<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>پايگاه اطلاع رساني نوروز :: مهمان نوروز :: www.norooznews.ir</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://norooznews.biz/guest/atom.xml" />
   <id>tag:norooznews.biz,2009:/guest//8</id>
   <updated>2008-10-29T06:05:04Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.34</generator>

<entry>
   <title>پاسخ هاي دكتر الهه كولايي به سئوالات كاربران نوروز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/9154.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.9154</id>
   
   <published>2008-10-13T12:30:33Z</published>
   <updated>2008-10-29T06:05:04Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز: دكتر الهه كولايي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت به مدت دو هفته مهمان سايت نوروز بودند، از امروز به ترتيب پاسخ‌هاي ايشان به سئوالات كاربران نوروز در سايت منتشر خواهد شد.</strong>

1-	امیرآرام 
سلام خانم دکتر کولا یی
رسیدن به دموکراسی ومردم سالاری بدون داشتن ساختارقانونی وسیاسی مناسب ناممکن است خودومردم راخسته نکنید به فکریک قانون اساسی جدیدومطابق بازندگی ودنیای کنونی باشید.
نظرتان رابفرمایید
متشکرم 

<strong>الهه كولايي:</strong>
صرف تصویب قانون اساسي جديد مشكل ما را حل نمي‌‌كند. ساختارهاي سياسي رسمي و قانوني تنها بخشي از مساله ما است. در كنار اين ساختارها بايد به اجزاي ديگر حيات سیاسی- اجتماعي توجه كرد. ساختارهاي اقتصادي- فرهنگي- اجتماعي تنها با تغيير در ساختارهای قانوني دگرگون نمي‌شوند. این واقعیت بارها در همه کشورهای درحال توسعه آشکار شده است. به ياد داشته باشيم قانون اساسي پس از انقلاب مشروط هم خوب بود، ولي اجرایی نشد.  تنها با ايجاد و تنظيم قانون اساسي دموكراتيك نمي‌توان به استقرار دموكراسي رسيد. در دوران استالین (1936) قانون اساسي دموكراتيكي تصويب شد، در همان حال که گسترده‌ترين و شديدترين تصفیه ‌هاي سياسي در جريان بود!‌

2-	م-م :
با سلام
با توجه به اینکه در حال حاضر تلاش میشود تا بار دیگر خاتمی وارد صحنه شود و احتمال پیروزی ایشان نیز زیاد است، به نظر شما در صورت رئیس جمهور شدن مجدد خاتمی آیا اقتدار گرایان به وی اجازه فعالیت آزاد را می دهند؟ به نظر شما حملاتشان به خاتمی نسبت به دور قبلی ریاست جمهوری خاتمی موثرتر است یا ناکارامد تر؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
به نظر مي‌رسد آقاي خاتمي به عنوان سرمايه اصلی اصلاح‌طلبان در ايران براي ورود به اين عرصه هنوز تصميم نگرفته‌اند. بي‌ترديد ايشان يكي از بي‌‌همتاترين سياستمداران تاريخ ايران هستند، ولي با توجه به دو دوره تصدي پست رياست جمهوري در كشور ما، حضور مجدد ايشان با توجه به ساختارهاي موجود، شاید به پيشرفت برنامه اصلاحات كمكي نكند.
آقاي خاتمي و ديدگاه‌هاي ايشان در مورد ضرورت‌هاي دگرگوني‌در كاركردهاي موجود نظام سياسي- اقتصادي-اجتماعي- فرهنگي در كشور،‌با ظرفيت‌ها و ساختارهاي موجود سازگاري لازم را ندارد. به نظر من با وجود تطابق ديدگاه‌هاي ايشان با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، هنوز ظرفيت و ساختار مناسب و لازم براي تحقق آن فراهم نشده است. تجربه های موجود ما را ملزم مي‌سازد بيشتر به قدر مقدورها و امكانات واقعي در شرايط كنوني كشور توجه كنيم. ضمن حفظ ايشان به عنوان يك سرمايه گرانقدر اجتماعي، بايد براي يافتن جايگزين‌هايي كه قادر به تعامل با ساختارهاي سیاسی موجود باشند،  تلاش کرد و جريان اصلاح طلبي را در مسيري واقعاً‌ مقدور ادامه داد. 

3-	مریم_فرد :
خانم کولائی در مورد لایحه اخیر خانواده چه اقدامی کرده اید؟آیا با این لایحه موافق هستید وآنرا به نفع زنان میدانید؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
در مورد لايحه موسوم به لايحه خانواده از طريق برگزاري نشست‌هاي كارشناسي با حقوقدانان،‌ كارشناسان،‌ اساتيد دانشگاهي جلسات متعددي برگزار شده است. درهر يك از آن‌ها امكان مشاركت وجود داشت، برای همه ما در اولويت قرار گرفت. خوشبختانه تلاش همه كساني كه دغدغه حفظ نهاد خانواده را داشتند، بي‌نتيجه نبود. ابراز نگراني‌های مستمر، عقلایی و کارشناسانه سبب شد تا مجلس به مساله حساس شود. چون نمايندگان مجلس با انبوهي از وظايف مواجه هستند و شايد توجه لازم به این موضوع مهم وجود نداشت. با تلاش‌هاي بسیاری از  زنان و مردان آزاديخواه و مسئول، توجه و حساسيت لازم به اين موضوع ايجاد شد. حذف ماده های 23 و 25 در كميسيون قضايي گام مهمي در اين مسير بود كه بيانگر توجه بسیاری نمایندگان مجلس به اين موضوع حياتي بوده است. 
بحث‌هايي كه مطرح شد نشان مي‌دهد ايرادات و اشكال‌هايي به برخي از مواد اين لايحه وارد است. كه در جريان مشورت‌ با کارشناسان و اهل فن قابل برطرف شدن است. ولی مسأله مهم اضافه كردن مواد 23 و 25 توسط دولت به اين لايحه بود، كه از سوي دستگاه قضايي كشور تنظيم شده بود، که مشكل‌ساز شد. متاسفانه در يك رويكرد ساده‌سازانه رفع مشكلات قوانين موجود از طريق تسهيل ازدواج مجدد هدف قرار گرفت كه با تلاش آزاد زنان آزادمردان به  نتايج خوبي تاكنون رسيده‌ايم. 

4-	س--- س :
باتوجه به اینکه نیازاست که اتحادووحدت در جامعه حفظ شودتا بتوانیم مشکلات اقتصادی جامعه را حل کنیم چگونه می توانیم به درگیریهای حزبی بپردازیم بدون اینکه به وحدت در جامعه لطمه نزنیم تا بتوانیم از این دوره گذار عبور کنیم ؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
حفظ وحدت و انسجام اجتماعي بي‌ترديد براي تامین اهداف رشد و توسعه ضروري است،‌ ولي به ياد داشته باشيم براي يادگيري روش های دموكراتيك كه در جوامع بستر فاقد زمينه‌هاي لازم است، پرداختن بخشي از هزينه‌ها ضروري است. يادگرفتن دموكراسي و استفاده از روش‌هاي دموكراتيك در شرايط اقدام و رفتار قرار گرفتن، نهادهاي اجتماعي را ضروري مي‌سازد. كودكي كه مي‌‌خواهد راه رفتن را ياد بگيرد، امكان ندارد زمين نخورد. براي ياد گرفتن رفتارهاي دموكراتيك تشكل مردم در نهادهاي  اجتماعي، کنترل و حمایت آن ها ضروري است. تحقق نظام دموكراتيك بدون متشكل كردن مردم در سازمان‌هاي سياسي مانند احزاب و نهاد های غیر سیاسی امكان ندارد. احزاب شرايط لازم براي مشاركت مردم در اداره كشور فراهم مي‌كنند و امكان بهره‌گيري از آراي نخبگان (علمي و اجرايي) نقد و ارزيابي، تداوم و عبرت‌آموزي از تجربه‌ها،  جلوگيري از انقطاع و تكرار تجربه‌هاي ناكام را فراهم مي‌آورند. بنابراين بايد بر اساس بهره‌گيري از ديدگاه‌هاي كارشناسان علوم اجتماعي و سياسي آسيب‌هاي اين دوران گذار را كاهش داد، ولي حدف آن كمكي به طي مراحل دموكراتيك سازي نمي‌كند. 

5-	م م :
آیا با وجود اینکه رهبری شورای نگهبان را انتخاب میکند یا مستقیم یا غیر مستقیم و شورای نگهبان نیز کاندیداهای خبرگان را انتخاب میکنند و بعضا مردم انتخابی ندارند و هر کسی که موافق رهبر باشد تایید میشود یعنی در اصل رهبر خبرگان را انتخاب میکند و خبرگان رهبر را و دوره نامحدود رهبری نیز و جود دارد و رهبری فرا تر از قانون است آیا میشود نام نوع حکومت را جمهوری نامید

<strong>الهه كولايي:</strong>
براي تعيين نوع جمهوري بايد به ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي،‌ فرهنگي يك جامعه نگاهی عميق و واقع بینانه داشت. هنر سياست‌ورزان درك واقعيت‌ها، امكانات و محدوديت‌ها براي رسیدن به اهداف تعيين شده است. به نظر مي‌رسد براي حل مشكلات در اين زمينه تمركز بر قدر مقدورها راهگشا است. تجربه يكصدسال دموكراسي خواهي در ايران نشان مي‌دهد نخبگان سياسي در درك قدر مقدورها و ابزارسازي براي پيشرفت‌هاي دموكراتيك، بيش از آن‌كه واقع‌گرايانه رفتار كرده باشند، تحت تاثير آرمان‌ها و عواطف خود بوده‌اند. بي‌ترديد در حوزه عمل سياسي طيفي از گزينه‌ها وجود دارد، كه بايد بر اساس امكانات از آن بهره گرفت تا در يك روند رو به پيش تغييرهای مطلوب و مناسب را ايجاد كرد. 

6-	علی رضایی :
این جانب می خواهم یک سوال بسیار مهم بپرسم من با وجود اینکه تا به حال در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده ام سوال من این است که اگر اقای خاتمی می خواهد شرکت کند اگر می خواهد مثل هشت سال ریاست جمهوری که داشتند که در ان مدت ایشان با قبول تعلیق غنی سازی اورانیوم اشتباه بزرگی کردندوبه منافع ملی صدمه زدند یا ایشان خیلی کم به شهرستان ها می رفتند فکر نکنید که من طرفدار احمدی نژاد هستم من اصلا به هیچ چیزی معتقد نیستم بهتر است که ایشان نیاید زیرا بسیاری از همفکران من در صورت ورود ایشان به رقیب ایشان رای خواهن دادیرا مردم در سال 76 فرصت بسیار خوبی را از دست دادند اما نکته وسوال من این است که ایا خاتمی می خواهد گورباچف ایران باشد در این صورت رای خواهم دادبه خاتمی

<strong>الهه كولايي:</strong>
خيلي خوب است كه تجربه اصلاحات گورپاجف و حاصل آن براي فرآيند دموكراتيك سازي در روسيه را مورد مطالعه قرار دهيد. من كتاب‌هايي در اين زمينه نوشته‌ام كه  در صورت تمايل مي‌توانيد با استفاده از سايت دانشگاه تهران www.ut.ac.ir   بيابيد و بخوانيد. 
برنامه اصلاحات گورپاجف براي دموكراسي طلبان در ايران بسيار قابل بهره‌برداري است. با فروپاشي اتحاد شوروي قدرت سياسي،- اقتصادي به مردم ارائه نشد.  حزب كمونيست رفت ولي مافياي قدرت (الیگارشی)جاي آن را گرفت.  بزودي طبقه‌ حاكم جديدي به وجود آمد، که مزایای سیاسی- اقتصادی را در میان خود تقسیم کرد. سهم مردم فقر، فلاکت، فحشا، فساد و از ميان رفع حيثيت يك ابرقدرت در جهان بود! 
ايراداتي كه در مورد آقاي خاتمي و اصلاح‌طلبان مطرح كرديد بسيار قابل تامل است. البته مي‌توان فهرست جديدي را هم از آن تهيه كرد، ولي به شرط اين‌كه در يك رويكرد منصفانه، مثبت و منفي را با هم ببينيد و با ديگران هم مقايسه كنيد... در چنین وضعیتی به تردید مزایای این گروه در یک ارزیابی منصفانه بر مخالفان آن ها خود را آشکار خواهد ساخت.

7-	سید میثاق اختر :
با سلام خدمت سرکار خانم الهه كولايي
می خواستم بدونم با ناکارامدی دولت نهم در عرصه ی سیاست های خارجی و وجهه ی بدی که در طی این مدت از فعالیت این دولت برای ما رقم خورده که باعث شده از روزهای خوب و موفقیت های دولت اصلاحات فاصله بگیریم آیا در صورت موفقیت و بازگشت دولت اصلاحات می توان بار دیگر شاهد پیشرفت در سیاست های خارجی باشیم با توجه به وضعیتی که این دولت در تمامی زمینه ها با مدیریتهای اشتباه برای کشور به ارمغان آورده است 
با تشکر

<strong>الهه كولايي:</strong>
توجه داريد كه سياست خارجي ارتباط نزديكي با سياست داخلي دارد و درصورت توجه به واقعيت‌هاي موجود مي‌تواند در دسترسی به اهداف اعلام شده كمك و كارساز باشد. متاسفانه در سياست خارجي دولت نهم گرايش واقع‌گرايي جاي خود را به تصوير سازي و وهم پردازي داد. جاي واقعيت‌ها با مطلوبيت‌ها عوض شد. ساختارهاي واقعي قدرت در جهان مورد انكار قرار گرفت. در اين زمينه تصويرذهنی از جهان در تنظیم رفتارهای آن بسيار موثر بوده است. 
رويكرد تهاجمي دولت نهم براي كشور ما هزينه‌هاي گزافي را در برداشته است. برای  مردم عادي امكان دسترسي به آن وجود ندارد. نتيجه خسارت‌هاي ناشي از اجراي اين سياست در آينده مشخص‌ خواهد شد. براي همه كساني كه دغدغه اعتلاي ايران عزيز را در سر دارند، تلاش در اين مسير از درون، با بهره‌گيري از فرصت‌هاي پيش روي مي‌تواند به بهبود رفتارهاي ایران در عرصه منطقه و جهان  كمك كند. بي‌ترديد معجزه‌اي در كار نيست، ولي مي‌توان براي رسیدن به دگرگونی مناسب، با بهره گرفتن از امكانات بي‌نظير و استثنايي ايران تلاش كرد و گام‌هايی به پيش برداشت. کشور ما از چنان موقعیتی برخوردار است که بی تردید هنوز فرصت اصلاح و بهبود رفتار ها وجود دارد. هرجند فرصت های بسیار را از دست داده ایم....

8-	ک -ش :
با سلام

چنان که اخیرا دیده میشود آقای خاتمی به شدت از نامزدی برای انتخابات دهم اجتناب میورزند. صرف نظر از درستی این خبر،اولا ایشان در شرایطی بسیار بسیار بحرانی حاضر به پذیرش و ادامه اداره کشور شدند،مگر اکنون وضع فجیع تر از بار پیش است ؟؟ و دومی ،اگر ایشان به هر دلیل راضی به نامزدی نشوند،یعنی تمدید به ظاهر قانونی حکومت زور به نام تقوا،آنهم تندرو ترینشان، "چه باید کرد"؟؟ لطفا راهکار،نظر و موضع شخصی خود و هم چنین جبهه مشارکت ایران اسلامی را تشریح کنید.

با سپاس
 
<strong>الهه كولايي:</strong>
همانگونه كه در سوال نخست پاسخ دادم به نظر من آمدن ايشان كمكي به يشرفت برنامه اصلاحات در شرايط كنوني در كشور نمي‌كند. لطفاً پاسخ سوال يك را بخوانيد. ما نبايد براي از ميان بردن اين سرمايه عظيم اجتماعي اصرار بورزيم، بلكه بايد با هشياري و تدبير گزينة های ديگري را که با ساختارهاي موجود سياسي- اقتصادي سازگاري بيشتري دارند، مورد بررسي قرار دهيم، البته در حزب مشاركت اين ديدگاه در اقليت قرار دارد .  حزب به دنبال قانع كردن ايشان براي شركت در انتخابات است. 

9. كمپين يك ميليون اعضا تلاشي است كه از سوي برخي از فعالان جامعه ايران براي تامین حقوق زنان در ايران شكل گرفته و در جاي خود هم آثار خوبی داشته است. ولي توجه داشته باشيد وقتي از كثرت‌گرايي دفاع مي‌كنيم، مفهوم آ‌ن يكپارچه شدن همه افراد به لحاظ شكل و نوع فعاليت‌‌هاي آنان نيست. در جبهه مشاركت ايران اسلامي و در نهادهاي مدني متعدد مي‌توان براي بهبود شرايط زنان از مسیرهای گوناگون تلاش كرد. پذيرش تنوع ها و گوناگوني ‌ها براي دفاع از حقوق زنان،‌ امكان بهره‌گيري از همه ظرفيت‌هاي جامعه را فراهم مي‌‌آورد. بنابراين بايد به مسير و جهت‌گيري افراد و سازمان‌ها در دفاع از حقوق زنان و نه روش ها و ابزارهای آن ها پرداخت. مهم اين است كه اين تلاش‌ها با وجود برخي اختلاف‌ نظرها در مباني در مسير بهبود حقوق زنان پيش رود و به نتايج موثر و عملي براي زنان منجر شود. 

9-	پدرام :
با سلام و درود
شما به عنوان يكي از مشاوران دكتر معين بوديد و قرار بود در امور زنان و حقوق بشر فعاليت كنيد! مي خواستم بدانم كه نظر شما راجع به كمپين يك ميليون امضا چيست و چرا شما به عنوان يك زن سياسي در اين كمپين فعاليت نمي كنيد؟
سوال دوم: آيا دوست داشتيد كه جايزه صلح نوبل را مثل سركار خانم عبادي كسب كنيد؟ توضيح دهيد. 

<strong>الهه كولايي:</strong>
جايزه نوبل يك جايزه معتبر بين‌المللي است كه افراد برجسته‌اي موفق به كسب آن شده‌اند. هر چند ملاحظات سياسي در برخي موارد اثر گذار بوده است، ولي ارزش آن را از ميان نمي‌برد. براي من نيز مايه افتخار خواهد بود، اگر به عنوان يك زن ایرانی مسلمان دريافت كننده آن باشم. 

10-	توانگر :
با عرض ادب واحترام.
لطفا بفرمایید در صورت اتحاد مجدد کشورهای استقلال یافته شوروی سابق سهم ایران از دریای خزر تغییرمیکند 

<strong>الهه كولايي:</strong>
خير،‌ زيرا در دوران اتحاد شووري هم هيچگاه درواقعيت، سهم ايران با اسناد و موافقت نامه‌هاي ايران و شوروي تطابق نداشت. در واقع سهم ايران متناسب با كرانه‌هاي آن در كنار اين درياچه و البته ساختار قدرت در نظام دو قطبي مشخص شده بود. اينك پس از فروپاشي اتحاد شوروی نيز اين موضوع بيش از آن‌كه حقوقي باشد، سياسي و حاصل بازي‌هاي قدرت در منطقه است.

11-	علی از گلستان :
خانم دکتر شما میدانید که معظل کشور در نهاد های غیر پاسخگو و انتصابی است ، نه خاتمی و نه از خاتمی بزرگتر توان تغییر وضع موجود را ندارد و هر روز به قدرت نهاد های غیر پاسخگو افزون میگردد و حتی اگر خاتمی با 70 میلیون رای هم که بیایند در حد یک سوپاپ اطمینان برای حکام کنونی هستند پس حکمت توصیه شما به خاتمی برای رای گرفتن و مردم برای رای دادن چیست ؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
بايد توجه داشت رسيدن به اهداف دموكراتيك سازي در كشوري مانند ايران نيازمند صبر و حوصله و بردباري است. تغییر‌هاي دموكراتيك يك شبه و به سرعت رخ نمي‌دهد. دموكراتيك سازي يك فرآيند تدريجي و پرزحمت است. اين موضوع ما را ملزم مي‌سازد با مطالعات و بررسي‌هاي دقيق علمي، عميق و گسترده امكانات موجود را بررسي و شناسايي كرده، براي تغييرهای متناسب اقدام كنيم. به ياد داشته باشيم ميان آرمان‌هاي ما برای دموکراتیک شدن و واقعيت‌‌هاي موجود شكاف هاي عميقی وجود دارد.  پر كردن آن آگاهی، صبوري، خويشتنداري و البته پایداری و مداومت مي‌طلبد. 

12-	مهدی :
با عرض سلام
سرکار خانم دکتر کولایی از تمامی تلاش های شما برای اگاهی جوانان ممنونم
قبل از هر چیز لازم به ذکر است که بنده اولین مهر انتخابات را در سال 80 با رای به اقای خاتمی شروع و به پایان رسانده ام
سوالی از محضرتان داشتم
جناب اقای خاتمی را تمامی جوانان دوست دارند چرا یکی از شاخصه های ریاست جمهوری که عدم تبعیض میباشد را داشت واما سوال اینکه جناب اقای خاتمی ایا همان خاتمی است با همان پتانسیل در مقابل با محافظه کاران یا اینکه امتیازاتی میگیرد و ضعف های 18 تیر را ندارد
در پایان از شما تشکر میکنم و امیدوارم خاتمی جدید و قوی و با رای 40 میلیونی و تفکرات بیشتر برای اتفاق نیوفتادن فاجعه تیر 84 
بدرود

<strong>الهه كولايي:</strong>
آقاي خاتمي تجارب دو دوره رياست جمهوري را با خود مي‌آ‌ورد، ولي بايد توجه داشته باشيد در  سال‌هاي اخير براي مقابله با او و سياست‌هاي او جديت بيشتري هم به وجود آمده است. به نظر مي‌رسد بهتر است از گزينه‌هاي ديگري كه امكان ارتباط سازنده با مجموعه‌هاي كنوني را فراهم مي‌آورد، ‌بهره گرفت، با وجود همه ارادات و علاقه‌اي که به اين سياستمدار بي‌نظير تاريخ ايران داريم. 

13-	حمزه کیا :
درود
خواهش می‌کنم به تمام سوالات زیر به طور کامل و صریح و شفاف جواب داده بشه.
۱. با توجه به این که حزب اعتماد ملی اعلام کرد آقای کروبی نامزد این حزب خواهد بود ائتلاف بین اصلاح‌طلبان چه خواهد شد؟
۲. به نظر شما اگر خاتمی رئیس جمهور باشد باز هم انتخاباتی مانند مجلس هفتم را برگزار می‌کند؟ در این صورت به چه دلیل باید به خاتمی رای بدهیم تا باز هم از دل آن احمدی‌نژادی بیرون بیاید.
۳. چرا اصلاح‌طلبان واقعی راه خود را از کسانی که اعتقادی به اصلاحات ندارند و فقط با قرعه روزگار در این جناح قرار گرفتند جدا نمی‌کنند؟ آیا کسی مانند کروبی واقعا اصلاح‌طلب است؟ تا کی جبهه مشارکت می‌خواهد با کسانی ائتلاف کند که بدون هیچ خاصیتی می‌خواهند در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند؟
۴. چرا مشارکت ایجاد جبهه دموکراسی و حقوق بشر رو کنار گذاشت؟ دیگه ما چه جوری باید به حرف‌های اصلاح‌طلبان اعتماد کنیم؟
۵. وقتی تقریبا همه می‌گویند خاتمی همان خاتمی است و مشی و رفتار او همان است که قبلا بود چگونه از ما که از خاتمی بسیاری انتظارات داشتیم که برآورده نکرد انتظار دارید که این بار به او رای دهیم؟
۶. درست است که در دولت دکتر معین قرار بود شما وزیر خارجه باشید؟
۷. نظر شخص شما در مورد اصلاح قانون اساسی چیست؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
1-13- ائتلاف ميان اصلاح‌طلبان يك ضرورت ترديد ناپذير است. با توجه به نظر آقاي كروبي بايد مذاكره با ایشان ادامه یابد، تا همه اصلاح طلبان با هم در مسير تحقق اصلاحات همه توانایی های خود را به كار بگيرند، نه در برابر هم و عليه يكديگر. درس های تجربه انتخابات نهم ریاست جمهوری برای ما کفایت می کند.
2-13-ايراد شما كاملاً‌ بجاست ولي انتخاب شدن احمدي‌نژاد فقط نتيجه رفتار های انتخاباتی نبود،‌ بلكه ريشه در سياست‌ها و برنامه‌هاي سال‌هاي پيش هم داشت. بايد به عوامل مختلف توجه كرد و ریشه ها را مشخص كرد. نمي‌توان فقط به يك عامل پرداخت. تمرکز بر یک عامل مارا درتحلیل مسایل سیاسی- اجتماعی دچار بد فهمی  و تکرار اشتباهات می سازد. انشائ ا... که از درس های گذشته بیاموزیم که:
هرکه نامخت از گذشت روزگار     هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
3-13- اصلاح طلبان طیفی از افرادی هستند که باید بیش از هرچیز تحمل و مدارا را در یک رویکرد عقلانی در میان خود تمرین کنند. به یاد داشته باشید، پیروزی ها نتیجه یکپارچگی آن ها بود.  شکست ها هم از آن جا آغاز شد که شکاف ها مشخص شد و تعمیق پیدا کرد. اگر بر همه آن ها نگرش واقع گرایانه حاکم شود، آنگاه توان رسیدن به اهداف خود را خواهند یافت. در غیر آن صورت همین وضعی که داریم....
4-13- جبهه دموكراسي و حقوق بشر آرمانی بود كه براي اجرايي شدن آن بايد در زمينه‌هاي مختلف تلاش كرد. براي شکل گرفتن اين جبهه شرايط لازم مهيا نبود. مهم‌ اين است كه آيا اين افراد تلاش خود را براي دموكراتيك سازي متوقف كرده‌اند يا به گونه‌اي ديگر به آن ادامه مي‌دهند؟
5-13-در مورد انتظارات بسيار از خاتمي بايد توجه كرد، انتظارات ما قرار بود در چارچوب يك برنامه اصلاحي و نه انقلاابي پيگيري شود. بدون ترديد نقد و ارزيابي عملكرد خاتمي و ياران او به ادامه اين مسير كمك مي‌كند، ولي نفي به جاي نقد به جامعه ما در  هیچ شرايطی كمك نکرده است. بايد ببينيم در شرايط واقعي كه زندگي مي‌كنيم، حق انتخاب ها و گزينه هاي ما چيست؟صرف پرداختن به باید ها تاکنون مشکلی را برای ما حل نکرده است.
اگر در يك رويكرد واقع‌گرايانه براي تغيير و دگرگوني تلاش كنيم و انتظارهای بسيارمتنوع و متعدد خود را به واقعيت‌ها نزديك كنيم، بی ترديد به نتايج بهتري مي‌رسيم. دموكراتيك‌سازي فقط يك آرمان قابل تحقق با اعلام آن نيست، بلكه بايد براي اجرايي شدن آن ظرفيت‌هاي لازم را فراهم كرد. اين ظرفيت‌سازي نيازمند درایت، هشیاری و پایداری است. 
6-13- خير! هرگز چنین موضوعی طرح نشد. این ها هم بخشی از اوهامی است که با آن زندگی می کنیم. کم نیست مواردی که ما آرزوهای خود را در جای واقعیت ها می نشانیم!
7-13- ضرورت اصلاح قانون اساسي که حاصل تلاش‌هاي بشري است، بر اساس تغيير در هر جامعه‌اي مانند جامعه ما، غير قابل انكار است. همان گونه که در سال 1367 انجام شد. ولي براي اصلاح آن بايد به ارتباط ساختارها ي قانوني رسمی با ساختارهاي واقعي سياسي در جامعه  توجه كرد. تجربه‌هاي موفق ديگران در اين زمينه براي ما درس هاي بسيار خواهد داشت. 

14-	مسعود دهنوی :
خانم کولایی شما فکر نمی کنید که دیگر حرف های انقلابیون برای مردم رنگ وبویی ندارد؟

<strong>الهه كولايي:</strong>
حرف‌هاي انقلابيون براي گروهي از مردم همچنان رنگ و بو دارد،‌ براي گروه‌ هايي هم ندارد! مساله اين است كه براي تامين خواسته‌هاي مردم به درك صحيح برسيم. اولويت‌ها و امکان ها را بررسي و تشخيص دهيم.  براي رشد و توسعه ايران ضرورت تحكيم رابطه مردم و حكومت نباید مورد غفلت قرار گيرد. اگر مردم خواستار تغییر باشند باید به آن بها داد. اگر اصلاح و تغييرهای تدريجي پاسخگوي نياز كنوني جامعه ايران باشد،‌ چرا بايد آن را مورد بي‌مهري قرار داد؟ ولی شناخت مردم، نیاز ها و خواسته های آن ها و توجه به ویژگی های روانشناختی و جامعه شناختی آن ها در این زمینه بسیار مهم است، که با توجه به آثار نوسازی و نوشدن، تفاوت های قابل ملاحظه ای را آشکار می سازد.
 
15-	مرتضی ق :
سلام:شما در مورد اقوام ایرانی چه نظری دارید قبول دارید به ما ترکها بیشتر ازهمه ظلم می شود؟ ما در اکثریت هستیم ولی خود مختاری اداری نداریم درصد کمی از ثروت نفت به ما اختصاص داده شده است

<strong>الهه كولايي:</strong>
همه اقوام ايراني، در کنار هم ايران را به وجود آورده‌اند‌ و تامين حقوق همه آنان وظيفه اساسي دولت ايران است. ولي به ياد داشته باشيد،‌ بسياري از محروميت‌ها، شكل و بیان قومي به خود مي‌گيرد. بي‌‌مهري حكومت‌ها در مورد برخي از اقوام شرايطي را ايجاد كرده كه در پرداختن به مسائل آن‌ها بيشتر اولويت پيدا مي‌كند. در قانون اساسي نيز اين مساله مورد توجه قرار گرفته، ولي براي تحقق و اجرايي كردن آن بايد تلاش بسیاری صورت بگيرد. ]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاسخ‌هاي علي مزروعي به سئوالات كابران نوروز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/8659.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.8659</id>
   
   <published>2008-09-08T05:35:10Z</published>
   <updated>2008-12-15T02:47:31Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز: </strong>علي مزروعي عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت ايران اسلامي و نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم در هفته‌هاي گذشته مهمان سايت نوروز و دريافت كننده سئوالات مخاطبان سايت بوده‌ است. از امروز به مرور پاسخ‌هاي ايشان به سئوالات كاربران سايت منتشر خواهد شد.


<strong>مزروعی : باسلام به همه افراد وعزیزانی که محبت کرده و سئوالات خود را از من مطرح کرده اند و همچنین افرادی که این سئوال و جواب ها را می خوانند . امیدوارم این فضای گفتگو و تضارب آراء و افکار به همه ما در راه انتخاب بهتر برای زندگی فردی و اجتماعی کمک کند و همه دریابیم که این تنها روشی است که مارا به سرمنزل مقصود می رساند .</strong>


1-	حائری مقدم :
آیا شماباآمدن خاتمی موافق هستيد و و اگر موافق هستيد خاتمی دوره 10 چه تفاوتهای با خاتمی 3 دوره قبل باید داشته باشد ؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب حائری مقدم ! من با آمدن آقای خاتمی کاملا موافقم و اورا تنها شانس و امکان موفقیت اضلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می دانم .طبعا خاتمی کنونی با خاتمی قبل مثل همه آدمها تفاوت دارد چرا که تجربه و تحولات زیادی را پشت سر نهاده است و قطعا در صورت بدست گیری مسئولیت دولت متفاوت از گذشته عمل خواهد کرد اما من نمی توانم برای ایشان تعیین تکلیف کنم و از نظر من اگر همان عملکرد قبلی را هم داشته باشد کفایت می کند و به عبارتی اگر روند همان دوران هشت ساله ادامه می یافت مسیر رشد و توسعه کشوربیش از پبش هموار می شد و مردم در گذر زمان به آرامش و رفاه بیشتری دست می یافتند .


2-	محسن از قم :
آيا شما و ساير دوستانتان با بزرگان كشور همچون هاشمي و خاتمي و ساير مراجع روشن ضمير در مورد نقص سيستم حكومتي به طور جدي وارد بحث شده ايد؟ چون تا اين سيستم برقرار است چيزي تغيير نمي يابد اساس كار بايد راي مردم - دوره اي كردن حكومت و پاسخگو نمودن ان باشد.

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست عزیز !ما در حد توان و فرصت و امکان ملاقاتی که فراهم می آید نظرات و دیدگاههای خود را در این باره ارائه کرده ایم و از سخنان این بزرگان بخوبی بر می آید که آنها هم دغدغه این موضوع را دارند و امیدواریم در سایه این مباحث بتوان به ضرورت و انجام اصلاحات لازم در میان اکثریت مردم رسید تا راه قانونی برای تحقق آن فراهم و پیموده شود .


3-	سيد مهدي موسوي :
با سلام خدمت اقاي مزروعي
به نظر شما اين دولت قابليت راي اوردن در دوره بعد را دارد
اگر اقاي خاتمي بيايد به نظر شما راي مياورد؟
با تشكر

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب آقای موسوی ، به نظرمن این دولت تا اینجا نشان داده که قابلیت رای آوردن برای دور بعد را ندارد مگر امدادهای غیبی به کمکش بیاید! و به نظرمن اگر آقای خاتمی بیاید امکان رای آوری او بسیار بالاست اما در عالم سیاست آنهم در ایران هیچ عمل سیاسی قابل پیش بینی نیست و تا روز انتخابات گردوی سیاست هزار چرخ می خورد تا به زمین برسد !


4-	مهديزاده اردكاني :
با سلام به شجاع ترين نماينده مجلس ششم
1-به نظر شما بازگشت اقاي خاتمي به صحنه انتخابات چه فوايد وضررهايي دارد؟جنابعالي موافق كانديداتوري اقاي خاتمي هستيد يا مخالف؟
2-ايامواضع اقتصادي جبهه مشاركت نسبت به مجلس ششم تغيير نموده؟به نظر شما نقاط ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم چه بود؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب مهدی زاده از لطف و محبت و حسن ظن شما تشکر می کنم و بنده جز انجام وظیفه نمایندگی کاری نکردم . به نظرم خلاصه ترین پاسخ این است که آمدن آقای خاتمی به صحنه انتخابات هیچ ضرری ندارد اما فوائد بسیار دارد و از جمله اینکه جلوی خسارت بیشتر به کشور را می گیرد !در پاسخ به سئوال دوم مواضع اقتصادی جبهه مشارکت نسبت به مجلس ششم تغییری نکرده است و در مورد ضعف اصلاح طلبان در مجلس ششم واقع اینکه من ضعف چندانی نمی بینم چرا که دوستان ما در این مجلس تمام توش و توان خود را برای پیشبرد اصلاحات بکار بستند اما اگر نتوانستند همه آنچه را می خواستند به نتیجه برساند برمی گردد به ساختار حقوقی و حقیقی موجود که بحث مفصلی را می طلبد .


5-	علی آزاد :
سلام
جناب آقای مزروعی
1-آیاشماموافق تغییرقانون اساسی هستیدویااینکه معتقدیدقانون اساسی فعلی ظرفیت دست یابی به دموکراسی رادارد؟
2-آیاروحانیت جایگاه واقعی خودرادراداره ی امورکشوردارد؟
باتشکر

<strong>علي مزروعی : </strong>
عزیز گرامی ، قانون اساسی دست نوشته بشری است و طبیعی که در گذر زمان دانش و تجربه بشر افزایش می یابد و متناسب با آن نیز این قانون باید تغییر یابد بنابراین هیچ فرد عاقل واهل دانش و تجربه ای نمی تواند با تغییرقانون اساسی موافق نباشد اما آنچه محل بحث است شرایط زمانی و محتوای این تغییر است و طبعا تا زمانی که این خواسته به خواست اکثریت جامعه تبدیل نشود امکان اجرایی شدن نمی یابد . در مورد قانون اساسی فعلی نیزاز نظر من این قانون ظرفیت دست یابی به دموکراسی را دارد . در پاسخ به سئوال دوم پاسخگویی دشوار است چون نیاز به انجام یک پژوهش و تحقیق دارد ضمن اینکه باید منظور از جایگاه واقعی روحانیت در اداره کشور نیز تعریف و تدقیق شود چراکه اگر منظور داشتن مناصب رسمی حکومتی باشد که این جایگاه را دارند اما اگر منظور نقش داشتن در اداره حکومت باشد برداشت کلی وظنی من این است که متاسفانه روحانیت جایگاه واقعی خود را در اداره حکومت و اجتماع نسبت به گذشته از دست داده است .


6-	بهرنگ :
سلام
آقای خاتمی انتخابات غیر قانونی مجلس هفتم که خود شما هم رد صلاحیت شدید برگزار کرد
انتخابات مجلس نهم در صورت شرکت و پیروزی در انتخابات در زمان ریاست جمهوری ایشان خواهد بود در صورت رد صلاحیت اصلاح طلبان در این انتخابات مانند مجلس هشتم آقای خاتمی چه واکنشی نشان خواهند داد؟
آیا در صورت پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها آقای خاتمی این انتخابات را بر گزار می کنند؟
جه تفاوتی درآقای خاتمی در بین انتخابات مجلس هفتم و نهم رخ داده است؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
بهرنگ عزیز، عرصه سیاست بازی های بسیار دارد و من نمی دانم که اگر آقای خاتمی رئیس جمهور شود در انتخابات مجلس نهم چگونه عمل می کند اما سرجمع رئیس جمهور شدن ایشان را به نفع کشور و ملت می دانم چون ایشان یک بصیرت نظری و منش عملی دارد که جامعه ما سخت بدان محتاج است و به نظرم خاتمی میانگین خواسته های جامعه ما را منعکس و عمل می کند و طبعا نمی تواند همه افراد را راضی کند . در مورد واکنش ایشان به پافشاری شورای نگهبان در رد صلاحیت ها و انجام انتخابات نیز من نمی توانم پاسخگو باشم اما اگر شما سخنان اخیر ایشان را مطالعه و دنبال کنید بخوبی در می یابید که تفاوت های مشهودی در مواضع ایشان بوجود آمده است . 


7-	امير :
با سلام
یکسان سازی نرخ ارز در چه دوره ای انجام شد ؟؟
(چه سالی )

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست گرامی یکسان سازی نرخ ارز در قانون بودجه سال 1381 آمد و از ابتدای این سال اجرایی شد .


8-	شهرام :
جناب آقاي مزروعي سلام
با توجه به كارنامه مفتضحانه اقتدارگرايان بي منطق مقدس مآب دراين سه سال اخير و نابودي دستاوردهاي توسعه گرايانه و اصلاح طلبانه دلسوزان ميهن گراميمان، آيا بهتر نيست كه پيشروان اصلاحات و جبهه دموكراسي با دانايي محوري در رفتار نه گفتار بر حقوق فردي وآزاديهاي اجتماعي ايرانيان پافشاري بيشتر نموده و در برابر تماميت خواهان خانمانسوز( كه كشتي كه خود نيز سوارند را سوراخ مي كنند ...)ايستادگي جانانه كنند ( مثل تحصن در مجلس ششم كه بعد آن نيز نبايستي به مجلس برمي گشتند تا رسيدن به آزادي و آباداني كشور وايراني سرفراز )و كانديدايي دور انديش و مدبر و مدير چون خاتمي را راضي به كانديد شدن نمايند يا اگر آقاي خاتمي نيامدند محمدرضا خاتمي با حمايت قاطع اصلاح طلبان به صحنه انتخابات وارد شوند و در صورت رد صلاحيت بدون كوچكترين كوتاهي از حاكميت خارج شوند تا مردم فكر نكنند كه همه از يك قماشيد و مردم سركارند هيچ فرقي بين شما نيست (اقتدارگرا يا اصلاح طلب) و اندك اميدشان نيز به ياس نيانجامد.چون هنوز به شما و راستگوييتان اميد دارند و دل بسته اند تا فردايي بهتر براي فرزندان و خود شاهد باشند.درود بر شما پيروان آزادگي و آزادي ايرانيان

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب شهرام عزیز!
ابتدا یادآور شوم که من با نوع ادبیات شما موافقت ندارم و با لحن بهتر و آرامتر هم می توان طرح سئوال کرد . درپاسخ به سئوال شما ما باید در هر موقعیتی تحلیل خودمان از شرایطی را که در آن به سر می بریم روشن کنیم تا آنگاه بتوانیم راهبرد و تاکتیک های برون رفت از وضعیت موجود را بیابیم . هرگونه سیاست ورزی و اقدام که متناسب با ظرفیت های موجود جامعه نباشد و نتواند اکثریتی از مردم را با خود همراه کند شکست خورده است و بنابراین ما باید با شناخت درستی از ساختار حقیقی جامعه و ساختار حقوقی حاکم عمل کنیم و عرصه سیاست اینگونه نیست که امکان هر عملی را به ما بدهد براین پایه اصلاح طلبان در صورتی می توانند در انتخابات پیروز شوند و اهداف خود را پی گیرند که با وحدت کامل به این میدان آیند و نامزدی را معرفی کنند که امکان گذر از هفت خوان انتخابات و رای آوری بالا داشته باشد و به نظرم این نامزد فقط خاتمی می تواند باشد و لاغیر! طبعا در مورد نکات دیگری که پرسش کرده اید فقط در شرایط زمانی هر رخداد می توان در مورد عکس العمل به آن رخداد تصمیم گرفت و نمی شود در این باره حکم کلی و ثابت داد .

