذارترين رسانه موجود در جهان يعني راديو و تلويزيون دست بر نخواهد داشت ونه ما بايد از فكر داشتن چنين امكاني غافل شويم. اما، ميدانيم كه دستيابي به اين امكان نيازمند اهرمهاي خاص خود است كه انشاءالله به آن دست پيدا ميكنيم.
29- مرتضي: سلام: چرا حزب مشاركت با جنبش هاي اجتماعي مانند كارگران ، معلمان،زنان.... ارتباطي ندارد يكي از عوامل رشدو تقويت احزاب داشتن پايگاه اجتماعي است.عدم پايگاه اجتماعي باعث مي شود حزب در مقابل قدرت رقيب فوق العاده آسيب پذير باشد در ضمن كمك به نهاد هاي مدني و كانون هاي صنفي جامعه را از حالت توده وار خارج مي كند وبه دمكراسي نزديك و از استبداد دور مي كند.واين در كليت به نفع اصلاح طلبان است گرچه حزب شما بيانيه هاي خوبي در مورد اين جنبش هاي اجتماعي صادر كرده،ولي اين ها به هيچ عنوان كفايت نمي كند. بايد عملا از آنهاحمايت كرد
محمدرضا خاتمي: آقا مرتضي، با سلام بر شما،
جواب پرسش شما را در بخش ديگري دادهام، ما بايد تلاش خودمان را براي حضور فعالتر در اقشار اجتماعي بيشتر كنيم و انشاءالله اين كار صورت خواهد گرفت.
30- احمد : به نظر شما دليل رويگرداني دانشجويان از اصلاح طلبان چيست؟
محمدرضا خاتمي: جناب احمد،
يك حكم كلي نميتوان داد كه همه دانشجويان از اصلاح طلبان رويگردان هستند، من معتقدم اغلب دانشجويان با وجود انتقادهاي جدي كه دارند هنوز مهمترين بخش جريان اصلاح طلب محسوب ميشوند و اصلا خودشان مهمترين و اثرگذارترين بخش اصلاح طلبان و اصلاحات را تشكيل ميدهند.
بنابراين انتقاد و يا حتي رويگرداني آنها از افراد يا بعضي جريانهاي اصلاح طلب را نبايد به حساب رويگرداني از اصلاحات گذاشت. مثلا در جبهه مشاركت، دانشجويان گردانندگان اصلي بخشهاي مهمي از اركان حزب هستند و اينها ارتباط تنگاتنگي هم با دانشجويان دانشگاهها كه با حزب سر و كاري ندارند برقرار كردهاند.
اما انتقاد اصلي دانشجويان به اصلاح طلبان اين است كه متناسب با هزينهاي كه جنبش داونشجويي در اصلاحات پراخته است، اين انتظار را داشت كه اصلاح طلبان درون حكومت با قاطعيت و احيانا با درايت بيشتري بر مطالبات و خواستههاي ملي پافشاري كنند و در بعضي موارد كه مي توانستند از اختيارات خود براي پيشبرد برنامهها به حد كافي استفاده نكردند.
31- پرواز : شما چه ماشینی سوار میشوید؟آیا تا بحال شوار اتوبوس شرکت واحد شده اید؟آیا با مردم ارتباط مستقیم دارید؟نظرتان در مورد فقر چیست؟
محمدرضا خاتمي: من در حال حاضر پژو پارس سوار ميشوم، تا قبل از مجلس نيز بخشي از مسير را با اتوبوس رفت و آمد ميكردم و پس از مجلس هفتم هم هر از چندي با تاكسي سفر درون شهري دارم.
خوشبختانه يا متاسفانه حرفه من و محل كار من به گونه اي است كه با محرومترين و دردمندترين مردم كه از سراسر كشور مراجعه ميكنند، ارتباط روزمره دارم و از اينكه در كشور ثروتمندي مثل ايران، خط فقر بالاي سربخش قابل توجهي از مردم كشيده شده است حساس شرم ميكنم و البته تاحدودي احساس سربلندي ميكنم كه در مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم، اين توفيق حاصل كه مسير درست برون رفت از فقر ترسيم شود كه متاسفانه فعلا اين راه منحرف شده است.
32- مرتضی شیرانی : سلام. از جناب خاتمی و حزبشان می پرسم که بالاخره شما خط امامی هستید یا نه؟ اگر خود را خط امامی می نامید، قطعاً تکالیف و انتظاراتی متوجه شما می گردد ولی به نظر می رسد که شما خط امامی بودن را بواسطه ی حقوق و مزایایش وصف خود قرارداده اید! یک نمونه از تفاوت های فکری و مرامی آقای خمینی با آقای خاتمی و دوستانشان اینست که رهبر فقید انقلاب تنها به آنچه که مقبول خدا می پنداشت عمل می کرد و کاری با تکذیب و تصدیق دیگران نداشت و اسیر جو نمی شد بر خلاف غالب دوم خردادی های امروزی و مواردی دیگر از این قبیل.