9-	مسعود دهنوی :
چرامدیریت اقتصادی در نهادهای مدنی و صنفی که کمترین هزینه و بیشترین فائده را برای دولت و جامعه دارند و از اینرو در ادبیات اقتصادی از تعداد آنها در هر واحد ملی به عنوان شاخصی برای اندازه گیری میزان « سرمایه اجتماعی » استفاده می شود در کشور ما مورد کمترین توجه و حمایت از سوی حاکمیت است ؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب دهنوی گرامی به نظرم این ناشی از سوء ظنی است که حکومت و حکومتگران ما بطور کلی نسبت به شهروندان و هرنوع کار سازماندهی شده و تشکل مدنی و صنفی دارند و متاسفانه فکر می کنند که اینها ممکن است روزی مزاحم قدرتشان شوند یا ...


10-	مسعود دهنوی :
چگونه اعتقاد به ولایت فقیه درایران با اداره ی جامعه از طریق دموکراسی قابل جمع است؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست گرامی اول اینکه ساختار حقوقی هر جامعه ای در تناسب با ساختار حقیقی اش تعین می یابد و به ویژه در بعد اجرایی در انطباق با ساختار حقیقی اش عمل می کند که بحث مفصلی را می طلبد .دوم اگر دموکراسی را پایبندی به رای و نظر مردم در اداره امور کشور براساس ساز و کارهای تعریف شده بدانیم این هیچگونه تناقضی با اینکه جایگاهی بنام ولایت فقیه در راس جامعه وهرم قدرت تعریف شود ، ندارد همانطور که در کشورهایی مثل انگلیس ، هلند ، ...تداوم نظام سلطنتی تناقضی با دموکراسی ندارد . اصولا دموکراسی یک روش برای اداره امور است که در هر جامعه ای متناسب با شرایطی که در آن بسر می برد و اکثریت بر سر آن تفاهم می کنند می تواند بکار گرفته و بدان عمل شود .


11-	صهبا الستی :
جناب اقای مزروعی
لطفادرصورت امکان نظرخود رادرباره نقض شدید حقوق بهاییان ایران بیان بفرمایید. با سپاس فراوان

<strong>علي مزروعی : </strong>
واقع اینکه من اطلاعات دقیقی راجع به نقض حقوق بهائیان ندارم و اطلاعاتم در حد انتشار اخباری است که بعضا در رسانه ها منتشر می شود و در مقام مقایسه قطعا حقوق مسلمانان بیشتر نقض می شود ! اما بطور کلی براین نظرم که حقوق شهروندی هرایرانی باید از سوی حکومت و حکومتگران  محترم شمرده شود و دراین باره باورهای عقیدتی و قومی و...نمی تواند محل اثر باشد .


12-	پدرام :
با درود
شما یکی از تنها کسانی بودید که به حکم حکومتی رهبری در مجلس ششم اعتراض کردید. در آن قضیه شما تنها به نظر می آمدید چرا فراکسیون مشارکت که اکثریت بود در آن قائله با شما همرامی نکرد آیا اعتقادی به مقاومت نداشتند؟
آیا شما برای جلوگیری از شکنجه فرزندتان در بازداشت وبلاگ نویسان قدرتی نداشتید؟ اگر یک نماینده مجلس نتواند وای به حال من بینوا!؟!؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
پدرام عزیز ! من در آن واقعه تنها نبودم اما در آنروز پرحادثه تصمیم جمعی فراکسیون دوم خرداد این شد که از کنار آن واقعه بگذرند . در مورد سئوال دوم مسلم است که اگر من نماینده هم بودم چنین قدرتی نداشتم ( چون در آن موقع دیگر نماینده نبودم ) اما در برابر این موضوع بقدری پیگیر شدم که سرانجام رئیس قوه قضائیه کمیته ای سه نفره را مامور رسیدگی و اعلام نظر در این باره کرد و سرانجام این کمیته به کار غیرقانونی دادستانی و منع تعقیب بازداشت شدگان نظر داد از اینرو به نظرم این نتیجه گیری کلی شما که اگر یک نماینده نتواند وای به حال دیگران ، درست است اما در عین حال این تجربه نشان داد که اگرهرشهروندی نسبت به اعمال غیرقانونی و ظالمانه عکس العمل نشان دهد و پیگیر باشد بالاخره جایی برای رسیدگی وجود دارد و به نظرم اشکال اصلی در این نوع موارد به خود ما برمی گردد و اینکه چقدر حاضریم برای پیگیری این امور مایه بگذاریم ؟


13-	نادر رضوي :
سرور ارجمند جناب مزروعی
اولا لازم می دانم که از زحمات چند ساله شما در دوران ممتاز مدیریت انجمن صنفی مطبوعات تقدیر و تشکر نمایم ثانیا به نظر می رسد که بعضی از افراد عضو انجمن سو
برداشتی نسبت به لب تاپ های هدیه ریس جمهور محبوب (خاتمی) و همچنین وام های
۹۹ ساله دارند خواهش می کنم در حد مقدرات در این باره توضیح دهید.
ضمنا فرصت را مغتنم دانسته یاد و خاطره احمد بورقانی عزیز را گرامی بدارییم. 

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب رضوی از لطف و حسن نظر شما متشکرم . در مورد هدیه لب تاپ متاسفانه بدلائلی انجمن نتوانست اینرا در دولت خاتمی عملیاتی نماید و پس از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد بلافاصله معاونت مطبوعاتی ارشاد بودجه این هدیه را در اختیار گرفت و به هرخبرنگاری که دلشان  خواست دادند ! و به رغم اینکه انجمن بارها درخواست کرد گزارشی از توزیع این هدیه داده شود هیچ گزارشی داده نشد. در مورد وام 99 ساله بنده هیچ اطلاعی ندارم و نمی دانم منظور شما چیست ؟

14-	الهام س. :
با سلام آقاي مزروعي
آيا اين حقيقت دارد كه شما در زمان حضور اصلاح طلبان در قدرت برخي از فاميلهاي نزديك خود را در جاهاي مختلف مانند وزارت نفت ، سازمان مديريت و برنامه ريزي و... مشغول به كار كرده ايد؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
نه ، این حقیقت ندارد . تنها فامیل بنده که در کل دوران اصلاحات به استخدام دولت ( وزارت نفت ) درآمد پسر خواهر بنده بود که اوهم از طریق کنکوروقبل از دولت اصلاحات (سال 76) در دانشکده نفت آبادان پذیرفته و بنحوی متعهد خدمت در وزارت نفت شده بود و هم اکنون هم مثل تمامی مستخدمین این وزارت خانه در حال گذارندن دوران آموزشی و آزمایشی اش در پالایشگاه اصفهان می باشد وبه احتمال قوی اگر خویشاوندی با من نداشت از وضعیت بهتری برخوردار بود ! چرا دراین دوران برادرم رااز سپاه بازنشسته کردند و برخی افراد را که فقط فامیلشان مشابه فامیل من بوداز استخدام در برخی نهادها محروم کردند!

15-	امين :
پاسخ دهید که : 
1 - در دوران مسئولیت خود و دوستانتان چه گلی بر سر این مردم زدید و چه کار مهم و کلیدی انجام دادید ؟ غیر از شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و ... که حالا برای ریشه کردن آنها این دولت باید بخش عمده ای از انرژی خودش را صرف کند ؟
2 - چرا امریکا و دشمنان ایران همواره شما را و اندیشه هایتان را حمایت می کنند ؟ آیا این اتفاقی است ؟ و اگر واقعا حامی تفکرات شما هستند ( که هستند ) چرا تجدید نظر نمی کنید . 
3 - امثال شما در دوران خاتمی بطور ناگهانی گنده شده و مطرح شدید و قبل از آن هیچ سابقه روشن و مهمی در جامعه نداشتید . چرا اینقدر فکر می کنید همه چیز را می دانید در صورتی که اصول ابتدایی سیاست و اقتصاد و ... را هم نمی دانید و این را بارها ثابت کرده اید ؟ 
4 - در کجای دنیا تشکیلاتی با کاربرد مشابه شورای نگهبان وجود ندارد که شما و دوستانتان برای 4 تا جوان ساده لوح و البته خودباخته ( که هر چیز خودشان بد و هر چیز دیگران خوب است ) جا انداخته اید که این شورای نگهبان اصلی ترین مانع دموکراسی در ایران است ؟ اگر نمی دانید بپرسید و اگر می دانید ، خیانت می کنید که کتمان می کنید و در واقع شما این قشر اندک را تحمیق می کنید . 
5 - برای آنها که سوالات بالا را پرسیده اند بگویید که در تمام کشورهای دنیا قانونی وجود دارد که حتی از راههای دموکراتیک اجازه تغییر آنها را نمی دهد مثل تغییر قانون لاییک در کشورهای بسیاری از جمله ترکیه و اروپایی ها و ... توجه داشته باشید حتی از راههای دموکراتیک . اما شما 4 تا احمق گیر آورده اید و اصرار دارید که وانمود کنید در ایران بن بست سیاسی است تا بلکه از این راه به خواسته هایتان که همان پست و رانت و ... برسید .
6 - چرا شما پاکترین ، شریفترین و باسوادترین مسئول اجرایی کشور را به بدترین شکل ممکن تحقیر و تخطئه می کنید ( دولت نهم ) . در حالیکه کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی و شما شکل گرفت . شما که قایل به گفتگو با دشمنان هم هستید آن هم با دادن باج و تحقیر ملت ایران ( که بارها توسط خاتمی اتفاق افتاد ) چرا با این دولت از دشمن بدتر برخورد می کنید ؟ واقعا چه کاری با شما کرده است ؟ 
7 - یادتان که نرفته است یک نفر در یک برنامه یا در یک روزنامه انتقاد تندی از خاتمی می کرد با تمام توان و قدرت او را تخطئه می کردید که دارد دولت برآمده از مردم را نابود می کنند و چه و چه . حالا آیا این دولت برآمده از مردم نیست و یا آن نظر درست نبوده است و یا توطئه ها و تخریبها کمتر از آن دوران است . اگر راست می گویید برای مخاطبینتان آماری از تخریبها علیه هر دو دولت در زمانی مشابه ارائه دهید و البته نوع تخریبها و شدت آنها را هم مشخص کنید .

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست عزیز !اگر شما امین و مسلمانید باید در برخورد با دیگران اصل را برصحت عمل و درستی آنان بگذارید مگراینکه شما دلائل مستند و قوی بر خلاف آن داشته باشید . 
1-	در این سئوال شما فقط اتهام زده اید و من هیچ دلیلی بر اثبات مدعایتان نمی بینم تا پاسخگو باشم . ازاینکه ما چه گلی بر سر این مردم زده ایم می گذرم چون آنرا باید مردم تشخیص دهند و اینرا فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه بین ما و دیگران می توان دریافت و لاغیر! و می بینید که اصولگرایان بصورت یکدست در حاکمیت با اینکه همین مدعای شما را دارند جرئت نمی کنند که اجازه حضور به ما در انتخابات بدهند چون نتیجه را می دانند ! با این حال شما چه دلیل یا شاهدی بر شانتاژ و بخور بخور و فامیل بازی و رانت خواری و ...بنده یا دوستان بنده دارید؟ و آیا همینطوری می شود دیگران را متهم کرد؟ شما حتی اگر یک دلیل و شاهد برای اثبات این مدعایتان ارائه کردید من همه مدعاهای دیگر شما را دربست می پذیرم . دوست عزیز ! فکر نکرده ای این دولتی که اینهمه مدعای مبارزه با فساد و...دارد در این سه سال گذشته همه پرونده های عمل ما زیر دستش بوده است و اگر کوچکترین سوژه ای در این باره بدست آورده بود بر بام می نهاد؟ لابد خیلی هم انرژی تلف کرده اند اما تاکنون می بینید که هیچ گیر نیاورده اند و امثال بنده چون پرونده زندگی شان پاک است اینطور راحت می نویسد و فعالیت می کند چراکه از قدیم گفته اند آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟
2-	امروز دنیا به یک دهکده واحد تبدیل شده است و همه دولت ها و مقامات کشورها نسبت به وقایع و حوادث جاری در دیگر کشورها اظهارنظر می کنند (مثل مقامات و دولت ما که از صبح تا شام راجع به مسائل ریز و درشت دنیا و ازجمله آمریکا اعلام موضع و نظر می کنند و اخیرا دولت ما به صراحت در پی برنامه ریزی برای اداره جهان است !) والبته نوع موضع گیری آنها برمی گردد به تحلیلی که از مسائل جهان و کشورها و منافع ملی شان دارند وطبعا نمی تواند ملاکی برای درستی یا نادرستی راه و روش و کار دیگران واز جمله ما باشد . بطور مثال اگر در کشورما حقوق شهروندی نقض شود و اصلاح طلبان بدان اعتراض کنند ، در عین حال مجامع جهانی ومقامات و نهادهای حقوق بشری و مقامات آمریکا و...نیز نسبت به این موضوع اعتراض کنند آیا این دلیل حمایت آنها از اصلاح طلبان می شود ؟ یا اینکه بدلیل این هم موضعی اصلاح طلبان باید از اعتراض نسبت به نقض حقوق شهروندی دست بردارند؟ به نظرمن طرح اینگونه مسائل بهانه ای بیش از سوی برخی حکومتگران و رقبای سیاسی برای مشوه کردن فضا وفرار از واقعیت و تداوم روشهای اقتدارگرایانه و نقض حقوق شهروندی و...نیست وگرنه چهره و سابقه اصلاح طلبان در پایبندی به اصول و اهداف انقلاب و نظام روشن است . متاسفانه دائره اینگونه نگرش آنچنان وسیع گشته است که از زاویه ای دیگررخداد هرگونه ناکامی ناشی از سوء مدیریت دولت و مجلس و...مثل تورم و گرانی و فقر و فساد و...در کشوررا هم ناشی از توطئه استکبار جهانی و آمریکا قلمداد کرده و هیچ کژی و کاستی و...را در کار حاکمیت نمی پذیرد و معلوم نمی کند بالاخره در این میان مردم و حاکمیت ایران چکاره هستند ؟
3-	من نمی دانم ملاک شما برای کوچک یا یزرگ بودن افراد چیست اما بنده سابقه روشنی دارم ( روشنتر از آقای احمدی نژاد و یارانش ) و خوشحالم که رده های مسئولیت را بطور طبیعی و نه رانتی طی کرده ام و در نهایت نیز مدال رای مردم شریف اصفهان به گردنم آویخته شد و افتخار نمایندگی مردم در یک انتخابات کاملارقابتی را یافتم . در عین حال من هیچ کجا ادعا نکرده ام که همه چیز را می دانم و اتفاقا در این سن دانش من بجایی رسیده است که بدانم نادانم ! اگر شما در همه نوشته ها و گفته های بنده چنین مدعایی یافتید عرضه کنید تا معلوم شود من دروغ می گویم اما من براین نظرم که فارغ از ادعای دانستن یا ندانستن افراد باید به همه افراد جامعه اجازه اظهار نظر داد و طبعا این دیگران هستند که در باره درستی و نادرستی اظهارات افراد و میزان دانش آنها داوری کرده و به نتیجه می رسند و قطعا در یک جامعه آزاد و پویا ودانشجو هیچ فردی نمی تواند رای و نظرش را بر دیگران تحمیل کند .
4-	الحق و الانصاف این مطلب شما درست است که در هیچ کجای عالم نهادی مانند شورای نگهبان وجود ندارد و البته عمل هیچ نهادی هم در دنیا مانند این شورای نگهبان پس از رحلت حضرت امام نبوده است ! من نمی دانم شما چند سال دارید اما اگر سن شما مانند بنده باشد بخوبی می دانید که شورای نگهبان در زمان امام هیچگاه اینکارهایی که پس از سال 68 با اختراع و اعمال «نظارت استصوابی » کرد نمی کرد و درآن زمان هم کسی متعرض کار شورای نگهبان نبود . آخر چطور می شود این شورا در هرانتخاباتی افراد مسلمان ایرانی زیادی را به دلیل عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی رد صلاحیت نماید و به هیچ مرجعی هم پاسخگو نباشد ؟ دراین شرایط آیا شما فکر می کنید داوری بسیاری از مردم در مورد عملکرد این شورا چیست ؟ و آیا خودبخود این معنا مستفاد نمی شود که این شورا مانع دموکراسی در ایران است ؟ اشتباه شما این است که فکر می کنید می شود دیگران را تحمیق کرد در حالیکه هرحرف و سخنی تا ریشه در واقعیت نداشته باشد بر ذهن و دل دیگران نمی نشیند.
5-	اگر الگوی شما کشورهایی مانند ترکیه و...است حق با شماست هرچند در این کشورها هم با رای مردم می توان قانون اساسی را تغییر داد( کاری که در سال گدشته در ترکیه انجام شد ) و حتی در ترکیه سکولار اسلامگرایان با رای مردم توانسته اند مجلس و دولت و ریاست جمهوری را بدست گیرند اما درجمهوری اسلامی ایران حتی افراد مومن به این نظام از شرکت در انتخابات محروم می شوندو...دوست عزیز! آیا خواسته عمل به قانون اساسی و اتکا به رای مردم در اداره امور که از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود برای پست و رانت و...است اما دستیابی به مناصب حکومتی از راه نظارت استصوابی و...برای خدا و خدمت به مردم است ؟ شما یک نفراز این اصولگرایان را نشان بده که در مناصب حکومتی قرار گرفته و ازحقوق و مزایا و...آن صرف نظر کرده است  البته اگر جعل مدرک و خویشاوندی و...را درنظرنگیریم ! رسانه های دولتی و حکومتی فقط نسبت به حقوق و مزایای نمایندگان مجلس ششم حساسیت داشتند و هر روزآنرا در بوق می کردند اما برای نمایندگان مجلس هفتم و هشتم که بسی بیش می گیرند می بینید که چون خودی اند سکوت رادیویی کرده اند! به قول عوام قربون برم خدا را ، یک بوم و چند هوا را؟ نمی دانم چرا شما هرآنکس را که غیر از آنچه شما می پسندید ، می پسندد احمق نام می نهید ؟ و آیا متقابلا همین حق را برای دیگران قائل هستید؟ واصلا چرا فکر می کنید دیگران احمق هستند و شما عاقل؟ در مورد بن بست سیاسی هم من نمی دانم اینرا از کجا آورده اید و به ما نسبت داده اید اما قطعا ادامه راه و روش موجود نظام را به بن بست می برد .
6-	از قدیم گفته اند مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید ! درمورد شکل گرفتن کثیفترین ارتباطات سیاسی و اداری و اقتصادی در دوران خاتمی نیز ارائه دلیل و شاهد مثل موارد مدعایی دیگر لازم است وگرنه جز اتهام زنی بیش نیست که شیوه جاری دوستان اصولگراست ! و خوشبختانه پس ازگذشت سه سال از حاکمیت یکدست تاکنون هیچ دلیل و شاهدی دراین باره نتوانسته اند ارائه کنند. ظاهرا شما بین نقد و انتقاد و دشمنی خلط کرده اید ونمی دانم چگونه می شود با دولتی که همه اصلاح طلبان را حذف وحتی آنانرااز داشتن یک پست کارشناسی محروم کرده است و گوش خود را بروی سخنان دیگران (غیرخودی ها) بسته است گفتگو کرد ؟ در مورد گفتگوی با دشمنان و باج دادن و...هم هنوززود است که داوری کنیم اما از طلیعه دوستی با مردم اسرائیل می شود نهایت کار دولت نهم را در این باره حدس زد هرچند اصل مدعای شما در مورد دولت خاتمی نادرست است .
7-	در این باره بگذارید دیگران داوری کنند اما حتما شما اینرا قبول دارید که رای آقای خاتمی بدون امداد نیروهای غیبی و در نوبت اول بیشتراز احمدی نژاد بود، و اگر دولت ایشان مردمی است آن دولت مردمی تر بود؟ و البته همه کارشکنی ها و بحران آفرینی ها و...در دوره اصلاحات برآمده از همان نیروهای غیبی بود و دلیلش اینکه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد همه آن نیروهای غیبی غیب شدند ! در مورد میزان تخریب ها هم شما لابد شوخی می کنید ؟ آیا با همراه بودن 98 در صد رسانه ها با دولت احمدی نژاد و تنها دو درصد رسانه مستقل و اصلاح طلب دیگر جایی برای تخریب می ماند؟ وبه رغم فعالیت این 98 درصد بر علیه دولت خاتمی حتی یک شکایت علیه آنان از سوی دولت اصلاحات انجام نشد و این از افتخارات آن دولت که فضای نقد و انتقاد را در کشور نهادینه کرد .      

16-	یوسف کمش دفه ای :
با سلام و خسته نباشید
جناب آقای مزروعی لطفآ محل اختلاف دیدگاه های مهندس عباس عبدی باخودتان و دوستانی که با شما هم عقیده اند رادقیقآ مشخص کرده و درخبرنامه مشارکت و یا هر جای دیگر درج نمایید تا هم روشنگری صورت گیرد هم اینکه ما چیزی یاد بگیریم.

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب یوسف عزیز! نمی دانم از کدام قرائن و شواهد شما به این نتیجه رسیده اید که آقای عبدی بابنده و دیگر دوستان اختلاف عقیده دارد تا پاسخگو باشم حداکثر اینکه ما با هم اختلاف سلیقه داریم و این امری طبیعی است و فکر نمی کنم نیازی به طرح اختلاف سلیقه ها باشد چرا که بین هر جمعی اینگونه اختلاف سلیقه وجود دارد .


17-	بیداد امامی :
یکی از مهمترین مشکلات شما در گرفتن قدرت در اینده این است که مردم به شمااعتماد ندارند. چرا که ان زمان که فرمان دست شما بود نه به مردم توجه کردید. و نه ازجایگاهی که به شما به امانت داده شده بود پاسداری کردید. حالا هم فقط و فقط هرف ها زیبای میزنید.سوال من این است, ایا اقای خاتمی سناریوی بعد از اقای احمدی نژاداست (سناریوی نظام) اگر اینطور نیست (که به قول شما هم نیست )ایا فکر نمیکنید موانعی که برای جلوگیری از به قدرت رسیدن اقای خاتمی توسط جناح مخالف ایجا د میگردد با توجه به اینکه موانع ,جنبه قانونی هم داشته باشد,جز اینکه خاتمی حذف شود(حوادث طبیعی مثل سکته قلبی , و سانحه رانندگی ) چاره ای باقی مانده باشد.

<strong>علي مزروعی : </strong>
من نمی دانم شما چگونه و با تکیه به چه ساز وکاری به این دست یافته اید که مردم به ما اعتماد ندارند ( عین مدعایی که جناح اصولگرای حاکم دائم مطرح می کند ) اما فرض می گیرم شما درست می گوئید حال اگر ما درخواست یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه را داشته باشیم آیا محل اشکال و سئوال است ؟ در این حالت احتمال دو اتفاق است : یک اینکه مردم به ما برخلاف مدعای شما اعتماد می کنند که لابد فکر بعدش هم کرده اند و سئوال بعدی شما محل طرح و بحث ندارد ، و دو اینکه به ما اعتماد نمی کنند و مدعای شما اثبات می شود که بازهم طرح و بحث در باره سئوال شما منتفی است !پس بجای این سئوالات اجازه دهید روی مسئله انتخابات آزاد و رقابتی و...متمرکز شویم و هر رایی که مردم دادند آنرا بپذیریم . 

18-	بهروز همتی :
آقای مزروعی باسلام؛
من همواره اعتراض هاو فریاد های شما را بر سر دشمنان مردم سالاری در دوره مجلس ششم به خاطر دارم و می ستایم و امید وارم که پس از این هم شاهد آن باشم
آقای مزروعی آیا حس نمی کنید جبهه مشارکت دارد به سوی یک سانتراللیسم حزبی در راس و تبعا پیروی منفعلانه و ضعیف در بدنه پیش میرود؟ آیا وظیفه ی بدنه حذب به تبلیغ و ترویج کاندیدهای حذبی در موعد انتخابات و توجیه عملکرد مدیران دوران اصلاحات و شکستهای پی در پی انتخاباتی تقلیل پیدا نکرده است؟
جناب مزروعی چرا پس از گذشت حدود 3 سال از برگزاری رسمی ختم اصلاحات ( مرگ اصلاحات پیشتر از آن اتفاق افتاده بود )هیچ مراسمی ، کنگره ای یا نشستی برای بررسی و نقد عملکرد دوران موسوم به اصلاحات برگذار نشده تا در باب کاستی ها و ضعف های آن با حضور صاحب نظران بحث و گفت وگو شود؟آیا دلیلش تنها بی خیالی و سهل انگاری است یا ترس از مواجهه با گذشته و کارنامه هم جولان می دهد؟ 
و در پایان من هنوز نفهمیده ام اصلاحات مورد نظر آقای خاتمی در دستگاه حاکم قرار است چگونه پیش رود :
«آقای خاتمی با بيان اين‌كه در موارد مختلف، بحث و گفت‌وگوي آزاد و بي‌تكلف {با مقام رهبری}وجود داشت، به تعهد خود با رهبر انقلاب اشاره كرد و گفت: در اين مورد يا تفاهم حاصل بود يا اگر اختلاف نظري باقي مي‌ماند، بر اساس تعهدي كه وجود داشت، ملاك عمل نظر رهبري بود.»

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب آقای همتی از لطف و محبت و حسن نظرشما سپاسگزارم . بنده در مورد عملکرد جبهه مشارکت چنین حس و نظری ندارم و اتفاقا در جبهه فضای بحث و نظر بروی همه اعضا باز است . در مورد نامزد حزبی شرایط سیاسی ایران باید لحاظ شود و هر تصمیم سیاسی باید متناسب با این شرایط باشد . در مورد نقد عملکرد دوران اصلاحات و حزب هم بارها اینکاربا دعوت ازافراد و گروه های سیاسی فعال بیرون جبهه انجام شده و گزارشی از آن نیز تهیه ودر گنگره سال گذشته ارائه شد و بصورت مکتوب در اسناد جبهه محفوظ است و فکر نمی کنم در این باره کوتاهی شده باشد . در مورد جمله آخر شما به نقل از خاتمی نمی دانم منبع اش کجاست اما اگر اینهم باشد محل اشکال نیست برای اینکه هر حرکت سیاسی و اجتماعی باید از درون بحث و تعامل و تفاهم به پیش رود وگرنه به نتیجه نمی رسد .

19-	مرتضی رضایی :
با سلام به پیشگاه حزب شمارکت و با درود بر جناب مزروعی
در ابتدا می خواستم به جناب amin عرض کنم که مؤدب باشید. اگر آدرسی از شما بود می دانستم چگونه از خجالتتان در بیایم. شما را چه شده است که این گونه افسار پاره کرده اید و نجاست بیرون می ریزید؟ قدری اندیشه کنید در گفتار و تأمل نمایید در کردار. اگر پیرو اسلامید و ارزشی می دانید خود را، این واژه ها و توهین ها با کدام مبنای اعتقادی هم سنخ است و اگر خود را دموکرات و لیبرال می دانید این اهانت ها و ناسزاگویی ها با کدام رکن دموکراسی هم جنس؟ ادب و متانت از کف داده اید، توهین ها به خلق الله می کنید و ادعای ارزشی بودن و مردمی بودن هم دارید؟ حاشا و کلا بر این همه گستاخی و بی آبرویی ها.

در ادامه از جناب مزروعی این سؤالات را داشتم:

اول آن که در انتخاب ریاست جمهوری سال 84 نامزد حزب مشارکت بیش از چهار میلیون رأی آورد. بنا به شواهد و قرائن و تحلیل های آماری، آگاهانه ترین آرا به صندوق دکتر معین و هاشمی رفسنجانی ریخته شد. با توجه به این که شما در کمیته ی برنامه ریزی حزب هستید، می خواستم بدانم که چه برنامه ای برای سازماندهی این چهار میلیون رأی داشته اید؟ آیا توانسته اید تعداد اعضا و تعداد هواداران را افزایش بدهید؟ اگر توانستید، چند درصد میزان این افزایش بوده است؟ آیا این میزان جزب نیرو با آن رأی بزرگ به دکتر معین تناسبی دارد؟ گمان من بر این است که متأسفانه علی رغم رویکرد چهارمیلیونی مردم به نامزد مشارکت در انتخابات نهم، جذب نیرو و ساماندهی آنان چندان موفق نبوده است.

دوم موانع ساختاری جذب و سازماندهی نیرو در فضای تحزبی کشور چیست؟ راه های فائق آمدن بر آن چیست؟

سوم اینکه چه برنامه ای برای نیروهای جذب شده در حزب مشارکت وجود دارد؟ همین نیروهای جذب شده ی فعلی نیز با توجه به مشکلات سازمانی همانند عدم برنامه ریزی های مدون و بلند مدت و مشکلات مالی و غیره توانایی شکوفایی ایده ها و یا کار در چارت سازمانی و بر اساس اساسنامه و مرام نامه ی حزب را ندارند.

چهارم این که با توجه به عضویت شما در مشهورترین روزنامه های اصلاح طلب و همچنین هیئت مدیره صنف روزنامه نگاران، شما چه بسیار عمیق با مشکلات روزنامه نگاری و جریان آزاد اطلاعات در ایران آشنایی دارید. سؤال من تکرار مکرارت و پیش گفتن هاست. اما چه باید کرد که زخم تازه است و گلو نالان. مرهم بر زخم نشیند این ناله ها هم فرو افتد. شما چه راه کاری برای فائق شدن بر این نابه سامانی و تضییق حق در عرصه ی مطبوعات پیشنهاد می کنید؟ اصرار دارم پاسخ روشن و شفاف باشد. دقت داشته باشیم این فقره از معدود دفعاتی بود که رهبری علنا وارد معرکه شد و جانب محافظه کاران را گرفت و این به واسطه ی آگاهیشان از اهمیت موضوع بود که جریان آزاد اطلاع رسانی پاشنه ی آشیل حضرات است. بار دیگر می پرسم که با توجه به این فشار و صف آرایی تمام قد در مقابل جریان آزاد اطلاعات در ایران، شما چه برنامه ای برای فائق شدن بر آن پیشنهاد می کنید؟ نیکو می دانید و بهتر از من که تا زمانی که تکلیف قانون مطبوعات روشن نشود، بسیاری از اقدامات بی نتیجه خواد ماند.

با تشکر بسیار زیاد از سایت نوروز برای این که این وقت را در اختیار مخاطبان می گذارد تا با سیاستمداران محبوب خود به گفتگو بنشینند. و نیز تشکر بسیار از جناب مزروعی. 

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست عزیزو گرامی با تشکر از لطف و حسن ظن شما ، اگر من اجازه داشتم حتما قسمت اول نوشته شما را سانسور می کردم چرا که فکر می کنم حتی اگردیگری رعایت آئین گفتگو وادب را نمی کند ما نباید به همانگونه عمل کنیم . درکمیته برنامه جبهه که بنده هستم  به مباحث مرتبط با برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی پرداخته می شود و مسائل مرتبط با سازماندهی و جذب نیرو و...به عهده کمیته اجرایی جبهه است و بنابراین من نمی توانم پاسخگوی سئوالات شما در این باره باشم.درباره موانع ساختاری کار حزبی و...نیزبحث بسیار وجود دارد و به نظرم ازحوصله اینجا خارج است . عین این بحث راجع به کار مطبوعات هم وجود دارد و به نظرم تا زمانی که ساختارهای حقیقی ما و بدنبال آن ساختارحقوقی متناسب بافرهنگ و فضای دموکراتیک نشود و تغییر نکند راه حلی میانبر پیدا نمی شود و من هیچ اکسیر معجزآسایی برای تغییر شرایط کنونی نمی شناسم جز آنکه بپدیریم فقط با اندیشه اصلاحات تدریجی و زمانبر و حوصله مند و پیگیر و...می توان بدان سو حرکت کرد.   

20-	علی آزاد :
سلام
جناب مزروعی
1-حفظ نظام یعنی جه ؟
2- اگرنظامی نقص دارد بازهم بایددرحفظ آن کوشید؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
آزاد عزیز! حفظ نظام یعنی حفظ چارچوب سرزمینی ومیثاقی جمعی که به عنوان یک قرارداد اجتماعی و در قالب قانون اساسی پدیرفته ایم تا زندگی ما دچار بی نظمی و عدم امنیت و...نشود . روشن است که اگر اکثریت مردم از نظام موجود ناراضی باشند راه تغییر آنرا هم می یابند اما باید درنظر داشت که این تغییر نظام با چه روشی و با چه هزینه ای دنبال شدنی است ؟ از اینروست که در دنیای امروز بجای تغییر نظام به اصلاح نظام به روش های کاملا مسالمت آمیز و تدریجی و اقناعی می اندیشند و با این تعبیر می شود گفت و دید که غالب نظام های سیاسی در حال اصلاح و تغییراند. 


21-	آريانا :
با سلام . 
جناب آقاي مزروعي من يه دانشجو هستم و چند تا سوال در مورد عملكرد جبهه مشاركت ( كه خودم رو از اعضاي غير رسمي اون مي دونم ) دارم كه فكر مي كنم پاسخ به اينها اگه واقعا بطور شفاف بيان بشه خيلي سو تفافهما يا تفاوت نگرشها رو مشخص مي كنه.

1. چرا جبهه مشاركت زماني كه بدترين فشارها و برخوردها در سالهاي 78 تا 81 با دانشجويان شد تحصن نكرد ولي دقيقا زماني كه اعضاي حزب رد صلاحيت شدند دست به تحصن زد . ( ما هم اعتقاد داريم كه انتخابات يكي از اصول دموكراسي است ولي حزبي كه بدنه اش رو از خودش برنجونه در هيچ انتخاباتي پيروز نمي شه ). 

2. چرا در انتخابات مجلس هفتم شركت نكرديد ولي در هشتم شركت كرديد؟ وضعيتتان در كدام بدتر بود؟

3. اگر حزب استراتژي بلند مدت مدوني داشت چرا از افرادي مثل آقاي رفسنجاني و همفكران او خودش را دور كرد؟

4. جبهه دموكراسي و حقوق بشر كه قولش را داده بوديد و ما به آن اميد بسته بوديم كجاست؟ آيا حزب به همه قولهايش اينگونه عمل ميكنيد؟

5. شما در بهترين حالت بتوانيد قدرت سال 79 را بدست آوريد . اگر بدست آورديد چه كار مي كنيد كه آن موقع نكرديد ؟ ( راحت بگويم ما از عملكردتان راضي نبوديم )

6. نظر شما در مورد اصل ولايت مطلقه فقيه چيست . (لطفا يكبار براي گواهي تاريخ پاسخ دهيد) 

با تشكر 


<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب آریانا ،باتشکر از شما در پاسخ :
1 – همانگونه که شما نوشته اید اهمیت موضوع انتخابات مجلس قابل مقایسه با دیگر حوادث  آن دوران نبود و به همین دلیل آن عکس العمل را می طلبید و می بینید که تا امروز ما هزینه آن اقدام را می دهیم اما درمورد واکنش نسبت به برخورد با دانشجویان هم دوستانی از ما که در مجلس ششم به گونه ای مسائل دانشجویی را پیگیری و نمایندگی می کردند نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و تحصن کردند و در آن مقطع جواب هم گرفتند اما طبیعی است که در مجموعه شرایط کشور و کنش ها و واکنش ها ما نتوانستیم آنگونه که دانشجویان انتظار داشتند عمل نمائیم .
2- روشن است که شرکت در انتخابات مجلس هفتم با آن وقایعی که اتفاق افتاده بود دیگر برای ما معنا نداشت اما در انتخابات مجلس هشتم با تحلیلی که از شرایط شد ما وارد یک ائتلاف شدیم که از تبعات آن شرکت در انتخابات بود ضمن اینکه امکان نامزد معرفی کردن در انتخابات مجلس هفتم نداشتیم اما در این انتخابات داشتیم . البته در هر کار و اقدام سیاسی و حزبی مبنای تصمیم گیری عقل جمعی است و در هر دو مقطع این تصمیم عقل جمعی بود که ملاک عمل قرار گرفت .
3- حزب هرگز اینکار را نکرد اما افرادی وابسته به حزب و بصورت انفرادی اینکار را کردند که طبعا بدلیل وابستگی شان به حزب هزینه اینکار به پای حزب هم نوشته شد .
4- قول این اقدام را آقای معین داد و حزب هم نهایت همراهی را با ایشان داشت اما منهم مانند شما نمی دانم چرا اینکار به سرانجام نرسید .
5- من نمی دانم شما در چه جایگاه اجتماعی و حکومتی قرار داشته یا دارید اما من براین نظرم که اگر دوباره قوه مجریه بدست اصلاح طلبان بیافتد و به همان شیوه گذشته عمل کنند (فرض محال ) کفایت می کند و این به نفع مردم و کشور در مقایسه با شرایط فعلی است و به نظرم یکی ار دلائل شکست اصلاحات زیاده طلبی های بیشتر از ظرفیت حقیقی و حقوقی جامعه توسط برخی افراد و گروه ها بود که بسیاری را به سرخوردگی و یاس گشاند و به تعبیر یکی از دوستان ما همه باید بیاموزیم که تمدن و دموکراسی میلی متری ساخته می شود و نه متری !
5- من فکر می کنم نظریه ولایت فقیه می تواند همانند نظریه های دیگری که در مورد حکومت دینی مطرح است محل بحث باشد وتضاد و تناقضی هم بین این نظریه و سازگاری با دموکراسی نمی بینم اما مهمتر از این بحث نظری این است که در نظام جمهوری اسلامی ایران این نظریه حاکم است و طبعا آنچه ملاک داوری و قضاوت در باره این الگو می شود نتایج عملی برآمده از عمل به این نظریه است که بیشتر مصداقی است و بطور خاص ما دو دوره از اجرای این نظریه را در زمان امام خمینی و پس از او تجربه کرده ایم و من ارزیابی متفاوتی از این دو دوره دارم و براین نظرم که در دوره دوم از اجرای این نظریه بر پایه اصول قانون اساسی فاصله گرفته شده است و شاهد برهم خوردن توازن بین حاکمیت ولایت مطلقه فقیه و حق حاکمیت مردم به نفع اولی هستیم و ادامه این مسیر قطعا اصل جمهوریت را منتفی و در پی آن حفظ و بقای نظام را به خطر انداخته و اسباب خدشه به این نطریه را فراهم می سازد .   
با تشكر 


22-	سجاد :
با سلام به نظرشماتاخيرخاتمي در اعلام نامزدي چه توجيهي ميتواندداشته باشد اگر واقعاميخوادبيادسريعتراعلام كنه منم موافق نامزدي خاتمي هستم ولي فكرنكنم مردم دوست داشته باشندبيش ازاين منتظر بمونن باتشكر ياعلي 

<strong>علي مزروعی : </strong>
باتشکر از شما منهم با شما همنظرم اما دراین باره فقط خاتمی می تواند تصمیم بگیرد و او هم باید به این نتیجه برسد که بیاید. 


23-	فاطمه کریمخان :
با سلام و وقت به خیر نظر شخص شما در مورد تغیر و تحول های اخیر در روال کار انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران چیست ؟تحلیل شما از این گونه برخورد های قهری با نهاد های صنفی چیست؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
طبعا هرگونه تغییر و تحول در کار انجمن با رای و نظر اعضارا باید مثبت ارزیابی کرد . در مورد برخورد با انجمن و دیگر نهادهای مدنی نیز این برمی گردد به نوع نگرش اصولگرایان حاکم که هیچ نگاه مثبتی به فعالیت های مدنی و آزاد و مستقل از حکومت ندارند و فکر می کنند باید جلوی آنها را بگیرند . 


24-	جواد ایزدی :
با سلام خدمت شما آقای مزروعی
من سوالی از شما داشتم مبنی بر کاندید شدن آقای خاتمی.آیا جبهه مشارکت برنامه ای دارد برای فراهم کردن زمینه برای کاندید شدن آقای خاتمی؟ آیا شما فکر میکنید آقای خاتمی با این همه اجهافهایی که در حق اصلاح طلبان شده و این همه ردصلاحیت کاندیدای اوپوزسیونهای اصلاح طلب در مجلس هشتم خود را به عنوان کاندید ریاست جمهوری معرفی خواهد کرد؟ سواال آخر آیا شما احتمال حضور آقایان رفسنجانی و حداد عادل را در انتخابات آتی ریاست جمهوری میدهید به عنوان رقبای جبهه اصلاح طلب؟ 
 
<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب آقای ایزدی !جبهه مشارکت در تلاش است که آقای خاتمی را برای نامزد شدن متقاعد کند و در این باره برنامه هم دارد که آنرا از طریق تشکیلاتی عملیاتی کند اما اینکه آقای آیا آقای خاتمی می آید یا نه ؟ به نظرم بستگی به شرایط و میزان درخواست از ایشان دارد . به نظر می رسد که آقای هاشمی دیگر قصد نامزد شدن ندارد و به لحاظ شرط سنی هم فکر می کنم نمی تواند نامزد شود و در مورد آقای حداد هم فکر می کنم با موضع اخیری که مقام رهبری در حمایت از دولت احمدی نژاد و تداوم کار این دولت در چهار سال بعدی گرفت دیگر جایی برای آمدن ایشان نمانده است .

25-	آرمین سنایی :
با سلام خدمت آقای مزروعی.
به نظر شما عملکرد جبهه مشارکت در برابر انتخابات مجلس هفتم صحیح تر بود یا مواجهه ای که با انتخابات مجلس هشتم داشت؟ 
به نظر شما در این دو مورد که البته موضعی کاملاً متفاوت هم اتخاذ شد کار بهتری می شد انجام داد یا خیر؟

لطفاً شیرین ترین خاطره ای که از مجلس ششم دارید را بگویید.
موفق و پیروز باشید.

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب سنایی عزیز! در پاسخ به سئوال دیگری آورده ام که در عمل سیاسی جمعی و حزبی آنچه ملاک عمل و مبنای تصمیم گیری است تکیه بر عقل جمعی است و آنچه عمل جبهه مشارکت را در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم توجیه می کند همین تکیه بر عقل جمعی است و از اینرو نمی شود آنرا در قالب صحیح ترو...ارزیابی کرد و به همین دلیل سخن از کار بهتر نادرست است چراکه آنچه انجام شده با نظر عقل جمعی بوده است و البته در سایه عمل به این تصمیم جمعی و نتایج حاصله این بار از منظر داوری پسینی می توان به تحلیل و نقد آن تصمیم پرداخت و برای آینده از این تجربه استفاده کرد اما آنرا نمی توان به عمل در گذشته تعمیم داد. در مورد شیرین ترین خاطره از مجلس ششم هیچ خاطره شیرینی ندارم اما تا دلتتان بخواهد خاطره تلخ دارم ! 

 
26-	علی از گلستان :
جناب مزروعی 
شما ارزش رای مردم را در طی 30 سال بعد از انقلاب دیده اید بالاترین رای را مردم در مجلس ششم داشته اند .نمایندگان مردم فقط حق دارند در حیاط حکومت راه بروند و به ساختار راهی ندارند . حال برای این ارزش این چه اصراری است که شما برای حضور مردم در انتخابات دارید. سیستم حکومت یک دور تسلسل دارد . اگر جنگ شود باید موسوی بیاید . اگر صلح شود باید هاشمی بیاید . اگر گند کار در آید و آبروی نظام در خطر باشد باید خاتمی بیاید و وقتی که شر از حکومت برود و خزانه پر شود یک احمدی نژاد باید آنها را بین کسانی که در این غنائم نقشی نداشته اند تقسیم کندمگر همین خاتمی نبود که انتخابات مجلس هفتم را که مقدمه مجلس هشتم بود را برگزار کرد خاتمی فقط سوپاپ اطمینان آقایان اصولکرا است.

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست عزیز ! اینگونه نگاه کردن به عالم و آدم اگر تداعی باور ما ایرانیان به نظریه توطئه و اینکه همه کارها زیر سر ...است نباشد لااقل تداعی یک نوع برنامه ریزی دقیق برای اداره کشور ما می کند که متاسفانه ما فاقد آن هستیم و ما اگر اهل برنامه ریزی اینگونه ای بودیم باید اوضاع و احوالمان بهتر از این می بود! من بر خلاف شما آنچه را اتفاق افتاده است ناشی از روند طبیعی حرکت جامعه بسوی دموکراسی و آینده بهتر می دانم و به همین دلیل از نهاد انتخابات و شرکت فعال در آن حمایت می کنم . شما نباید فراموش کنید که در کشور ما دو هزار و پانصد سال استبداد و سلطنت حاکم بوده و از حق حاکمیت مردم و انتخابات و...خبری نبوده است و در سایه انقلاب اسلامی مردم ایران وارد در تاریخ و حاکم بر سرنوشت خویش شده اند و تنها 30 سال است که دارند انتخابات را به رغم همه کاستی هایش تجربه می کنند و در سایه چنین تاریخی ما باید تلاش کنیم که با پاسداری از نهاد انتخابات به آن عمق و غنی ببخشیم به گونه ای که حاکمیت ناچار از پذیرش آن بصورت واقعی و اثرگذار شود در غیر اینصورت این مطلوب حاکمیت است که با توجیهاتی از گونه گفتار شما اکثریت مردم از انتخابات کنار کشند و آنها با تکیه بر رای اقلیت به حاکمیت خود ادامه دهند و پز مردمسالاری هم بدهند .ضمن اینکه شما چه راه دیگری را برای عبور از حیاط به ساختار می شناسی‌؟

27-	علی رضایی :
این جانب می خواهم یک سوال بسیار مهم بپرسم من با وجود اینکه تا به حال در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده ام سوال من وامثال من این است که اگر اقای خاتمی می خواهد شرکت کند اگر می خواهد مثل هشت سال ریاست جمهوری که داشتند که در ان مدت ایشان با قبول تعلیق غنی سازی اورانیوم اشتباه بزرگی کردندوبه منافع ملی صدمه زدند یا ایشان خیلی کم به شهرستان ها می رفتند فکر نکنید که من طرفدار احمدی نژاد هستم من اصلا به هیچ چیزی معتقد نیستم بهتر است که ایشان نیاید زیرا بسیاری از همفکران من در صورت ورود ایشان به رقیب ایشان رای خوا هند دادزیرا مردم در سال 76 فرصت بسیار خوبی را از دست دادند اما نکته وسوال من این است که ایا خاتمی می خواهد گورباچف ایران باشد در این صورت رای خواهم دادبه خاتمی

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب رضایی ، من در پاسخ به سئوالات قبلی تا حدودی به سئوال شما پاسخ داده ام اما در مورد قبول تعلیق غنی سازی ، اول اینکه این تصمیم آقای خاتمی به تنهایی نبوده است و تصمیم شورای عالی امنیت ملی که به تایید رهیری می رسد بوده است . دوم اینکه در مورد شکستن تعلیق و سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد هم هنوز زود است نتیجه گرفته شود که این سیاست به نفع کشور بوده و جواب داده است و ملاحظه می کنید که پیامدهای هزینه زای این سیاست روز بروز بیشتر کشور را درگیر کرده و بطور خاص و به رغم در آمد افسانه ای نفت در این دوره اقتصاد ما را به چه روزی انداخته است وسرانجام هم معلوم نیست که دستیابی به دانش صلح آمیز هسته ای به تعبیر آقایان چقدر برای کشور هزینه دارد؟ سوم اینکه بنده فکر می کنم سیاست خارجی دولت خاتمی که برپایه تنش زدایی و اعتماد سازی با دیگر کشور ها بود سیاست درستی بود می توانست تامین کننده منافع ملی ما باشد و در سایه آن سیاست و بدون هزینه ما می توانستیم به همین دانش دست یابیم و اینهمه هم کشور و مردم را به دردسر نیاندازیم . در مورد رای دادن هم شما آزادید به هرکس می خواهید رای دهید اما باید هزینه ها و فائده های مترتب بر رایتان را محاسبه کرده و بپذیرید و لجبازی در رای دادن معنا ندارد . در مورد اینکه خاتمی می خواهد نقش گورباچف را بازی کندو...قطعا نه ، چون اینگونه شبیه سازی ها نادرست است برای اینکه شرایط و مردم ایران با شرایط و مردم شوروی متفاوت است و خاتمی فقط نقش خودش را بازی می کند !   

28-	ک - ش :
با سلام
قبل از سوال باید بگویم اظهارات آقای amin نام، از فرط خیلی چیزها!! ارزش پاسخگویی ندارد!
و اما سوال:
چنان که اخیرا دیده میشود آقای خاتمی به شدت از نامزدی برای انتخابات دهم اجتناب میورزند. صرف نظر از درستی این خبر،اولا ایشان در شرایطی بسیار بسیار بحرانی حاضر به پذیرش و ادامه اداره کشور شدند،مگر اکنون وضع فجیع تر از بار پیش است ؟؟ و دومی ،اگر ایشان به هر دلیل راضی به نامزدی نشوند،یعنی تمدید به ظاهر قانونی حکومت زور به نام تقوا،آنهم تندرو ترینشان، "چه باید کرد"؟؟ لطفا راهکار،نظر و موضع شخصی خود و هم چنین جبهه مشارکت ایران اسلامی را تشریح کنید.
با سپاس

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست گرامی !تلاش بنده و دوستان جبهه و دیگرهمفکران با نظری مشابه شما براین است که آقای خاتمی را برای آمدن متقاعد کنیم و امیدواریم که این تلاش ها موثر بیافتد و در پاسخ " چه باید کرد " شما همین را توصیه می کنم که شما هم به جمع این تلاش ها بپیوندید و با دامن زدن به دعوت ها از آقای خاتمی ایشان را تشویق و ترغیب به نامزد شدن کنید و مطمئن باشید که آگر دعوت مردمی از ایشان بالا گیرد به رغم همه مسائل و مشکلات ایشان وارد میدان انتخابات خواهند شد و باید امیدوار باشیم راه برون رفتی از این وضعیت رقت بار پید اشود . 


29-	حمزه کیا :
اما سوالات
خواهش می‌کنم به تمام سوالات زیر به طور کامل و صریح و شفاف جواب داده بشه.
۱. با توجه به این که آقای کروبی قطعا از حضور در انتخابات کوتاه نخواهد آمد ائتلاف بین اصلاح‌طلبان چه جوری ممکنه؟
۲. به نظر شما اگر خاتمی رئیس جمهور باشد باز هم انتخاباتی مانند مجلس هفتم را برگزار می‌کند؟ در این صورت به چه دلیل باید به خاتمی رای بدهیم تا باز هم از دل آن احمدی‌نژادی بیرون بیاید.
۳. چرا اصلاح‌طلبان واقعی راه خود را از کسانی که اعتقادی به اصلاحات ندارند و فقط با قرعه روزگار در این جناح قرار گرفتند جدا نمی‌کنند؟ آیا کسی مانند کروبی واقعا اصلاح‌طلب است؟ تا کی جبهه مشارکت می‌خواهد با کسانی ائتلاف کند که بدون هیچ خاصیتی می‌خواهند در انتخابات مجلس هشتم شرکت کنند ؟
 
<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب حمزه ! با اینکه نمی دانم متر شما برای اندازه گیری کامل و صریح و شفاف بودن پاسخ های بنده چیست ؟ اما پاسخ های من چنین است :
1-	در مورد کوتاه آمدن یا نیامدن آقای کروبی از حضور در انتخابات به نظرم نمی توان اینطور محکم داوری کرد و قطعا ایشان هم با تحلیل شرایط و ائتلاف بین اصلاح طلبان تصمیم خواهد گرفت و به نظرم آنچه مهم است تصمیم جمعی اصلاح طلبان است که بتوانند بصورت متحد در انتخابات حضور یابند در غیر اینصورت باید با توجه به شرایطی که پیش می آید تصمیم گرفت .
2-	فکر می کنم هیچکس نتواند به این سئوال شما پاسخ دهد چون برخلاف گفتار رایج تاریخ تکرار نمی شود چون شرایط دائم در حال تغییر است و همه بازیگران عرصه سیاست از تجربه های می آموزند و قطعا رفتار آقای خاتمی اگر دوباره رئیس جمهور شود متفاوت از گذشته خواهد بود و همینطور رفتار مردم ، و بعید می دانم که در یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و عادلانه اکثریت مردم بخواهند تجربه احمدی نژاد تکرار شود .
3-	در عرصه اجتماع و سیاست ما با موجودی بنام انسان سر و کار داریم که بسیار پیچیده و تو در توست و مشکلی کار در همین جاست ! ما هیچ دستگاه عیار سنجی که بتواند نیات و میزان صداقت افراد را اندازه گیری کند نداریم و برپایه قواعد عرفی و شرعی باید اصل را بر  ادعا و رفتار ظاهری افراد بگذاریم و بنابراین اگر افرادی ادعای اصلاح طلبی کردند ما باید قبول کنیم اما اینرا نیز می دانیم که یکی از آفات هر حرکت و نهضت اجتماعی و سیاسی نفوذ فرصت طلبان و...بوده است و بنابراین باید مواظب باشیم که حرکت و نهضت آسیب پذیر و منحرف نشود و طبعا جمع ایندو بسیار سخت و توانفرساست ! و به همین دلیل توجه به نظر شما در هر شرایطی درست اما عملیاتی کردن آن دشوار است چون تشخیص افراد صادق از ناصادق واقعا بسیار سخت است . بطور مثال در مورد آقای کروبی قطعا ایشان اصلاح طلب است و به نظرمن کاملا صادق ، اما با دیگر اصلاح طلبان به لحاظ روشی اختلاف نظر و رای دارد یا در مورد دیگر گروه های اصلاح طلب هم که اشاره کرده اید همین موضوع وجود دارد و در یک چنین شرایطی جبهه مشارکت چاره ای جز تعامل و همکاری و ائتلاف با دیگر افراد و گروه های اصلاح طلب برای پیشبرد حرکت اصلاحی ندارد و تا زمانی که این جریان به پیروزی و جلب اکثریت مردم دست نیابد باید به همین شیوه عمل کند .   


30-	علي :
يك سئوال ساده در ذهن من پديد آمده و آن اينكه اگر دولت اصلاحات هم تا حالا ادامه پيدا كرده بود آيا اين مشكل كمبود برق و قطع برق بود يا اينكه در اين مسئله از سوي دولت جديد كم كاري صورت گرفته، لطفا دقيق و شفاف و با آمار توضيح دهيد

<strong>علي مزروعی : </strong>
علی جان ! پاسخگویی به سئوال شما ممکن نیست چرا که دولت اصلاحات ادامه پیدا نکرده است تا از روع عملکردش بشود جواب داد ! اما اینرا می شود ادعا کرد که اگر روند کاری در زمینه سرمایه گذاری برای تولید برق مثل زمان قبل ادامه می یافت مشکل کمبود و قطع برق پیش نمی آمد . در این باره مطلبی ذیل عنوان " آمار دروغ " در وب سایتم نوشته ام می توانید به آن مراجعه کنید .


31-	يك روزنامه نگار :
بعد از برگزاري انتخابات هيات مديره انجمن شاهد هستيم كه وزارت كار عملا هيچ اقدامي را عليه انجمن نه به صورت رسانه‌اي و نه عملي انجام نداد، آيا آنها به نتيجه انتخابات تمكين كرده اند؟ و آيا انجمن موفق شده است موضع خودش را به وزارت كار تحميل كند و حقانيت خود را ثابت كند؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
همکار عزیز ! انجمن بدنبال تحمیل موضع خویش به وزارت کار یا هر مرجع دیگری نیست بلکه در پی آنست که با تکیه بر موازین قانونی فعالیت های خویش را به پیش برد و براین اساس تلاش کرده است از راه های حقوقی و مذاکره به حل مسائل بپردازد و دراین مسیر مسئولان وزارت کار پذیرفته اند از راه های حقوقی موضوع حل و فصل شود و با برگزاری مجمع عمومی در نوبت دوم و انجام انتخابات هیات مدیره و بازرسین دیگر بهانه ای برای ایراد گیری وجود ندارد و گزارش مجمع به وزارت کار ارسال شده و امیدواریم با تایید آن فعالیت های انجمن همچون گذشته ادامه یابد و چالش بوجود آمده ختم به خیر شود .

32-	سعيد از آمريكا :
آقاي مزروعي من از طرفداران هميشگي آقاي خاتمي هستم، چه موقعي كه در ايران بودم و چه امروز كه براي ادامه تحصيل در خارج بسر مي‌برم، اما برايم يك نكته مجهول در حال حاضر پيش آمده و آن اينست كه آيا بازگشت به خاتمي و اينكه بخواهيم دوباره او را به به عرصه انتخابات و دولت و رياست جمهوري بكشانيم نشان از شخص محوري در جنبش اصلاحات نيست؟ آيا اين يك نقيصه محسوب نمي‌شود كه اصلاحات نتوانسته از يك فرد عبور كند و سعي كند از پتانسيل خاتمي بعنوان رهبر معنوي اصلاحات در محل‌هاي ديگري استفاده كند و باز مي‌‌خواهد او را قرباني حضور در عرصه قدرت كند، اين سئوال مجهول مرا بسيار به فكر برده است، شايد شما بتوانيد مرا روشن كنيد

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب سعید عزیز ، امیدوارم در دیار غریب در کار و زندگی موفق باشید و حساسیت و دغدغه خود را نسبت به ایران و ایرانی حفظ کنید . واقع اینکه من کمی نسبت به طرح اینگونه بحث های روشنفکری و ذهنی بدبین هستم چرا که در همه جوامع و حتی نوع پیشترفته و سازمان یافته اش در نهایت این افراد و اشخاص هستند که مطرح و تاریخ ساز می شوند و به نظرم شخص محوری در همه جا وجود دارد فقط شدت و ضعف دارد ! اما ما در شرایط ایران بسر می بریم که مشخصه ها و و یژگی های خاص خود را دارد ( استبداد زدگی تاریخی ، فقدان فضای آزاد برای رشد نیروها ، غیبت جامعه و نهادهای مدنی ، اقتصاد رانتی و نفتی و دولتی ، ...) و در یک چنین شرایطی ما می خواهیم عمل سیاسی کنیم و در یک انتخاباتی که مهندسی می شود شرکت کنیم و...ومجموعه فضا راهی جر سرمایه گذاری روی آقای خاتمی باقی نمی گذارد حالا هرچه می خواهید اسمش را بگذارید و به نظرمن رهبری معنوی برای اصلاحات و...هم تعارف است و ما نیاز به یک جمع کننده اجرایی برای پیشبرد اصلاحات داریم و اگر آقای خاتمی در اینراه قربانی بشود اما اصلاحات به پیش رود اشکالی ندارد و اتفاقا اصلاح طلبان باید بپذیرند که در راه پیشبرد اصلاحات باید قربانی داد وگرنه نتیجه ای حاصل نمی شود .

33-	سعادت :
با توجه به اعلام كانديداتوري آقاي كروبي، آيا فكر نمي‌كنيد ايشان با اين اقدام خود اولين ضربه به ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات آتي زده‌اند؟ آيا اين عملكرد ايشان مانع حضور آقاي خاتمي نخواهد شد؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب سعادت ! اگر اخبار را دقیق پیگیری کرده باشید در می یابید که این حزب اعتماد ملی بود که پیشنهاد نامزدی ایشان را مطرح کردو ايشان هم پذيرفته اند بنابراین شما نباید در این باره عجله و نتیجه گیری کنید . طبعا باید منتظر ماند تا احزاب و گروه های دیگر هم اعلام نظر کنند و در نهایت افراد معلوم شوند و خود آنها هم اعلام نظر کنند تا آنگاه جبهه اصلاحات بتواند تصمیم گیری کند و فکر نمی کنم طرح این مباحث مانعی برای نامزدی آقای خاتمی باشد .

34-	علي از همدان :
دليل حمايت هاي بي شائبه صاحبان قدرت و بويژه رهبري از احمدي نژاد را در چه مي‌بينيد، آيا اينگونه حمايت ها از دولت در طول تاريخ جمهوري اسلامي مسبوق به سابقه بوده است؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
علی عزیز ! تا جائیکه بنده یادم هست همواره امام و رهبری از دولت وقت حمایت کرده اند و تقریبا این یک روال جاری و معمول است اما طبعا این شدت و ضعف داشته است و به نظر می رسد بدلیل ضعف های مفرط دولت احمدی نژاد رهبری لازم می داند حمایت بیشتری از این دولت در مقایسه با دو دولت گذشته به عمل آورد تا دولت بتواند با این پشتوانه یکسال باقی مانده از عمرش را پشت سرگذارد .

35-	سارا اصفهاني :
به نظر شما در صورت حضور نيافتن آقاي خاتمي در عرصه انتخابات آيا بهترين راه حل اصلاح طلبان قبول كردن راه حل آقاي دكتر نجفي مبني بر ائتلاف سراسري و حضور با يك كانديدا و در صورت رد شدن وي كناره گرفتن از انتخابات نيست؟ و به نظر شما بعد از خاتمي چه گزينه‌هاي را مي‌توان از سوي احزابي مانند مشاركت و مجاهدين انقلاب و كارگزاران و ساير گروههاي ائتلاف مطرح كرد كه توان گرد هم اوردن كليت مجموعه ائتلاف را داشته باشد؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
سارای گرامی ، اشکال طرح آقای نجفی این است که معلوم نمی کند اگر همه اصلاح طلبان روی فردی غیر از آقای خاتمی توافق کردند و به فرض این نامزد تایید صلاحیت شد آیا امکان رای آوری او وجود دارد یا نه ؟ چرا که ما رسانه نداریم و به لحاظ شناسایی و تبلیغات هر گز نمی توانیم با رقیب مقابله کنیم و...ضمن اینکه طرفداران اصلاح طلبان اینگونه نیستند که پیروی بی چون و چرا از ائتلاف اصلاح طلبان کنند و هریک از آنها خود مجتهد است و صاحب نظر! وتا وقتی نامزدی مطلوبشان نباشد پای برای رای دادن پیش نمی گذارند و تجربه انتخابات مجلس هشتم به ویژه در تهران خود بزرگترین شاهد براین مدعاست ! وجه دیگر که اگر این نامزد ردصلاحیت شد در انتخابات شرکت نکنیم به نظرم این رویکرد نادرست است برای اینکه ما باید اصل را بر شرکت و پیروزی در انتخابات بگذاریم و همه اقدامات و تمهیدات ما منطبق بر این رویکرد باشد و به همین دلیل ما بر نامزدی خاتمی تاکید داریم و البته اگر به فرض بخواهند ایشان را هم ردصلاحیت کنند ضمن اینکه این هزینه بالایی برای حاکمیت دارد دیگر هیچ توجیهی برای شرکت اصلاح طلبان و طرفداران آنها برای شرکت در انتخابات باقی نمی گذارد و شرکت نگردن کاملا توجیه می یابد و با این رخداد می توان نتیجه گرفت که نظام سیاسی وارد یک فاز جدید شده است که باید نسبت بدان راهبرد دیگری را در پیش گرفت . به نظر من هیچ گزینه ای نمی تواند جایگزین خاتمی شود که توافق مجموعه اصلاح طلبان را داشته باشد . 

36-	 سلمان: 
سلام
به نظر شما حضور آقای خاتمی در انتخابات با توجه به هر نتیجه ای که ممکن است در پیش داشته باشد آیا تصمیم درستی است با تو جه به اینکه درست همان مسائل دوران دولت ایشان یعنی همان هر 9 روز یک بحران تکرار شود
2-شما نظرتان در مورد ماکیاولیسم اسلامی که چندین سال است توسط جناح مخالفتان جهت سرکوبی شما استفاده میشود چیست. چون اینان اعتقادی ندارند که دارند کار خلاف شرع انجام میدهند. زیرا هدفشان حفظ اسلام و حفظ یک نظام اسلامی است حال کارشان هر چه باشد یک کار اسلامی است.قتل ترور و دزدی و دست بردن در نتیجه انتخابات همه و همه وسیله هایی است که هدف ( حفظ نظام و اسلام) ان را توجیه میکند
با این شرایط ایا حضور مجدد آقای خاتمی میتواند مشکل گشا باشد

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب سلمان در پاسخ به سئوالات قبلی به سئوال اول شما پاسخ داده ام اما در پاسخ به سئوال دوم من فکر نمی کنم که همه جناح حاکم یا اصولگرا به قول خودشان را بشود متهم به ماکیاولیسم اسلامی و...کرد اما بخشی از افراد این جناح متاسفانه چنین طرز تفکر و عملی دارند و برپایه قاعده ماکیاولیستی و مارکسیستی هدف ، وسیله را توجیه می کنند رفتار می کنند که چهره ای مشوه و تاریک و...از اسلام و جمهوری اسلامی ایران برجای می نهد و البته این امر تازه ای در تاریخ و تاریخ اسلام نیست و...در این شرایط وظیفه ما به عنوان یک مسلمان و شهروند ایرانی مقابله با این وضعیت و اصلاح این رویه ها و افراد است و حضور ما و خاتمی در عرصه سیاست و انتخابات با همین هدف انجام می گیرد و می تواند مشکل گشا باشد !


37-	م. محمدی :
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت اقای مزروعی 
1)نظرشمادرباره سفرهای استانی احمدی نژاد چیست؟ایا جبهه مشارکت درباره این سفرها تحلیل اقتصادی کارشناسی شده ارائه نموده است؟درگفتگوی اقایان عبدی و حجاریان تحلیل سیاسی از این سفرها شده بودایاحزب از نقاط ضعف و قوت این سفرها ودستاوردهای اقتصادی ان تحلیل مشخصی دارد ؟ 

2)با توجه به استقبال خوب مردم از سفرهای استانی مخصوصا در زمینه بیان و حل وفصل مشکلات شخصی خود(بعنوان نمونه نگارش بیش از یک میلیون نامه در دور اول سفردولت به استان خوزستان) و تاکیدوحمایت بی چون و چرای مقام سیاسی عالیرتبه کشوراز این سفرها(که این سفرها را از خصوصیات منحصر بفرداین دولت دانسته اند)ایا حزب برنامه ای برای ادامه این سفرها دارد؟ایا این مدل ارتباط نزدیک با مردم تا هنگامی که اصناف ،احزاب سندیکاها، انجمنها ونهادهای دولتی درجامعه شکل بگیرند و وظیفه انتقال خواسته های مردم به حکومت رابرعهده بگیرندمورد تاکید حزب میباشد و ان را ادامه خواهندداد؟ 
3)درصورت امکان تحلیلی جامع از وضعیت صندوق ذخیره ارزی کشورمیزان واریزها وبرداشتها ونحوه استفاده ونوع استفاده کنندگان این صندوق ارائه دهید؟
4)از زمان بسته شدن هفته نامه عصر ما گویا تحلیلهای اقتصادی ناب انهم از نوع سازمان مجاهینیش در میان اصلاح طلبان یتیم شده و صاحبی ندارد ایا تحلیل اقتصادی جامعی از 3سال فعالیت احمدی نژاد میتوانید ارائه دهید؟ایا جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین در این زمینه بیانیه یا تحلیلی ارائه نموده
اند؟با تشکر

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب محمدی
1-	نظر بنده راجع به سفرهای استانی احمدی نژاد (وایضا روسای دولت های قبل ) منفی است و این شیوه را مفید فائده به حال اداره کشور در شرایط امروز جهان نمی دانم وآنرا شیوه عهد قجری و حجری در اداره کشور می دانم و متاسفم از اینکه چرا بخشی از مردم ما به شیوه ای که از حضرت علی (ع) استقبال کردند و مورد عتاب و خطاب ایشان قرار گرفته و از انجام اینکار نهی شدند هنوز در استقبال از مسئولین عمل می کنند! در جبهه مشارکت بحثی در این باره نشده است و اگر دوستان اعلام نظری می کنند برپایه اطلاعات و مباحث شخصی است . البته جمعی از دوستان یک کار آماری و تحلیلی دقیق بر روی وعده ها و مصوبه های استانی دولت نهم در دور اول سفرهای استانی کرده بودند که محشر است مثلا اینکه دولت در این دور حدود 6200 مصوبه استانی داشته است بعلاوه حدود 3000 وعده ملی که جمع این مصوبات و وعده ها می شود 9200 و اگر تقسیم بر تعداد روزهای دوره شمارش وعده شود می شود هر روز 17 وعده !و به این اعتبار می توان دولت نهم را دولت وعده ها لقب داد ! به هر حال یک گزارش تحلیلی دقیق در این باره وجود دارد .
2-	همانگونه که آوردم حزب در این باره جمع بندی ندارد اما برداشت من این است که این شیوه رامناسب اداره کشور نمی داند و برای دستیابی به مسائل و مشکلات مردم از نزدیک باید نقش بیشتری به دستگاه های اداری محلی داد و تا حد امکان اداره امور استانها را به آنها واگذار کرد و با جلب مشارکت مردم در اداره امور ( شوراها ) به حل مسادل و مشکلات پرداخت .
3-	اگر به وب سایت من مراجعه کنید در این باره می توانید اطلاعات لازم را بدست آورید و تحلیلی آماده کرده ام ذیل عنوان " ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد در سال 1386 " که بزودی منتشر می شود و خواسته شما را برآورده می کند .
4-	بزودی تحلیلی در این زمینه توسط جبهه مشارکت ارائه خواهد شد و اگر شما وب سایت بنده را بطور مرتب مطالعه کنید فکر می کنم نیازهای تحلیلی شما را برآورده کند . 


38-	امیر :
چرا تیم اقتصادی آقای خاتمی هماهنگ نبود؟؟
آیااختلافات آقایان نجفی با نمازی و ستاری فر با مظاهری از ابتدا قابل پیش بینی نبود؟؟
آیا از ابتدا نمی شد تیم اقتصادی هماهنگتری داشت ؟؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
امیر عزیز ! تا زمانی که ما نظام حزبی تعریف شده و جافتاده و دولت حزبی نداشته باشیم این مشکل وجود دارد و شما می توانید ببیند که در دولت نهم این مشکل به رغم یکدستس فکری و سیاسی این دولت بیشتر هم شده است ! متاسفانه بدلیل عدم کار جمعی و حزبی در ایران پیش بینی این اختلافات ناممکن است و غالبا در زمان مسئولیت و اجرا بروز پیدا می کند و بنابراین نمی شود از ابتدا به گونه ای دیگر عمل کرد هرچند طی زمان می شود با استفاده از تجربه ها در مسیر دستیابی به تیمی هماهنگتر عمل کرد و تغییراتی که در کابینه آقای خاتمی بوجود آمد در پی تحقق چنین هدفی بود و به همین دلیل عملکرد اجرایی و اقتصادی دور دوم دولت خاتمی بسیار موفق و خوب شد.


39-	یک عضو جبهه مشارکت از شهرستان کاشمر :
سلام جناب آقای مزروعی با محبوبیتی که حزب مشارکت در بین مردم و به خصوص جوانان دارد آیا نباید همانند جبهه های نبرد با دشمنان انقلاب که اکنون در لباس احمدی نژاد و حامیانش ظاهر شده اند به مبارزه برخاست ؟ آخر سکوت تا کی ؟ پس غیرت انقلابی را چه کنیم ؟ مگر امام ( ره ) نفرموده اند > ؟ چرا نخبگان انقلاب سکوت کرده اند ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

<strong>علي مزروعی : </strong>
هم جبهه ای عزیز! ما چنین ادبیاتی در جبهه مشارکت نداریم و اصولا انقلاب و انقلابیگری را متعلق به گذشته و شرایط خاص تاریخی اش می دانیم و پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران باید همه توش و توان خود را برای تحقق اهداف انقلاب یعنی " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " و قانون اساسی بکار گیریم وبه همین دلیل ما اصلاح طلبیم ! اما در ایران نیروهای دیگری هم وجود دارند که قرائت خود را ازانقلاب و جمهوری اسلامی و پیگیری اهداف انقلاب و...دارند و خود را اصولگرا می دانند و از این منظر هر گز نمی شود تعبیر دشمن انقلاب را برای آنها بکار برد به ویژه آنکه اینها از طرق تعریف شده هرچند با ابهام و سئوال دولت و مجلس را بدست گرفته اند . ما با آنها رقیب سیاسی می شویم و در عرصه رقابت باید آگاهی بخشی کرد وخیلی هم نباید مته به خشخاش گذاشت و در این مسیر از تعابیری چون غیرت انقلابی استفاده کرد .ما سکوت نکرده ایم و تا آنجا که امکان و توان داریم به این رقابت و مبارزه آگاه بخش ادامه می دهیم و بیش از این تکلیفی نداریم چرا که خداوند فرموده :" شما تکلیفی بیش از آنچه در توان دارید ندارید" و مهم این است که ما در میدان سیاست با تدبیرو تامل اما شجاعانه و پیگیر عمل نمائیم و بدانیم که فقط با آگاهی بخشی و همراه کردن اکثریت مردم با خود می توانیم راهبرد خود را به پیش بریم . 

40-	فرزاد :
با سلام.به نظر شما ساختار حقیقی قدرت در ایجاد فضای بسته امروزی چقدر موثر بوده؟فکر نمی کنید که یکبار برای همیشه باید تکلیف اصلاح طلبان با این مساله روشن شود که خط قرمزشان در مقابل تممیت خواهی وانححصار طلبی راس هرم جریان قدرت طلب کجاست؟ چرا که به نظر می رسه امرزوه اکثر محدودیتها از ان ناحیه به اصلاح طلبی وارد شده و متاسفانه انها هیچ راهکاری برای مقباله با این وضع ندارند

<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب فرزاد ! من نمی توانم به سئوال شما پاسخ دقیق دهم چون فکر می کنم پاسخگویی دقیق به سئوال شما نیاز به یک کار پژوهشی دارد اما همنیطور شهودی برداشتم این است مشکل اصلی جامعه ما همین است که اکثریت بالایی از جامعه ما قرابت چندانی با آزادی و دموکراسی و...ندارند با اینکه در حرف بسیار طالب آنند! و اتفاقا تا زمانیکه این ساختار حقیقی و درونی جامعه ما برهم نخورد و اصلاح نشود خیلی نمی توان به ساختار حقوقی و راس هرم قدرت گیر داد چون همواره ساختار حقوقی و هرم قدرت بر پایه این ساختار حقوقی و دورنی جامعه تعین می یابد و عمل می کند و بنابراین نگاه اصلی ما باید به اصلاح ساختار حقیقی و ساختن جامعه مدنی باشد و در پی آن ساختار حقوقی ، و بحث خط قرمز و اینها هم در این مسیر چندان معنا نمی دهد و هر عمل سیاسی باید متناسب با شرایط و مقتضیات حادث باشد .


41-	 کیومرث :
جناب مزروعی من به عنوان یک جوان ایرانی صحبتهایی که شما می زنید را نیز از زبان دشمنان این نظام مقدس هم می شنوم دشمنانی که در کشور ما جنایتهای فراوان کرده اند کاش علتش را به من می گفتید که شما چرا صخنگوی این افراد شده اید 
 
<strong>علي مزروعی : </strong>
جناب کیومرث ! من چگونه می توانم پاسخگوی شما باشم در حالی شما حتی یک صحبت مرا برای اثابت مدعایتان ارائه نکرده اید و بدون هیچ شاهد و دلیلی اتهام زده اید؟نمی دانم شما چند سال دارید و دانش و تجربه شما در چه حدی است و چیکار می کنید ؟ اما من از دوره جوانی وارد میدان سیاست شده ام و در روزگاری که کمتر کسی احتمال پیروزی انقلاب اسلامی را می داد برای پیروزی این انقلاب مبارزه کرده و هزینه هایش را به جان و دل پذیرقتم و پس از انقلاب نیز از هیچ فداکاری برای حفظ نطام برآمده از انقلاب مضایقه نکرده ام و کارنامه نظر و عمل ام روشن است و من سخنگوی خودم می باشم و فکر می کنم همچون گذشته باید عمل کنم . در انتها فقط به این حدیث شریف اشاره می کنم که پیامبر فرمود :" نگاه کنید به آنچه که گفته می شود و به کسی که سخن می گوید نگاه نکنید " بنابراین دوست عزیز به جای اینکه نگاه کنیم به اینکه گوینده کیست ( من یا دشمنان ) باید به منطق و محتوای سخن توجه کرد و حتی اگر دشمنان به تعبیر شما سخن درست و حرف حقی زدند باید پذیرفت و نه اینکه فرد گوینده را ملاک درستی و نادرستی سخنان قرار داد و تازه بدان در مورد دیگر افراد و دوستان نیز متمسک شد و استدلال کرد ! 

42-	امير حسينی :
آقای مزروعی باسلام، 
* شما بعنوان رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران که به هر حال تجربه صنفی ـ تشکيلاتی داريد چه اندازه فکر مي کنيد حزب در اين خصوص پيشرفت داشته است؟
* آقای کروبی زودتر به ميدان انتخابات فرستاده شد تا اصلاح طلبان يک کانديدا داشته باشند و آقای خاتمی در ترديد تصميم گيری به عدم شرکت سوق داده شود. آيا به کروبی رای خواهيد داد؟
بالاخره هيزم تنور اين انتخابات خواهيد شد حتی اگر خاتمی هم نيايد. خط قرمز شرکت در انتخابات کجاست؟
* اگر آقای خاتمی کانديد شوند مشکل اين نيست که رد صلاحيت می شوند مشکل اين است که نمی گذارند از صندوق رای درآيد. با جلو انداختن آقای کروبی و تقلب در شمارش آرا می توان مطمئن بود که نخواهند گذاشت رئيس جمهور آينده آفای خاتمی باشد و به شکل دمکراتيک (!) ايشان را در صورت کانديد شدن حذف خواهند کرد مثل آقای معين در دورۀ قبل. برای خروج از اين سيکل دشوار چه برنامه ای داريد؟ 

با آرزوی سلامتی و سربلندی.
امير حسينی

<strong>علي مزروعی : </strong>
دوست عزیز!
1-	به نظرم کارهای حزبی و تشکیلاتی به معنای واقعی در ایران شکل نگرفته و دوران کودکی و نوجوانی خود را تجربه می کند و باید با صبر و حوصله آنرا به پیش برد و امیدوار بود که بود که نتیجه دهد.
2-	در پاسخ به سئوالات قبلی در این باره جواب داده ام .
3-	من اینگونه فکر نمی کنم و از قدیم گفته اند از ترس مرگ نباید خود کشی کرد ! من فکر می کنم همه چیز در انتخابات آینده بستگی به عمل تک تک شهروندان دارد و اگر اکثریت شهروندان در انتخابات حضور فعال داشته باشد جلوی اینهایی که شما نوشته اید می گیرند اما اگر مشارکت مردم در انتخابات پائین بود امکان هرگونه اتفاقی وجود دارد و از اینرو ما باید بتوانیم بگونه ای عمل کنیم که این اکثریت در انتخابات شرکت کنند در غیر اینصورت شرکت در انتخابات معنی ندارد.


]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دكتر عبدالله رمضان‌زاده به سئوالات شما پاسخ می‌دهد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/4121.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.4121</id>
   
   <published>2008-08-31T10:55:57Z</published>
   <updated>2008-09-18T04:00:52Z</updated>
   
   <summary> مهلت ارسال سئوال براي آقاي دكتر رمضان زاده پايان يافته است و ايشان در اولين فرصت به سئوالات كاربران پاسخ خواهند داد. دكتر عبدالله رمضان‌زاده قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع...</summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      <![CDATA[<img src="http://norooznews.ir/photo/ramezanzadeh07.jpg" align="left" style="{margin: 5px 5px 5px 5px;}" border="2">

<strong>مهلت ارسال سئوال براي آقاي دكتر رمضان زاده پايان يافته است و ايشان در اولين فرصت به سئوالات كاربران پاسخ خواهند داد.</strong>

دكتر عبدالله رمضان‌زاده قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان پرسيده و ايشان به آن پاسخ خواهند داد.