محمدرضا خاتمي: جناب مرتضي شيراني،
اگر نخواهيم اين صفتها را، كسوتي براي به قول شما باز كردن مغازه كنيم، گمان ميكنم تلاش كردهايم آنچه را كه مد نظر امام بوده است سرلوحه كار خود قرار دهيم. و گمان ميكنم بزرگترين چيزي كه سبب خشنودي خداوند ميشود، اين است كه اگر به اسم اسلام حكومتي بر سر كار آمده است شفقت بر مردم، آباداني كشور، و ارائه چهرهاي رحماني از اسلام مهمترين وظيفه حاكمان اين حكومت باشد. اميدوارم ما در اين مسير گام برداشته باشيم.
33- شهاب برادران دیلمقانی : چرا ایران کشوری غیر عادی است؟ آن هم در مسائلی مانند حجاب که حتی در عربستان هم این مشکل وجود ندارد؟ یا مثلا اقتصاد باز و ارتباط دیپلوماتیک با تمامی کشورها؟ مگر در چند دهه آینده مرزها به کمک فن آوری نانو بی معنا نمی شوند؟ تا کی باید ایران کشوری مجزا از باقی جهان باشد؟
محمدرضا خاتمي: جناب شهاب ديلمقاني،
من به سئوال شما اين نكته را اضافه كنم آيا با اين روشهايي كه ما داشتهايم آيا فساد (چه اخلاقي و چه سياسي و چه اقتصادي و چه ... ) در كشور بيشتر شده است يا كمتر؟ آيا كشور ثروتمندتر شده است يا فقيرتر؟ اگر به همين سئوالات پاسخ منصفانه بدهيم ميفهميم كه روشهاي ما اشكالات اساسي دارد كه اصرار بر آنها جز پيشرفت به سوي انحطاط حاصلي در بر نخواهد داشت.
34- مهرداد قدیمی : با درود به شما، ضمن عرض ارادت ومسرت از راه اندازی سایت نوروز
یک سوال دارم که قبلا در سایت آینده از آقای عبدی هم پرسیدم ولی پاسخی شفاف نگرفتم وآن اینکه : چرا اصلاح طلبان با طیف هایی از جناح راست که اندیشه هایی میانه رو و گاهآ اصلاح طلبانه دارند وارد ائتلاف و تعامل نزدیک نمی شوند.بطور مثال: دیدگاه های آقایان افروغ ،خوش چهره وحتی آقای قالیباف در عمل بسیار اصلاح طلبانه است پس چرا بطور شفاف مورد حمایت اصلاح طلبان قرار نمیگیرند.
متشکرم
محمدرضا خاتمي: دوست عزيز جناب قديمي،
در جريان هستيد كه ما بخشهايي از جناح محافظهكار (چه افراد و چه احزاب و گروهها) گفتگو و رفت و آمد داريم. اما گمان نميكنم در آينده نزديك ائتلاف امكان پذير باشد. يكي به دليل سوء تفاهمات يا بهتر است بگويم سوءظنهاي موجود و ديگر به خاطر اينكه ما حقيقتا درون جريان محافظهكار هنوز فرد يا جرياني كه حاضر باشد اگر به نتيجهاي رسد روي آن بايستد هرچند عدهاي را خوش نيايد نيافته ايم در ضمن همانگونه كه ديديد مثلا در شوراي شهر يا اطاق بازرگاني عملا ائتلافهاي مقطعي با اثر محدود شكل گرفته است.
35- میرزا : شما که میدانید در انتخابات آینده رد صلاحیت خواهید شد چرا هیچ استراتژی کاربردی و مشخصی در نظر ندارید برای حذف اصل نظارت استصوابی هیچ برنامه ای ندارید
محمدرضا خاتمي: جناب ميرزا،
اولا: رد صلاحيتها هيچ قاعده ثابتي ندارد، بسياري از افراد زماني رد و بعد تاييد شدهاند.
ثانيا: در بخش ديگري گفتهام ما توان خود را براي پيشبرد استراتژيهاي خود(كه مشخص شدهاند) به كار خواهيم گرفت(انتظار نداشته باشيد كه همه اين راهكارها را بيان كنم چون ما به اين نتيجه رسيدهايم نبايد مثل قبل همه كارهايي را كه ميخواهيم بكنيم از قبل بگوييم تا رقيب آنها را خنثي كند).