قابل ذكر است در صورتيكه حجم سئوالات ارسالي براي دكتر رمضان‌زاده زياد باشد، ايشان به صورت گزينشي از ميان سئوالات درج شده در اين صفحه براساس تشخيص خودشان پاسخ خواهند گفت

<strong>معرفي اجمالي عبدالله رمضان‌زاده:</strong>
1- استاندار كردستان در دولت اول اصلاحات
2- دبير هيات دولت در دولت دوم اصلاحات
3- سخنگوي هيات دولت در دولت دوم اصلاحات
4- عضو موسس جبهه مشاركت ايران اسلامي
5- عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي
6- رئيس منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي
7- استاد روابط بين‌الملل و حقوق بشر دانشگاه تهران
8- دبيركل اصلاح طلبان كرد


<strong>دستورالعمل ارسال سئوال:</strong>
<i>در خصوص ارسال سئوالاتتان خواهشمند است حتما به نكات زير توجه بفرماييد:</i>
1- سئوالات‌تان را به صورت فارسي در فرم ذيل بنويسيد و براي ما ارسال كنيد زيرا در غير اينصورت منتشر نخواهد شد.
2- حتما فرم مشخصات سئوال كننده شامل نام و ايميل را پر نماييد زيرا اين امكان براي ما فراهم مي‌شود تا در صورت بروز خطا در فرايند ارسال سوال از طريق ايميل با شما در تماس باشيم.
3- خواهشمند است سئوالتان حتما از شخص مهمان باشد و افراد ديگري را در سئوالات خطاب قرار ندهيد.
4- خواهشمند است در سئوالاتتان از تهمت و افترا به ساير افراد جدا خودداري بفرماييد، درغيراينصورت سئوال منتشر نخواهد شد.
5- سئوالات ارسالي از طرف شما حداكثر پس از 48 و پس از بازبيني از سوي سردبير سايت در همين صفحه نمايش داده خواهد شد و در صورتيكه سئوال نمايش داده نشد مي‌توانيد دليل اين مسئله را از سردبير از طريق همين فرم سئوال بفرماييد.
6- سئوالاتي كه مشابه باشند يا قبلا در آن موضوع شخصي سئوال پرسيده باشند نمايش داده نخواهد شد.
7- سئوالاتي كه داراي توهين به هر شخص حقيقي و حقوقي باشند منتشر نمي‌شود.
8- در صورت نقض يكي از موارد هفت گانه فوق از انتشار سئوال شما معذور خواهيم بود.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاسخ‌هاي سيدمصطفي‌تاج زاده به سئوالات كاربران نوروز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/8407.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.8407</id>
   
   <published>2008-08-27T06:17:08Z</published>
   <updated>2008-12-13T07:01:08Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز: سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در هفته‌هاي گذشته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز بوده اند كه كاربران سئوالاتي را از ايشان پرسيده اند. آنچه در پي مي‌آيد پاسخ‌هاي ايشان است به كاربران نوروز كه به ترتيب منتشر خواهد شد.</strong>

سئوال 1-	علی.م :
به نظر شما در صورت خطرناک شدن اوضاع و ضرورت همراهی با بخشی از جناح راست برای جلوگیری از برنده شدن نظامیان در انتخابات، چقدر شانس برای قانع کردن مردم و ائتلاف سراسری با هدف نجات کشور وجود دارد؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1. پيشنهاد شما که در بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی هم مطرح شده ، بیانگر رشد سیاسی است و نشان می دهد ما به تدریج  به این درك می رسیم که راه نجات کشور، توسعه همه جانبه و گذار به دموكراسي دست برداشتن از تمامیت خواهی است. 
2. همچنان كه اصلاح طلبان در سیاست خارجی از بازی برد- برد دفاع می کنند و می کوشند آن را به گفتمان غالب  در روابط خارجي ايران تبدیل کنند و خشنودند که  امروز حتی اصولگرایان هم از بازی برد – برد هسته ای در تعامل با آمریکا و اروپا سخن می گویند و از اينكه حتما نبايد یک طرف ببازد و طرف مقابل ببرد، در عرصه سیاست داخلی نیز تلاش اصلاح‌طلبان معطوف به ترويج راهبرد برد- برد است تا کم کم جای خود را بین احزاب و فعالان سیاسی باز کند و جایگزین بازی برد_ باخت كنوني شود كه در نهايت باخت – باخت براي همگان خواهد بود. بنابراين اصلاح‌طلبان لازم مي دانند راهبرد برد_ برد را تئوريزه كنند تا به تدريج در عرصه سیاست ورزی داخلي نیز حرف اول را بزند و همه اشخاص و گروه‌هاي سياسي به حداقلی از خواسته های خود دست یابند بدون آنکه احساس شکست کامل کرده، هزینه سنگینی پرداخت کنند. 
3. در درون اصولگرایان بسیاری پذیرفته اند  که تداوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بازی باخت_ باخت است. هم خود آنان بد نام مي شوند و هم کشور و مردم آسيب مي بينند. اما در مورد بازی برد _ برد در انتخابات رياست جمهوري دهم اختلاف دارند. عده ای از اصلاح طلبان نيز در ترديد به سر مي برند که آیا اگر از عناصر معتدل جناح راست حمایت کنند بازی برد _ برد خواهد شد یا باید بکوشند آقاي خاتمی را راضي كنند تا در صحنه حضور یابد و به اين ترتيب بازی برد _ برد انجام شود؛ هم مردم از آن منفعت ببرند، هم نظم و امنيت تثبیت شود و هم كشور در مسير توسعه همه جانبه و دموكراتيك قرار گيرد. 
4. به نظر من ايده دفاع اصلاح طلبان از یک نامزد معتدل اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری دهم به دلايل زير نه ضروری است و نه نتيجه بخش،  زیرا:
4. 1. شواهد و قرائن بيانگر تداوم حمایت قاطع مراكز قدرت از انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد است و نشانه مهمی كه خلاف آن را ثابت كند ديده نمي شود. موضع روزنامه كيهان و هفته نامه صبح صادق ( ارگان سپاه) در دفاع از رياست جمهوري مجدد آقاي احمدي‌نژاد كاملاً‌ گوياست. اين امر دلايل گوناگون دارد. 
اولاً، ديدگاه و مواضع آقای احمدی نژاد به كانون قدرت بسیار نزدیک تر از ديگر نامزدهاي اصولگراست؛
ثانياً، روساي جمهور در دور دوم معمولا رو به نزول اند، برخلاف دور اول که رو به صعودند. دست‌كم  خود و ديگران در چنين تصوري به سر مي‌برند. 
ثالثاًَ، آقاي احمدي نژاد و همكارانش تيم كوچكي را تشكيل مي دهند و عقبه سیاسی  تشكيلاتي ندارند. در نتيجه مجبور به هماهنگي صد در صد با مراكز قدرت هستند. 
رابعاً، امكان اكثريت شدن راست سنتي در مجلس هشتم فراهم شد تا تداوم رياست آقاي احمدي‌نژاد با چالش جدي در درون اصولگراها مواجه نشود. به دلایل فوق نامزد مراكز قدرت همچنان آقای احمدی نژاد است.
4. 2.  فرض کنیم كانون قدرت رقابت آزاد نامزدهای اصولگرا را در غياب نامزد اصلاح طلب بپذيرد. در آن صورت پشتیبانی اصلاح طلبان از یک نامزد اصولگرا باعث می شود که آقای احمدی نژاد از حمایت گسترده و علني مراكز قدرت بهره مند و مجدداً برگزيده شود. بگذريم از اينكه حتي اگر اصلاح طلبان براي برگزاری نسبتا آزاد انتخابات و بی طرف ماندن كانون قدرت خود را از انتخابات کنار بکشند باز هم به احتمال بالای 90 درصد آقای احمدی نژاد انتخاب خواهد شد، زیرا تاكنون رأي او از ديگر نامزدهاي اصولگرا بيشتر بوده است. 
4. 3. چه آقای احمدی نژاد رییس جمهور شود و چه یک نامزد اصولگرای دیگر،مادام كه حكومت يكدست بماند و سياست‌هاي جاري دنبال شود، مشکلات اساسی کشور و مردم،اگر افزايش نيابد در همين حد باقی خواهد ماند. حمایت اصلاح طلبان از هر نامزد اصولگرا، حتی اگر پیروز شود، تبعات سوء عملکرد غیر کارشناسانه و غیر دموکراتیک اصولگراها و نیز تداوم مشکلات کشور و مردم را به پای آنان نيز خواهد نوشت. نتيجه رای اشتباه اقلیت مجلس هشتم به آقای لاریجانی چه بود جز پذيرش بدنامي از يك سو و حمایت وي از طرح اعدام گردانندگان سايت‌هاي اينترنتي منحرف در گام اول و وزير ك شور شدن آقاي دكتر كردان در گام دوم. 
4. 4. شركت در انتخاباتي كه همه نامزدهاي آن اصولگرا هستند، مشروعيت بخشي به روند خطرناك استحاله «جمهوري اسلامي ايران» به «دولت اسلامي» يا «استبداد ديني» است. اين خواست كانون قدرت است كه سقف رقابت سياسي را در ايران بين نامزدهاي اصولگرا قرار دهد و اصلاح‌طلبان با  حمايت از يك نامزد اصولگرا آن روند را تأييد كنند، تا از شهر رانده شوند و از ده مانده. حمايت اصلاح‌طلبان از يك نامزد اصولگرا، در چارچوب ساختار و شرايط كنوني، حذف داوطلبانه اصلاح‌طلبان نه فقط از حكومت، بلكه از جامعه مدني و حتي از افكار عمومي است. حمايت از يك نامزد اصولگرا، اصلاح‌طلبان را به جناحي بي هويت تبديل خواهد كرد كه براي حضور در قدرت به هر قيمت، حاضر به اصول فروشي هستند.
4. 5. به نظر مي رسد علت پشتيباني عده‌اي از عقلای راست سنتی از نامزدی آقای خاتمی آن است كه آنان نيز پشت سرگذاردن آقای احمدی نژاد را در انتخابات آتي صرفا با کاندیداتوری آقاي خاتمي  ممکن می دانند و معتقدند دیگر نامزدها –چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب- با توجه به حمايت مراكز قدرت از رييس دولت نهم و مهندسي شدن انتخابات، پیروز میدان رقابت‌هاي انتخاباتي نخواهند بود.
5. فقط تعدادی از اعضای کارگزاران سازندگی طرفدار حمايت از يك نامزد اصولگراي معتدل هستند  اما مجموعه اصلاح طلبان با این ایده مخالف‌اند نه به دلیل اینکه با ائتلاف تحت هر شرايطي مخالفند، بلکه با توجه به ساخت قدرت و مجموع شرايط راه نجات کشور را نه حمایت از يك نامزد اصولگراي معتدل، بلكه حمايت همه از جمله گروه‌هاي مستقل و راست سنتی از كانديداتوري آقای خاتمی می دانند.

سوال 2 -	پدرام :
سلام و درود
به اعتقاد من دليل اصلي پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم، حمايت شديد روزنامه هاي دوم خردادي و فقيد در آن روزگاران بود و با اين تحليل تا حدودي مي توان شكستهاي بعدي اصلاح طلبان رو توجيه كرد.
چرا بعد از بستن فله اي اين روزنامه ها با يك قانون مربوط به دهه سي ، اصلاح طلبان با در دست داشتن دو قوه عكس العمل اصلاح طلبانه اي نداشتند. آيا به نظر شما اگر در آن مقطع اصلاح طلبان كوتاه نمي آمدند و مثلا دولت تهديد به تحصن ميكرد معجزه هزاره سوم رخ ميداد؟
با تشكر

<strong>سيدمصطفي‌ تاج‌زاده:</strong>
 1. 1. در ايران یک فرد یا یک حزب و جناح می تواند بدون رسانه به قدرت برسد چون عملکرد حزب حاکم بهترین رسانه منتقدین است. اما بدون رسانه نمی تواند كشور را با رضايت مردم اداره كند.
1. 2. احتمالاً به دلیل فوق بود كه مهندس موسوی يكي از دو شرط خود را برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 داشتن یک کانال تلویزیونی در صورت رئيس جمهور شدن خواند . به اعتقاد او در ساختار كنوني قدرت رئیس جمهور اصلاح طلب با  صدا و سیما مشکلات فراواني خواهد داشت. بنابراین اگر چه مي تواند به رغم مخالفت صدا و سيما رئيس جمهور شود اما براي حفظ ارتباط خود با مردم پس از انتخاب شدن نیاز به یک شبکه تلویزیونی مستقل دارد.
2. 1. انتقاد شما را وارد می دانم و معتقدم بعد از توقیف فله ای روزنامه ها، اصلاح طلبان باید بلافاصله يك شبکه ماهواره ای راه می‌انداختند، حتی اگر با مخالفت های جدی و کارشکنی های گوناگون  اقتدارگراها مواجه می شدند. آنان مي‌بايست از قیچی شدن یکی از دو بال اصلاحات یعنی مطبوعات و گردش آزاد اطلاعات توسط اقتدارگراها جلوگيري مي‌كردند. 
2. 2. تاثیر  مطبوعات اصلاح طلب بر افکار عمومی چنان بود که صدا و سیمای آقای لاریجانی و رسانه های خارجی فارسی زبان را پشت سر گذاشتند و نقش تعیین کننده ای در حفظ شادابي و اميدواري مردم و پويايي اصلاحات ايفا كردند. توقيف فله اي انها نيز براي مايوس كردن شهروندان و در نتيجه ناكام كردن جنبش اصلاحي بود. به همين دليل لازم بود بلافاصله پس از سلاخي غير قانوني مطبوعات، اصلاح‌طلبان رسانه دیگری راه می انداختند تا رابطه‌شان با مردم قطع يا ضعیف نشود.  
3. بزرگترین انتقاد وارد به مجلس ششم را آن مي‌دانم که نمايندگان یا نباید طرح اصلاح قانون مطبوعات را به صحن مجلس مي بردند يا برای تصویب آن قاطعانه می ايستادند. البته به دولت اصلاحات هم انتقاد وارد است که مي توانست در برابر توقیف فله ای مطبوعات قاطع تر عمل كند ولي موافق تحصن دولت نیستم . راههای دیگری براي حفظ آزادي مطبوعات وجود داشت كه مهمترين آن تاسيس شبكه ماهواره‌اي بود.


سوال 3 شهاب :
سلام و عرض ادب
به نظر شما چرا اصلاح طلبان در انتخابات دور نهم رياست جمهوري به يك اتفاق نظر در مورد معرفي يك نفر دست پيدا نكردند و مجبور شدند بيش از يك كانديدا را معرفي كنند.
آيا به نظر شما بهتر نيست براي انتخابات دور دهم از هم اكنون يك نفر معرفي شود.
پيشنهاد شما چيست ؟
با سپاس

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1. 1. ما به نوبه خود کوشیدیم بین اصلاح طلبان اجماع شود تا نامزد واحدي در انتخابات ریاست جمهوری نهم معرفي كنند.طبق پيشنهاد ما لازم بود اصلاح طلبان در  زمانی معین نظرسنجی كنند تا هر نامزد رای بیشتری كسب كرد،  بقیه به نفع او کنار بروند. دوستان ضمن رد پيشنهاد فوق، خود نیز راه حلی ارائه نکردند که بر آن اساس  با یک نامزد در انتخابات شركت كنیم.
1. 2. تکثر نامزدهای رقیب در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نيز دلیل دیگر كم‌توجهی اصلاح طلبان به اجماع بود.هر دو طرف با نامزدهای متعدد وارد رقابت هاي انتخاباتي شدند .همين مسئله امكان تاثيرگذاري حزب پادگاني را به ويژه در مرحله اول انتخابات افزايش داد.
2. یکی از دلايل ما براي كانديداتوري آقای خاتمی آن است که با حضور وي اصلاح طلبان با يك نامزد در انتخابات شركت خواهند كرد و مشكل انتخابات دوره نهم تکرار نمي‌شود . عکس مساله نیز صادق است. چنانچه ایشان کاندیداتوری را نپذیرند به احتمال زياد اصلاح طلبان نخواهند توانست به نامزد واحدی برسند کما اینکه هم اکنون عده ای (بعضي اعضاي كارگزارن) معتقد به ائتلاف با آقای ناطق نوری و جمعی (ادوار تحكيم وحدت) در پی نامزدی آقای عبدالله نوری هستند. آقای خاتمی بین دو نوری  (بين النورين) قرار دارد و قادر به جلب آراي اكثريت ملت و خارج كردن كشوراز وضعيت ناگوار كنوني است.
3. اگر آقای خاتمی در انتخابات كانديدا نشود ابتدا بايد دلايل و مواضع اين امر را بررسي كرد. چه بسا بسياري از گروه‌هاي اصلاح‌طلب به اين نتيجه برسند كه شركت در انتخابات رياست جمهوري دهم موجه نيست چرا كه اگر شرايط مساعد بود ،ولو در شكل حداقلي آن ،آقاي خاتمي مردم را تنها نمي گذاشت. 
4.در صورت عدم نامزدي آقاي خاتمي شايد تنها راه پیروزی اصلاح طلبان آن باشد که با نظرسنجی در 30 شهر مركز استان چهره ای را که دارای بیشترین اقبال مردمی است به عنوان تنها نامزد خود  معرفی کنند و تایید صلاحیت او را از کانون قدرت بخواهند و همگی اعلام کنند در صورت رد صلاحیت او ، صحنه انتخابات را ترک خواهند کرد. 

سئوال 4 . بهرنگ :
سلام اقای تاج زاده
این روزها حزب مشارکت بازار گرمی فراوانی برای کاندیداتوری اقای خاتمی می کند، به نظر شما ایا نفس این امر خود نشان دهنده مشکل ریشه ای اصلاحات نیست؟ اقای خاتمی در بزنگاه های تاریخی همواره از حقوق مردم به نفع حکومت عقب نشینی کرده است.

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong> 
1. 1. با پیش فرض سوال شما موافق نیستم. دولت آقای خاتمی به رغم برخی  قصورها و حتی تقصیرها کارهای بزرگی انجام داد،  که اتفاقا بخش عمده آنها در دفاع از حقوق ملت بود و تاوان زيادي نيز به همین علت پرداخت کرد. 
1. 2. صرف نظر از عملكرد مثبت آقاي خاتمي در زمينه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و بين‌المللي، یکی از بزرگترین خدمات وی به میهن و ملت افشای غده سرطانی در داخل وزارت اطلاعات بود. این اقدام آنقدر شجاعانه و موثر بود که آقای میثمی آن را از ملی شدن صنعت نفت  مهم تر مي خواند چرا که بخش اطلاعاتی نظام را از تفكر خطرناك قتل درماني پاك کرد. 
1. 3. برخلاف آنچه در کشورهای در حال توسعه مرسوم است دولت آقای خاتمی به مراتب  بیش از قواي قضائیه و مقننه اصولگراها (مجالس پنجم و هفتم) از حقوق ملت دفاع کرد . در دوره اصلاحات بسیاری از شهروندان قوه مجریه را پناهگاه خود می دانستند اگرچه به عملکرد دولت انتقادهایی  نیز داشتند.  برای مثال وزارت کشور پاسدار رای مردم بود. وزارت علوم در مجموع مدافع حقوق دانشگاهیان به شمار می رفت. وزارت اطلاعات نه تنها از فعالیت های غيرقانوني اقتصادی خود دست كشيد، بلکه به توطئه چيني و ترور مخالفان نیز خاتمه داد. وزارت فرهنگ و ارشاد مدافع حقوق اهالي فرهنگ و هنر كشور شد و... .
2. 1. چنانچه آقای خاتمی همواره در دفاع از حقوق مردم به نفع حکومت یا نظام عقب نشینی می کرد اقتدارگراها نه تنها مانع رئيس جمهور شدنش نمي‌شدند، بلکه برای او فرش قرمز هم پهن می کردند. چون به سود اصولگرايان است که خاتمی رئیس جمهور باشد و لی روشهای فلاحیان و سعید امامی اعمال شود. 
2. 2. اقتدارگراها مي‌دانند ساخت قدرت به گونه ايست كه آقای خاتمی نمی تواند همه مطالبات مردم را برآورده كند . با وجود اين با نامزدي وي به شدت مخالف‌اند چرا كه مي دانند در صورت نامزد شدن پيروزي وي قطعي است و او مي تواند منشاء خدمات بزرگ اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و بین‌المللی براي كشور شود و در عين حال از اقدام های خودسر ارکان حکومت نیز جلوگیری كند.
2. 3.  اگر آقای خاتمی همواره به سود حکومت یا نظام عقب نشینی می کرد ، دوست و دشمن از او  به عنوان یک چهره کاریزماتیک، قانونگرا و دوست داشتني سخن نمی گفتند .دفاع از حقوق ملت موجب نگاه متفاوت اکثریت شهروندان به خاتمي در مقایسه با ديگر سیاست مداران  شده است. در جایگاه رفيع وي در افکار عمومی همین بس که اکثر قریب به اتفاق نامزدهای هر دو جناح حضورشان را در انتخابات مشروط به عدم نامزدی آقای خاتمی کرده اند . به علاوه مهم ترین سوال نخبگان این است که آیا آقای خاتمی می آید ؟ در مردم هم روز به روز این پرسش جدی تر مطرح می شود . همین واکنش ها نشان دهنده  زنده بودن اصلاحات و موقعیت ويژه آقای خاتمی است . 
2. 4.آقاي خاتمي منتقدان قابل توجهی نيز دارد که اكثراً بیش از او به نظام سیاسی انتقاد دارند و آن را اصلاح‌پذير نمي‌دانند. به همين دليل او را رئيس جمهور شايسته اي براي سوئيس و سوئد مي خوانند، اما با نامزدي او در جمهوري اسلامي ايران مخالف‌اند، زيرا آن را با ساخت كنوني قدرت بي‌فايده مي دانند.بگذريم از اينكه اين عده ناخودآگاه به ملت ايران توهين و سخن شاه را تكرار مي‌كنند كه دموكراسي خوب است اما براي سوييس نه براي ايرانيان.  
3. مقايسه رفتار رئیس دولت نهم با عملکرد آقای خاتمی در دفاع از حقوق ملت عبرت‌آموز است. براي مثال آقای احمدی نژاد معتقد است  جهان بايد برای روشن شدن صحت یا سقم قتل عام یهودیان در آلمان (هولوکاست) در هفتاد سال پیش کمیسیون تحقیق تشكيل دهد ولی درباره فوت مشکوک خانم دکتر زهرا بنی یعقوب در زندان همدان هیچ سخنی نمی گوید و هیاتی را مامور رسيدگي و اعلام نتيجه نمی کند. همچنین اعلام شده است در اين سه سال چند زندانی سیاسی در زندان‌ها خودکشی کردند.  آقاي احمدي‌نژاد برای حفظ ظاهر هم دستور تهيه گزارشی در این موارد را نداد. انگار نه انگار رييس‌جمهور به قرآن مجید سوگند مي‌خورد كه پاسدار قانون اساسی و حقوق مردم باشد. 

سوال پنج. علی :
با سلام
1- چرا مرگ تروریستی همچون عماد مقنیه( یا مغنیه) را تسلیت گفتید؟
2- ایا مسالمت امیز ترین رفرمها با نشاندن مردم در خانه هایشان انجام شده است؟ اگر نه چرا از حضور مردم در جریان دستگیری کدیور ، ترور حجاریان، ضرب و شتم عبدالله نوری و مهاجرانی و.... ممانعت کردید؟ اگر گول بلوف کیهانیان را خورده باشید اعتراف می کنید؟
3- حاضرید از کاندیدایتان بپرسید در صورت تقابل نظام با مردم ،طرف مردم را خواهند گرفت یا مانند آقای خاتمی ، به نفع نظام کوتاه خواهند آمد؟ با تشکر.

<strong>سيدمصطفي تاج زاده: </strong>
1. 1. در شرایطی که به دلیل عملکرد غير انساني و غير قانوني عده ای چهره ای خشن ، غیر منطقی ، ظاهربین ، تک بعدی و زورگو از حزب الله  ترسيم شده، اعتراف می کنم دفاع از عملکرد حزب الله لبنان در ایران ، بر خلاف اکثر قریب به اتفاق جوامع مسلمان،  بسیار دشوار است. در واقع تشابه اسمی حزب الله در ایران و لبنان به ضرر آنان شده است و بسیاری فکر می کنند که حزب الله لبنان كپي انصار حزب الله در ایران است . بر این اساس به ما انتقاد می کنند که چطور شما اصلاح طلبید ولی از حزب الله لبنان دفاع می‌کنید؟
1. 2. حزب الله لبنان نه مانند القاعده است و نه شبیه انصار حزب الله ایران.  بلکه حزبی است قانونی كه علاوه بر اکثریت شیعیان ، از حمايت درصد قابل توجهی از اهل سنت، مسیحی ها و سکولارهای لبنان بهره‌مند است، زیرا آن را حزبي قانوني و حامي استقلال و يكپارچگي لبنان و امنيت ،حقوق و منافع  مردمش مي‌دانند كه در برابر توسعه طلبی و افزون‌خواهي اسرائیل مي‌ايستد. درحقيقت انقلابی، مسلمان و شیعه بودن موجب نشده است كه حزب الله لبنان حقوق ديگران از جمله مخالفین خود را نقض کند. برای مثال حزب‌الله لبنان از تحمیل یک سبک زندگی به مردم لبنان سخن نمي‌گويد و حتی در مناطقی که اکثریت با  شیعیان است،  به آزادی اندیشه و تحزب و رسانه و تجمع و تحصن و حقوق اقوام مختلف احترام می گذارد. خواست حزب‌الله به رسميت شناخته شدن حقوق شهروندی براي همه لبناني‌ها اعم از شيعيان و  پيروان ديگرادیان و مذاهب و مكاتب ديگر است. به طور خلاصه حزب الله از حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی همه لبنانی ها دفاع می کند و به عنوان یک حزب قانونی در دولت و مجلس لبنان مشارکت فعال دارد. 
1. 3. اكثر دولت‌هاي بزرگ جهان حزب الله را با اینکه دارای سلاح است یک حزب سیاسی و قانونی به شمار مي آورند و با آن به مذاکره و تعامل می پردازند. 
1. 4. ای کاش اقتدارگراها در ایران از حزب الله لبنان احترام به حقوق همگان و نيز بازی برد_ برد را می آموختند و آن را هم در عرصه داخلی  و هم در عرصه بین المللی به کار می بستند و با دفاع از آزادي انديشه ، بيان ، قلم ، تحزب ، تجمع و...  منتقدان خود به رقابت آزاد انتخاباتي آنان مي‌پرداختند. 
1. 5. باید با توجّه به توضيحات فوق درباره محکوم کردن ترور اعضای حزب الله توسط رژیم اسرائیل قضاوت کرد. شخصا امیدوارم تروركه عملي غير انساني از جهان رخت بربندد، بویژه در منطقه آسیب دیده و بحرانی خاورمیانه که مستعد خشونت و جنگ است.
1. 6.به نظر من به همین دلیل هر اقدام تروريستي و هرگامی که احتمال خشونت و جنگ را افزایش دهد محکوم و گفتار و رفتاري که موجب کاهش خشونت شود ممدوح است وبايد از آن استقبال كرد. 
2. 1.  معتقد نبوده و نيستم كه مردم حق ندارند برای بیان اعتراض خود به یک تصمیم حکومتی تجمع یا تظاهرات کنند ولي در شرایط كنوني که حضور معترضان در خیابان ها سازماندهي و کنترل شده نيست،  به محض شکل گیری يك حركت اعتراضي عليه يكي از تصميمات يا اقدامات اقتدارگراها، از درون يا بيرون تريبون و جمعيت شعارهاي راديكال مطرح می شود واكثراً مورد استقبال قرار مي گيرد و به احتمال زياد کار به درگيري و خشونت می انجامد كه به سود کشور و مردم نیست و اقتدارگراها بيشترين سوء استفاده را از آن مي‌كنند.
 2. 2. اولين سؤال من در وزارت کشور از درخواست کنندگان برپايي اجتماعات خياباني و راهپيمايي آن بود كه آيا در صورت برگزاري  تظاهرات مي‌توانند آن را از ابتدا تا انتها کنترل کنند؟ اگر پاسخ منفی بود، جواب من چنين بود: چنين تظاهراتي به دعوت شماشروع خواهد شد اما به احتمال زياد كه خاتمه دهنده آن نخواهيد بود ونخواهيد توانست از بروز حوادث خشونت بار و حتي خونين جلوگيري كنيد.در آن صورت اجتماع اعتراضي شما به سود كساني تمام خواهد شدكه عليه آنان تظاهرات كرده ايد.همان ها كه درصدد ايجاد نا امني و نظامي كردن فضا هستند. 
2. 3. هر زمان كه نهادهاي مدني بتوانند تظاهرات را سازماندهي و كنترل كنند به گونه‌اي كه شركت‌كنندگان از نقطه و ساعتي مشخص با خواستی روشن اجتماع اعتراضي خود را شروع و در نقطه و ساعتي معین با همان درخواست اوليه آن را تمام كنند (مانند تظاهرات دانشجويان دردرون دانشگاه هايا تظاهرات كارگران ) حتما از اجتماعات خياباني براي بيان خواسته های شهروندان دفاع خواهم كرد. در غير اينصورت معتقدم تظاهرات خیابانی خشونت را افزايش می دهد و شرايط كشور را دو قطبي و حتي نظامي مي‌كند. مردم نيز دلسرد و دلزده مي‌شوند.
2. 4. بزرگترين اشتباه دانشجويان را در روزهای بعد از 18 تير خروج از كوي دانشگاه می دانم که به اقتدارگراها بهانه داد تا با تمسک به خونريزي ها و آتش سوزي ها ی بعدی که البته مسببين آن هرگز شناخته نشده اندو نخواهد شد زيرا مشخص است چه كساني به اسم دانشجويان آن رفتار زشت و ناپسند را مرتکب شدند ، حكومت نظامي برقرار كنند .حتي تعدادی از  فرماندهان به رئیس جمهور نامه نوشتند که اگر این بساط ادامه یابد ما ساكت نمي‌نشينيم یعنی کودتا مي كنيم. 
3. 1. در مورد سومين سوال شما بايد بگویم آقاي خاتمي بارها اعلام كرده خواست ملت ايران در طول 150 سال گذشته " استقلال، آزادي و پيشرفت" بوده است  و تحقق آنرا در نظامي مي داند كه با سه عنصر "دموكراسي، دين و مليت" سازگار باشد. 
3. 2. جمهوري اسلامي ايران براساس همين تأليف شكل گرفته و ثبات و پایداری هر نظام سياسي در ايران توجه هم زمان به اين سه بعد است. ايرانيت بدون اسلاميت و دموکراسی رژيمي شووينيستي و فاشيستي به ارمغان خواهد آورد. اسلاميت بدون ايرانيت و دموكراسي رژيمي طالباني را مستقر خواهد كرد كه جوهره آن استالينيسم است.  دموكراسي بي‌اعتنا به اعتقادات مردم و بي‌توجه به يكپارچگي ايران زمین به هرج و مرج و تجزيه كشور منجر خواهد شد يا ديكتاتوري نظامي را بر مردم مسلط خواهد كرد. 
3. 3. ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران به شرطي پايدار خواهد بود که هيچكدام از اين سه عنصر جا را برای دو عنصر دیگر تنگ نکند. به همین دلیل ترکیب و تلفيق آن‌ها نمي تواند حداكثري باشد. پس لازم است از اسلامي دفاع كرد كه با دموكراسي و ملیت سازگار است. حامي جمهوریتی شد كه ناقض يكپارچگي ايران و تضعيف‌كننده دین و فرهنگ مردم نباشد. ايراني گرایی مطلوب نيز آن است كه با دموكراسي و اعتقادات مردم همسو باشد. 
4. 1. راهبرد مورد نظرآقاي خاتمي اين نبوده  كه منافع مردم را پيش پاي نظام قرباني كند. بلكه تحقق دموكراسي در ايران را با رعایت دو عنصر دین و ملیت و اعمال روش هاي قانونی و غير خشن ممكن مي‌داند. وي با خشونت مخالف است و خشونت زدایی را عین رعایت حقوق مردم می داند.  به نظر خاتمي ملت ایران تنها با نفی خشونت و پرهيز از روش‌هاي خشن مي تواند به حاکمیت قانون دست يابد.
4. 2. با وجود ديدگاه فوق آقاي خاتمي معتقد است می توان  با استفاده از امكانات دولتي از حقوق ملت دفاع کرد. نگاهی به عملکرد  هيات پيگيري و نظارت بر قانون اساسي كه به دستور او تشكيل شد و آقاي احمدي نژاد آنرا منحل كرد،  نشان مي دهد دولت اصلاحات در كدام زمينه ها تلاش كرد و چه گامهايي براي احقاق حقوق شهروندان برداشت. بنابراين با اينكه دولت اقاي خاتمي را  قابل انتقاد می دانم و معتقدم در برخی موارد مي توانست به شیوه موثرتري از حقوق مردم دفاع كند اما قبول ندارم که وی معتقد به كوتاه آمدن از حقوق ملت در برابر نظام بود. اگر چنين بود وزارت اطلاعات مسئوليت قتل‌هاي زنجيره‌اي را به عهده نمي‌گرفت و غده سرطاني را در درون خود افشا نمي‌كرد. 

6-	مصطفي جماليان :
با سلام و عرض ادب ،خواهشمندم به صورت شفاف به اين سوال بنده پاسخ دهيد كه ايا حضرت عالي به تئوري ولايت فقيه اعتقاد داريد يا خير.ممنون مي شوم به صورت واضح به اين سوال پاسخ دهيد.