ثالثا: نظارت استصوابي يك قانون است كه به لحاظ رسمي ابزار حذف آن در دست ما نيست هرچند به گمان ما افكار عمومي ميتوانند آن را بياثر كنند.
36- مهدي فرامرزي: سلام، با توجه به رد صلاحیت احتمالی چهرهای شناخته شده اصلاح طلبان راه حل اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس چه خواهد بود.
محمدرضا خاتمي: جناب مهدي فرامرزي،
در پاسخ به سئوال شما كه در جايي ديگر هم آوردهام بايد بگويم بناي ما اين است كه به نحوي در انتخابات شركت كنيم كه اگر بخواهند مانع حضور چهرههاي فعال و كارآمد اصلاح طلب بشوند عملا انتخابات به يك مسابقه دو امدادي با شركت تنها يك تيم منجر خواهد شد.
37- عباس: سلام آقاي دكتر خاتمي، را اصلاح طلبان اقدام به راه اندازي يك شبكه تلويزيوني ماهواره اي نمي كنند؟ درحاليكه از يك طرف در تلويزيون ايران مظلوم هستند از طرف ديگر دائماً مورد حمله شبكه هاي اپوزسيون خارج از كشور قرار مي گيرند و مردم ايران هم تحت تأثير اين رسانه ها شناخت درستي از اصلاح طلبي و اصلاح طلبان ندارند.
محمدرضا خاتمي: عباس آقاي عزيز، سلام بر شما؛
پاسخ شما را در جواب دوست ديگري آوردهام.
38- فريد: با سلام. در دوران آقای خاتمی ما شاهد حکومت در سایه کسانی که امروز رسما حاکمند بودیم و خود آقای خاتمی یک بار فرمودند که تدارکحی بوده اند نه یک رییس با اختیار. با انگشت نهادن به این واقعیات آیا فکر می کنید که امکان یک انتخابات رقابتی را به شما بدهند(گفتم شما زیرا از روز روشنتر است که به همه نخواهند داد) و اگر دادند باز همینها در سایه حکومت نخواهند کرد؟
محمدرضا خاتمي: جناب فريد؛
در مورد انتخابات در چند جاي همين پرسش و پاسخ مطالبي را گفتهام. اما در مورد اينكه حتي اگر اصلاح طلبان پيروز انتخابات باشند باز هم حكومتهاي سايه خواهيم داشت اين امري درست است. بهمين جهت است كه ما ميگوييم با يك يا چند انتخابات كشور دمكراتيك نميشود. اما مهم اين است كه بدانيم حضور نمايندگان واقعي مردم در حكومت هرچند محدود سبب خواهد شد تاريكخانهها روشن و روشنتر شود و حجابهاي كشيده شده بين مردم و حكومت پاره شوند. اين راهي است كه مجبور به پيمودن آن هستيم البته با صبر و حوصله و مسالمت جويانه.
39- حسان مقدم : با سلام، آیا حزب مشارکت دارای اساسنامه و برنامه هست؟
اگر پاسخ مثبت است، من از کجا می توانم آن را به دست بیاورم و بخوانم؟
با سپاس
محمدرضا خاتمي: جناب مقدم؛
بدون اساسنامه و مرامنامه اصولا حزبي نميتواند مجوز فعاليت بگيرد.
ما علاوه بر آن در هر كنگره(جمعا در نه كنگره) برنامههاي كلان حزب را ارائه دادهايم و در موارد خاص هم راجع به مشكلات كشور نظرات و راهكارهاي حزب را روشن كردهايم. جنابعالي با تماس با دفتر حزب ميتوانيد به اين موارد دسترسي پيدا كنيد. اميدواريم در آينده نزديك سايت تشكيلاتي حزب هم راهاندازي شود و اين موضوعات در دسترس علاقهمندان قرار گيرد.
40- مسعود حبیبی :
1-چرا خبرنامه مشارکت دیگر ارسال نمیشود؟
2- چرا جبهه مشارکت که از جوانان نسل اول انقلاب تشکیل شد بعضی از مسائل پیرامون انقلاب را به راحتی به نقد می کشد مگر شما در 12 فروردین 58 با هوشیاری به جمهوری اسلامی اری نگفتید که الان اینقدر اعتراض دارید.
3 راه مقابله با تقدس گرای در برابر مسائل جاری کشور که در دولت 9 مرسوم شده چیست؟
به عنوان یک فرزند شهید از شما و برادر بزرگوارتان که چهره راستین ایران را به جهانیان نمایان کردید متشکرم
محمدرضا خاتمي: آقاي مسعود حبيبي؛ براي شما و خانواده عزيزتان توفيق و براي پدر بزرگوارتان كه ولي نعمت همه ما هستند علو درجات را آرزومندم،
خبرنامه مشاركت تحت فشارهاي مختلفي است كه گاه ادامه كار را با مشكل روبرو ميكند. اما عليرغم اين فشارها هرچند با محدوديت بيشتر خبرنامه به دست هواداران و اعضاي حزب ميرسد. در صورتيكه در اين مورد مشكلي هست با دفتر حزب در تهران يا شهرستانها تماس بگيريد.
در مورد سئوال دوم شما هم بايد بگويم، انحراف از مسير انقلاب و قانون اساسي است كه ما را به اعتراض و نقد وادار ميكند. تقدس گرايي هم بخودي خود چيز بدي نيست مگر رياكارانه باشد. آنچه بد است تحجر است كه متاسفانه امروز با بعضي جنبههاي آن روبرو هستيم. تنها راه مقابله با اين پديدهها هم روشنگري است.
41- حسين مهديزاده اردكاني : جناب اقای دکتر خاتمی سلام،
به نظر شما پاشنه اشیل دولت اقای خاتمی چه بود؟
اگر به جای ایشان بودبد ایا انتخابات مجلس هفتم برگزار می کردید؟
محمدرضا خاتمي: جناب حسين آقا، همشهري عزيز،
اگر آشيل همه جاي بدنش آهنين بود و فقط پاشنه او آسيب پذير بود، دولت اصلاحات چون غنچه نازك گل بيهيچ دفاعي در معرض طوفانهاي فراواني قرار داشت كه هر گاه و بي گاه از هر سو آسيب ميديد.
اما به نظر من مهمترين ضعف اصلاح طلبان اين بود كه نتوانستند (يا به زعم عدهاي) نخواستند (يا هر دو) از همه ظرفيتهاي اجتماعي براي تسريع در مسير خود بهره گيرند.
در مورد انتخابات مجلس هفتم، به نظر من انتخابات حتما برگزار ميشد اما دولتي كه خود گفته بود انتخابات غيرقانوني را برگزار نميكند بهتر بود انجام اين كار را به نهاد ديگري واگذار ميكرد.
42- عطي رضا :سلام، آقاي دكتر رضا خاتمي قبل از سوم تير 85 با رضا خاتمي تير 86 چقدر فرق كرده (استراتژي و تاكتيك )؟
محمدرضا خاتمي: علي رضاي عزيز؛
رضا خاتمي 85 تا 86 دو سال به سن و سالها به واقع پير شده است. حتما محافظهكارتر شده است و حتما كم توان تر و اين را بخوبي فهميده است كه اگر ديگران كه همراه و يار شما هستند بهردليل همپاي شما نميآيند پس شما بايد گامهاي خود را با آنها هماهنگ كني.
43- دمدمی : با سلام، کار جبهه دمکراسی خواهی به کجا کشیده شد لطفا پاسخ این سوال را صریح و شفاف بدهید. ضمن اینکه در صورت لازم از آنهایی که چه از جانب حزب شما و چه از جانب سایر احزاب کارشکنی می کنند. نام ببرید؟
آیا درست است که پس از دبیرکل شدن آقای میردامادی ارتباط مشارکت با نیروهای ملی-مذهبی که در زمان دبیرکلی شما به بیشترین سطح رسیده بود به سردی گراییده؟
آیا مشارکت ارتباط منظمی برای نظر خواهی از فعالین ملی-مذهبی بخصوص نهضت آزادی دارد؟ در غیر اینصورت چرا این حزب خود را بی نیاز از تجربه گرانبهای فعالین سیاسی و صدیق قدیمی می داند؟
محمدرضا خاتمي: جناب دمدمي؛
جبهه دمكراسي خواهي، منشور خود را تدوين كرده است و براي آخرين نظرخواهي به احزاب و گروههاي تشكيل دهنده ارسال كرده است ولي در اين مرحله فعلا كار متوقف شده است،انشاءالله با همت جناب آقاي دكتر معين، اين قطار از ايستگاه فعلي به حركت در خواهد آمد.
در ضمن من كسي را نديدم كه كارشكني كند. ابهامات و سئوالاتي وجود دارد كه بايد رفع شود. چرا كه همه دوستان نميخواهند كاري را شروع كنند كه ابهام آن بيشتر از روشنيهاي آن باشد و به سرنوشت جبههها و ائتلافهاي بسياري دچار شود كه يكشبه آمدهاد و يكشبه هم رفتهاند. اين جبهه كه ميخواهد سالهاي سال و شايد دهها سال(به تناسب استقرار دمكراسي و رعايت حقوق بشر در كشور) فعال و اثر گذار باشد، عيبي ندارد اگر چندين ماه و سال روي زواياي وجودي آن دقت شود و موشكافانه مسائل مورد بررسي قرار گيرد.