<strong>سيدمصطفي تاج ‍زاده:</strong>
با توجه به تفسيرهاي جدید و استبدادي كه از ولايت فقيه می شود و نيز با در نظر گرفتن عملكرد غيرقانوني مديريت بسياري از  نهادهاي انتصابي كه حقوق قانوني شهروندان را نقض مي كنند ، ابتدا بايد تكليف خود را با آنچه اقتدارگراها، البته پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران دربارة جايگاه واختیارات ولايت فقيه  تئوريزه و تبليغ كرده اند، روشن كنيم تا امكان بحث آزاد و منطقی  درباره نظريه ولايت فقيه  مخالف خودکامگی و مدافع حقوق مردم  فراهم شود. 1
1. تفسير اقتدارگراها از ولايت فقيه
 1. 1.  پس از درگذشت رهبر فقید انقلاب اقتدار گراها ولایت مطلقه فقیه را این گونه تفسیر كرده اند که : « يك فقیه از سوي امام غايب برگزیده و توسط خبرگان رهبری كشف مي‌شود. او فراتر از قانون ودارای اختيارات مطلق است و در برابر هیچ کس جز خداوند  پاسخگو نيست.  سخن او حكم قانون را دارد . ولايت فقيه "استبداد استدلالي" است و اركان حكومت بازوان ولي فقيه اند و نه تنها قوای انتصابی ، بلکه نهادهای انتخاباتی و حتي احزاب و مطبوعات نيز باید گوش به فرمان و در برابر او پاسخگو باشند. «مطالبات رهبر» مقدم بر «مطالبات مردم» است . اعتقاد قلبي و التزام عملي به ولي فقيه (به تعبیر آنان ذوب شدن در شخص رهبر) لازمه بهره‌مندي از حقوق سياسي (حضور درارکان قدرت حتی در نهادهای انتخاباتی) و حتي حقوق مدنی (انتشار روزنامه، تشکیل حزب و...) است . ولی فقیه نه تنها مشروعيت حكومت خود را از مردم نمي‌گيرد ( منصوب امام عصر است)، بلکه مشروعيت بخش  نهادها ، سیاست ها و اشخاص است . او در تمام زمینه ها حق دخالت دارد . قدرت به طور مطلق بايد در انحصار رهبر و اطاعت شهروندان بايد مطلق و بی چون و چرا باشد. انتقاد به رهبردشمنی با پیغمبر، ساختارشكني، براندازي و همسويي با بيگانگان است و  منتقدان  نه فقط بايد از همه حقوق قانوني و خداداد خود محروم شوند، بلكه زنده ماندنشان نشانه رأفت نظام ولايي است. اين ولايت ، مرزسرزميني نمي شناسد و شيعيان و حتي مسلمانان جهان را شامل مي شود».
1. 2. با اينكه مقام رهبري بارها بر معيار بودن قانون اساسي در اداره كشور تاكيد و دردیدار با دانشجویان بسیجی در سال جاري انتقاد از رهبري را بي اشكال خواند اما  اقتدارگرايان كاتوليك تر
 از پاپ این نگاه و سخن را بر نمي تابند . به همین دلیل باید در صداقتشان حتی هنگامی که از ذوب گرایی سخن می گویند تردید کرد. اگر آنان طرفداران دو آتشه ولایت فقیه هستند، بايد  در زمان امام از این اندیشه دفاع می کردند. حال آنكه همين به اصطلاح ذوب شدگان كنوني نظريات بنيانگذار جمهوري اسلامي را به "مولوي – ارشادي" تقسيم مي كردند و تا بتوانند برخلاف آن نظریات گام بر دارند.  با این وجود حضور در ارکان حکومت را حق خود می دانستند ولي اكنون نه فقط اين حق را براي اصلاح طلبان قائل نيستند بلكه زنده ماندن منتقدان برخي نظريات يا تصميم هاي مقام رهبري را نشانه رافت نظام مي خوانند. 
1. 3. به نظر من اقتدارگراها طرفدار ذوب در ولايت نيستند، بلكه با "حاکمیت قانون" مخالف اند. به همین دلیل به ولایت فقیه جایگاهی فرا قانوني می بخشند تا "قانون شکنی" و "خودسری" خود را در اركان حكومت و نيز در جامعه توجیه کنند. آنان مي‌كوشند ولايت فقيه را از آنچه «زندان قانون اساسي» مي خوانند آزاد و مفهومي خودخواسته و فراتر از قانون اساسي به آن ببخشند تا به اين ترتيب خود را از شر « حكومت قانون» رها و خودسري به ظاهر خیر خواهانه  خود را توجيه كنند. آنان در حقيقت در جهت حفظ منافع "طبقه جديد" در حال شكل گيري و مسلط شدن بر شئون جامعه مي كوشند. 
1. 4. از ديد اقتدارگراها و هم از نگاه بسياري از منكرين نظريه ولايت فقيه كه در  برداشت و فهم  اين اصل با اقتدارگرايان اشتراك نظر دارند، ولايت فقيه مين‌گذاري براي انهدام قانون اساسي و  بویژه اصولي از آن است كه حافظ حرمت، کرامت و حقوق شهروندان از یک سو و  جمهوريت و محدود بودن حكومت ، تفکیک قوا و پاسخ گویی همه ارکان حکومت به ملت، از سوی دیگر است. هم اقتدارگراها و هم اپوزيسيون برانداز، ولايت فقيه را "قيموميت بر مردمي صغير" مي دانند كه قيم، مصلحت صغار را بهتر از خود آنان تشخيص مي دهد و مردم صغير موظف به تبعيت بي چون و چرا از ولي فقيه هستند. اين ديدگاه ، شعار "خدا- شاه – ميهن" را به "خدا – ولي فقيه – ميهن" تبديل كرده و سخن شاه را تكرار مي كند كه آزادي شايسته مردمي بالغ و آگاه همچون ملت سوئيس است، نه مردم صغير ايران. اقتدارگراها نظارت بر ولي فقيه را نيز صرفا بر عهده روحانيون مي دانند و نمايندگان ساير قشرها و از جمله زنان را عملا از نظارت بر عملكرد رهبري محروم كرده اند. آنان توجه ندارند كه تلاش براي مستدل كردن استبداد ، حتي به نام دين ، اولا عملكرد رژيم شاه را توجيه مي كند. ثانيا زمينه روي كار آمدن رژيم استبدادي را ، البته به نام سكولاريزم تسهيل مي كند.
2. نقد تفسير استبدادي از ولايت فقيه
2. 1. تفسير اقتداگراها از ولايت فقيه و در حقيقت توجیه استبداد دینی در قالب دفاع از نظريه فوق با آنچه امام خميني (ره) به مردم وعده داد و در قانون اساسي آمد و مدعيان كنوني نیزخود در زمان حيات بنيانگذار جمهوري اسلامي از آن دفاع مي كردند، «زمين» تا «آسمان» متفاوت است، چرا كه مديريت و رهبری کشور را که بر سرنوشت تک تک  ایرانیان  و حتی بر استقلال و یکپارچگی سرزمین ایران تأثیر تعيين كننده دارد ، مطلق، مقدس و انتقاد ناپذیر مي‌كند. 
2. 2. عقل سليم نمي‌پذيرد يك نفر با اختيارات مطلق در راس حكومتي قرار گيرد كه حق دخالت در همه زمینه ها را دارد و حتي دايره نفوذش فراتر از مرزهاي ملي لست. با وجود اين حتي در برابر تصميمات اشتباه خود  نبايد پاسخگو باشد .اگر تفسيرجديد اقتدارگراها از ولايت فقيه را صحيح بخوانيم ، تدوين قانون اساسي و برگزاري همه پرسی درباره آن بيهوده بود .  در دموكراتيك ترين شكل كافي بود پس از  پيروزي انقلاب در يك همه پرسي از آحاد راي دهنده گان بپرسند، "آيا حاضراست همه حقوق و اختيارات خود و كشور را به يك فقیه واگذار كند و همه در برابر او مسئول باشند و او در برابر خداوند پاسخگو؟"  اگر پاسخ مثبت بود «ولايت مطلقه  انتصابي فقيه» به تفسير جديد اقتدارگراها حاكم و «فقيه» برگزيده امام معصوم در راس حکومت مستقر مي شد و با داشتن مشروعيت الهی و حق قيموميت، بی نياز از رای و تمايل و نظر مردم، هر  گونه مصلحت می دانست، كشور را اداره و تصميمات خود را ولو با کاربرد قهر اجرا مي كرد.
 2. 3. چنانچه منظور از ولايت مطلقه فقيه را انحصار مطلق قدرت به فقيه و در واقع انحصار سياست ورزي به روحانيت و اجرای احکام شرع را به ویژه با برداشت های اقتدارگرایانه  اجباری بدانيم و در نتیجهُ اعمال انسداد و نقض حقوق مدني، سياسي و فرهنگي شهروندان توسط حكومت را موجه بدانيم ، نه تنها در عصر جديد مقبولیت نخواهد یافت، بلکه  به روحانيت و حتی به اعتقادات ديني مردم لطمه خواهد زد.
3. رهبر فقيد انقلاب و ولايت فقيه
3. 1. براي فهم ديدگاه امام درباره حكومت لازم است دقت كنيم كه نخستین رفراندوم نظام برخاسته از انقلاب ، نه سوال پیشگفته درباره به رای گذاشتن ذوب گرایی ، بلکه مربوط به همه پرسي درباره نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر اصل محدوديت حكومت، پاسخگويي اركان قدرت، تفكيك قوا، انتخابات آزاد، آزادي احزاب و مطبوعات و...  بود. اين در حالي است  که در شرایط انقلابی آنروز امام خمینی براحتی می توانست ذوب گرایی ولایی را به صورت رسمي و قانوني تحقق بخشد و خود را از رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان و همه پرسي قانون اساسي معاف كند و درگير انتخابات رياست جمهوري و مجلس شورا نشود. امّا نه تنها چنین نکرد بلکه بر اساس تجربه تاریخی خود از  نهضت  مشروطه وحوادث پس از آن، بویژه تحت تاثیر شخصيت پارلمانتانتر  سید حسن مدرس و نیز با توجه به درکی که از رمز ثبات سياسي نظام های دموکراتیک جوامع غربی و نقش انتخابات آزاد داشت ، کوشید تا پایه های نظام برآمده از مردمي ترين انقلاب قرن را بر حاکمیت قانون و رای ملت استوار کند.
 3. 2. همچنین تصادفی نیست که امام خميني در دشوارترین سال جنگ و در آستانه انتخابات مجلس سوم، که شرایط برای "یکدست " و یک "صدا" شدن  کامل جمهوری اسلامی مهیا بود ، به دو صدایی کردن روحانیت  پرداخت و تکثر در درون حکومت را به فال نيك گرفت. بر اين اساس بايد گفت رفراندوم جمهوری اسلامی ،  انتخابات مجلس خبرگان،  همه پرسي قانون اساسی ، انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورا و خبرگان رهبري و نیز واپسین اقدام رهبر فقید انقلاب در دو صدایی كردن روحانیت مبارز از يك سو و پاسخ روشن امام به نامه  نمايندگان خط امامي مجلس سوم كه نگراني خود را درباره نقض برخي اصول قانون اساسي به ايشان اعلام كرده بودند مبني بر اين كه "همه بايد به قانون برگرديم و موارد نقض قانون به علت شرايط جنگي پيش آمده بود" و سرانجام دستور ايشان براي بازنگري و اصلاح اصولي از قانون اساسي در آخرين سال حيات از سوي ديگر، هیچ یک با منطق ذوب گرایی ولایی در حكومت و تک صدا کردن جامعه و حكومت ، نه تنها سازگار نیست بلكه بدعت خطرناكي به شمار مي رود كه با حذف يكي از دو بال پرنده، جمهوري اسلامي ايران را زمين گير مي كند. به همين دليل ادعا مي كنم كه  طرفداران جدید ولايت فقيه اگر بخواهند به لوازم منطقي ذوب گرایی در ولی  فقیه زنده وفادار باشند نه فقط از امام خمینی (ره) بلکه از جمهوری اسلامی نیز عبور خواهند کرد و به "حکومت اسلامی" "طالبانیسم شیعی" خواهند رسید که صرف نظر از پيامدهاي سوء فراوانش ، در آن مجاهدین شجاع ، فهیم و وارسته اي همچون احمد شاه مسعود نيز حق حیات نخواهند داشت. 
3. 3.  مشروح مذاكرات خبرگان هنگام تدوين  قانون اساسی بيانگر آن است كه ولايت فقيه براي "حفظ جمهوري اسلامي ايران" با همه  نهادها ومؤلفه‌هاي قانوني و دموكراتيك آن و جلوگیری از باز توليد استبداد دردل آن سند به درج شد ، دقيقا عكس آنچه اقتدارگراها تبليغ مي كنند. به عبارت ديگر اصل ولایت فقیه برای حفظ جمهوری اسلامی ایران با هر سه مولفه دموکراتیک، اسلامی و ایرانی آن در قانون اساسي آمد نه برای عبور از "جمهوري اسلامي ايران" و "تشكيل حكومت اسلامي" يا "استبداد ديني" و نقض حقوق شهروندان و زير پا گذاشتن "منافع ملي". رهبر فقيد انقلاب بارها تصريح كرد اگر فقيه يك روز ديكتاتوري كند، خود به خود از ولايت عزل خواهد شد.
4. دموكراسي و سياست ورزي فقها
4. 1.اگر ولايت فقيه به معنای سپردن  زمام امور جامعه  به دانشمندان وارسته و عادل باشد ، آنهم در اعصاری كه شمشير حرف اول را در رسيدن سران عشایر و قبایل به قدرت مي‌زد و حاكمان را تعيين مي‌كرد،اندیشه اي قابل دفاع  است. زيرا در برابر نظریه کسب و حفظ حكومت با زور و شمشير ، اين نگاه كه عالم ترین و عادل ترین اشخاص به قدرت برسند،  انسانی و موجّه  است. با اين نگاه ولایت فقيه به  معنای جایگزینی صنف روحاني به جای صنف جنگجويان و نظاميان نیست و «نعلین» جای « پوتین» را نمي گيرد و استبدادي همه جانبه تر حاكم نمي کند. 
4. 2. حتي در دموكراسي نيز "دانش " و " پرهيزگاري" مي تواند و مفيد است كه از خصوصيات رهبري جامعه شمرده شود به شرط رقابت آزاد و به دموکراسی بیشتر،عمیق تر و پایدار راه ببرد . شرط دموكراتيك بودن يك نظام سياسي  ، حاکمیت قانون است نه حکومت يك نفر . در دموكراسي ، قوا توزیع و مقامات  صرفا بر اساس رای آزاد و برابر شهروندان انتخاب ، نقد و جابجا می شوند. هيچ ركن حكومت مقدس و غيرقابل انتقاد نيست  و قدرت به صورت مسالمت‌آميز به رقيب واگذار و حقوق شهروندان تحت هر شرایطی رعایت مي شود. با اين وجود در دموكراسي نیز می توان شهروندان را تشویق  کرد که  عادل ترین و فهيم ‌ترين نامزدها به علوم گوناگون از جمله علوم ديني را به شرط مدیر و مدبر بودن انتخاب کنند.
5. ولايت فقيه ؛ حقوق شهروندي و حق حاكميت ملي
5. 1. با وجود توضيحات فوق سه سوال مهم درباره ولايت فقيه مطرح است:
اول آن كه آيا اختيارات و وظايف "ولايت فقيه" كه اصل آن مورد تاييد اغلب فقهاست، حكومت ، آنهم حكومت همه كاره را شامل مي شود يا بخش هايي از امور اجتماعي بر زمين مانده را در برمی گيرد؟ دوم آنكه آيا ولايت فقيه يعني دادن همه اختيارات به يك نفر است كه راسا و مادام العمر قدرت را در دست بگيرد تا حكومت ديني شود؟ سوم آنكه آيا روحانيون داراي امتياز ويژه بويژه در اجرا يا مصونيت ويژه سياسي هستند؟
5. 2. با گذشت سي سال از تاسيس جمهوري اسلامي ايران مي توان موضوع فوق را همه جانبه ارزيابي كرد و پرسيد كه آيا پيش نويس اوليه قانون اساسي كارآمدتر بود يا آنچه بعدا تدوين شد؟ البته امام هر دو پيش نويس را بدون اشكال خواند ولي پيش نويس اول براساس قانون اساسي مشروطه و متمم آن تدوين شده بود و در عراق آيت الله سيستاني آن روش را اعمال مي كند. طبق ديدگاه فوق مرجعيت ديني رسما و قانونا مسئوليت رهبري حكومت را نمي پذيرد ولي داراي چنان نفوذي است كه دولتمردان و اركان حكومت براي اتخاذ تصميمات ملي، خود را نيازمند جلب نظر و همكاري او مي بينند. روحانيون نيز همچون ساير قشرها در انتخابات آزاد شركت مي كنند و در صورت كسب راي اكثريت شهروندان به مجلس راه مي يابند يا وزير مي شوند. طرفداران اين نظريه معتقدند اقتدار مرجعيت در هدايت امور در اكثر قريب به اتفاق موارد كمتر از فقيهي نيست كه مسئوليت حكومت را رسما در اختيار مي گيرد، با اين تفاوت كه با روش مراجع تقليد مدافع مشروطه، پيش نويس قانون اساسي اول و مشي آيت الله سيستاني كه اخيرا آيت الله منتظري از آن شيوه دفاع مي كنند و نام آن را "تفكيك ولايت" يا "نظارت فقيه" مي خوانند ، فسادها، ضعف ها، ندانم كاري ها و جاه طلبي هاي اركان حكومت به نام روحانيت و مرجعيت ثبت نمي شود زيرا آنان رهبري حكومت را در انحصار خود ندارند. در عين حال ميهن و مردم از خدمات و راهنمايي هاي فقها در درون و برون حكومت كمال بهره را مي برند.
5. 3. در كنار دو ديدگاه فوق، آقاي هاشمي رفسنجاني پيشنهاد ديگري در مجلس بازنگري قانون اساسي مطرح و بعدها آن را تكرار كرد. طبق آن لازم است نظريه ولايت فقيه در راس ساختار كشورقرار گيرد و در قانون اساسي درج شود، اما دوره آن موقت باشد. (مثلا 10 سال) به اين ترتيب نظريات ولي فقيه ضمانت اجرا پيدا مي كند. در عين حال از آفات انحصار و مادام العمر شدن يك نفر در حكومت جلوگيري مي شود.
6. آخوند خراساني و سياست ورزي فقها
6. 1. آخوند ملا محمد كاظم خراسانی رهبر انقلاب مشروطه پيوند ويژه اي بين سنت و مدرنیته ايجاد كرد. طبق نظریه او تشکیل " حکومت اسلامی" يا "حكومت مشروعه" حق یا وظیفه انحصاری امام معصوم است و در عصر غیبت مهدي (عج)، که زمان ظهور ايشان را فقط خداوند می داند، مشروعیت حکومت با جمهور مردم است. ولايت مطلقه نيز متعلق به درگاه احديت است و حتي پيامبر اكرم (ص) داراي چنين اختياراتي نبود. در عين حال مرحوم آخوند بر خلاف ديدگاه انجمن حجتيه، مسلمانان را نه تنها به دوري از عرصه سياست و تمكين به وضع موجود و سکوت در برابر ظلم و فساد و عقب ماندگي تشويق نمي كرد، بلكه عموم مسلمانان و روحانيون را مسئول مي دانست و دعوت مي كرد  با ظلم و فساد مبارزه و براي استقرار عدالت و بهبود وضعیت مردم و کشوربکوشند و با شركت در انتخابات (انتخاب كننده يا انتخاب شونده)  و برگزيدن اشخاص موجه در صف سربازان امام عصر (عج) قرار گيرند. از منظر آخوند خراساني هدف از سياست ورزي علما و ديگر شهروندان محدود كردن دايره ظلم و فساد حاكمان است نه اجراي اجباري احكام شرع. وي قضا را در انحصار فقها مي خواند اما در اجرا براي فقها نقش ويژه قائل نبود. در عرصه تقين نيزعدم مغايرت قانون در جوامع مسلمان با موازين اسلامي را كافي مي دانست. به اعتقاد او هر قدر مردم و جامعه متدين تر باشند، خود هنجارهاي اسلامي را داوطلبانه رعايت خواهند كرد.
6. 2. مرحوم علامه نائيني شاگرد مرحوم آخوند خراساني و نويسنده كتاب «تنبيه الامه و تنزيه المله» در توجيه مشروطه، «استبداد ديني» را خطرناكتر از استبداد سياسي مي دانست. مرحوم مدرس شاگرد ديگر آخوند خراساني كه الگوي امام محسوب مي شد، طرفدار انتخابات آزاد بود و تا آخر مدافع نهضت مشروطه ماند.
6. 3.  به اين ترتيب محروم کردن روحانیون از سیاست ورزی يا ورود به اركان حكومت و حتي  قرار گرفتن در راس آن همان قدر غلط است که منحصر كردن سیاست ورزی و حکومت به آنان و محروم کردن قشرهای دیگر از مشارکت در مدیریت  کلان کشور نادرست است. به نظر من روحانیون حق دارند مانند سایر قشرها از قبیل حقوقدانان،  صنعتگران، پزشکان، معلمان، مهندسان و کارگران و...  البته بدون داشتن حق ویژه، در رقابت هاي آزاد انتخابی شرکت کنند.به همان شيوه كه مرحوم مدرس عمل مي كرد. وي در انتخابات نامزد و با اتكا به راي مردم وارد مجلس مي شد. روش او نه تبعات منفی برای روحانیت داشت و نه جامعه را از خدمات امثال  وي محروم  می کرد. كشور نيز از وجود نمايندگان همه قشرها  بهره‌مندمی شد.  
7. نظريه "رهبر = خدا"
7. 1. اساس نظريه "تمركز همه اختيارات نزد رهبري و تقديس و غير پاسخگو كردن او" بر پايه بي اعتمادي به مردم استوار شده است و اين كه در صورت برگزاري انتخابات آزاد، اكثريت شهروندان به نامزدهاي منحرف از اسلام و انقلاب راي مي دهند.
7. 2. اقتدارگراها تقديس رهبري، انتظار تبعيت بي چون و چرا از مردم و سركوب شديد منتقدان و مخالفان را از ماركسيسم استاليني وام گرفته اند. در اتحاد جماهير شوروي سوسیالیستی ، استالين جاي خدا نشست اما خداوند در قرآن به مسلمانان غير مستقيم انذار می دهد كه اجازه ندهيد روحانيون جاي خدا بنشيندد. 
"اتخذوا  اَحْبارهُمْ ورُهْبانهُمْ ارباباًمِنْ دونِ الله "( توبه/آیه31)
خداوند کریم در این آیه  می فرماید :   " یهودیان ، روحانیون و علمای خود را می پرستیدند. " شخصی از امام محمد باقر (ع) پرسید ،آیا علمای یهود به یهودیان می گفتند ما را بپرستید ؟حضرت فرمودند : نه به خدا سوگند! اگر چنین در خواستی می کردند و می گفتند مارا بپرستید ، یهودیان نمی پذیرفتند. آن شخص می پرسد : پس این آیه  که یهودیان  علمای خود را می پرستیدند، چه معنایی دارد؟ حضرت در جواب فرمودند : منظور این است که یهودیان با  روحانیون خود کاری را می كردند که فقط در برابر خدا باید انجام می دادند . آنان بی چون و چرا حرفهای روحانيون خود را قبول و از آنان تبعيت می کردند ، حال آن که فقط سخنان خدا را باید بی چون و چرا پذیرفت.  
پانوشت‌ 
1.  پاسخ هاي آيت الله منتظري به پرسش هاي آقايان سيد محمد ايازي ، محمد تقي فاضل ميبدي ، سيد ابوالفضل موسويان ، محمد حسن موحدي ساوجي ، سيد علي موسوي درباره حكومت ديني و ولايت فقيه اخيرا در كتابي به نام "حكومت ديني و حقوق انسان" منتشر شده است كه مطالعه آن را به همه علاقه مندان عرصه سياست و اجتماع توصيه مي كنم. 
ناشر: ارغوان دانش در قم
تلفن:02517741114 فاكس 7740015 
پست الكترونيك:  AMONTAZERI @ AMONTAZERI.COM


15. احمد راستگو :
جناب آقاي دكتر تاج زاده سلام
من يكي از اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي خوزه شهرستان كاشمر مي باشم. مي خواهم از جنابعالي به عنوان يك فعال پيشرو در مسائل سياسي سؤال كنم كه صبر و تحمل اصلاح طلبان با توجه به وضعيت موجود آيا نتيجه خواهد داد؟ آيا حاكميت يكدست اين اجازه را خواهد داد كه در فضايي آزاد و رقابتي مردم مجددا به اصلاح طلبان روي آورند؟
با آرزوي توفيق و بهروزي براي جنابعالي
خدا نگهدارتان

<strong>سيدمصطفي‌تاج‌زاده:</strong>
مطمئن باشید حتما نتیجه خواهد داد. چه در كوتاه مدت و چه در بلند مدت. حكومت اقتدارگراها توان خود را در مديريت كشور به نمايش گذاشت و شكست خورد. همين مساله اصلاح طلبی را بیش از گذشته در بین مردم رواج داده است. به گونه ای که حتی بخش هایی از جناح راست نیز به اين نتيجه رسيده اند كه تنها راه نجات کشور رئیس جمهور شدن آقاي خاتمي است. حکومت یکدست اقتدارگراها یعنی حکومتی که در آن تنها یک نفر آزاد است و بقیه باید مطیع محض باشند یا سرکوب شوند، وضعیتی است که هرچه بیشتر تداوم يابد، ضرورت اصلاحات را بيش تر و عميق تر خواهد کرد. اگر آقای خاتمی نامزد شود، می تواند با آرای خوبی به پیروزی برسد و با توجه به ضعف جبهه اقتدارگرايي بسیاری از مشکلات را برطرف کند، اگر چه كشور گلستان نخواهد شد. در بلند مدت استبداد دینی پاسخگو نخواهد بود.. تجربه كليساي كاتوليك پيش چشم ماست.

16. رضوی :
مخلص آقای تاج زاده هستیم و از اینکه در بین اصلاح طلبان هنوز صدایی گرم به گوش می رسد و بر سرمای موجود شاید فایق آید .
در خصوص مجلس هشتم فقط یک نکته بیش از رد صلاحیتها وانواع تخلفات مرا می رنجاند این است که چرا اقلیت ضعیف مجلس هشتم توان تحلیل نداشتند و با رای خود به لاریجانی نقش پارلمانی خود را ازبین بردند
امیدوارم راهکاری برای انعکاس صدای اکثریت جامعه ( متاسفانه اقلیت حاضر در پارلمان ) بیابید و هویت آن اقلیت را نشانه همراهی باملت و سنبل کارآمدی در همه عرصه ها بدانیم .
آیا راهکاری برای این موضوع دارید؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1) از لطفتان متشکر و با تحلیل شما موافقم. اکثریت مجلس هشتم نماینده اقلیت 13 درصدی جامعه است . اقلیت این مجلس مي تواند  پیگیر مطالبات و سخنگوی اکثریت جامعه شود. با كمال تاسف بايد اعتراف كرد راهبرد منفعل كننده بيش از نيمي از مردم (اكثريت) در سال هاي گذشته جواب داده است و اقتدارگراها مشعوف از كناره گيري اكثريت شهروندان از حضور در عرصه تعيين سرنوشت و انتخابات ، حكومت اقليت را به نام ملت ايران تشكيل داده اند.
2) قدرت یک فراکسیون در مجلس برابر است با حاصلضرب تعداد نمایندگان عضو فراکسیون در میزان حمایت شهروندان از آن. بنابراین اگر فراکسیون اقلیت سخنگوی اکثریت جامعه شود قدرتی می یابد به مراتب بيشتر از فراکسیون اکثریت. بنابراین صرف نظر از وظيفه اخلاقي و قانوني اصلاح طلبان كه موظفند پیگیر مطالبات اکثریت جامعه و حاشیه نشینان سیاست و فرهنگ و جامعه و اقتصاد باشند، از منظر سیاست و قدرت نیز به سود آنان است که سخنگوی اکثریت جامعه شوند.
3) رای اقلیت مجلس به آقای لاریجانی  اشتباه بود و امیدوارم در سال های آینده تکرار نشود. آقای لاریجانی یکی از فعال ترین عناصر ستاد ضد اصلاحات بود که با استفاده از امکانات صدا و سیما و با كمك افرادي همچون آقای کردان از همه روش های غیر قانونی و غير اخلاقي برای زمینگیر کردن اصلاحات کوشید. در حال حاضر نيز اين نقش كم و بيش ادامه دارد و از لحاظ آینده نگری نیز رای به آقای لاریجانی بی وجه است چرا که پشتيباني از اقتدارگرایی و نظامی گری در ایران است. حتي در انتخابات مجلس هشتم، برادر وي در شوراي نگهبان، با همكاري آقاي جنتي ، تمام رقباي راي آور آقاي لاريجاني را در حوزه انتخابيه قم حذف كردند تا او به مجلس راه يابد و با جلب همكاري آقاي احمدي نژاد و فراكسيون اقلين رئيس مجلس شود.

17. رضا :
با سلام جناب تاج زاده
من شكست اصلاح طلبان را در عدم صداقت و پايبندي به اصلاحات بعضي از افراد منتسب به اصلاح طلبان، عدم برخورداري از شجاعت در بعضي ها مخصوصا سيد محمد خاتمي كه مثال آن برگزاري انتخابات پر از اشكال مجلس هفتم و كروبي كه قانون مطبوعات را در مجلس ناكام كرد و ... مي دانم. از اين جهت اگر 80 درصد اصلاح طلبان شجاعت و پايبندي شما را داشتند اصلاحات تا به حال به ثمر نشسته بود و ديگر كشور ما به سمت عقب و زيمبابوه شدن پيش نمي رفت. پايداري شما در مقابل جنتي ستودني بود. نظر جنابعالي در باره نظرات من و آينده چيست؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1) در مورد انتخابات مجلس هفتم و قانون مطبوعات قبلا توضیح داده ام.
2) شجاعت عنصر مهمی برای پیشبرد اصلاحات است اما ضعف اصلی اصلاح طلبان فقدان شجاعت نبوده است. در بسیاری از موارد اختلافات و بعضا تحلیل غلط قضایا دست ما را بست. 
3) علت برخی تصمیم ها و اقدام های آقای خاتمی این بود که شرایط کشور كاملا نظامی نشود. 
4) اگر در مواردی اقدام قاطع نمي شود هم می تواند ناشی از فقدان شجاعت يا تحليل غلط شرايط باشد و هم ناشی از آينده نگري پرچمدار اصلاحات كه انتقادات را به جان بخرد ولی بكوشد خشونت بر جامعه حاکم شود.
5) در مورد آینده در خوف و رجا به سر می برم. به لحاظ استراتژیک مجموعه عوامل دلگرم کننده ای گرد هم آمده اند که می توانند توسعه همه جانبه كشور وگذار به دموکراسی را تسهیل کنند که اساس آن پذیرش دیگری است و احترام به سبک ها و سلایق گوناگون و حذف تفکر حذفی. با آنکه این روند را امیدوار کننده می بینیم اما نگرانم در كوتاه مدت اتفاقی رخ دهد که اساسا ایرانی باقی نگذارد تا به توسعه و استفرار دموکراسی و حقوق بشر در آن فکر کنیم.

18. حمید :
آقای رفسنجانی از جهت فیزیک و پراکمتیک بودن شبیه ریگان بود. آقای خاتمی شبیه کلینتون و آقای احمدی نژاد شبیه جرج بوش.
آیا ریس جمهور بعدی ما شبیه اوباما یا مک کین خواهد بود؟

<strong>سيدمصطفي‌تاج زاده:</strong>
1) در مورد مقایسه انتخاب هاي مردم آمريكا و ايران، من هم معتقدم رفتار یک طرف در انتخاب طرف مقابل موثر است.
2) آقای کلینتون در دور دوم ریاست جمهوری خود ، برخلاف دور اول، در جهت نزديكي دو كشورگام برداشت ، اما اصلاح طلبان پاسخ مناسب ندادند ، اگرچه دلایلی داشتند، اما به نظرم در مجموع موجه نبود.
3) عملکرد آقای بوش نقش زيادي در جهت گسترش نظامي گري و بنیادگرایی و خشونت ورزي در منطقه داشته و کارنامه او بويژه در خاورميانه بسیار منفی است.
4) روسای جمهور بعدی آمریکا و ایران هرکس باشند باید در جهت تنش زدایی و اعتمادسازی تلاش کنند. به نظر می رسد جامعه ما بیش از این تاب و تحمل فشارها و کمبودها را ندارد. تضعييقاتي که عمدتا به دلیل بی کفایتی، ماجراجویی و شهرت طلبی مقامات حکومتی نصیب ملت شده است و چشم انداز تيره اي را درباره آينده میهن ترسيم كرده است.

19. رضاهاتف :
با سلام
نظر شخص من اين است كه بهترين فرد براي رياست جمهوري شخص جنابعالي هستيد كه هم داراي سواد وسابقه خدمت بوده وهم داراي عرضه ولياقت هستيد
لذانظر من اين است كه شما ازهمين حالا شروع به فعاليت انتخاباتي نموده وتا مرحله ثبت نام پيشروي كنيد مطمئنا باويژگيهايي كه شخص شما داريد قبل از شروع ثبت نام آنقدر طرفدار خواهيد داشت كه شوراي نگهبان نتواند شما را رد كند واگر هم رد كرد مي توان اميدوار بود (80%) كه يك انقلاب مخملي به راه بيفتد مطمئن باشيد به امتحانش مي ارزد از شما حركت ،ازخدا بركت ،از مردم هم ياري.
ياعلي

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده: </strong>
از لطف شما متشکرم. اگر آقای خاتمی نامزد شوند، همه پشت سر او قرار می گیریم. چنانچه كانديداتوري را نپذيرفت، لازم است دلايل وي به دقت بررسی و و به دو سوال پاسخ داده شود: اول اينكه آيا ميزان سلامت انتخابات آنقدر هست كه پيروزي در انتخاباتي مهندسي شده با اجراي كردان – نظارت جنتي ممكن باشد؟ دوم اينكه پس از پيروزي در انتخابات برداشتن گام هايي به سود ملت ممكن است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ ها ، وظیفه امثال من تلاش برای ايجاد اجماع اصلاح طلبان و معرفی یک کاندیدای واحد اصلاح طلب خواهد بود. اگر هم جواب سوال هاي فوق منفي باشد، اساسا نبايد در  انتخابات شركت كرد.

20. پویا صفری :
درود بر جناب تاج‌زاده عزیز و گرامی...
پرسش‌های بیشماری است که در ذهن ما جهت طرحش برای حضرت عالی وجود دارد٬ اما آنچه این روزها برجسته می‌نماید انتخابات ریاست جمهوری آینده می‌باشد که سخن‌ها بر سرش در این روزها بسیار است و گمانه‌ها فراوان و اظهارات شما نیز بسیار متین و قابل توجه...
آنچه در سخنان شما بیشتر و بهتر از هر چیز جلوه می‌نماید اظهارات شما مبنی بر تمایل فراوانتان از برای کاندیداتوری و ریاست جمهوری مجدد جناب خاتمی می‌باشد که دوره طلایی را با وجود نقدهایی فراوان سپری نمودیم٬ اما آیا به نظر شما دیگر وقت آن نرسیده تا اصلاحات به دیگر پتانسیل‌های خود رو آورده و یا اصلا به امری که کمتر بدان می‌پردازد یعنی ساخت پتانسیل پردازد تا تنها به یک نیرو و یا اندک نیروهای قلیل وابسته نباشد...؟!!!
آیا باید پاشنه‌ی آشیل اصلاحات و بار این امور تنها بر دوش جناب خاتمی باشد تا عده‌ای نیز دلسرد گشته و امیدی نو باز نیابند؟؟؟
به گمانم دیگر وقت چنین رخدادی رسیده و باید در پی چنین اموری بود٬ چنان که زمزمه‌ی جناب نوری برخاست و نباید این زمزمه‌ها را به خاموشی سپرد٬ بدین مضمون که سایه‌ی رد صلاحت‌ها ما را دنبال می‌کند...
تا به کی می‌خواهیم با هر شرایطی در انتخابات‌ها شرکت جوییم٬ دیگر نباید به هر امری تن داد و به سرنوشت‌های مجالس هفتم و هشتم دچار شد٬ و دیگر باید کمی هم به خود سازی پرداخت...
امید به آنکه چنین گردد...
نکته‌ی آخر هم آنکه با توجه به عضویت شما در شورای مرکزی دو حزب اصلاح طلب به نظر می‌رسد ذکر این نکته نیز چندان بی راه نباشد که احزاب اصلاح طلب در پی یکی شدن باشند تا این پتانسیل‌های پراکنده گرد هم آیند٬ اختلاف‌ها را کنار گذارند و به فعالیت‌ها مستمرتر و ماناتری پردازند...
پیشاپیش از بذل توجه و عنایت شما نهایت سپاس را داشته و برایتان آرزوی بهترین‌ها را دارم
تا درودی دگر بار بدرود...

<strong>سيدمصطفي‌تاج‌ز اده:</strong>
 ما به همه گروه های اصلاح طلب پیشنهاد کردیم که در مورد دو موضوع توافق کنند. در این صورت مي توانند پیروز انتخابات شوند. 
1) همه بپذیرند که با نظرسنجی از مردم در 30 شهر مرکز استانها در یک زمان مناسب، مثلا در بهمن ماه آینده، محبوب ترین نامزد اصلاح طلبان نزد مردم را معين و معرفي كنند. این در صورتی است که آقای خاتمی در انتخابات حاضر نشود. با حضور ایشان اجماع خود به خود حاصل است و می توان پیروز شد.
2) تنها همان نامزد در انتخابات ثبت نام کند و همه گروه های اصلاح طلب اعلام کنند در صورت ردصلاحیت وی از شرکت در انتخابات خودداری خواهند کرد. در این صورت هم صلاحیت آن نامزد تایید خواهد شد و هم احتمال پیروزی وی بالا خواهد رفت و شهروندان امیدوار خواهند شد.
چنانچه اصلاح طلبان بخواهند از بین افرادی که شورای نگهبان صلاحیت آنها را تایید می کند یک نفر را انتخاب کنند، باید بگویم شورای نگهبان صلاحیت هیچ نامزد اصلاح طلبی را که حدس بزند در انتخابات رای خواهد آورد تایید نخواهد کرد. بنابراين يا باید با تمام سرمايه در انتخابات شرکت کنیم تا متناسب با جایگاه خود در جامعه در اركان حكومت حاضر شويم. چنانچه به هر دلیلی کانون قدرت مانع حضور نامزد اصلاح طلبان شد، صحنه انتخابات را ترک کنیم و مسئولیت خوب و بد امور و مدیریت کشور را به عهده حکومت یکدست و روسای دفاتر در سه قوه بگذاریم. تصور می کنم نگراني ناشي از عدم حضور یکپارچه اصلاح طلبان در انتخابات ،کانون قدرت را مجبور به تایید صلاحیت نامزد آنان خواهد کرد.
 روشن است بخشی از مشکلات ما ناشی از "غضنفر" های داخلی است والا رقیب "مارادونا" نیست که بازی حرفه ای او موجب پيروزي اش شود. اقتدارگراها فقط با دوپینگ و سوء استفاده از امكانات عمومي و اعمال روش های غیر قانونی و غیر اخلاقی و نيز با استخدام يا سوء استفاده از چهره هايي از اصلاح طلبان براي ايجاد اختلاف در آنان می توانند برنده انتخابات فرمايشي شوند. با وجود اين شرايط، اگر آقاي خاتمي نامزد شود، پيروزي اش ممكن است. 

24- امين:

1 - بفرمایید که در کدام کنکور و با چه نمره ای در دانشگاه تهران برای فوق لیسانس و دکترا قبول شدید .

2 - شما که اینقدر سفارش کرده اید از افترا و تهمت بپرهیزید تا سوالاتتان را درج کنیم چرا خودتان بیشترین اهانتها را به مسئولین طراز اول کشور آنهم رئیس جمهور محبوب و مردمی و مقتدر می کنید .

3 - درباره تخلفات و تقلبات در انتخابات تحت مدیریتتان و محکوم شدنتان در دادگاه و عزلتان بخاطر این تخلف توضیح دهید . ضمنا خواهش می کنم به روال مالوف علت را باند بازی و رقابت با شورای نگهبان و ... که همگی نخ نما شده اند مطرح نفرمایید .

4 - در زمان مدیریت شما و دوستانتان بر کشور کدام کار بزرگ را انجام داده و کدام گلی را بر سر مردم زدید که الان هم می خواهید به هر قیمت پستها را به دست بگیرید و بخاطر آن تمام ارزشهای کشور و دین مردم را به بازی سیاست گرفته اید ؟

5 - چرا همواره هر کاری را که شما و دوستانتان می کنید یا هر حرف و تحلیلی که ارائه می دهید مورد عنایت و توجه خاص محافل امریکایی و دشمنان ایران قرار می گیرد ؟ آیا همه اینها اتفاقی است . یا آنها می خواهند شما را خراب کنند !!! اگر این چنین است چرا در حرفها و تحلیلهای معمولی خودشان هم همان حرفهای شما را می زنند . مگر می شود اینهمه هماهنگی به صورت اتفاقی صورت گیرد ؟

<strong>سيدمصطفي تاج زاده: </strong>
از زمان وزیر شدن آقای کردان لازم است درباره مدرک خود دقیق سخن بگویم ! فارغ التحصيل رشته علوم سياسي دانشگاه تهران هستم. در کنکور سراسری سال 71 در فوق لیسانس رتبه نخست و در کنکور سراسری مقطع دکترا در سال 74 رتبه سوم را کسب کردم. اگر چه به علت درگیری در امور اجرائی درسال 76 تحصیلاتم را براي هميشه نیمه کاره رها کردم !

همواره کوشیده ام به هیچ کس چه مقامات و چه شهروندان اهانت نکنم. اگر در موردی ناخود آگاه مرتکب چنین خطایی شده باشم از وی پوزش می خواهم. 

اگر بخواهید مصاداق اهانت، توهین، تهمت و افترا را به وضوح ببینید ، کافی است یکی از مقالات همسر سخنگوی دولت مهرورز و عدالت گستر را مطالعه کنید. متاسفانه خود آقای احمدی نژاد هم در سخنان خود از تهمت و توهین به منتقدان خود پرهیز ندارد. برای مثال وی مرتب ادعا می کند که همه منتقدین دولت نهم اهل سوء استفاده اقتصادی هستند. ادبیات وی مانند آقای جنتی است که به علت تقوا پیشگی به نامزدها جداگانه اعلام نمی کند که علت رد صلاحیت او چیست ولی در خطبه های نماز جمعه می گوید ما برای جلوگیری از ریختن آبروی داوطلبان ، دلایل ردصلاحیت آنان را تک تک اعلام نمی کنیم ولی اجمالا بدانید اینها که رد صلاحیت شده اند یا دزدند یا اهل سوء استفاده اقتصادي یا دارای ارتباطات نامشروع اخلاقی اند یا جاسوسند! فکر می کند به این ترتیب اخلاقی سخن گفته است اما غیر اخلاقی تر از این نمی شود سخن گفت. یاد آوری می کنم که این همه کیهان و صدا و سیمای لاریجانی در مورد شهرام جزایری جو سازی کردند اما صلاحیت همه کسانی که از شهرام جزایری پول گرفته بودند در شورای نگهبان تایید و صلاحیت داوطلبانی که پول نگرفته بودند رد شد! همین یک نمونه نشان می دهد آقای جنتی با فساد مالی ادعایی مشكل ندارد. با استقلال سياسي داوطلبان مخالف و درصدد احیای روش هاي شاهنشاهي است. بازي روزگار را ببين كه آقاي پالیزدار سه تن از اعضای شورای نگهبان را به رانت خواری حکومتی متهم کرده است.

من به هیچ تقلبی در انتخابات حتی در دادگاه های زیر نظر اقتدارگراها محکوم نشده ام. البته در سال 79 به اتهام دخالت در امور فرمانداری تهران به 30 ماه انفصال از خدمات دولتي محکوم شدم. از سوی دیگر معتقدم آقای جنتی در انتخابات مجلس ششم تخلف کرد. به شکایت بنده نیز رسیدگی نمی شود تا ثابت کنم که وي چگونه در نتیجه ارای مردم دست برد و نتیجه انتخابات را در تهران تغییر داد. تصور می کنم عملکرد غیر قانونی آقاي جنتي و همكارانش در شوراي نگهبان نخ نما شده اما اتهامات من به آنان همچنان به قوت خود باقی است. امروز رئیس مجلس خبرگان دست به دامان مراجع تقلید شده است که فکری به حال ردصلاحیت های غیر قانونی و غیر شرعی و تقلب در انتخابات کنند. 

فرض کنید آقای خاتمی و اصلاح طلبان هیچ کار بزرگی نکردند و هیچ گلی به سر مردم نزدند. با وجود این بسیار خشنوديم که گلی مانند آقای احمدی نژاد به سر ملت ایران نزده ایم. ضمنا اقتدارگراها می خواهند به هر قیمت به قدرت دست یابند یا آنرا حفظ کنند ، حتی اگر لازم باشد تمام ارزش های دینی و ملی را هزینه کنند. اتهام شما را آنان باید جواب دهند نه اصلاح طلبان. ما هر وقت به قدرت رسیده ایم با انتخابات آزاد بوده است وهنگام حکومت نیز حقوق منتقدین خود را نقض نکرده ایم. به علاوه همواره به نظر مردم تمکین کرده، با رای مردم صحنه را ترک کرده ایم. اما کسانی که هفت خوان انتخاباتی درست کرده اند و با احزاب سیاسی می جنگند اما خود حزب پادگانی تشکیل می دهند و میلیاردها تومان خرج می کنند تا با صدقه پروری رای بیشتری کسب کنند به دین و روحانیت لطمه می زنند. كسي که در روز 9 دروغ می گویند و شب خواب خوش دارد ، دین و ارزشها و اعتقادات مردم را به بازی گرفته است، نه كسي كه دروغ گفتن حق به سود ملت نيز برايش دشوار است.

قبلا هم پاسخ داده ام. هیچ گروهی به اندازه طالبان به دولت آمریکا خدمت نکرده است . طالبانیسم شیعی در ایران نیز به آمریکا خدمت می کند. توضیح بیشتر را در مقاله "چه کسی امریکایی است " در جواب آقای حسین شریعتمداری داده ام.