44- پارسا : چرا برای افزایش تعداد اعضا کاری نمیکنید....
در همه جای دنیا احزاب برای کارگرهای یک رستوران هم که عضو آن حزب هستند و مشکلی دارند وارد عمل می شوند... ولی شما همیشه بیرون گودید... هیچ جا پرچم حزب شما دیده نمی شود...شما اصلا پرچم و نشانی از خودتان دارید که اگر جایی رفتید شما را از دیگران تشخیص دهند؟....
این گونه شما فقط مانند آدمهای فرصت طلب که وقت انتخابات ظهور می کنند شناخته می شوید.
اگر تصمیم به کاری دارید آنرا درست انجام دهید...اگر نمی دانید چگونه...بپرسید. ندانشتن عیب نیست ..نپرسیدن عیب است...
راستی یادتان هست بعد از تایید آقای معیین برای انتخابات چه پر شور سخنرانی کردید؟... من آن روز به سادگی و حماقت و بی سیاستی شما کلی خندیدم... واقعا ساده هستید... زود گول می خورید... زود بازیچه می شوید.... از این به بعد بیشتر دقت کنید و به حرف دیگران هم گوش کنید... آدرس گذاشتم خواستید بپرسید تا بگم چه کنید....
محمدرضا خاتمي: حضرت آقاي پارسا؛
از اينكه دوستان مدبر و دورانديش و پيچيده و ... چون شما داريم خوشحال هستيم.
45- محمدی : سلام آقای دکتر. سوال که بسیار است .اما واقعا دستتان درد نکند که این قسمت را گذاشته اید برای درد و دل کردن. این شاید تنها راهی باشد که بتوان بی هیچ هراسی و فیلتری با جامعه رو در رو نشست و صحبت کرد. موفق باشید.
محمدرضا خاتمي: جناب محمدي عزيز؛
از شما هم تشكر ميكنيم، اي كاش درد دلي مي كرديد
46- حامد : با عرض سلام و ادب خدمت آقای خاتمی آیا شخص شما و سران جبهه ی مشارکت به سکولاریسم معتقدید یا حکومت دینی ؟
متشکرم.
محمدرضا خاتمي: جناب حامد عزيز؛
ما معتقديم اسلام دين اجتماعي است و براي اداره جوامع انساني برنامه دارد اما استخراج اين برنامه نيازمند اجتهاد دائمي و رابطه دقيق دين و علم است. بنابراين ما تلاش ميكنيم اين حكومت را تبليغ و به آن دست يابيم.
اما به لحاظ عملي معتقديم در ايران(حداقل در شرايط فعلي) حكومتي كه به مبناي اعتقاد و آيين مردم بيتفاوت باشد نميتواند دمكراتيك باشد. اما در حال معتقديم اين حكومت نميتواند محدود كننده آزادي انديشه و بيان حتي اگر آن را مخالف اعتقادات خود ميداند باشد و همه شهروندان ايران بايد بتوانند آزادانه انتخاب كنند و انتخاب شوند.
47- پِيمان : با سلام خدمت آقای دکتر خاتمی
می دانم ائتلاف با همه گروههای اصلاح طلب سخت است . آيا اميد هست تمامی گروههای 2 خرادادی يک ليست و فقط يک ليست واحد ارائه دهند . حالا با هر تابلويی که باشد مهم نیست . آيا امکان آن هست ؟
با آرزوی سلامتي برای شما و همکارانتان
محمدرضا خاتمي: جناب پيمان؛
ما بسيار اميدواريم همانگونه كه در انتخابات شوراها در سراسر كشور به ليست واحد برسيم، در انتخابات مجلس هم همين تجربه را تكرار كنيم. همه بايد بدانيم براي رسيدن به اين هدف از حداكثرهاي خود بايد بگذريم.
48- نادر صدرجهاني :
با سلام درست است كه ميگويند مقامات نظام همه با هم در يك صف واحد به نام جمهوري اسلامي هستند ولي تمام اين اختلافات ظاهري است و در پشت پرده دست همه در دست هم است پس چرا بجاي كمك كردن به مقام رهبري و رييس جمهور طوري وانمود ميكنيد كه دشمن هم و دنبال ضربه به يكديگر هستيد در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي و انتخابات اتي بهتر نيست اين اختلافات ظاهري را كنار بگذاريد موفق باشيد.
محمدرضا خاتمي: جناب آقاي صدرجهاني؛
مطمئنا قرائتهاي مختلفي از اسلام، قانون اساسي، جمهوري اسلامي و ... وجود دارد. ولي مطمئنا همه اين قرائتهاي مختلف روي استقلال، تماميت ارضي و اساس جمهوري اسلامي تاكيد دارند. آنچه مهم است بدانيم اين است كه راههاي تامين و رسيدن به اين اهداف متفاوت و گاه متضاد است. اختلافات موجود هم به نظر من واقعي و جدي است. در غيراينصورت چرا ما شاهد محروم كردن بسياري از فعالين سياسي و اجتماعي حتي از حقوق اوليه شان هستيم؟ ظاهرسازي در مخالفت، اينقدر نميارزد كه انسان زندگي اين دنياي خود را ببازد.پس بايد اصول و آرمانهاي جدي و تفاوتهاي بسيار مهمي وجود داشته باشد كه عدهاي حاضرند به قيمت از دست دادن بسياري از مواهب اين دنيا باز بر سر اصول خود بمانند.
49- هادي قرباني : با سلام خدمت آقاي خاتمي
اخيرا فرموده ايد كه دولت نجات ملي در راه است. مطمئن باشيد ما اصلاح طلبان را دوست داريم ، حداقل بيشتر از آقاي احمدي نژاد و همفكرانشان! فقط هرچه فكر ميكنم، نميتوانم اين را از ذهن خويش دور كنم كه شما دوستان قصد ماهيگيري از آب گل آلود را داريد. خودتان حتما تصديق ميفرماييد كه اگر هم امروز يادي از اصلاح طلبان ميشود ، نه بخاطر عملكرد صحيحشان در دوره اصلاحات ( كه نيتجه اش نااميدي گسترده و پيدايش آقاي احمدي نژاد شد ) بلكه به علت سياست هاي بغايت غلط و مشكل آفرين دولت حاكم است. طي اين دو سال هم ، مشاهده نشده است كه اصلاح طلبان درسي از گذشته گرفته باشند و حداقل بخاطر خودشان هم كه شده سعي كنند راه رفته را دوباره نپيمايند. عنايت داريد اينكه بمانند آقاي تاج زاده بگوييد ما كار خودمان را ميكنيم ( منظور اينكه حرفهاي قشنگ ميزنيم ) اگر سدي روبرويمان درست كردند ،كار خاصي نميتوانيم انجام دهيم ، حاكي از احساس مسئوليت نيست. منظورم هم اين نيست كه حتما بايد تضمين سياسي دهيد كه چنين مساله ايي ممكن نيست . قصدم اينست كه بگويم اگر شما همانگونه كه ادعا ميكنيد براي راي و خواست مردم ارزش قائليد ، طبعا بايد بدنبال راي ايجابي به خود باشيد ، ( كه قبل از هرچيز مستلزم اعتماد سازي از طريق برخورد صادقانه با گذشته است ) اينكه ((صرفا)) با يادآوري وضعيت فعلي قصد راي جمع كردن داشته باشيد ، قبل از هرچيز غير اخلاقي و مسلما فرصت طلبي بشمار ميرود. من هم ميدانم هيچ راهي مناسبتر ، غرور آفرين تر و كم هزينه تر از اصلاحات وجود ندارد ، ولي بعنوان يك انسان براي شعور خويش ارزش قائلم و دوست ندارم ساده لوحانه اعتماد خود را به پاي كساني بريزم كه بعد از اينكه به منافع شخصي خود دست يازيدند ، به ريش امثال من بخندند. مورد ديگري هم برايم بسيار مهم است كه در صورت امكان توضيح (( مبسوط )) بدهيد. نظر شما و ساير دوستان مشاركتي و اصلاح طلب در مورد طرح اخير نفتي آقاي عباس عبدي چيست ؟ آيا آن را بعنوان يك گزينه جدي ،براي پيشبرد اصلاحات مدنظر داريد؟ در مورد اخير ممنون ميشوم اگر نظرتان را شفاف بگوييد.
اميدوارم موفق باشيد
محمدرضا خاتمي: جناب آقاي قرباني، سلام بر شما؛
من گمان نميكنم با اين سطح دسترسي مردم به اطلاعات و تحليل ها بشود كسي را گول زد(حداقل براي بيش از چند ماه). اصلاح طلبان خوشبختانه هيچوقت رنگ عوض نكردهاند نه در اعتقادات خود و نه در استراتژي خود. هرچند به مقتضاي زمان تاكتيكها را اصلاح كردهاند، و اين همان درسي است كه ما از تجربه خود گرفتهايم.
مطمئنا ما از سياستهاي غلط دولت فعلي براي خود بهره ميگيريم اما اين تمام سرمايه ما نيست. اتفاقا سرمايه اصلي ما دولت اصلاحات و مجلس ششم است كه با برنامههايي كه داشتند راه خروج كشور از عقب ماندگي را ترسيم كردند هرچند اين مسير كند طي شد و كاملا هماهنگي وجود نداشت و بعضي جاها هم نياز به بازنگري دارد.