سئوال 106_ خسرو :
با سلام
تمام مشکلات اصلاح طلبان با نهادهای انتصابی است که روسای آنها را رهبر تعئین می کند!
1.طبق اطلاعات موثق رابطه اقای خاتمی با رهبر در سطح بسیار خوب است!!
2.در جشن ازدواج دختر محمدرضا خاتمی با پسر آقای خرازی افرادی از بیت رهبری و دولت احمدی نژادو آقای ناطق نوری(که خیلی هم آقای خاتمی به ایشان اظهار لطف کرده اند)همان شخصی که می خواهد ملی مذهبی ها را تیر باران کند!حضور داشتند!
سیاست امر بسیار پیچیده ایست ولی این که انسان در خصو صیترین مجلس خود دشمنان خود و ملت را دعوت نماید خیلی معنی می تواند داشته باشد!!
چه تهمتهائی که به همدیگر در شرایط عادی نمیزنند!!
لطفا شما نتیجه گیری کنید؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده : </strong>
 1. 1. نهادهاي انتصابي همه مشکلات فرا روی اصلاحات نيستند وتنها يکی از موانع به شمار می روند . 
2 . 1. مشکل فوق ناشی از نفس وجود اين نهادها نيست بلکه به عملکرد غيرقانونی و غير دمکراتيک متوليان آنها برمی‌گردد . برای مثال وجود شورای نگهبان به عنوان مرجع تطبيق قوانين با موازين اسلامي و قانون اساسي نه تنها مفيد بلکه ضروری است؛ اما متأسفانه عملکرد غيرقانونی و غير اخلاقی آقای جنتی و دوستانشان بويژه در نظارت بر انتخابات، "شوراي نگهبان واقعا موجود" را به يکی از موانع پيشرفت كشور و بهبود اوضاع مردم بدل کرده و باعث نمايشی شدن انتخابات و فرمايشی و بي خاصيت شدن نهادهای انتخابی چون مجلس شورای اسلامي شده است .
2. 1. معيار قضاوت ما در مورد اشخاص عملکرد آنان است .چنانچه عملکرد فردی در جهت پاسخگويی به مطالبات مردم و توسعه دمکراتيک کشور باشد ولي براي رسيدن به اهداف فوق با منتقدان و مخالفان دموكراسي نيز ارتباط برقرار كند، نه تنها كار بدي انجام نداده، بلكه فرهنگ گفت‌وگو را تعميق بخشده كه نياز ماست. وقتی ما برغم همه خصومت ها و سوء‌ظن‌ها از مذاکره با دولتمردان آمريکايي استقبال مي‌كنيم و حاضريم با همه جناح‌هاي واشنگتن براي دفع تهديدها و تحريم ها و دفاع از منافع ملی به گفتگو بپردازيم، لازم است در عرصه داخلی نيز اعتمادسازی ، رفع تنش ، گفتگو و تلاش براي مفاهمه با رقبا و حتی مخالفان خود را ترويج كنيم. 
2. 2. اصلاح طلبان نبايد چون اقتدارگراها عمل کنند که حاضرند با نظاميان اشغالگر آمريکايی جلسه بگذارند و عکس يادگاري بگيرند و حتي با رييس جمهور اسراييل براي گرفتن عکس حاضر شوند مردم ايران را دوست مردم اسرائيل بخوانند، اما از گفتگو با منتقدان داخلي و حتی مسلمان خود که سوابقشان به مراتب روشن‌تر و درخشان‌تر از خود آنان در خدمت به اسلام و انقلاب و مردم است، سرباز می زنند و شديدترين اتهامات را به آنان وارد مي كنند . به عكس  بايد با تکيه بر منطق اسلامي و جذبي خود و در جهت تبديل معاند به مخالف و مخالف به موافق، از هر گونه مذاکره و گفتگو با ديگران، چه اقتدارگراها و چه اپوزيسيون قانون گرا، برای حفظ استقلال و يكپارچگي سرزميني ، توسعه همه جانبه كشور،‌ بهبود معيشت مردم،‌ تقويت نهادهای مدنی ، حفظ صلح و نفی خشونت و استقرار حاکميت قانون استقبال کنند و خود پرچمدار آن شدند.
2. 3. يكي از انتقادهاي وارد به ما آن است كه در هنگام حضور در اركان قدرت، آنقدر كه لازم بود، به گفت و گوي برابر با رقباي خود نپرداختيم. اقتدارگراها با ابزارهاي ويژه خود كه عمدتا سخت افزاري است با اصلاح طلبان مواجه شدند و به كار شكني پرداختند و ما نيز با استفاده از ادبياتي مدرن اما تحقير كننده با آنان تعامل كرديم. اي كاش همه اصلاح طلبان مانند خاتمي سخن مي گفتند و  مخالف خود را تحقير نمي كردند.
3. در کشور ما ، احتمالاً شبيه جوامع ديگر، در درون هر فاميل بزرگ افراد با گرايش های گوناگون فكري و سياسي حضور دارند . فاميل های بزرگ عرصه حضور گرايش های متنوع سياسی و جناحی و حزبی است . بنابراين نبايد مناسبات خانوادگی و فاميلی را با مسائل سياسی مخلوط کرد . برای مثال خواهر آقای صادق خرازی ( سفير سابق کشورمان در فرانسه ) عروس مقام رهبری است. در عين حال پسرآقای خرازی  داماد آقای محمدرضا خاتمی است. طبيعی است در مجلس عروسی فرزندان اين دو افرادی از دو جناح سياسی حضور داشته باشند . ناپسند نيست که ميهمانان يا حاضرين در مجلس واجد گرايش سياسی متفاوت باشند. ناپسند آن  است كه مجالس مذكور ساده و سالم برگزار نشود.  ناپسند تر از آنكه نبايد شاهد شكل‌گيري طبقه جديدي مي باشيم كه در صورت تشكيل، در نهايت از مردم جدا خواهد افتاد. درباره راههاي جلوگيري از تشكيل طبقه جديد بايد مستقل بحث كرد.
4. با ديدگاه آقای ناطق نوری در اين باره به شدت مخالفم . من به عنوان مسئول امور دانشجويی  شورای امنيت کشور که در صحنه نيز حضور داشتم ، اعلام می کنم پس از فاجعه 18 تير آقای مهندس سحابی در کنترل احساسات دانشجويان و نگه داشتن آنها در محوطه کوی دانشگاه نقش مثبت ايفا کرد . در آن چند روز وی و اعضای نهضت آزادی نه تنها آتش بيار معرکه نشدند که لازم آيد سينه ديوار قرار داده شوند ، بلکه در جهت جلوگيری از تشديد بحران و مهار خشونت ها و درگيری ها نقش مثبت ايفا کردند. به همين دليل بايد از ايشان تقدير شود .

سئوال 107_ پيام :

با سلام به نظر شما آقاي كروبي انتخاب چندم گروههاي اصلاح طلب ميباشد

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده: </strong>
1 . آقای کروبی انتخاب اول حزب اعتماد ملی وآقای خاتمی نامزد اول اکثرقريب به اتفاق گروه های اصلاح طلب در انتخابات سال آينده رياست جمهوري است . 
2 . به نظر من رئيس جمهور آينده يکی از دو گزينه خاتمی- احمدی نژاد خواهد بود . به همين دليل بايد همه تلاش خود را بکار ببريم تا آقای خاتمی نامزد انتخابات آتی رياست جمهوری شود. در نبود ايشان، به احتمال زياد آقای احمدی نژاد،  البته با حمايت كانون و مراكز قدرت (صدا و سيما، حزب پادگاني، توزيع ميلياردها پول و ...) نامزدهای ديگر را پشت سر خواهد گذاشت. 
3 . اگر شهروندانی که رياست جمهوری دوباره آقای احمدی نژاد را برای ايران و اسلام مضر می دانند و تداوم مسئوليت ايشان را مغاير منافع ملت ايران ارزيابي می کنند و نيز اگر ايرانياني كه خواهان رفع تهديدها و تحريم هاي بين المللي و قرار گرفتن كشور در مسير توسعه علمي، فني و اقتصادي هستند و به رفاه و امنيت ملت مي انديشند بخواهند كه آقای خاتمی نامزد شود، به علت احترامي كه وي براي خرد جمعي قائل است، ممكن است ثبت نام كند . در اين صورت دوره جديدي آغاز مي شود كه با عنايت به تجربيات قبلي، ماحصل آن به سود ملت خواهد بود .

سئوال 108_ بي  نام:
مرز شما با افرادوجريان هاي براندازوضدنظام چيست؟

<strong>سيدمصطفي تاج زاده : </strong>
1. 1. اصلاحات يعني تداوم نظم و ثبات سياسی از طريق بهبود اوضاع جامعه و حكومت، بنابراين اتهام براندازی به آن نچسب و نا موجه است . 
1. 2. من هم تحليل کسانی را که برای براندازی جمهوري اسلامي به دخالت نظامي آمريكا دلبسته اند ، اگرچه آن را گذار به دموكراسي نام نهاده اند ، مخالفم و هم با اقتدارگراهايي که با ندانم كاري، بي‌كفايتي و افراطی گری کشور را در معرض تهديد خارجی و آسيب‌هاي داخلي قرار داده اند و پايه های جمهوری اسلامی ايران را متزلزل كرده اند.
1. 3 . به نظر من براندازان واقعی اقتدارگراهايی هستند که با عملکرد غلط، غير علمي و غيردموکراتيک خويش، کشور را در معرض مخاطرات فراوان قرار داده‌‌اند.
2. مادام كه امكان تأثير گذاري بر قدرت به طرق مسالمت آميز وجود دارد،  جمهوری اسلامی ايران اصلاح پذير است. با اين فرض مي‌كوشيم با حفظ نظم و ثبات سياسی به سوي توسعه همه جانبه و دموكراسي گذار كنيم. در عين حال مخالفت ما با براندازی، علاوه بر هزينه‌هاي سنگين آن، به اين دليل نيز هست كه با سقوط جمهوری اسلامی ممكن است شرايطی به مراتب سخت‌تر و غير دمکراتيک تر بر کشور و مردم تحميل ‌شود . به ويژه آنكه هيچ اجماع نظری درباره نظام جايگزين بين مخالفين وجود ندارد و تعارضات و اختلافات آنها با يکديگر بعضاً شديدتر از اختلافاتشان با حاکميت مستقر است. توجه به پيامدهاي اشغال نظامی عراق و افغانستان ما را مصمم‌ مي‌كند كه با دخالت خارجی  قاطعانه مخالفت کنيم.

سئوال 109_ احمد :
با سلام.
آيا به نظرتان آقاي خاتمي براي ريياست جمهوري ضعيف نيست. مگر غير از اين است كه ايشان در مقابل كساني كه 18 تير را خلق كردند(اگر نگوييم كه با آنها همدست بودند) سكوت كردند مگر نه اينكه ايشان وقتي آقاي حجاريان را ترور كردند فقط ابراز تاسف كردند.
پس چرا ميخواهيد آقاي خاتمي را دوباره بيريد تا فقط به ابراز تاسف اكتفا كند و در مقابل تماميت خواهان سكوت كنند و در جدال بين حاكميت و مردم طرف حاكميت را بگيرند انگار نه انگار كه ايشان مشروييتشان را از مردم ميگيرند نه از نظام(البته در ايران گاهي اين متفاوت است).
سؤال ديگري كه داشتم اين بود كه چرا اصلاحات با وجود اين كه در زمان انتخابات مجلس 7 قدرت را در اختيار داشتند و با وجود نا عادلانه بودن انتخابات و موج عظيم ردصلاحيت ها چرا انتخابات را برگزار كردند آيا بهتر نبود انتخابات را برگزار نمي كردند؟
آيا اين عمل آنها نشانه ضعف آنها در مقابل تماميت خواهان نبود و آيا تجلي اطاعت بي چون و چرا از بالادستان نظام در مقابل مردم نبود؟
با تشكر.

<strong>سيدمصطفي تاج زاده :</strong>
1. 1. آقای خاتمی نه تنها با فاجعه آفرينان و حمله کنندگان به کوی دانشگاه تهران همراه نشد ، بلکه سکوت نيز نکرد  و با صدور دستور تشکيل کميته ای در شورای عالی امنيت ملی، آنها را مأمور کرد ابعاد و جزئيات فاجعه را بصورت همه جانبه بررسی و نتيجه را به مردم اعلام کنند . اين کميته کار خود را با انجام بررسی های گسترده و ارائه گزارشی مستند درباره فاجعه 18 تير به پايان برد. با پيگيری رئيس جمهور گزارش مذکور از صدا و سيما پخش شد و به اطلاع افکار عمومی رسيد .
1. 2 . آقای خاتمی فاجعه کوی دانشگاه تهران را تاوان تلاش خويش برای کشف و افشای غده سرطانی در درون وزارت اطلاعات خواند. علت عصبانيت اقتدارگراها نيز آن بود که با پذيرش مسئوليت توسط وزارت اطلاعات، راه قتل های زنجيره ای توسط دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي در ايران به كلي مسدود شد.
2. ترور آقای سعيد حجاريان را نيز آقای خاتمی شديداً محکوم کرد و با مأمور کردن دستگاه های مختلف کوشيد ضاربان وی در اسرع وقت شناسايی و محاکمه شوند . البته ما به آراي دادگاه‌هاي  رسيدگی کننده به قتل های زنجيره ای ، کوی دانشگاه تهران و ترور حجاريان اعتراض داشته و داريم اما دادگاه ها زير نظر رئيس جمهور نيستند و قضاوت ناعادلانه آنها را نمی توان به نام ايشان ثبت کرد . 
3. برای ارزيابی قضاوت شما درباره آقای خاتمی کافی است عملکرد رييس دولت اصلاحات را در جريان قتل خانم زهرا کاظمی در زندان اوين با فوت مشکوک خانم زهرا بنی يعقوب در زندان همدان در زمان دولت نهم مقايسه کنيم. آقای خاتمی با مأمور کردن چند وزير دستور بررسي موضوع و اعلام نتايج آن را صادر كرد. بر اساس گزارش وزرا معلوم شد که يا جسم سختی به سر خانم زهرا کاظمی اصابت کرده يا سر ايشان به جسم سختی برخورد كرده است. اما در مورد مرگ خانم زهرا بنی يعقوب ، آقای احمدی نژاد نه تنها فرد، نهاد يا کميته ای را برای روشن شدن حقيقت ماجرا مأمور نکرد بلکه از يک اظهار تأسف خشک و خالی دريغ ورزيد.
4. من معتقد به برگزاری انتخابات مجلس هفتم البته با اعلام فهرست نامزدهايی بودم که بطور غيرقانونی در شوراي نگهبان رد صلاحيت شده بودند ؛ همان کاری که خود در مقام رياست ستاد انتخابات کشور در جريان برگزاری انتخابات اولين دوره شورای اسلامی شهر و روستا انجام دادم و نتايج انتخابات را  همه پذيرفتند و بعدها نيز كسي اعتراض نكرد. بنابراين عملکرد دولت و وزارت کشور را  در جريان برگزاری انتخابات مجلس هفتم قابل نقد می دانم اما انتقاد به حق فوق نبايد موجب شود دستاوردهای بزرگ دولت اصلاحات و از جمله برگزاري انتخابات صد در صد آزاد دومين دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا را که در آن حتی يک داوطلب بدليل داشتن گرايش سياسی مخالف دولت رد صلاحيت نشد ، ناديده انگاريم .

<strong>سئوال:</strong>
تحلیل شما از حوادث دانشگاه زنجان و رفتار دانشجویان چیست؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده: </strong>
1. آنچه در دانشگاه زنجان اتفاق افتاد عکس العمل قابل پيش‌بيني دانشجويان در برابر رفتار اقتدارگراها در سالیان گذشته بويژه در دوران اصلاحات بود يعني تمسك به روش‌هاي غير اخلاقي در مواجهه با نا هنجاری یا منتقدان خود. براي مثال دادگاه هایی که اصولگراها برای محاکمه اصلاح طلبان و ديگر منتقدان خود تشكيل مي‌دهند به گونه ای است که شاکی با دادستان، دادستان با هیات منصفه و همه با قاضی هم فكرند و هر چهار ركن با دستگاههای اطلاعات موازي و صدا و سيماي همسو. 
2. روش فوق برخلاف تجربه بشري است مبني بر اينكه تفکیک بخشهای مختلف دادگاه اهمیتی کمتر از تفکیک سه قوه ندارد. جهان پذیرفته است احقاق حقوق شهروندان در محاكم بخصوص اگر یک طرف دعوا دولت باشد، منوط به تشكيل دادگاه‌ مستقل از قدرت ، علنی، با اجزاي متفاوت و تحت نظارت نمايندگان افكار عمومي (هيأت منصفه) است. يعني ارکان دادگاه از بخشهای مختلف تشكيل شود تا حكومت نتواند حقوق منتقدین خود را نقض کند. 
3. اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي صراحت دارد که جرايم سیاسی و مطبوعاتی باید در دادگاهي علني و با حضور وکیل مدافع و هیات منصفه بررسي شود. زمانی که همه اركان دادگاه تابع اراده واحدي مي‌شوند كه از قبل تصمیم گرفته است متهم را محکوم و مجازات کند، به منتقدین خود نيز غيرمستقيم این درس را می دهند که آنان همین روش را عليه کسانی که رفتار یا گفتار آنان را نمی پسندند، به كار برند. 
4. روش دانشجویان زنجان مبني بر اين‌كه شاكيان رسیدگی به پرونده دختر دانشجو همان کسانی بودند که بدون اطلاع قبلي وارد دفتر معاون دانشگاه شدند، از اطاق وي فيلمبرداري  كردند و آن را در اينترنت قرار دادند، كپي‌برداري از شيوه اقتدارگراها در محاكمه منتقدان خود است. دانشجويان، خود را در مقام شاكي، دادستان، هیات منصفه، قاضی و دستگاه تبلیغاتی قرار دادند و از تهيه كيفر خواست تا محكوميت و حتي قرار دادن فيلم ماجرا را در سايت‌هاي اينترنتي خود به عهده گرفتند. به نظر من هر دو روش نادرست و غيراخلاقي است و نمي‌توان در واكنش به رفتار غلط، خود مرتكب خطا شد. با کمال تاسف باید گفت رفتار دانشجويان زنجاني در رسیدگی به اتهامات مقامات دانشگاه بيانگر آن است كه آنان از دستگاه قضایی نااميدند. 
5. 1. اقتدارگراهايي كه امروز متشرع و اخلاق گرا شده اند و مي گويند به فرض وقوع جرم در دانشگاه زنجان، پخش فیلم آن اشاعه فحشا و گناهش بیشتر از خود جرم است، چرا در هنگام پخش تصویر رقص يك زن عريان در يكي از جلسات کنفرانس برلین که به احتمال زياد با هماهنگي قبلي دست به اين عمل شنيع زده بود، کلامی نگفتند و آن را اشاعه فحشا نخواندند؟ فراموش نمي‌كنيم كه آقای لاریجانی رسماً از پخش آن صحنه‌هاي زشت و مونتاژ شده در سيما دفاع و ادعا کرد مردم باید بدانند در کنفرانس برلین چه گذشته است. اگر اقتدارگراها حق مردم مي‌دانند كه در جريان جزئيات کنفرانس برلین قرار گيرند و با اين استدلال فيلمي را ناجوانمردانه مونتاژ و از تلويزيون رسمي كشور پخش كردند، پيشاپيش پذيرفته‌اند كه مردم به طریق اولی باید بدانند که در دفتر معاونت دانشگاه‌هاي زنجان، كرمانشاه، سنندج و ... چه  می‌گذرد وحق اعتراض ندارندكه پخش اين تصاوير اشاعه فحشا است . اگر اقتدارگراها واقعاً معتقدند اين شيوه اشاعه فحشا است، ابتدا باید آقایان لاریجانی و شريعتمداري را محکوم کنند که این روشها را در تريبون‌هاي رسمي نظام (صدا و سیما و کیهان) اعمال، ترویج و توجيه کردند. تنها در اين صورت مي پذيريم که اینها واقعاً با اشاعه فحشا مخالفند. نه اینکه خود بدترین روشهای غیر اخلاقی را عليه منتقدانشان اعمال کنند و آن را اطلاع‌رساني بخوانند ولي زمانی که نوبت به خودشان می رسد مدافع ارزشها و معیارهای اخلاقی و نگران اشاعه فحشا توسط دانشجويان مي‌شوند.
5. 2. انصاف حكم مي كند كه اعتراف كنم ابعاد مخرب عملكرد صدا و سيما در هرزه‌نگاري كنفرانس برلين به هيچ وجه قابل مقايسه با عملكرد برخي دانشجويان در دانشگاه زنجان نيست. دانشجويان دانشگاه زنجان هرگز آن يك صحنه منفرد را به كل دانشگاه تعميم ندادند. آنان هرگز با اينترنتي كردن يك صحنه مدعي نشدند كه همه روساي دانشگاه چنين هستند. اين همان نكته‌اي است كه در هرزه نگاري تصويري صدا و سيماي آقاي لاريجاني از كنفرانس برلين رعايت نشد. صدا و سيمای اقتدارگراها كوشيد كل تصوير كنفرانس برلين را با همه مباحث دموكراتيك آن و با همه شركت‌كنندگان محترم آن تحت‌الشعاع همان چند تصوير برجسته شده قرار دهد تا همه اصلاح طلبان را به بي بند و باري متهم کند.  
5. 3. هر که رفتار دانشجویان زنجان را محکوم مي‌کند لازم است ابتدا رفتار اقتدارگرایان را در دانشگاه علم و صنعت نیز ناپسند و غيراخلاقي بخواند که با ضرب و شتم رييس دانشگاه منتخب اعضاي هيأت‌هاي علمي آغاز كننده و تعليم دهنده این شيوه بوده اند. لازم به یادآوری است که وقتي باب ضرب و شتم مقامات دانشگاه يا افشاگري‌هاي هرزه‌نگارانه از بالا باز شود، واكنش آن در پايين  معمولا افراطي‌تر خواهد بود. استانداردهاي دوگانه در هر زمينه‌اي جواب دهد در اين گونه موارد پاسخگو نيست و عمل غيراخلاقي در بالا منجر به غيراخلاقي در پايين مي‌شود. 
6. 1. عملكرد اقتدارگراها بعد از علني شدن ماجرا نشان می دهد آنان هنوز متنبه نشده‌اند. به همين دليل به جاي بررسي عميق حادثه و تلاش براي از بين بردن زمينه‌هاي آن، درصدد ایجاد فضای امنیتی و اطلاعاتي در دانشگاه‌ها هستند تا كسي به حكم احتمالا ناعادلانه دادگاه اعتراض نكند. به آنها هشدار می دهم این شيوه باعث می شود که در مراحل بعد دانشجویان جواب همين روش را نيز بدهند. 
6. 2. اگر بخواهیم دانشگاهی داشته باشیم که دانشجویانش در برابر ناهنجاری ها از معیارهای حقوقی، قانونی واخلاقی خارج نشوند، لازم است که اقتدارگراها رفتار خود را اصلاح کنند و در عمل نشان دهند که از گذشته درس گرفته‌اند و مرتكب اقدام‌هاي غيرقانوني و غيراخلاقي نمي‌شوند. به این ترتیب می توان امیدوار بود که دانشجویان نيز در مواجهه با ناهنجاري‌ها مرزهای حقوقی و اخلاقی و قانونی را نقض نخواهند كرد.
7. 1. یکی از كارهاي مثبت دولت اصلاحات كه در زمان وزارت علوم دکتر معین آغاز شد، انتخاب روسای دانشگاه‌ها با رأي اعضای هیات‌هاي علمی بود تا رياست دانشگاه در برابر اساتيد، كاركنان دانشگاه و دانشجویان پاسخگو باشد. شعار دولت نهم باز كردن دايره مديريت كشور بود اما در عمل مانع مشاركت دانشگاهيان در اداره دانشگاه ها شده است و دوباره روسای دانشگاه‌ها را انتصابي كرد. به این ترتیب مسئولیت عملكرد آنها را راساً به عهده گرفت، ضمن آنكه روساي دانشگاه‌ها را نسبت به مطالبات دانشجويي بي‌ توجه كرد. 
7. 2. حوادث اخير در دانشگاه‌هاي کرمانشاه، سهند تبریز ، قزوین ، زنجان، شيراز و ... این درس را به همه می دهد که هرچه سریعتر به طرف انتخابی شدن روساي دانشگاه‌ها برویم تا اساتيد خدمتگزار و خوشنام از همان دانشگاه انتخاب شوند و بسياري از نارسايي‌هاي كنوني جامعه دانشگاهي كشور برطرف شود.

<strong>سئوال:</strong>
به رغم همه تلاش‌ها در سال‌هاي گذشته براي تبديل پوشش اسلامي به يك قاعده يا نرم پذيرفته شده، هنوز شاهد مقاومت‌هاي بخش‌هايي از جامعه بويژه جوانان در قبال اين موضوع هستيم. همين مسأله موجب شده است دولتمردان اقدام‌هاي ويژه اي انجام دهند. نظر شما در اين باره چيست؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1. تا آنجا كه مي‌دانم پوشش اسلامي به عنوان يك واجب شرعي مورد اجماع فقهاي شيعه و سني است و  مسلمان ملتزم به موازين شرع خود را موظف به رعايت آن مي‌داند. همچنين در مورد ضرورت ترويج پوشش مورد نظر اسلام نيز چه در جامعه مدني و چه با استفاده از امكانات و تريبون‌هاي دولتي نيز اختلاف مهمي ديده نمي‌شود. اما اين پرسش روز به روز جدي‌تر مي‌شود كه آيا وقتي مسلمانان به حكومت مي‌رسند بايد رعايت حجاب را براي همگان (اقليت‌هاي ديني، پيروان ساير آيين‌ها، شهرونداني كه پيرو هيچ دين و آييني نيستند و نيز مسلماناني كه به هر دليل مايل به رعايت پوشش اسلامي نيستند)، اجباري كنند؟ در اين باره سه گرايش وجود دارد: 
2. 1. ديدگاه اول پوشش شهروندان را امري غير شخصي و غير خصوصي و كاملاً  اجتماعي ارزيابي مي‌‌كند. به همين دليل رعايت آن را اجباري و نظارت بر آن را جزو وظايف دولت اسلامي مي‌داند. طبق اين ديدگاه حكومت نه تنهاموظف به ترويج حجاب است بلكه مكلف به ملزم نمودن شهروندان به رعايت آن است تا حكم شرع اجرا و از انحرافات اجتماعي جلوگيري شود.
مطابق اين برداشت حجاب تنها در خلوت خانه امر شخصي و فارغ از دخالت دولت تلقي مي شود اما فراتر از آن و در هر جا كه فرد در منظر ديگران قرار ‌گيرد، وارد حيطه عمومي مي‌‌شود. پس حكومت موظف است رعايت آن را اجباري كند تا همه شهروندان، صرف نظر از عقيده شان، آن را رعايت كنند. در اين ديدگاه نقش دولت در مورد حجاب همچون وظيفه آن درباره روزه است. همچنانكه دولت‌ نبايد اجازه دهد در ماه رمضان هيچ شهروندي در كوچه و بازار تظاهر به روزه خواري كند ولو آنكه غيرمسلمان باشد يا روزه بر او واجب نباشد و اگر شهروندي به روزه‌خواري تظاهر كرد مستوجب مجازات است، درباره حجاب نيز همين حكم جاري است و آحاد شهروندان و حتي اتباع بيگانه در جامعه اسلامي مكلف به رعايت حجاب هستند و بي‌حجابي و حتي پوشش ناقص ممنوع و عملي مجرمانه است. 
2. 2. ديدگاه دوم با اذعان به اينكه حجاب حكمي شرعي و جلوه‌اي از رفتار مومنانه است،‌ رعايت آن را امري لازم اما شخصي و مربوط به ساحت خصوصي زندگي شهروندان مي‌داند و معتقد است دولت‌ همان وظيفه را در مورد حجاب دارد كه درباره نماز. گرچه اقامه نماز بر همه مسلمانان واجب است و دولت موظف است فضا و تسهيلات لازم و حتي كافي را براي نمازگزاران فراهم كند، اما حق ندارد و نمي‌تواند اقامه آن را به شهروندان تحميل كند، چرا كه نه خداوند چنين خواسته و نه اجبار پيامد مثبت در پي خواهد داشت.  
طرفداران اين ديدگاه معتقدند در صدر اسلام نيز پيامبر اكرم درصدد تحميل حجاب به مردم بر نيامد. جانشينان ايشان نيز پوشش اسلامي را همچون رعايت بسياري از هنجارها و احكام ديني وظيفه فرد مسلمان مي‌دانستند، اما تحميل آن را توسط حكومت لازم نمي‌خواندند. به باور گروه اخير وظيفه دولت تبليغ هنجارها و شعائر اسلامي، ايجاد فضاي مناسب براي رعايت اين فريضه و جلوگيري از تعرض به آن و به عبارت روشن حفظ آزادي عمل فرد مسلمان براي حيات مومنانه و حرمت و كرامت اين سبك زندگي است به اين ترتيب از فضا و حريم دينداري و معنويت در جامعه پاسداري مي شود. بويژه در عصر ارتباطات كه اجبار و زور نه مي تواند دين را از مردم بگيريد و نه قادر است ايمان بيافريند و هنجارهاي مورد نظر حاكمان را در جامعه نهادينه كند. به عكس اجباري كردن هر موصوع مي‌‌تواند به خلق حركت‌ها و مقاومت‌هاي سازمان يافته يا غيرمتشكل منجر شود. 
2. 3. طبق ديدگاه سوم كه نگاهي بينابين دارد، حكومت صرفاً در بخش‌هاي تحت اداره و مديريت خويش، آن هم به اقتضاي شرايط قرارداد، مي‌تواند رعايت پوشش اسلامي را براي مستخدمان خود اجباري كند. در محيط خارج از ادارات و نهادهاي دولتي تدوين ضوابط عام پوشش مطابق با عرف جامعه كافي است. البته ترويج حجاب مانند ساير احكام توسط هر مسلماني حتي در اركان حكومت اسلامي لازم است. اما اجباري كردن آن در جامعه نه لازم است و نه مفيد. 
3. در سال اول پيروزي انقلاب ديدگاه دوم اعمال ‌شد. در سال بعد قرار بر اجراي ديدگاه سوم بود اما عملاً ديدگاه اول حاكم شد و تداوم يافت. پس از آن نيز قوانين و آيين‌‌نامه‌هاي اجرايي كشور بر مبناي چنين برداشتي تنظيم و اجرا ‌‌شده است. با وجود اين توجه به وضعيت حجاب در ايران برغم تبليغات گسترده و فشارهاي قانوني ترديدهاي بسيار جدي در خصوص آثار اجباري شدن آن ايجاد كرده است، به گونه‌اي كه حتي معتقدين به اعمال چنين روش‌هايي نيز درباره كارآمدي اين شيوه و آثار منفي آن نگران شده‌اند. در حقيقت گرايش به اسلام و احترام به شعائر ديني و رعايت هنجارهاي اسلامي از جمله حجاب در بسياري از كشورهاي جهان از يك طرف و عدم گرايش و تمايل بخش‌هايي از جوانان ايراني به پوشش اسلامي از طرف ديگر، بيانگر آن است كه سازوكار تحميل ارزش‌ها و هنجارهاي ديني به مردم و به طور مشخص اجباري كردن حجاب نتيجه نداده است. 
4. به نظر من جريان واژگونه گرايش به  پوشش اسلامي در ايران در قياس با بسياري از كشورهاي جهان بيش از هر چيز متاثر از دو دليل است. 
اول، استفاده ابزاري از دين و ارزش ها و هنجارهاي ديني در ايران و اين كه اسلام پوششي براي بي‌كفايتي، ناكارآمدي و فساد از يك سو و نقض  حقوق مدني و سياسي و اجتماعي و فرهنگي شهروندان از سوي ديگر شده است. 
دوم، تحميلي و اجباري كردن حجاب اسلامي و افراط و تنگ‌نظري در ترويج و اعمال اين سياست.  در حقيقت اعمال سليقه اي نگرش اول نيز مزيد بر علت شده است بطوريكه بسياري از مامورين اجراي حكم حجاب به تشخيص خود حتي رفتارها و پوشش هايي كخ طبق مقررات عملي مجرمانه نيستند را جرم تلقي مي كنند و شهروندان را تحت فشار مضاعف مي گذارند. علت نخست با سست كردن باورهاي قشرهايي از مردم، نگرش همدلانة آنان را بويژه به روحانيت كاهش مي‌دهد. محدود كردن حق انتخاب و آزادي شهروندان با سوء استفاده از نام دين نيز موجب واكنش واگرايانه قشرهايي از مردم به برخي شعائر و هنجارهاي ديني ‌ مي‌شود. 
5. هر سه گرايش فوق در هر دو جريان سياسي مهم  كشور يعني هم در ميان اصلاح‌طلبان و هم در ميان اصولگرايان ديده مي‌شود ولي وزن طرفداران هر كدام متفاوت است. در طيف اصلاح‌طلبان به نظر مي‌آيد ديدگاه دوم پيروان بيشتري دارد. پس از آن به ترتيب ديدگاه‌هاي سوم و اول قرار دارند. در طيف اصولگرايان طرفداران ديدگاه اول اكثريت را تشكيل مي‌دهند و طرفداران ديدگاه‌هاي سوم و دوم در مراتب بعدي هستند.

<strong>سئوال:</strong>
نظر شما در مورد افشاگریهای آقای پالیزدار چیست؟

<strong>سيدمصطفي‌تاج‌زاده:</strong>
1. 1. واقعیت تلخ این است که در جمهوری اسلامی فسادهای زیادی در سه دهه  گذشته رخ داده است و کسي نمی تواند منکر وجود فساد مالي و اقتصادی در اركان حكومت شود. چنين ادعايي بین مردم مقبولیتی نخواهد داشت. پس در پاسخ به این سوال که آیا فساد مالي رخ داده است يا خیر، می گویم بله! قطعا رخ داده و به نظر زياد به نظر مي رسد و در سي‌ سال گذشته كم و بيش ديده شده است. ولي پرسش اصلي اين است که در چه دوره ای و با چه روشهایی فساد افزایش یا کاهش پیدا کرده است. 
1. 2. با اين‌كه هیچ مقامي به اندازه آقای احمدی نژاد شعار مبارزه با فساد نداده، هيچ دولتي به اندازه دولت كنوني فساد را گسترش نداده است.  طبق تحقیقات مراكز معتبر جهاني رتبه فساداقتصادی در این سه سال در ایران  بالاتر رفته و  عمق فساد نیز رو به افزایش است. هر زمان قدرت و ثروت در یک فرد یا کانون متمرکز شود و  فرماندهان نظامی در همه عرصه ها از جمله در عرصه اقتصاد دست بالا را پیدا کنند، مافیای قدرت و ثروتی شکل می گیرد که اثر آن افزایش فساد است و مقابله با آن بسیار دشوار و هزینه بر.
2. 1. طبق تحقیقات گوناگون فساد با اطلاع رسانی آزاد نسبت معکوس دارد. با وجود احزاب مستقل، مجلس مردمی، آزادی مطبوعات و رسانه هاي منتقد و با وجود دولتی که روز به روز عرصه اقتصاد را شفاف تر کند، باندهای مافیایی كمتر خواهند توانست بیت المال و ثروت های ملی را غارت كنند. 
به همین دلیل ميزان فساد در دولت‌های دموکراتیک در مقایسه با حکومتهای استبدادی بعضاً به 1 به 32  است. بنابراین هر حكومتي بخواهد با فساد مقابله کند باید شاخص های دموکراسی، حاكميت قانون و حكمراني خوب را در جامعه محقق كند. 
2. 2. فساد هم در گذشته بود و هم در دولت كنوني. اما در عصر اصلاحات، آزادي قلم و بيان تا حدودي آن را كنترل كرده بود. نظارت مؤثر بر حكومت مهم‌ترين ابزار مقابله با فساد است. علت آن است: اگر اطلاع رسانی آزاد باشد، مديران از ترس افشا شدن خطاها از ارتكاب آن‌ها يا سوء استفاده از موقعيت خودداري خواهند كرد. برعكس هنگامي كه مديران مطمئن ‌شوند هیچ حزب منتقد يا هيچ روزنامه مستقل جرات يا امكان افشاگري عليه حكومت و اركان آن را ندارد، مرتكب سوء استفاده‌هاي بزرگ مي‌شوند.
3. در تحليل اینکه چرا در این شرایط فردی یا جمعی تصمیم گرفته اند به افشاگری آنهم بصورت ناقص بپردازند، سه دیدگاه وجود دارد: 
3. 1. عده ای اين افشاگري را كار طرفداران آقای احمدی نژاد می دانند كه برای حذف و کنار گذاشتن راست سنتی انجام شده است. مهم‌ترين دليل اين گروه آن است كه تقريباً تمام کسانی که مورد اتهام قرار گرفته اند رقبای اصولگراي آقای احمدی نژاد هستند و آقاي پاليزدار درباره رانـت‌خواري هیچ کدام از نزديكان آقای احمدی نژاد سخن نگفته است. طرفداران اين ديدگاه افشاگري فوق را هجوم نظامیان به روحانیان مي‌نامند كه هدفش حذف نهايي روحانيت توسط نظامیانی است که قصد قبضه كامل قدرت را دارند. 
3. 2. طبق تحلیل دوم این افشاگري پوست خربزه‌ای است که برخي مراكز قدرت زير پاي طرفداران آقاي احمدی نژاد گذاشته‌اند تا به نام او زیرآب راست سنتی را بزنند و راست سنتی نيز با بسیج نيروهاي خود به مقابله با او بپردازد در اين چالش موقعيت طرفين تضعيف مي شود. 
3. 3. گروهی نیز معتقدند اين سناريو توسط مراكز قدرت طراحي شد ولی سر رشته امور از دست خارج شد. بنابراین دستگیری عده ای اجتناب ناپذیر شد. طبق این تحلیل افشاگری فوق شبیه روندی است که در جریان قتل های زنجیره ای رخ داد. 
4. 1. بدترين راه تعيين صحت يا سقم ادعاهاي آقاي پاليزدار، دستگیری او بود. اين اقدام افکار عمومی را قانع نکرده است. حتي اگر مقامات قضايي گوینده را به وابستگي به خارجی ها متهم كنند يا علیه سخنران ناله و نفرین سر دهند، ابهام ها برطرف نمي‌شود. ادعاهاي او بايد در یک فضای آرام مورد بررسي قرار گيرد و درباره آن‌ها اطلاع‌رساني شفاف شود. بويژه آن‌كه نماینده ولی فقیه در کیهان اعلام كرد که برخي از این ادعاها درست است. اگر چه اصرار داشت ثابت کند دريافت‌كنندگان، معادن و کارخانه ها را با هدف خیر تحويل گرفته اند. 
4. 2. انتظار مي‌رود کیهان که خود را شديداً ضد فساد می‌خواند و از نیمه پنهان همه شهروندان و همه ماجراها اطلاع دارد و در مسير حق و حقيقت فرمان و ترمز بریده است و دنده عقب هم ندارد، اسامی همه خیریني را كه در سي سال گذشته كارخانه و معدن و... دريافت كرده‌اند، اعلام كند تا روشن شود که اين امكانات در چه زماني، با چه قیمتی به چه كساني و به چه منظور واگذار شده است. به اين ترتيب مردم خیرین را خواهند شناخت و تكليف اين اموال و سود آن‌ها نيز كم و بيش معلوم مي‌شود.  عدم انتشار اسامي توسط كيهان، اقتدارگراها را در معرض اتهام به آلودگي به فساد قرار مي‌دهد و اين شائبه را ايجاد مي‌كند كه این افشاگري‌ها نوعی بازی تبلیغاتی است كه با هدف سياسي و احتمالاً‌ براي حذف بخشي از اصولگراها به راه افتاده است. 
5.  يكي از اقدام‌هاي مثبت اصلاح‌طلبان تلاش براي از بين بردن زمينه‌هاي فساد مالي بود. مجلس ششم در اين زمينه گام‌‌هاي خوبي برداشت و قوانين مناسبي تدوين كرد.
6. متاسفانه عملكرد اقتدارگراها به گونه ای بوده که مرجع مستقلی باقي نگذاشته‌اند كه مردم با استناد به نتايج تحقيقاتش بتوانند تصوير بي‌طرفانه و روشني از افشاگري‌ها پيدا كنند و اين که کدام ادعاها درست و کدام كذب است. اين مشكلي است كه با يكدست شدن حکومت پیش می آید. براي مثال تحقيق و تحصن مجلس ششم از عملكرد مالي صدا و سيما آشكار كرد كه نحوه هزینه مبلغ 525 ميليارد تومان در آن سازمان روشن نيست و آقايان لاريجاني و كردان بايد پاسخگو  باشند. پرونده را نيز براي پيگيري به قوه قضاييه ارسال کردند ولی در آن‌جا بايگاني شد. پس از مدتی آقاي لاريجاني رييس مجلس و آقاي كردان وزير كشور شد. با این وضع مبارزه با فساد به شوخی بیشتر شبیه است و برای مقاصد سیاسی و جناحی مطرح می شود.
7. از آنجا كه فساد جدی است و روز به روز افزایش پیدا كرده است، بخصوص با سياست‌هاي غلط اقتصادي، فضای بسته و رانتهایی که دولت نهم ایجاد کرده فساد مالي به صورت میلیاردی رايج شده است، مبارزه با فساد را بايد بیش از گذشته جدی گرفت و مانندهمه کشورهایی که در این زمینه با برنامه پیش رفتند و نه با شعار براي از بين بردن يا کاهش فساد كوشيد. 
 در اين مقطع نيز لازم است پس از روشن شدن ابعاد واگذاري‌ها و جزئيات آنها، معادن و کارخانه هاي مذكور در مناقصه‌هاي آزاد به بخش خصوصی يا كاركنان و كارگران آن واگذار شوند. بيان اين اطلاعات موجب مي شود تا هيچ مقام سياسي در آينده جرات نکند حتي با نيت خير ولي با استفاده از رانت حكومتي صاحب کارخانه و معدن شود. 
8.  فراموش نشود كه فساد بزرگ در دولت آقای احمدی نژاد رخ داده كه به علت بی کفایتی از 200 میلیارد دلار درآمد نفتي كشور  در سه سال گذشته استفاده مناسب نکرده است. به گونه ای که نه تنها نفت سر سفره مردم نيامده، بلكه فقط قیمت زمين و مسکن در این مدت حداقل سه برابر شده است. این رشد كمرشكن را مقایسه کنید با قيمت زمين و مسكن در دوره آقای خاتمی که در طول هشت سال دو برابر شد. یعنی اگر 100 در صد افزايش قيمت را تقسیم بر هشت کنیم بطور متوسط سالی 5/12 درصد قيمت مسكن افزايش يافته است. حال اگر 300 درصد را تقسیم بر 3 کنیم در دوره آقاي احمدي‌نژاد مسكن سالانه 100 درصد گران شده است، یعنی بیش از هشت برابر دولت اصلاحات. همچنین هنوز نحوه هزینه 30 میلیارد دلار درآمد نفتي که در سه سال گذشته به بانک مرکزی واريز نشده، معلوم نشده است. اگر همه افشاگری آقای پالیزدار را با هم جمع کنیم شايد 3 میلیارد دلار هم نشود در صورتیکه در دولت آقاي احمدي‌نژاد، یک قلم تكليف 30 میلیارد دلار مشخص نيست.
من در این حوابیه به انواع ديگر فساد از جمله درباره مدیریت و مديران كنوني نپرداخته ام. اجمالا می گویم وقتی آقای کردان وزیر کشور می شود، نمی توان با فساد مقابله کرد.

<strong>سئوال:</strong>
دليل مخالفت شما با طرح مسأله هولوکاست توسط آقاي احمدي‌نژاد چيست؟ آیا انكار آن نيازمند این همه جنجال در داخل و خارج بود؟

<strong>سيدمصطفي‌تاج زاده: </strong>
1. هولوکاست یا قتل عام یهودیان در اصل موضوع مورد مناقشه یهودی‌ها و نازی‌های آلمانی بود. اكثر يهوديان معتقدند در دهه چهارم و پنجم قرن بیستم میلادی هیتلر صرفاً با انگیزه‌های نژادپرستانه و غیر انسانی تعداد زيادي از هم‌كيشان آنان را به کوره‌های آدم سوزی فرستاد. متقابلاً نازی‌ها ادعای فوق را یک دروغ بزرگ می‌خوانند که صهیونیست ها آن را جعل کرده‌اند. در هر حال به دلیل نفرت اکثر مردم اروپا از هتيلر و نازيسم كه از جمله جناياتشان آغاز جنگ جهانی دوّم و كشته شدن میلیون‌ها انسان بود، هولوكاست مورد تقبیح و محکومیّت قاطع آنان قرار گرفته است. 
2. آقاي احمدي‌نژاد ادعا مي‌كند با انکار "هولوکاست" قصد داشت مشروعيت رژیم اسرائیل را به چالش كشد، امّا روشن بود كه در شرايط كنوني، تبليغات غربي وي را  با نازی‌ها هم‌موضع و زمینه و امکان تبلیغات وسیع نيروهاي ضد فاشیست را علیه میهن و منافع ملّی فراهم مي‌كند. به نظر مي‌رسد آقای احمدی نژاد با مشاهده آثار منفی فوق، موضع خود را تعدیل كرده و به جای نفی مسأله به طرح سوال دربارة حقيقت ماجرا پرداخته است. گویا خود متوجه شده است که این نزاع هیچ سودی برای ما ندارد. 
3. اگر ثابت شود نازي‌ها کشتاری صورت ندادند و هیتلر بدون دليل مورد اتهام قرار گرفته باشد، تطهیر هیتلر وظیفۀ ما نیست. از آن سو، اثبات اینکه یهودیان واقعاً قتل عام شده‌اند نیز مشکلی از مردم ایران را رفع نمی‌کند، بلکه امكان سوء استفادۀ رژیم اشغالگر اسرائیل را بيشتر می‌کند. 
4. با انكار هولوکاست توسط آقای احمدی نژاد ، رژیم اسرائیل توانست خواست 60 ساله خود را محقق كند و قطعنامه‌ای بدون حتی یک رأی مخالف در محكوميت هولوکاست به تصویب مجمع عمومي سازمان ملل برساند. در واقع اسرائیل که از بدو تأسیس خواهان تصویب چنین قطعنامه‌اي بود ولي به دلیل مخالفت کشورهاي عرب، مسلمان و غير متعهد قادر به این کار نبود، از سخنان آقای احمدی نژاد سوء استفاده كرد و قطعنامه مورد نظر خود را به تصويب رساند. جالب‌ آن‌كه تمام دولت‌های منتقد آمریکا و اسرائيل متّحد ایران به این قطعنامه رأی دادند. شنیدم که کوبایی‌ها به هيأت نمايندگي ايراني در سازمان ملل اعلام كردند ما به احترام جمهوري اسلامي ایران تنها به این قطعنامه رأی مثبت می‌دهیم ولي چنانچه فاجعه هولوكاست توسط يكي از مقامات كشورهاي ديگر انكار شده بود، برای  تصويب چنین قطعنامه‌ای پیش قدم می‌شدیم و خود آن را پيشنهاد مي‌كرديم. 
5. نزديك به سه سال از انكار هولوکاست توسط آقاي احمدي‌نژاد می‌گذرد و به دستور وي سمیناری به همین نام توسط وزارت امور خارجه در تهران برگزار شد. البته کارشناسان آن وزارتخانه تلاش كردند سمینار فوق كه مدعوین آن علي‌القاعده اکثراً نژادپرست مي‌‌شدند و دارای گرایش‌های فاشیستی، توسط وزارت امورخارجه تشكيل نشود كه با مخالفت شخص آقاي احمدي‌نژاد مواجه شد. در نتيجه بسیاری از مراکز تحقیقاتی بین المللی همكاري‌هاي خود را با مرکز تحقیقات وزارت امورخارجه ايران قطع کردند. 
6. به نظر من آقای احمدی نژاد با اتخاذ موضعي غلط هدیه‌اي بزرگ را با تصويب قطعنامه محكوميت جهاني هولوکاست در مجمع عمومي سازمان‌ ملل تقدیم رژیمی کرد که چندین قطعنامه را به خاطر اشغال و نسل کشی در کارنامه خود دارد. آن‌هم در شرايطي که رژيم اسراییل پس از ناكامي نظامي در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان نیاز به «هدیه»اي داشت كه انكار هولوکاست براي آن فراهم كرد. در سایه همین هدیه رژيم اسراییل موفق شد موقتاً‌ سرپوشی بر عملكرد غيرانساني خود در فلسطین و تجاوز خشونت‌بار به لبنان بگذارد و تا حدودي آن را تحت الشعاع قرار دهد.
7. موضع آقاي احمدي‌نژاد درباره هولوكاست نه تنها مورد حمايت دولت فلسطين قرار نگرفت، بلكه حماس و جهاد اسلامي نيز آن را به سود فلسطينيان ندانستند و از آن حمايت نكردند.
 8. شخصاً طرح هر پرسش را مجاز مي‌دانم، حتي درباره هولوكاست، اما در اين زمينه نيز نبايد معيارهاي دوگانه به كار برد . در داخل سؤال‌هاي ابتدايي را از حكومت توطئه خواند در عين حال ازحق آزادي پرسشگري در جهان دفاع كرد. اين روش مورد تأييد  آزادیخواهانی كه احياناً صنعت تبليغات ضد نازي را نيز باور ندارند، نيست. 
8 . برای این که تصور واضحی از تهاجم ناشیانۀ آقای احمدی نژاد در جریان انکار هولوکاست داشته باشیم خوب است آن را با عملیات ماهرانه تبلیغاتی و روانی حزب الله لبنان مقايسه كنيم كه بدون این که کمترین زحمتی در جهت کاهش ابعاد جنایات هیتلر و نازي‌ها علیه یهودیان به خود بدهد و هولوکاست را انکار کند ، شیوه‌ای کاملاً معکوس اتخاذ کرد. آن حزب کاریکاتوری از اولمرت ترسیم کرد که سیبیل معروف هیتلر و نام«آدولف اولمرت» داشت. به این ترتیب بیان تازه‌ای به مقاومت مشروع در مقابل تجاوز اسراییل بخشید که هیچ شباهتی به گفتار آقاي احمدی نژاد ندارد. حزب‌الله لبنان به جای ضدیت فاشيستي با یهودیان، بیانی کاملاً حقوق بشری ، مشروع و دموکراتیک به مقاومت انساني و مظلومانه فلسطيني‌ها و لبناني‌ها علیه تجاوز نژاد پرستانه و هیتلری اولمرت بخشید.

سئوال:
چرا يكي از انتقادهاي جدي اصلاح‌طلبان به آقای احمدی نژاد سياست‌هاي دولت نهم درباره انرژی هسته ای است، با اين‌كه به نظر مي‌رسد سياست هاي مذكور درست بوده است؟ 

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1. ابتدا بايد تصريح كنم كه: 
الف) اصلاح‌طلبان رسيدن هر ملتي از جمله ايرانيان را به قله‌هاي دانش و تكنولوژي حق خداداد آنان مي‌دانند.
ب) در دوره اصلاحات دانش و صنايع هسته‌اي بيشترين رشد را در قياس با دولت‌هاي ديگر داشته است. حدود دو سوم پيشرفت‌هاي هسته‌اي كشور در دوران آقاي خاتمي حاصل شد. 
پ) ديپلماسي نادرست دولت نهم نه تنها منجر به راه اندازي نيروگاه بوشهر نشده است و تهديدات و تحريم‌ها و فشارهاي زيادي را متوجه ميهن و هم‌ميهنان ما كرده، بلكه بسياري  را نگران  كرده  است كه استقلال، يكپارچگي سرزميني و امنيت ملي و  فداي غني‌سازي اورانيوم نشود. 
ت) جمهوري اسلامي ايران تنها با ديپلماسي تعامل‌جويانه و صلح‌طلبانه و نيز رعايت موازين دموكراتيك و تامین حقوق شهروندان مي‌تواند به حقوق هسته‌اي خود،با كمترين هزينه برسد و اجازه ندهد جنگ‌طلبان آمريكايي و اسرائيلي منويات خود را  با جلب همكاري و اجماع قدرت‌هاي بزرگ جهاني علیه ایران محقق كنند. سياست خارجي اعتماد ساز و احترام انگيز و نيز دموكراتيك شدن مناسبات ملي مي‌تواند نگراني بسياري از دولت‌هاي جهاني را برطرف و تلاش دولت آمريكا براي اجماع علیه کشورمان را  خنثي كند. بر عكس راهبرد «استبداد در داخل و هماورد طلبي خارجي» نه تنها ما را از حقوق هسته‌اي محروم و فشارهاي زيادي متوجه مردم، بویژه قشرهای محروم مي‌كند، بلكه استقلال و يكپارچگي سرزميني و امنيت عمومي و ملي را با مخاطرات جدي مواجه خواهد كرد.
 2. 1. مخالفت اصلاح‌طلبان با ديپلماسي‌ هسته‌اي اصولگراها از جنس مخالفت كاخ سفيد نيست. آقاي بوش كه به دنبال ادعاهاي كذب در مورد وجود سلاح‌هاي كشتار جمعي و بدون مصوبه شوراي امنيت سازمان ملل عراق را اشغال كرد، اكنون به دنبال مفري است كه علاوه بر موجه سازي و تحت‌‌الشعاع قرار دادن اقدام خودسرانه خود در عراق، با جمهوري اسلامي ايران نيز تسويه حساب كند.  
2. 2. تحريم‌هاي جهاني عليه كشور بيانگر آن است كه كاخ سفيد موفق شده است با سوء بهره‌برداري از ديپلماسي تهاجمی و در حقیقت ماجراجويانه اقتدارگراها، ايران را در همان مسیر 12 ساله‌اي قرار دهد كه عراق را قرار داد و فرجام شوم آن را مشاهده مي‌كنيم. با كمال تأسف بايد گفت پروژه عراقيزه كردن ايران توسط جنگ‌طلبان آمريكا كه با «محور شرارت» خواندن ايران كليد خورد اما به علت ديپلماسي صلح طلبانه ، تنش زدا و اعتمادسازخاتمي امكان تحقق نيافت، در زمان آقاي احمدي‌نژاد محقق شده است. به همين دليل مخالف ديپلماسي غيرمدبرانه هسته‌اي هستم كه ناخواسته آن چيزي را كه دولت آمريكا در پي آن است، با كمترين هزينه در اختيارش قرار دهد. 
3. 1. كشوري كه در آغاز هزاره جديد ميلادي با ديپلماسي تعامل محور و تنش‌زداي خاتمي به عنوان يك بازيگر جهاني در گفتگوي تمدني به رسميت شناخته شد، به علت بهره‌برداري سوءو ماهرانه آمريكا و اسرائيل از بي‌تدبيري دولت كنوني در سه سال گذشته در رديف رژيم‌هاي بسته و ناقض حقوق شهروندان و يك «موضوع امنيتي» ‌ عليه صلح و تمدن بشري طبقه‌بندي مي‌‌شود. در اين سه سال نقش جمهوري اسلامي ايران از جايگاه دموكراتيك، قابل احترام و صلح طلب به يك "خطر جهاني"  و نظامي سركوبگرحقوق شهروندان تنزل يافته است. حال آنكه مهارت در ديپلماسي يعني جلب اعتماد جهانيان به اينكه ايران هسته‌اي نه فقط براي مردم خود و صلح منطقه و جهان تهديد نيست، بلكه سهمي انكارناپذير در برقراري صلح و آرامش در منطقه و جهان دارد و مخالف مخاطراتي است كه تمدن بشري را تهديد مي‌كند. 
3. 2. جنگ، افراطي‌گري قومي و مذهبي، تروريسم، مواد مخدر، ديكتاتوري، جنايات سازمان يافته، ايدز، بيماري‌هاي جهاني، فقر، خشكسالي، گرم شدن زمين،‌ تخريب محيط زيست، قاچاق انسان، شكاف اطلاعاتي و طبقاتي و ... عواملي هستند كه امروزه ذيل عنوان «جوانب منفي جهاني‌سازي» طبقه‌بندي مي‌شوند. عقل سليم حكم مي‌كند جمهوري اسلامي ايران جوانب مثبت جهاني‌ شدن را عليه جوانب منفي آن تقويت كند. كاري كه در زمان خاتمي صورت گرفت وكشورمان در يك راهپيمايي جهاني، همراه با ديگر نيروهاي حقيقت‌جو، آزاديخواه و عدالت طلب در سراسر دنيا (اعم از بازيگران دولتي و بازيگران غيردولتي و مدني) شركت كرد.
3. 3. براي عملياتي شدن ايده‌ رهايي بخش فوق بايد به زمان درخشش جمهوري اسلامي ايران در مجمع عمومي سازمان ملل در آغاز هزاره جديد ميلادي بازگشت و مسير اصلاحات را از همان نقطه‌اي كه با عمليات تخريبي اقتدارگراها متوقف شد، استمرار بخشيد و در جهت تحقق دموكراسي در كشور،صلح در منطقه و «اهداف توسعه‌ هزاره سوم M.D.G.S  (آموزش مبارزه با فقر، حفظ سلامت محيط زيست، جلوگيري از بيماري‌هاي H.I.V، جلوگيري از مرگ و مير مادران، جلوگيري از مرگ كودكان، برابري جنسيتي، مشاركت جهاني براي توسعه و...)كوشيد.
4. 1. مشكل دولت كنوني در تحقق اهداف مذكور يعني اثبات حاكميت ملت و تهديد نبودن ايران هسته‌اي، در آن است كه نقطه عزيمت دموكراتيك، تعامل جو و صلح‌طلبانه ندارد و تنها زماني متمسك به ارزش‌هاي عموم بشري نظير صلح، دموكراسي و حقوق بشر مي‌شود كه در موضع دفاعي و واكنشي قرار مي‌گيرد. مانند آنچه در دانشگاه كلمبيا مشاهده كرديم. از ديد اصولگراها، دموكراسي، حقوق بشر و گفتگوي تمدن‌ها يك سلاح تدافعي و موقتي است. آنان موضوع هسته ای را سلاح تهاجمی می خوانند حال آنکه انرژی هسته ای تنها موضوعی است که آمریکا را قادر به ایجاد اجماع علیه ایران و ایرانیان می کند. 
4. 2. مشكل و به عبارت دقيق‌تر مشكل‌سازي دولت آقاي احمدي‌نژاد در آن است كه اولا بدون يك استراتژي حق محور از «حق غني‌سازي اورانيوم» سخن مي‌گويد و ثانيا با شعار ضرورت محو اسرائيل از نقشه جهان و انكار هولوكاست، بي‌خطر بودن انرژي هسته اي را تبليغ مي‌كند. معلوم است كه اين مواضع نزد بسياري از دولت‌هاي جهان و نيز در افكار عمومي غربي جدي تلقي نمي‌شود. 
4. 3. علاوه بر موضوع فوق آقاي احمدي‌نژاد سخناني مي‌گويد كه براي جنگ افروزان جهاني فرصت فراهم مي‌كند تا تلاش ايران را براي دستيابي به انرژي هسته‌اي، كوشش حكومتي غير دموكراتيك براي توليد سلاح اتمي آن هم در جهت نابودي اسرائيل معرفي كنند. به همين دليل معتقدم بايد هر چه سريع‌تر بازي اعلام نشده اقتدارگراهاي دو طرف را كه ايران را در مسير عراقيزه شدن قرار داده است بر هم زد و نقش دموكراتيك و صلح‌طلبانه جمهوري اسلامي را از همان نقطه‌اي كه متوقف شد، احيا كرد. 
4. 4. اصولگرايان مدعي اند كه در ماجراي هسته‌اي  طرفدار بازي «برد- برد» هستند ، اما آنچه عملا دنبال كرده اند، بازي «برد- باخت» و در بهترین حالت «باخت- باخت»است. در هر دو شكل نتيجه بازي به ضرر ملت ايران خواهد بود. صرف نظر از اينكه دولت آمريكا چقدر هزينه خواهد پرداخت. به هر رو در شرایطی که قیمت نفت افزایش بی سابقه يافته و درگیری آمریکا در افغانستان و عراق فرصت طلایی را براي جهش اقتصادي كشور  فراهم کرده است، ديپلماسي صحيح مي توانست همكاري جهانيان را براي بهبود زندگي شهروندان، امنيت كشور و منافع ملي جلب كند.
5. 1. كساني كه به نام دفاع از «حق انرژي هسته‌اي»، حق دسترسي مردم كشورمان به عادي‌ترين مواهب فرآيندهاي مثبت جهان (از جمله جهاني شدن اطلاعات) را سلب وبهانه هاو زمينه‌هاي تحريم ايران را فراهم كرده‌اند، بايد پاسخ دهند كه چرا  كشور ما در دوران اصلاحات با اين‌كه گام‌هاي بزرگي در جهت نيل به صنايع هسته‌اي برداشت (بيش از دو سوم پيشرفت‌هاي هسته‌اي كشور در دوران خاتمي حاصل شد)، متحمل تحريم جهاني نشد ، در آستانه ماجراجويي نظامي قرار نگرفت و مامورانش به اسارت ارتش ایالات متحده در نیامدند، با اينكه دولت آمريكا در اوج قدرت و غرور بود و هنوز در عراق زمينگير نشده بود؟ 
5. 2. اگر دولت اصلاحات به جاي كوشش در جهت توسعه همه جانبه ميهن، تأمين حقوق مردم و جلب احترام ديگران، هم و غم خود را مصروف درگيري  با قدرت‌هاي بزرگ مي‌كرد ، به دشمن سازی در داخل و خارج مشغول می شد،  از ضرورت محو نقشه  اسرائيل سخن مي‌گفت ، به انكار هولوكاست مي‌پرداخت و در عين حال به نام دفاع از حق غني‌سازي اورانيوم ،حقوق اساسي ملت را نقض و انتخابات نمايشی برگزار  مي‌كرد، حتي در امر هسته‌اي آن همه پيشرفت حاصل مي‌شد؟ 
5. 3. ملت ما «يك» حق و تنها «همان» يك حق را ندارد و حكومت نمي‌تواند به بهانه تأمين يكي از حقوق ملت، حقوق اساسي آنان را سلب كند. حق امنيت عمومی و ملی، حق زندگي شرافتمندانه، حق توسعه كشور و ديگر حقوق مدني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي شهروندان نبايد فداي «حق غني‌سازي اورانيوم» شود.كما اينكه دكتر مصدق حقوق اساسي ملت را به بهانه "حق ملي شدن نفت"نقض نكرد و دوست و دشمن معترفند که آزاد ترين دوره در زمان شاه دوران نخست وزيري دكتر مصدق بود.
6. اختلاف دولتين ايران و آمريكا درباره انرژی هسته‌ای قديمي است و سابقه آن به رژيم گذشته باز می‌گردد كه ساخت نيروگاه بوشهر را به رغم نگراني برخي محافل آمريكايي، با همکاری دولت‌ها و شرکت های اروپايي آغاز كرد. با وجود اين، بهانه كاخ سفيد در حال حاضر مخالفت با غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي در خاك ایران است كه کاربردی دوگانه دارد و می‌تواند در تولید بمب اتم مورد استفاده قرار گيرد. اقتدارگراها به جای روشن كردن محل دقيق اختلاف يعني غنی سازی اورانيوم در سطح صنعتي از تلاش غرب در محروميت كشور از صنايع،‌ دانش و انرژی هسته‌ای سخن مي‌گويند و بعضا ادعا می کنند دولت هاي غربي قصد دارند مانع پيشرفت علوم در ایران شوند. حال آنكه خاتمي ثابت كرد با ديپلماسي تنش زدا و اعتماد ساز مي توان دانش، سرمايه، تكنولوژي و كالاهاي مرغوب غربي را اخذ كرد و كشور را در آستانة جهش اقتصادي قرار داد و حتی صنايع هسته‌اي را به طور بی سابقه ای گسترش داد.
7. 1. با وجود همه تحريم‌ها و فشارها عليه ميهن و مردم، آقای احمدی نژاد در تابستان 86 ادعا كرد پرونده هسته‌اي ايران بسته شده است و تحريم‌ها كاغذ پاره‌هايي بيش نيستند! حال آنكه نه تنها پرونده هسته اي ایران بسته نشده است و تحريم‌هاي جهاني اقتصادي عليه ايران همچنان ادامه دارد و مردم بويژه قشرهاي آسيب پذير را با مشكلات زيادي مواجه كرده است و نه تنها نيروگاه بوشهر هنوز راه‌اندازي نشده ، بلکه برای نخستین بار بعد از جنگ قطع مکرر برق و گاز مردم را در تنگنا قرار داده است و تهديد نظامي كاملا منتفي نيست. علاوه بر تحريموضعيت نه جنگ، نه صلح آثار زيانباري براي كشور و مردم داشته و به توسعه اقتصادي ايران لطمات زيادي وارد كرده است.
7. 2. اخيراً آقای احمدی‌نژاد ادعا كرد دشمنان انتظار تورم 70 درصدی در ایران را داشتند. روشن است که منظور وی این نبود که افزایش قیمت نفت تورم فوق را به ایران تحمیل می‌کند کما اینکه افزایش بهاي نفت چنین تورمی را به هیچ يك ازكشورهاي تولید كننده و حتی مصرف کننده نفت تحمیل نکرده است. منظور وی ازاقدام دشمنان علیه ايران تحریم های اقتصادی جهاني است كه آقای احمدی نژاد نمي‌خواهد درباره آثار واقعي آن با مردم روشن سخن بگويد زیرا نگران اعتراض هاي گسترده است. به همين دليل گاهي  اين قطعنامه ها را كاغذپاره مي خواند و گاهي غير مستقيم از آثاربسیار مخرب آن سخن مي گويد. علت تناقض گويي آن است كه نمي‌تواند اعلام كند دولت نهم برای غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي، چه هزينه هاي سنگيني به مردم تحميل كرده است و تداوم سياست هاي كنوني كدام پيامدهاي مخاطره‌آميز را به دنبال خواهد داشت. 
7. 3. آقای احمدی نژاد در حالی قطعنامه شورای امنیت را کاغذ پاره می خواند که بانک ملی ایران، شعبه لندن، در اعتراض به تعطیلی خود، با صدور اطلاعیه اعلام كرد به قطعنامه هاي تحريم شوراي امنيت پایبند است و مفاد آن را علیه ایران و ایرانیان اجرا می کند. به همین دلیل اجازه خواست به فعالیت های خود در انگلستان ادامه دهد.
8. دولت اصلاحات، ضمن تلاش براي گسترش صنايع و دانش هسته‌اي،‌ با تأييد رهبري غنی سازی اورانيوم را داوطلبانه و موقتا تعليق كرد تا امنيت و رفاه شهروندان و توسعه كشور با مانع مواجه نشود. مقام رهبري نيز در سخنرانی خود در تأييد تعليق غني‌سازي تصريح  كرد که جلوگیری از اجماع قدرت‌هاي بزرگ جهانی عليه ايران بزرگترین پیروزی است . به نظر من نه تنها چیزی عوض نشده است که اجماع قدرت‌هاي بزرگ و تحريم‌هاي جهاني علیه ما را به پيروزي ديپلماتيك تبديل كند ، اگر چه دولت آمريكا در موضع قدرت و غرور ماهها پس از فتح بغداد نيست، بلکه حکومت به مراتب آسیب پذیرتر از دوره اصلاحات شده است.
9. به دلیل همین واقعیات تلخ است که اصولگرایان بیشترین سانسور را در صدا و سیما و مطبوعات درباره سياست‌هاي دولت در زمینه هسته‌اي اعمال مي‌كنند و اجازه نمی‌دهند هیچ منتقدی نظريات خود را در اين مورد بيان كند. آنان می‌دانند چنانچه حقایق و پيامدهاي مربوط به سیاست خارجی کشور که خود را بويژه در غنی سازی اورانیوم در سطح صنعتي نشان می‌دهد برای مردم بازگو شود، اصولگرایان از حمایت نسبي مردمي در سياست‌هاي هسته ای خود، که فراتر از پایگاه اجتماعی آنان است محروم خواهند شد.

با وجود آنكه آقاي خاتمي رييس‌جمهور را تداركاتچي خواند، چرا شما از نامزدي مجدد وي در انتخابات رياست جمهوري حمايت مي‌كنيد؟ 

<strong>سيدمصطفي‌ تاج‌زاده:</strong>
1. تاكنون دو تفسير ناروا از سخن مهم و افشاگرانه آقاي خاتمي كه «عده‌اي رييس جمهور را تداركاتچي مي‌خواهند» ارائه شده است. يكي از موضع اصلاح طلبي و ديگري از منظر اقتدارگرايي. به نظر من رييس دولت اصلاحات پس از روبرو شدن با مقاومت نهادهاي انتصابي براي رد لوايح دوگانه، با بيان جمله فوق اقتدارگراهايي را افشا كرد كه راي مردم و جايگاه و وظايف رييس‌جمهور را ناديده مي‌گرفتند و از آقاي خاتمي انتظار داشتند به داشتن پست رييس‌جمهوري خشنود باشد ولي درباره نقض حقوق ملت سكوت كند. گزاره فوق كه استراتژي اقتدارگراها را در يك جمله خلاصه و افشاكرد اين بود كه عده‌اي درصدند نهاد انتخابات را گروگان بگيرند، مجلس را فرمايشي و منتخب مردم را در ریاست جمهوری تدارکاتچی مراکز قدرت کنند.
2. 1. برداشت بعضي اصلاح‌طلبان از سخن فوق چنین بود كه رئیس جمهور وقت خود علناً‌ گفت‌ تداركاتچي است. سپس انتقاد مي كنند كه چرا با وجود اين وضعيت، ممكن است آقاي خاتمي دوباره نامزد انتخابات رياست جمهوري شود.گروهی از آنان حتي مي پرسند كه چرا اساساً وي در دور دوم (سال 80) كانديداي رياست جمهوري شد؟
2. 2. اخيراً نماينده ولي فقيه و مديرمسئول روزنامه كيهان سخن فوق را از منظري  ديگر تحريف كرد. وي كه هراس خود و جريان متبوعش را از نامزدي آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري 88  با طرح موضوع رد صلاحيت ايشان در شوراي نگهبان به نشان داد، ادعا كرد: «آقاي خاتمي حداقل به اين علت كه به قول خودش در دوران رياست جمهوري فقط يك تداركچي بوده است و جريان امور در دست كساني بود كه باز هم به قول خود ايشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال مي‌كردند و ... مي‌‌تواند گزينه مطلوبي براي دشمنان بيروني باشد، حتي اگر خود ايشان هم نخواهد- كه البته نمي‌خواهد- ولي مي‌شود.» (سرمقاله كيهان، 7/5/87).
2. 3. افشاگري آقاي خاتمي عليه اقتداگراها، به شيوه مخصوص آقاي شريعتمداري چنين تحريف شده است كه گويا وي اعتراف كرد در زمان رياست جمهوري تداكاتچي اصلاح طلبان رادیکال بود که دشمنان اسلام و انقلاب محسوب می شوند. در این مورد توجه به دو نكته لازم است. اول آنکه  عبارت آقاي خاتمي تصريح دارد كه خود را تداركاتچي نمي داند، نه براي اقتدارگراها و نه براي دشمنان اسلام و انقلاب. او جايگاه حقوقي رياست جمهوري را نيز تداركاتچي نمي داند چون اگر چنين بود، ‌هرگز نامزد انتخاب رياست جمهوري نمي‌شد. 
دوم آنكه برخلاف ادعاي آقاي شريعتمداري كه مخالفان و دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال نامزدي خاتمي هستند، در اين مورد خاص يعني تحريف سخن او و تداركاتچي خواندن رييس‌جمهور و تلاش براي جلوگيري از نامزدي آقاي خاتمي، همسويي آشكاري ميان كيهان چاپ تهران، كيهان چاپ لندن،‌سلطنت طلبان شاه‌اللهي،‌ استالينيست‌‌هاي خشونت‌پرست و سازمان تروريستي مجاهدين خلق ديده مي‌شود. براي آگاهي از اين هم‌آوايي كافي است دو لفظ خاتمي و تداركاتچي را در كنار هم در اينترنت جستجو و نتايج آن را مرور کرد. 
3. 1. به نظر آقاي خاتمي رياست جمهوري عالي‌ترين مقام كشور پس از مقام رهبري است كه با راي مستقيم مردم انتخاب مي‌شود و‌ در عين رياست قوه مجريه ، مجري قانون اساسي است. بنابراين لازم است  اختيارات تصريح شده او در قانون اساسي از جمله در جلوگيري از نقض قانون اساسي به رسميت شناخته شود تا منتخب اکثریت مردم ، با اتكا به راي ملت،  مجري قانون،‌ حافظ حقوق مردم و حدود حكومت باشد. در راس همه اين حقوق انتخابات آزاد قرار دارد.
3. 2. راهبرد اقتدارگراها تقليل جايگاه رياست جمهوري بلكه تخفيف تمام نهادهاي انتخابي و انتصابي تا حد تداركاتچي سيستم متمركز، فردسالار و سلسله مراتبي است. طبق اين ديدگاه رؤساي سه قوه باید نقش رؤساي دفاتر را ایفا کند. مجلس نیز باید گوش به فرمان باشد تا آقای کردان، با یک نقل قول آقایي که چند و چون آن دارای ابهام است، وزیر کشور شود. این نگاه و راهبرد ساختارشکنانه است و باید با آن مقابله کرد.
4. فرض كنيم آقاي خاتمي خود را تداركاتچي حكومت خواند. در اين صورت لازم است دسته اول توضيح دهند: 
4. 1. كانون قدرت كدام تداركاتچي را بهتر از خاتمي مي‌تواند پيدا كند كه  به تعبیر این دوستان دستكش سفید بر مشت آهنين باشد و برای يك نسل ديگر جمهوري اسلامي ايران را بيمه كند؟ به علاوه چرا نماینده ولی فقیه در کیهان با شتابزدگی از رد صلاحيت اين تداركاتچي خبر مي‌دهد؟ آيا اقتدارگراها نبايد فرش قرمز پهن كنند تا اين تداركاتچي نامزد شود و ايران را از بحران‌هايي كه تداركاتچي فعلی براي كشور ايجاد كرده است رهايي بخشد؟ آمدن يا نيامدن يك تداركاتچي آيا به اين همه هراس و توهين و تهديد نياز دارد؟ 
4. 2. چنانچه خاتمي تداركاتچي بود چگونه آن جراحي بزرگ را در وزارت اطلاعات انجام داد و چشم فتنه ستاد قتل‌هاي زنجيره‌ا ي را در آورد و مافياي اقتصادي در پوشش مجموعه‌ اطلاعاتي - امنيتي كشور را متلاشي كرد؟
4. 3. آيا يك تداركاتچي مي‌توانست دستور دهد شورايعالي امنيت ملي كميته‌اي تشكيل دهد و گزارش دقيق فاجعه 18 را برای دفاع از حقوق دانشجويان مظلوم كوي منتشر كند تا ابعاد جنايت در تاريخ ثبت و حتی الامکان از تكرار آن جلوگيري شود؟
4. 4. چگونه آقاي خاتمي در قامت يك تداركاتچي می توانست دستور دهد تعدادی از وزرا مرگ زهرا كاظمي در زندان راز گشايي کنند تا از فريب افكار عمومي توسط دادستاني جلوگيري شود؟
4. 5. آيا يك تداركاتچي مي‌توانست با تأسيس هيأت نظارت و پيگيري بر اجراي قانون اساسي گزارش‌ها، بررسي‌ها و نامه‌نگاري‌هاي مهمي را درجهت جلوگيري از نقض قانون اساسي و دفاع از حقوق شهروندان كه در بسياري از موارد صورت نهادينه به خود گرفته بود و هيچ كس از آن خبري نداشت، انجام دهد؟
4. 6. این چه تدارکاتچی بود که توانست به اقتصاد کشور سر و سامان بدهد، پروژه های بزرگی مانند عسلویه و پارس جنوبی را راه اندازی کند، نظر همه اعضای سازمان ملل متحد را به پیشنهاد خود جلب کند، دنیا او را رئیس جمهوری فرهیخته، صاحب نظر و موثر در روابط بین المللی بخواند، اگر چه نتوانست همه آرمانهایش را محقق کند. 
4. 7. چگونه يك تداركاتچي مي‌توانست آزادترين انتخابات در جمهوري اسلامي ايران را در دوره دوم شوراها برگزار كند و برغم ميل مراكز  قدرت، صلاحيت داوطلبان همه گرايش‌هاي سياسي را تأييد كند تا آنان بتوانند در انتخابات نامزد ويژه خود را معرفي كنند؟
4. 8. چرا در دوره آقاي خاتمي، بهار مطبوعات را مشاهده كرديم. خانه احزاب شكل گرفت و به احزاب، حتي منتقدان يارانه پرداخت شد. مگر یک تدارکاتچی می تواند چنین نقش موثري ايفا كند؟
4. 9. چگونه يك تداركاتچي توانست علاوه بر اصلاح رفتار نهادهاي قوه مجريه، تاثير تعيين كننده بر رفتار نهادهاي انتصابي مانند بسيج و نيروي انتظامي بگذارد؟
4. 10. در كشوري كه اقتدارگراها شعارشان اين بود كه "هركس با ما نيست عليه ماست" و در نتيجه بايد از همه حقوق سياسي و مدني خود محروم شود، چگونه يك تداركاتچي توانست ادبيات سياسي كشور را تغيير دهد؟ آیا یک تدارکاتچی می تواند شعار "مخالف هاشمي مخالف رهبر است، مخالف رهبري دشمن پيغمبر است" را به شعار "زنده باد مخالف من" تبديل کند؟
5. راهبرد اقتدارگراها آن است كه همه نهادهاي كشور، چه در درون حكومت مانند مجلس و چه در جامعه مدني از قبيل مطبوعات و احزاب را تداركاتچي يا مجيزگوي قدرت کنند. راه صحيح مقابله با اين راهبرد آيا رها كردن اين نهادهاست يا تلاش براي اينكه نهادهای فوق جایگاه واقعی خود را کسب کنند و تداركاتچي نشوند؟
6. از نماینده محترم ولی فقیه در کیهان انتظاری نیست . اما از دوستان اصلاح طلب پذیرفته نیست که در برابر روند خطرناک "تدارکاتچیزاسیون"،سکوت کنند و به انتقاد از خاتمی بپردازند که چرا اين پروژه را افشا کرده است .
7. برای اینکه فهم عامه از ساز وکار قدرت ،سی سال پس از پیروزی  انقلاب معلوم شود ،کافی است به این سه عبارت توجه کنید :
1.نمی گذارند آقای خاتمی نامزد شود. یا به او پیغام می دهند  که نیاید  یا  رد صلاحیتش می کنند. 
2.اجازه نمی دهند که نام او از صندوق های رأی بیرون آید .
3.حتی اگر رئیس جمهور شود ،باز هم هر نه روز یک بار  برایش  بحران ایجاد  می کنند.
از منتقدان محترم می پرسم که چرا سه گزاره فوق از مقبولیت وسیع در افکار عمومی برخوردار است؟ علت آن است که می دانند خاتمی از وجاهت زیادی در میان مردم برقرار است و نمی خواهد تدارکاتچی قدرت باشد. او خود را مدافع حقوق مردم می داند ،اگر چه بنای مقابله با حکومت را ندارد و معتقد است راه استقرار دموکراسی در ایران با پرهیز از خشونت می گذرد. بنابراین راه مقابله  با تدارکاتچی شدن نهادها و مقامات آن نیست که انتخابات را رها و نهادهای انتخاباتی را داوطلبانه در اختیار تدارکاتچی های واقعی قرار دهیم. به عکس باید نهاد انتخابات را آزاد کنیم و بکوشیم که قدرت توزیع شود تا مردم  از حقوق  خود بهره مند  گردند.

عده اي بر اين عقيده‌اند كه شكست اصلاحات و به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد به علت عملكرد ضعيف و اشتباهات آقاي خاتمي و ديگر اصلاح طلبان بوده است و مثال جمهوري وايمار را مي زنند كه ضعف آن جمهوري، سبب شد حزب ناسيونال سيوسياليست در آلمان به قدرت برسد.  نظر شما در اين مورد چيست؟

<strong>سيدمصطفي تاج‌زاده:</strong>
1. گزاره " عملكرد آقاي خاتمي موجب به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد و شكست اصلاحات شد،" زماني قابل پذيرش است كه مردم  گفتمان ديگري برگزیده و در اعتراض  به عملكرد اصلاح طلبان و در انتخابات آزاد به نامزدی ضد اصلاحات راي دهند. حتی اگر معیار شکست یا پیروزی یک نهضت میزان گرایش شهروندان به حاملان آن باشد، باید گفت طبق نظرسنجي‌هاي اصولگراها و اصلاح‌طلبان، آقاي خاتمي همچنان محبوب‌ترين چهره سياسي كشور است . به  دليل  همین موقعیت ويژه ، بسياري از شهروندان معتقدند حتي در انتخابات مهندسي شده  آتی، خاتمی تنها نامزدی است كه مي‌تواند تمام رقبا از جمله آقاي احمدي‌نژاد را در یک رقابت ناعادلانه پشت سر ‌گذارد و با خارج کردن كشور از اين وضعيت بحراني و نگران‌كننده ، امنیت ، حقوق و رفاه شهروندان و نیز توسعه کشور را تامین كند. درباره مقبولیت گفتمان اصلاحات نیز باید گفت نيمي از اصولگرا ها ، خود را "اصلاح طلب "(اصولگراي اصلاح طلب )مي خوانند تا از جاذبه گفتمان فوق و پايگاه مردمي اصلاح طلبان بهره مند شوند. بنابراین گزاره"پيروزي احمدي‌نژاد نشانه شكست اصلاحات است كه صرفاً‌ یا عمدتا به علت عملكرد آقاي خاتمي رخ داد" نادرست است. سخن اين نيست كه آقاي خاتمي و بيش از او ما اصلاح طلبان در دوره هشت ساله و به ويژه در جريان انتخابات رياست جمهوري دوره نهم اشتباه نكردیم. بلكه تحليل فوق، تقليل دادن واقعيت و كاريكاتوريزه كردن حقايق است و موارد نقض جدی دارد

2.  از پیروزی يك نامزد اقتدارگرا در انتخابات نمي توان عدم حقانيت یا شکست نهضت  اصلاحی را تعدد نامزدهای اصلاح طلب ، رد صلاحیت نامزدهای محبوب ، تخلف در انتخابات و... نتيجه گرفت. شکست در انتخابات می تواند بیشتر دلایل گوناگون داشته باشد که ربطی به ناکامی یک گفتمان ندارد همچنان كه پيروزي در انتخابات نيز مي تواند به دلايل سلبي باشد تا جاذبه گفتمانی نامزد. 

3.  يكي از دلايل پيروزي آقاي احمدي نژاد، در انتخابات رياست جمهوري نهم تعدد نامزدهاي اصلاح طلب بود. اگر اصلاح طلبان نامزد واحدي معرفي مي كردند ، به احتمال زياد در انتخابات پيروز مي شدند. در آن صورت آيا منتقدان كنوني پیروزی در انتخابات را نشانه درستي  عملكرد آقاي خاتمي مي خواندند؟ بعید می دانم.

 4. برای اینکه تفاوت شکست گفتمانی یک جریان با ناکامی آن جناح در انتخابات مشخص شود، توجه کاربران محترم را به آنچه پس از سقوط بلوک شرق رخ داد،جلب می کنم . در برخی کشورهایی که از شوروی سوسیالیستی جدا شدند ، مردم سیستم کمونیسم را طرد کردند و هنوز نشانی از اقبال مجددشان به ایدئولوژی و نظام سیاسی مذکور دیده نمی شود . با وجود این بسیاری از کمونیست  های سابق در انتخابات آزاد بعدی پیروز شدند . به این ترتیب با اینکه گفتمان کمونیسم شکست خورد ، ولی  بسیاری از شهروندان این کشور ها به کمونیست های سابق که دیگر  خود را کمونیست نمی دانند یا نمی خوانند  رای دادند . از پیروزی این افراد در انتخابات آزاد نمی توان پیروزی گفتمان کمونیسم را نتیجه گرفت . عکس قضیه نیز می تواند درست باشد . 