من در ميان دوستان خود هركس را ديدهام اگر به وضع فعلي انتقاد ميكند، دقيقا در همان نكته به دستاوردهاي اصلاحات اشاره ميكند و از اين نظر ما ايجابي عمل ميكنيم نه سلبي.
از نقطه نظر منافع شخصي هم گمان نميكنم كسي اين عقيده را خيلي باور كند كه دوستان ما(حداقل در مشاركت) به منفعتي دست يافتهاند. اصولا عاقلانه اين بود كه اگر بدنبال منفعت شخصي بوديم مانند جناح محافظه كار عمل ميكرديم. اين چه منفعتي است كه حتي يك روزنامه هم نداشته باشيم، مرتب تهديد شويم، حجاريان ترور شود، دهها نفر از دوستان به زندان بيفتند، از ادارات اخراج شوند، و ... از چپ و راست مورد هجوم قرار گيرند؟
50- امیر : اقای خاتمی،
شما دولت و مجلس بعدی را دولت نجات می خوانید، آقای رمضانزاده دولت فعلی را مصیبت عظما می خواند. اما مگر نه این است که مردم به دولت فعلی در مقابل کاندیدای دولت سابق رای داده اند پس چطور رای مردم را این قدر بی ارزش قلمداد می کنید؟ ظاهر قضیه (بر حسب رای مردم) این است که دولت فعلی دولت نجات در مقابل مصیبت دولت پیش (1381-1384) است: آیا گمان نمی کنید بجای حملات سخت به دولت، به نقد دولت برادر حضرتعالی باید همت گماشت؟ آقای خاتمی من به شما اعتماد وثیق دارم اما لطفا به من بگویید مشارکت کی نقدی جدیاز عملکرد خود و دولت آقای خاتمی خواهد کرد (یا کرده است)؟
محمدرضا خاتمي: جنابآقاي امير؛
اگر به دولت فعلي انتقاد ميكنيم و سياستهاي او را فاجعه ميدانيم آن نيست كه دولت را قانوني ندانيم واصولا در نظام مردمسالاري راي مردم به معناي اين نيست كه هركاري دولت خواست بكند نشود انتقاد كرد. گاه با راي مردم دولت بيكفايتي هم بر سر كار ميآيد.
سياستهاي غلط دولت فعلي، داد نزديكترين دوستان خود دولت را هم در آورده است و امروز حتي آنها كه در ظاهر حمايت ميكنند در خفا حرفهايي ميزنند كه ما جرئت شنيدن آنها را هم نداريم.
اما در مورد انتقاد از دولت خاتمي، خوشبختانه در هشت سال طول عمر اين دولت همه شبكههاي صداوسيما، همه روزنامهها حكومتي، همه تريبونهاي رسمي چيزي از انتقاد كم نگذاشتند كه هنوز هم ادامه دارد. همچنين انتقادهاي جدي با برنامههاي دولت خاتمي از سوي بخشهاي مختلف اصلاحطلبان صورت گرفته است، اما اين سئوال به جد مطرح است كه در شرايط حاضر چه فجايعي دارد صورت ميگيرد كه دولت اصلاحات با همه ضعفها و اشتباهاتش به يك حسرت براي مردم تبديل شده است؟
51- سليماني از يزد : سلام اقاي دكتر اگر خاطرتان باشد شما در صحن مجلس تحصن كرديد در اعتراض به رد صلاحيتها ميخواستم بدانم چرا جريان اين امر به دست مردم بطور واضح نرسيد و چرا همني مردم در حمايت از شما تلاش نكردند شما همان موقع بايد ميفهميديد تلاشهاتان از دست رفته است حال پس از ان وقايع درستان چه بوده و چگونه ميخواهيد به مردم بگوئيد راي بدهند و به شما اعتماد كنند . چرا برادر بزرگوارتان از خود شجاعت كافي نشان ندادند تا در حضور بيشتر مردم به عنوان محافظه كار نباشند مگر مردم به خيابانها نمي آمدند اگر ايشان دعوتي مينمودند . ايا شما اگر رئيس جمهور شديد جسارت اين كار رادخواهيد داشت
محمدرضا خاتمي: آقاي سليماني؛
مردم در همين دو سال اخير از جمله انتخابات شوراها نشان دادند كه زمينه اعتماد آنها به اصلاح طلبان به حد كافي وجود دارد حال ممكن است به اين فرد يا آن فرد اعتماد خود را از دست داده باشند. اما اصلاحات را نياز خود ميدانند. در مورد شجاعت آقاي خاتمي هم من سخنگوي ايشان نيستم، اما اعتقاد عموم اصلاح طلبان اين است كه با كشاندن مردم به خيابانها احتمالا بتوان انقلاب كرد ولي اصلاحات را نميتوان به پيش برد. ما اصلاحات را تقابل دو جناح در حكومت و پيروزي يك بر ديگري نميدانيم، بلكه اصلاحات را يك تحول بزرگ در متن جامعه ايران ميدانيم كه بايد بسياري از روابط اجتماعي – اقتصادي و حتي اخلاقي را عوض كند. اين كار با كشيدن مردم به خيابانها و شعار مرده باد – زنده باد حاصل نميشود بلكه نيازمند برنامههاي گستردهاي است كه حكومت ميتواند مقوم يا منابع پيشرفت اين برنامهها باشد. حضور اصلاح طلبان درون حكومت براي بهرهگيري از اين امكانات به نفع اين تحولات است و نيازمند صبر و حوصله، مدارا و شكيبايي و تعامل و گفتوگو دارد و البته قاطعيت و دست نكشيدن از اصول جزئي از اين استراتژي است.
52- فرشته (رستاک) : با سلام خدمت جناب عالی
و با تشکر از زحماتی که در طول دوره ی 8 ساله و قبل و بعد از آن در سمت دبیر کلی حزب مشارکت کشیده اید
1)جناب دکتر از آنجا که طرح تلفیق انتخابات ریاست جمهوری و مجلس هنوز معلق مانده است پیش بینی جناب عالی در رابطه با اینکه در صورت تصویب آیا این امر به نفع اصلاح طلبان خواهد بود یا اینکه بیشترین امتیاز در حال حاضر به نفع اقتدارگرایان است ؟
2)و نیز جناب عالی با پیش بینی های آقای نبوی در رابطه با اجماع اصلاح طلبان تا چه حدی موافق هستید؟
3)از نظر جناب عالی بهترین راه اعتراض دانشجویان در این برهه از زمان که هر آن احتمال ستاره دار شدنشان میرود در رابطه با مسایل و مشکلاتشان چیست؟
4)نظر خود را در رابطه با اهداف احتمالی و پشت پرده های طرح امنیت اجتماعی از سوی دولت حاکم بفرمایید ؟
قبلا" از حسن لطفتان برای پاسخ گویی به سوالات این جانب تشکر مینمایم.
محمدرضا خاتمي: سركار خانم رستاك؛
سلام و درود بر شما و تشكر از لطف جنابعالي،
سئوال اول شما با گذشت زمان پاسخ خود را خواهد يافت و فعلا تلفيق اين دو انتخابات در دور فعلي منتفي است. حزب هم با اين اقدام مخالف بود.
در مورد ائتلاف هم ما معتقديم شرط لازم براي پيروزي در انتخابات ائتلاف و ليست واحد است ولي شرط كافي نيست. ما در قسمت ائتلاف تمام تلاش خود را بايد بكنيم و بعد براي موانع ديگر هم چارهانديشي كنيم. من يقين دارم ائتلاف ما در مجلس هشتم از ائتلاف ما در انتخابات مجلس ششم ضعيفتر نخواهد بود.
در مورد بخش سوم سئوال شما، واقعا من نميتوانم براي دانشجويان نسخه بپيچم، خودشان بهتر از هر كس ميدانند چه بايد بكنند ولي دو نكته را بايد متذكر شوم، اول اينكه مهم اين است كه بايد كاري كرد و نبايد منفعل بود، و ديگر اينكه بايد بدانيم نبايد به خودمان و مشكلات و مسائل درون خودمان سرگرم شويم و همديگر را تضعيف كنيم.
و بالاخره در قسمت آخر سئوال شما بايد عرض كنم، عدهاي از صاحبنظران معتقدند اين طرح مقدمه اي براي ايجاد فشار بر اقشار فعال اجتماعي و سياسي و فراهم كردن زمينه براي بستن فضاهاي تنفسي موجود است.
و نكته پاياني:دوستان عزيز،
از همه شما متشكرم كه به من افتخار هم صحبتي با خود را داديد هرچند مجازي و الكترونيكي، از اينكه به همه پرسشها پاسخ ندادم عذر ميخواهم اما گمان ميكنم بسياري از اين سئوالات كه پاسخ داده نشدند تكرار سئوالات ديگر دوستان بود. همچنين ميدانم كه عدهاي از دوستان احتمالا از پاسخها قانع نشدهاند، نباي من هم بر اين نبود بلكه بر آن بودم تا فضائي مناسب براي گفتوگو داشته باشيم مطمئنا در فرصت هاي آينده فرصت براي واكاوي بيشتر مسائل فراهم خواهد شد.
و در پايان اينكه اگر در آقا و يا خانم بودن سئوال كنندگان اشتباهي پيش آمده است بر من ببخشيد.
باقي بقايتان و عزت زياد