5. پایگاه اجتماعی گفتمان اصلاحات چنان گسترده است که آقای  احمدی نژاد در سال پایان ریاست خود بر دولت  مجدداًادبیات آقای خاتمی را به کار مي برد . وی  که خود را از شاکیان و مسببان تعطیلی روزنامه سلام مي خواند، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم از پس گرفتن شکایت خود از روزنامه ها سخن می گوید ، اگرچه همه شكايات به قوت خود باقي است و در اين زمينه نيز ادعاي كذبي مطرح شده است. با گروه های موسیقی جلسه می گذارد هرچند وزارت ارشاد كنسرت آنها را لغو مي كند. برای بازگشت اساتید ممتاز بازنشسته شده دستور می دهد ولي در عمل تعداد بيشتري بازنشسته مي شوند. معاون او از برترین بودن مردم امریکا در ارتباطات و نيز از دوستی با همه ملت ها حتي با دوستی با مردم اسرائیل دم می زند و مشاورش توقیف فیلم سنتوری را محکوم می کند اما وزارت ارشاد مانع اكران آن مي شود . آقای احمدی نژاد به احتمال زياد در ماه های  آتی سخنان اصلاحي بيشتري را  مطرح خواهد کرد .اگر چه روز به روز شرایط انسدادی تری را مشاهده خواهیم کرد از جمله این که دانشگاه تهران را به پادگان تبدیل کرده اند و اخيرا علاوه بر برخی دانشگاهها ، در مدارس نیز دوربين هاي مدار بسته كار گذاشته اند. در هر حال توجه به این نکته مهم است که اقتدار گراها هنگام انتخابات به علت نفوذ گفتمانی اصلاح طلبان یاد شعارهایی از قبیل " آبادی ،آزادی ،شادی " می افتند اگرچه پس از انتخابات به "تخریب، انسداد و غم گستری" می پردازند.
 6.  برای فهم و تأثیر گفتمان  اصلاحات و اصلاح طلبان کافی است توجه کنیم  که اقتدار گراها حاضرند  صدای فارسی امریکا ( V.O.A)  و رادیو فارسی دولتی انگلستان (B.B.C)   مخاطبان زیادی بيابند،  اما اصلاح طلبان همراه خاتمی  روزنامه منتشر نکنند. در عصر حکومت یکدست اقتدارگراها  همه حق انتشار روزنامه دارند جز احزابی مانند جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب . علت آن ترس اقتدارگراها از نفوذ کلام اصلاح طلبان است.
یک نمونه از موقعیت این اصلاح طلبان ، نظر مردم درباره دو مناظره ای است که با حضور  مسئولان دو دولت هشتم و نهم در صدا و سیما برگزار شد. در مناظره  اول حدود 85 درصد شهروندان حق را به آقای ستاری فر (رئیس سازمان برنامه دولت اصلاحات)دربرابر آقای فرهاد رهبر (رئیس سازمان برنامه دولت احمدی نژاد) دادند. در مناظره دوم حدود 95 در صد شهروندان با آقای صفایی فراهانی در برنامه ورزش 90 همدلی کردند.
7. عده ای  نيز تغيير نظام را  راه نجات كشور مي دانند. به همین دلیل اصلاحات را شکست خورده می خوانند. چرا که معتقدند اصلاحات سرنگوني رژيم سياسي را به تاخير مي اندازد.  ظاهر نظريه اصلاح ناپذیر بودن جمهوری اسلامی ممکن است جذاب باشد اما نتيجه عملي‌اش ، كمك به پيروزي راست افراطي و منفعل و بي‌تفاوت كردن قشرهاي وسيعي از مردم و مواجه كردن كشور و ملت با مخاطرات و تهديدات گوناگون بوده است. 
8. در بررسي آنچه  در اصلاحات و  پس از آن رخ داد، بايد نقش و نقاط ضعف و قوت:
 8. 1.  اصلاح‌طلبان
8. 2  راست افراطي (اقتدارگراها)
8. 3. محافظه‌كاران
 8. 4.  طرفداران عبور از خاتمي
8. 5.  اپوزيسيون برانداز
 8. 6. مردم 
8. 7.  قدرت‌هاي بزرگ بويژه دولت  آمريكا مورد بررسي همه جانبه واقع و به سوال هایی از این قبیل پاسخ داده شود که آيا طرح شعارهاي راديكال بدون تثبيت دستاوردهاي موجود و بدون آنكه بسترهاي مناسب و واقعي براي تحقق آنها تمهيد شده باشد،‌ موجب پيشرفت یک جنبش اصلاحی مي‌شود يا بازگشت ارتجاع منجر می شود؟ چنانچه "عبور از خاتمي" به دموكراسي بيشتر در كشور منجر مي‌شد، از آن دفاع می کردم ولي زماني كه به دلايل عديده نتيجه عبور از خاتمي پيروزي گروهی افراطی و کارنابلد است، آيا حمايت از او وظيفه هر شهروند مسئول نبوده و نيست؟
همچنین باید بررسی شود که چه عواملي موجب شد آزادترين انتخابات كشور (دور دوم شوراها) با كمترين استقبال مردمي مواجه شود و تنها 11 درصد هم‌وطنان ما در شهرهاي بزرگ راي دهند؟ آيا اگر در آن انتخابات  20 درصد مردم شركت مي‌كردند،‌  آقاي احمدي‌نژاد رييس جمهور ايران می شد و اصلاحات  شكست خورده نام مي گرفت ؟ اگر در آمریکا به جای جنگ طلبان، دموکرات ها همچنان در قدرت باقی می ماندند و 11 سپتامبر رخ نمی داد و خاورمیانه نظامی نمی شد، چه اتفاقی می افتاد؟در اين زمينه در مقالة «عبور از خاتمي» توضيحاتي داده‌ام، كه در مجله آيين، شماره 5، دي‌ 85، منتشر شد. 
9. بدون آنكه قصد شبيه‌سازي داشته باشيم ،صرفا براي روشن شدن  موضوع یادآوری می کنم که حضرت محمد (ص) مبعوث شدند و رنجها كشيدند تا اعراب مسلمان شدند و بخش‌هاي وسيعي از جهان را فتح كردند. در زمان بعثت رسول خاتم ، خاندان ابوسفيان ، فقط بخشي از قدرت را آن هم در شهر مكه در دست داشت. در سال 61 هجري، نواده ابوسفيان (يزيدبن معاويه)  در سرزمين وسيعي بر مسلمانان حكومت مي كرد. هم او نواده پيامبر(ص) یعنی حسين‌بن علي(ع) و همراهانش را به جرم خروج بر حكومت اسلامي به شهادت رساند. آيا اگر پيامبر اكرم مبعوث نمي شدند ، يزيد در خواب هم مي ديد كه قدرتي فراتر از شهر مكه بيابد؟ حداكثر بزرگ مكه مي شد ولي پس از بعثت در رأس امپراطوري بزرگ مسلمانان قرار گرفت. از اين وضعيت آيا مي‌توان نتيجه گرفت كه بعثت پيامبر (ص) ، نعوذ بالله ، بي نتيجه بود  يا شكست خورد كه نيم قرن پس از رحلت ايشان، يزيد بر چنان سرزمين بزرگي فرمان مي‌راند؟
بعثت پيامبر اكرم و قیام امام حسین نه تنها حق بود ، بلکه پيروز هم بود زيرا آثار مثبت عمیق و فراواني در تاريخ بشر بر جا گذاشت. از جمله سیزده قرن پس از واقعه کربلا، مردمی ترین انقلاب بشر در قرن بیستم به نام حسین (ع) پیروز شد. با وجود آنکه در صدر اسلام ، حركت مسلمانان بنا به علل و عواملي منحرف شد و در نتيجه 25 سال پس از رحلت پيامبر (ص)، پسر ابوسفيان (معاويه) حكومتي هم عرض  امامت جانشين و داماد پيامبر اكرم (ص) تشكيل داد . (معاویه در جنگ صفين  در آستانه  شكست  از علی (ع) قرار گرفت اما  به علت حماقت خوارج یعنی انقلابیون فداکار اما کژاندیش که از امام علی عبور کردند، نجات یافت.) چندی بعد همان انقلابیون سطحی نگر ، خشونت پرست و تکفیری امیر مومنان را ترور کردند. 26 سال بعد پسر معاویه و نوه ابوسفيان (يزيد) فرزندان امام علی و نوادگان پيامبر را شهيد کرد و حاکم علی الاطلاق بر مسلمانان شد. مسلماني نیست كه بعثت رسول خاتم را بي‌نتيجه يا ناكام بخواند چون در سال 61 امام حسين (ع) شهيد و يزيد بر مسلمانان حاكم شد. با وجود این درک علل صعود و سقوط امويان  منوط به بررسي همه جانبه  اوضاع و احوال ،از جمله بررسي قصورها و تقصیرهاي مسلمانان است  و اين‌كه چه اشتباهات يا كوتاهي‌هايي مرتكب شدند كه فاجعه كربلا رخ داد.
10.  در تحلیل تاريخ معاصر نيز نباید يك بعدنگر باشیم و برای مثال جنبش مشروطه را ناكام بخوانيم یا استقرار ديكتاتوري سياه رضا شاه را صرفاً به علت اشتباه مراجع ثلاث در نجف اشرف بدانيم . درست است كه رضا شاه  به نام  توسعه و ترقي ،استبدادي سخت تر از قاجار بر ایران حاكم كرد ولي ايرانيان براي هميشه وامدار آثار پر بركت نهضت مشروطه هستند. حتي نهضت ملی شدن صنعت نفت آثار مثبت فراوانی داشت و علت کودتای 28 مرداد نیز فقط  اشتباهات دكتر مصدق نبود. عوامل ديگري نیز در مورد نهضت و آثار و سرنوشت آن نقش ايفا كردند كه لازم است بی طرفانه مورد ارزيابي قرار گيرند تا از  پيروزي مجدد كودتا گران جلوگيري شود و ديكتاتوري سياه تر از دوره پهلوي بر ایران حاكم نشود.
11.  اصلاحات را نباید تنها به بعد سیاسی و سیاست را نیز نباید صرفا به قلمرو قدرت تقلیل داد. همچنین نباید ناكامي یک فرد یا حزب را  در يك انتخابات  شكست نهضت و گفتمان یک جنبش خواند. اصلاحات آثار ماندگاري بر جا نهاد و هنوز قوي‌ترين جريان فكري و سياسي كشور است. سخنگویان و حاملانش نیز از حمایت گروههای زیادی از مردم برخوردارند. توجه شود علت  اينكه رابطه اقتدارگراها با انتخابات آزاد رابطه "جن و بسم الله" است ، ترس آنان از پيروزي اصلاح طلبان است. 
12. آقای خاتمی دوباره نامزد شد . در سال 76  بیست میلیون رأی آورد که منتقدان كنوني آن را رأی سلبی به حاکمیت مي خوانند نه راي به گفتمان خاتمي. بار دوم  در حالی که مردم عملکرد آقای خاتمی را دیده بودند ، بیست و دو میلیون به او رای دادند. آیا این رای نیز سلبی بود و اكثريت شهروندان از ترس پيروزي يك نامزد اقتدارگرا به او راي دادند؟ 
برای روشن شدن موضوع کافی است موقعیت آقای احمدی نژاد  را درسال چهارم ریاست  دولت خود با موقعیت آقای خاتمی در سال 79 مقایسه کنید معلوم می شود کدام گفتمان از نظر اکثریت مردم شکست خورده است. 

سئوال: چرا شما «ایران برای همه ایرانیان» را مهم‌ترین شعار اصلاح‌طلبان می‌خوانید؟
<strong>
سیدمصطفی تاج زاده:</strong>
1. 1. شعار فوق در برابر تز  انحرافی و خطرناک «خودي- غيرخودي كردن» شهروندان توسط حکومت يا «ایران برای بعضی ایرانیان» و برای سهیم کردن همه ایرانیان از جمله حاشیه نشینان در قدرت مطرح شد. به اعتقاد ما حکومت حق جمهور مردم صرفنظر از گرایش‌ها و سلایق تک تک آنان است. ما کشور را ملک مشاع همه ایرانیان می‌دانیم. هر که شناسنامه ایرانی دارد در تعيين هیات مدیره یا مدیر عامل این شرکت و نيز اين‌كه منتخبان چه مدت و در كدام محدوده وظایف و اختیارات دارند، حق و سهم مساوي دارد. «ايران براي همه ايرانيان» يعني «مشاركت همگان در قدرت» و نیز توزيع قدرت كه پيش نياز توسعه همه جانبه و پایدار کشور است و تنها از این طریق می توان با فساد مقابله کرد. 
1. 2. پس از درگذشت رهبر فقيد انقلاب، عده‌‌اي نظريه «جمهور ناب» را مطرح كرده‌اند و در جهت تحقق آن ‌كوشيده‌اند. در این نگاه میزان رای ملت نیست بلکه ملاك مشروعيت حكومت «جمهور ناب» است یعنی شهروندانی که به اقتدارگراها  رای می‌دهند و حدود 15 درصد ايرانيان را شامل مي‌شوند. 
2. از آن‌جا كه این شعار برای مقابله با درجه‌بندي و خودی- غیر خودی کردن شهروندان مطرح شد، بر «همه» ایرانیان تاكيد كرده‌ايم. زيرا اگر مي‌گفتيم «ایران برای ایرانیان»، ممكن بود این تلقی ایجاد شود که منظور حذف غير ايرانيان است كه نمی گذارند ايران براي ايرانيان باشد. بطور مثال اگر حزبي در فرانسه شعار دهد «فرانسه برای فرانسویان»  تلقی ملی و جهانی این خواهد بود که منظور  آن است كه خارجی‌ها نبايد فرصت‌ها را از فرانسويان بگيرند يا در اداره فرانسه سهيم باشند. اما اگر شعار دهد  «فرانسه برای همه فرانسویان» به این معنا خواهد بود : هرکه شهروند فرانسه است با هر نژاد،‌ مذهب،‌ رنگ،‌ جنسيت و طبقه حق دارد از مواهب و فرصت‌هاي عمومي استفاده و در عرصه سياسی مشارکت کند. 
3. 1. به نظر عده‌ای مناسب تر است شعار اصلاح طلبان «همه ایرانیان برای ایران» باشد. هدف آنان خير است و بر يكپارچگي سرزميني ، وحدت ملي و استقلال کشور تاکید مبرم دارند و اینکه ایرانیان عنداللزوم باید فدای کشور بشوند. به اعتقاد پيشنهاد كنندگان، شعار مذكور قومیت‌گرایی به معناي جدايي طلبي را در ايران منتفي خواهد كرد. 
3. 2. «ایران برای همه ایرانیان» ضمن تاكيد بر تامين حقوق همه شهروندان ،از يكپارچگي سرزميني و استقلال كشور دفاع مي‌كند. چرا که بهترين راه مقابله با جدايي خواهي یا واگرایی را تأمين حقوق همه ايرانيان از جمله  اقوام  ايراني می داند .  بستن راه بر هرگونه انحصار، تبعيض، تحقير، ستم، سركوب و استبداد ، زمینه را برای همبستگي ملي ، دموكراتيك و پایدار فراهم می کند.
3. 3. تأكيد صرف بر ایران مخاطره‌ آميز است و می‌تواند مرزهای ما را با ملی گرایی افراطی (شونیسم) و فاشیسم مخدوش کند. در واقع شعار تمام ديكتاتوري‌هاي جهان اين  است كه همه شهروندان بايد فدای كشور شوند. روشن است كه در عالم واقع مرجع  تشخیص منافع و مصالح ميهن عملا حكومت خواهد بود . به همين دليل شعار «همه ايرانيان براي ايران» می‌تواند مورد سوء استفاده ملی گرایان افراطی و پان ایرانیست ها  در داخل و ملي‌گرايان غير  ستيز در کشورهای همسایه قرار گيرد. ناسيوناليست هاي افراطي با تأكيد بر اینکه ايران آنقدر مهم است که همه چيز و همه كس بايد در پاي آن قرباني شود، علاوه بر نقص حقوق مدني هم وطنان خود، حقوق فرهنگي اقوام را نيز مورد هجوم قرار مي دهند . در حقیقت شعار پیشنهادی دوستان می تواند مورد سوء استفاده اقتدارگراهاي طرفدار يكسان سازي همه جانبه قرار گیرد و با نقض حقوق اقوام حساسيت آنان را برانگیزد. منظور، این نیست که پيشنهاد دهندگان خواهان "استبداد و یکسان سازی"  هستند بلكه استعداد این شعار براي  دموكراسي و ديكتاتوري و صلح و جنگ يكسان است. به بيان روشن  ‌با شعار «همه ايرانيان براي ايران» امكان نقض حقوق شهروندان و اعمال استبداد به نام حفظ يكپارچگي ایران وجود دارد، اما «ايران براي همه ايرانيان» اجازه چنين سوء استفاده‌اي را نمی دهد. 
3. 5. قانون اساسی تصريح دارد كه نه به نام استقلال کشور می توان آزادی‌های مردم و نه به نام آزادی مي‌توان استقلال کشور را  نقض کرد. «ایران برای همه ایرانیان» هم استقلال کشور را حفظ و هم از حقوق آزادی‌هاي همه شهروندان دفاع مي‌كند و ترجمان همین اصل قانون اساسی است. 
4. تنها شعاری که می‌تواند پيام اصلاح‌طلبان ایراني به منطقه و حتي  سراسر جهان باشد همين است و ترجمه آن می‌شود «عراق برای همه عراقیان»، «فلسطين براي همه فلسطينيان»، «افغانستان برای همه افغانی‌ها»، «خاورميانه براي همه خاورميانه‌اي‌ها» و «جهان برای همه جهانیان». شعار فوق وحدت‌طلبانه، دموکراتیک، برابری خواه و صلح طلبانه است. تا زمانی که دولت– ملت مهم ترین بازیگر عرصه سیاست در جهان است، «ايران براي همه ايرانيان» حقوقي ترين،‌ عادلانه‌ترين،  دموکراتیک‌ترین و جذاب‌ترین شعار باقي خواهد ماند.

]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دكتر الهه كولايي به سئوالات شما پاسخ مي‌دهد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/8248.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.8248</id>
   
   <published>2008-08-11T05:33:45Z</published>
   <updated>2008-09-02T04:42:00Z</updated>
   
   <summary> مهلت ارسال سئوال براي سركار خانم دكتر كولايي پايان يافته است. سركار خانم دكتر الهه كولايي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و نماينده مردم تهران در مجلس ششم و عضو هيئت علمي دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه...</summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      <![CDATA[<img src="http://norooznews.ir/photo/kolaee03.jpg" align="left" style="{margin: 5px 5px 5px 5px;}" border="2">

<strong>مهلت ارسال سئوال براي سركار خانم دكتر كولايي پايان يافته است.</strong>

سركار خانم دكتر الهه كولايي <strong>عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي</strong> و <strong> نماينده مردم تهران در مجلس ششم</strong> و <strong>عضو هيئت علمي دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران</strong> به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان پرسيده و ايشان به سئوالات پس از پايان مهلت تعيين شده پاسخ خواهند داد.

قابل ذكر است در صورتيكه حجم سئوالات ارسالي براي دكتر كولايي زياد باشد، ايشان به صورت گزينشي از ميان سئوالات درج شده در اين صفحه براساس تشخيص خودشان پاسخ خواهند گفت.



<em>تحصيلات:</em>
دكتري روابط بين الملل از دانشگاه تربيت مدرس  - فارغ التحصيل 1374

<em>سوابق اجرايي:</em> 
1-عضو هيئت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، از مهر  1366
2-مشاور گروه تحولات شرق ،مركزتحقيقات استراتژيك1371.
3-مديرگروه كشورهاي مشترك المنافع مركز تحقيقات استراتژيك 72-1371.
4-مشاوراداره كل اطلاعات مطبوعات وزارت امورخارجه 74-1373.
5-نماينده دانشگاه تهران دركميسيون بانوان استان تهران1373.
6-عضو هيئت مشاوران مجله فرهنگ عمومي،دبيرخانه شوراي فرهنگي عمومي،5-1374.
7-عضو تحريريه مجله مطالعات آسياي مركزي وقفقاز،ازسال 1374.
8-سرپرست آموزش دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران ،75-1374.
9-معاون آموزشي دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران ،76-1375.
10-مديركل آموزش دانشگاه تهران ،79-1376.
11-عضو گروه مشورتي مسايل آسيا درمعاونت آسيا واقيانوسيه وزارت امورخارجه،1376.
12-عضو شوراي مركزي ،مركز مطالعات آسياي مركزي وقفقاز،آبان 1377.
13-هيات موسس انجمن دوستي ايران وروسيه،1378.
14-نماينده مردم تهران درمجلس شوراي اسلامي،83-1379.
15-عضو شوراي پژوهشي ،مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي ،83-1379.
16-نماينده مجلس شوراي اسلامي دركميسيون حقوق بشر اسلامي،83-1379.
17-رئيس گروههاي دوستي پارلماني ايران وروسيه ،ايران وفنلاند،ايران وليبي،مجلس شوراي اسلامي،83-1379.
18-عضو شوراي سياستگذاري امورزنان درمعاونت فرهنگي –اجتماعي وزارت علوم ،تحقيقات وفناوري از81-1379.
19-عضو شوراي تحريريه مجله پژوهشي زنان ،مركز مطالعات زنان ،دانشگاه تهران ،از  1382.
20-عضو شوراي مركزي ومعاون دبيركل حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي1383-1381
21-مدير برنامه اوراسياي مركزي ، مركز مطالعات عالي بين المللي ،دانشگاه تهران ،از:بهمن 1383. 
22-عضو شوراي نويسندگان مجله پژوهش علوم سياسي،تهران،جهاد دانشگاهي،از 1385
23-استاد تمام  و مديرگروه مطالعات منطقه اي،دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران،از بهار 1386  

<em>كتاب: </em> 
1-اتحادشوروي ازتكوين تا فروپاشي ، تهران : دفتر مطالعات سياسي وبين المللي وزارت امورخارجه،1372، چاپ سوم1380.
2-سياست وحكومت درآسياي مركزي، تهران: سمت ،1376.
3-سياست وحكومت در فدراسيون  روسيه ، تهران: دفتر مطالعات سياسي وبين المللي ،1376.چاپ دوم 1385
4-استالينيسم وحزب توده ايران ، تهران : مركزاسناد انقلاب اسلامي ،1374.چاپ دوم 1386
5-مجموعه قوانين اساسي فدراسيون روسيه وجمهوري هاي آسياي مركزي ، تهران: دادگستر ،1376 (ترجمه).
6-زمينه هاي اقتصادي فروپاشي اتحاد شوروي ،تهران : دانشگاه تهران ،1378.
7-اتحاد شوروي وانقلاب اسلامي ، تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامي ،1379.
8-كتاب سبز فدراسيون روسيه ،تهران : دفتر مطالعات وزارت امورخارجه  ،1378.
9-اكو وهمگرايي منطقه اي ، تهران : مركز مطالعات خاورميانه  ،1379.
10-نه شرقي-نه غربي،( بادكتر ابراهيم متقي) (ترجمه) تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامي  ،1379.چاپ دوم 1387
11-بررسي زمينه هاي نظري وتاريخي همگرايي و واگرايي در فدراسيون روسيه ، با همكاري محمد تقي دلفروز، رسول افضلي ، تهران: دفتر مطالعات سياسي وبين المللي وزارت امورخارجه ،1381.
12-علل وپيامدهاي توسعه روابط روسيه–اسرائيل ،تهران: دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران ،1383.
13-افسانه انقلابهاي رنگي،تهران: موسسه تهران،1384
14-بازي بزرگ جديد در اسياي مركزي، تهران :انتشارات وزارت امور خارجه،1385  
15-نقش زنان در توسعه كشور هاي اسلامي(با دكتر محمد حسين حافظيان)،تهران :دانشگاه تهران،1385
16-سازمان پيمان اتلانتيك شمالي، دگرگوني در ساختار،ماموريت،كاركردها،( با ماندانا تيشه يار) تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1386

<br><br><br>

<strong>دستورالعمل ارسال سئوال:</strong>
<i>در خصوص ارسال سئوالاتتان خواهشمند است حتما به نكات زير توجه بفرماييد:</i>
1- سئوالات‌تان را به صورت فارسي در فرم ذيل بنويسيد و براي ما ارسال كنيد زيرا در غير اينصورت منتشر نخواهد شد.
2- حتما فرم مشخصات سئوال كننده شامل نام و ايميل را پر نماييد زيرا اين امكان براي ما فراهم مي‌شود تا در صورت بروز خطا در فرايند ارسال سوال از طريق ايميل با شما در تماس باشيم.
3- خواهشمند است سئوالتان حتما از شخص مهمان باشد و افراد ديگري را در سئوالات خطاب قرار ندهيد.
4- خواهشمند است در سئوالاتتان از تهمت و افترا به ساير افراد جدا خودداري بفرماييد، درغيراينصورت سئوال منتشر نخواهد شد.
5- سئوالات ارسالي از طرف شما حداكثر پس از 72 و پس از بازبيني از سوي سردبير سايت در همين صفحه نمايش داده خواهد شد و در صورتيكه سئوال نمايش داده نشد مي‌توانيد دليل اين مسئله را از سردبير از طريق همين فرم سئوال بفرماييد.
6- سئوالاتي كه مشابه باشند يا قبلا در آن موضوع شخصي سئوال پرسيده باشند نمايش داده نخواهد شد.
7- سئوالاتي كه داراي توهين به هر شخص حقيقي و حقوقي باشند منتشر نمي‌شود.
8- در صورت نقض يكي از موارد هفت گانه فوق از انتشار سئوال شما معذور خواهيم بود.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>علي مزروعي به سئوالات شما پاسخ مي‌دهد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/8165.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.8165</id>
   
   <published>2008-08-07T05:23:13Z</published>
   <updated>2008-08-30T04:07:11Z</updated>
   
   <summary> جناب آقاي علي مزروعي عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت و نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم و روزنامه‌نگار به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان...</summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      <![CDATA[<img src="http://norooznews.ir/photo/mazrooei05.jpg" align="right" style="{margin: 5px 5px 5px 5px;}" border="2">

جناب آقاي علي مزروعي <strong>عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت</strong> و <strong> نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم</strong> و <strong>روزنامه‌نگار</strong> به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان پرسيده و ايشان به سئوالات پس از پايان مهلت تعيين شده پاسخ خواهند داد.

قابل ذكر است در صورتيكه حجم سئوالات ارسالي براي آقاي مزروعي زياد باشد، ايشان به صورت گزينشي از ميان سئوالات درج شده در اين صفحه براساس تشخيص خودشان پاسخ خواهند گفت.



<em>تحصيلات:</em>
ليسانس فيزيك از دانشگاه اصفهان در سال 1358 
فوق ليسانس برنامه ريزي سيستم‌هاي اقتصادي از دانشگاه شهيد بهشتي تهران در سال 1374 

<em>سوابق:</em> 
رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در نيجريه از سال 63 تا 65
وابسته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در شهر كراچي پاكستان از سال 65 تا 68
حضور در جبهه‌هاي جنگ تحميلي به تناوب از سالهاي 60 تا 63
مديركل مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌هاي معاون مطبوعاتي در دوران وزارت سيدمحمد خاتمي در وزارت ارشاد
عضو تحريريه، دبير سرويس اقتصادي و عضو شوراي سردبيري روزنامه سلام از ابتدا تا روز توقيف
عضو شوراي سردبيري روزنامه صبح امروز
عضو شوراي سردبيري روزنامه مشاركت
عضو شوراي سردبيري روزنامه نوروز
عضو شوراي سردبيري روزنامه ياس نو
عضو شوراي سردبيري روزنامه وقايع اتفاقيه
همكار نشريات و روزنامه‌هاي عصرما، ايران، اقبال، سرمايه و ...
عضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از بدو تاسيس تاكنون و منتخب اعضاي هيات مديره بعنوان رئيس انجمن
مشاور اقتصادي سيدمحمد خاتمي در دو سال ابتداي رياست جمهوري وي
نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم شوراي اسلامي و رد صلاحيت در دوره‌هاي هفتم و هشتم انتخابات مجلس
عضو موسس جبهه مشاركت ايران اسلامي
عضو ادوار مختلف شوراي مركزي جبهه مشاركت
عضو كنوني دفتر سياسي جبهه مشاركت و عضو كميسيون برنامه اين حزب

<br><br><br>

<strong>دستورالعمل ارسال سئوال:</strong>
<i>در خصوص ارسال سئوالاتتان خواهشمند است حتما به نكات زير توجه بفرماييد:</i>
1- سئوالات‌تان را به صورت فارسي در فرم ذيل بنويسيد و براي ما ارسال كنيد زيرا در غير اينصورت منتشر نخواهد شد.
2- حتما فرم مشخصات سئوال كننده شامل نام و ايميل را پر نماييد زيرا اين امكان براي ما فراهم مي‌شود تا در صورت بروز خطا در فرايند ارسال سوال از طريق ايميل با شما در تماس باشيم.
3- خواهشمند است سئوالتان حتما از شخص مهمان باشد و افراد ديگري را در سئوالات خطاب قرار ندهيد.
4- خواهشمند است در سئوالاتتان از تهمت و افترا به ساير افراد جدا خودداري بفرماييد، درغيراينصورت سئوال منتشر نخواهد شد.
5- سئوالات ارسالي از طرف شما حداكثر پس از 72 و پس از بازبيني از سوي سردبير سايت در همين صفحه نمايش داده خواهد شد و در صورتيكه سئوال نمايش داده نشد مي‌توانيد دليل اين مسئله را از سردبير از طريق همين فرم سئوال بفرماييد.
6- سئوالاتي كه مشابه باشند يا قبلا در آن موضوع شخصي سئوال پرسيده باشند نمايش داده نخواهد شد.
7- سئوالاتي كه داراي توهين به هر شخص حقيقي و حقوقي باشند منتشر نمي‌شود.
8- در صورت نقض يكي از موارد هفت گانه فوق از انتشار سئوال شما معذور خواهيم بود.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سيدمصطفي تاج‌زاده به سئوالات شما پاسخ مي‌دهد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/7555.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.7555</id>
   
   <published>2008-07-05T06:52:03Z</published>
   <updated>2008-07-13T05:34:54Z</updated>
   
   <summary> مهلت ارسال سئوال براي سيدمصطفي تاج‌زاده پايان يافته است. در اولين فرصت پاسخ‌هاي ايشان به صورت مرحله‌اي منتشر خواهد گرديد. جناب آقاي دكتر سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت و عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به...</summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      <![CDATA[<img src="http://norooznews.ir/photo/tajzadeh13.jpg" align="left" style="{margin: 5px 5px 5px 5px;}" border="2">

<strong>مهلت ارسال سئوال براي سيدمصطفي تاج‌زاده پايان يافته است. در اولين فرصت پاسخ‌هاي ايشان به صورت مرحله‌اي منتشر خواهد گرديد.</strong>


جناب آقاي دكتر سيدمصطفي تاج‌زاده <strong>عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت</strong> و <strong>عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي</strong>  به مدت دو هفته مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان پرسيده و ايشان به سئوالات پس از پايان مهلت تعيين شده پاسخ خواهند داد.

قابل ذكر است در صورتيكه هجم سئوالات ارسالي براي دكتر تاج‌زاده زياد باشد، ايشان به صورت گزينشي از ميان سئوالات درج شده در اين صفحه براساس تشخيص خودشان پاسخ خواهند گفت.



<em>تحصيلات:</em>
دكتراي علوم سياسي از دانشگاه تهران

<em>سوابق:</em> 
معاون سيدمحمد خاتمي در دوران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
معاون سياسي وزارت كشور در دولت اول اصلاحات
رئيس ستاد انتخابات كشور در انتخابات شوراهاي اول و مجلس ششم
عضو موسس جبهه مشاركت ايران اسلامي
عضو ادوار مختلف شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي
رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت ايران اسلامي در انتخابات مجلس هشتم

<br><br><br>

<strong>دستورالعمل ارسال سئوال:</strong>
<i>در خصوص ارسال سئوالاتتان خواهشمند است حتما به نكات زير توجه بفرماييد:</i>
1- سئوالات‌تان را به صورت فارسي در فرم ذيل بنويسيد و براي ما ارسال كنيد زيرا در غير اينصورت منتشر نخواهد شد.
2- حتما فرم مشخصات سئوال كننده شامل نام و ايميل را پر نماييد زيرا اين امكان براي ما فراهم مي‌شود تا در صورت بروز خطا در فرايند ارسال سوال از طريق ايميل با شما در تماس باشيم.
3- خواهشمند است سئوالتان حتما از شخص مهمان باشد و افراد ديگري را در سئوالات خطاب قرار ندهيد.
4- خواهشمند است در سئوالاتتان از تهمت و افترا به ساير افراد جدا خودداري بفرماييد، درغيراينصورت سئوال منتشر نخواهد شد.
5- سئوالات ارسالي از طرف شما حداكثر پس از 72 و پس از بازبيني از سوي سردبير سايت در همين صفحه نمايش داده خواهد شد و در صورتيكه سئوال نمايش داده نشد مي‌توانيد دليل اين مسئله را از سردبير از طريق همين فرم سئوال بفرماييد.
6- سئوالاتي كه مشابه باشند يا قبلا در آن موضوع شخصي سئوال پرسيده باشند نمايش داده نخواهد شد.
7- سئوالاتي كه داراي توهين به هر شخص حقيقي و حقوقي باشند منتشر نمي‌شود.
8- در صورت نقض يكي از موارد هفت گانه فوق از انتشار سئوال شما معذور خواهيم بود.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاسخ‌هاي آذر منصوري به سئوالات شما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/7369.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.7369</id>
   
   <published>2008-06-28T08:12:28Z</published>
   <updated>2008-12-18T04:24:36Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز: سركار خانم آذر منصوري به مدت دو هفته ميزبان سئوالات كاربران نوروز در بخش مهمان سايت بودند كه از امروز پاسخ هاي ايشان به مرور منتشر مي‌شود. </strong>

در ذيل بخش اول پاسخ‌ها به كاربران نوروز آمده است:


<strong>آذر منصوري:</strong> خداوند بزرگ را شاكرم كه فرصتي پيش روي من قرار داد تا مخاطب بخشي از دوستان و هموطنان عزيزم باشم، از دست‌اندركاران سايت نوروز هم كمال قدرداني و تشكر را مي‌نمايم.
پيشاپيش از پرسش كنندگان عزيز استدعا دارم كاستي‌هاي موجود در پاسخ‌ها را بر من ببخشايند.
لازم به ذكر است برخي ملاحظات، محدوديت‌هايي را جهت پاسخ روشن‌تر ايجاد نموده است. اميدوارم فرصتي براي گفت‌وگوي مستقيم با تك تك دوستان فراهم شود.

1)	علی :
باسلام 
راهکار شما باتوجه به رد صلاحیتهای گسترده در صورت ادامه رد صلاحیت چیست
<strong>آذر منصوري:</strong> علي آقا سلام،
بخشي از مبارزه سياسي، حضور در انتخابات است، ما از همه‌ي توان خود براي برگزاري انتخابات قانوني استفاده مي‌كنيم و همانطور كه از ابتدا اعلام شده، چون حضور ما ائتلافي است، تابع تصميم ائتلاف اصلاح‌طلبان هستيم.

2)	امین آخوندی :
با سلام خدمت سرکار خانم منصوری
شما فکر نمیکنید آیا رایزنی با رهبری جهت تائید صلاحیت نامزهای رد صلاحیت شده حیطه اختیارات آنها را محدودتر میکند؟
درصورت امکان 1 سوال هم در زمینه سیاست خارجی :
بنظر شما بعنوان معاون سیاسی حزب مشارکت آیا قطعنامه های شورای امنیت در زمینه فعالیتهای هسته ای ایران کاغذپاره ای بیش نیست؟ 
<strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي آخوندي
با سلام
چانه‌زني با مسئولين كشور براي برگزاري انتخاباتي آزاد و منطبق با قانون اساسي است. حيطه اختيارات نمايندگان مجلس در قانون نيز روشن است، اصول و برنامه‌هاي اصلاح طلبان نيز براي مجلس روشن‌تر، بنابراين رايزني‌ها در جهت احقاق حقي قانوني است كه از مردم سلب شده است.
در مورد سئوال دوم: قطعا قطعنامه‌هاي شوراي امنيت كاغذ پاره نيست، و بايد تلاش شود اين نوع نگاه نسبت به ايران در شوراي امنيت تغيير كند و مانع از صدور قطعنامه‌هاي بعدي شد.
 
3)	معین سادین :
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خانم منصوری من از استان گلستان و شهرستان ازادشهر مزاحم میشوم از شما می خواهم کا لیست حمایتسی جبه اصلاحات را در استان گلستان و شهرستان ازادشهر برای من ارسال کنید با تشکر معین سادین از ازادشهر 20 ساله
 <strong>آذر منصوري:</strong> آقاي معين سادين
با سلام
در استان گلستان تعداد زيادي از اصلاح طلبان شاخص ثبت نام نموده‌اند كه عليرغم سوابق روشن علمي و مديريتي، متاسفانه به دليل رد صلاحيت، اجازه‌ي حضور از آنان سلب شده است(آقاي علي اصغر احمدي – آقاي دكتر سبطي – آقاي عارف صالحي – آقاي رفعتي و خانم پهلوان) اما دوستان ديگري هنوز هستند كه انشاءالله در موعد مقرر اسامي آنان از طرف استاد ائتلاف اصلاح طلبان استان گلستان اعلام خواهد شد و شما مي‌توانيد براي راي آوردن آن ليست تلاش كنيد.

4)	پویا صفری :
با درود بر سر کار خانم منصوری
با تشکر از مسئولان پایگاه اصلاع رسانی نوروز که امکان طرح پرسش های ما را با سر کار خانم منصوری مهیا کردند، و همچنین خانم منصوری که به انجام این کار مبادرت می ورزند.
سؤالی که مدت هاست در ذهن من شکل گرفته این است که با توجه به برنامه ی جامع و کاملی که ائتلاف اصلاح طلبان اندیشیده و موانعی که پیش روی آنان وجود دارد، از جمله شورای محترم نگهبان برنامه ی شما به عنوان یکی از اعضای شاخص این ائتلاف (که البته و متأسفانه در صلاحیت های گسترده شامل حال شما و دیگر اعضای شاخض این ائتلاف گشته) چیست؟
البته شاید این پرسش با وجود وضع فعلی و رد صلاحت های گسترده ی پیش آمده درخواستی حداکثری محسوب گردد و ما باید با وضع پیش آمده به دنبال خواست های حداقلی اجتناب از سقوط بیشتر باشیم، ولی به واقع اگر در مورد رد صلاحیت ها تجدید نظر وسیعی صورد گیرد (که بعید هم به نظر می رسد اینگونه گردد) برنامه ی راهبردی شما برای اجرای برای آن برنامه چه بوده و می باشد؟
اما اگر آن وضعیت بعید و دور صورت نپذیرد به واقع پیشنهاد شما برای ادامه ی راه برای اصلاح طلبان چیست؟
تحریم، عدم شرکت، مشارکت محدود در حوضه هایی که قابلیت رقابت وجود دارد و یا اینکه حضور حد اکثری و کامل؟
لطفا دلیل و توجیه خود را برای هر یک از حالات فوق که بدان اعتقاد دارید و یا ندارید به تفضیل توضیح بفرمایید.
با تشکر و آرزوی بهترین ها برایتان
تا درودی دگر بار بدرود
 <strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي پويا صفري
درود بر شما
همه‌ي مواردي كه اشاره كرديد با توجه به موانع از ابتدا پيش‌بيني مي‌شد. بخشي از انگيزه‌ي حضور ما در انتخابات حضور در مجلس و دور كردن كشور از بحران‌هاي داخلي و خارجي است. اما از فرصت انتخابات بايد براي آگاهي بخشي و تشكل زايي و ... بهره برد.
ضمن اينكه ما دستاورد بزرگي بنام ائتلاف داريم و انتخاباتي ديگر نيز پيش رو و در هر حال اعلام كرده‌ايم در حوزه‌هايي كه امكان رقابت وجود نداشته باشد، شركت نمي‌كنيم وبه فعاليت‌هاي گفته شده ادامه خواهيم داد.
در پناه حق

5)	هوشيار :
باسلام - خاتمي با برگزاري انتخابات فرمايشي مجلس هفتم - كروبي با از دستور خارج كردن لوايح دولت با حكم حكومتي و ... نشان دادند كه تا حد چه آماده استفاده از قدرتي كه بدست آورده اند هستند . آيا جبهه مشاركت در صدد كسب قدرت براي رسيدن به حد اين آقايان است ؟ آيا دوباره ميخواهيد تاريخ را تكرار كنيد ؟ 
<strong>آذر منصوري:</strong> هوشيار عزيز
سلام
هر كدام از نكاتي كه شما اشاره فرموديد، نياز به تفسير و تاويل مفصل دارد كه در اين كوتاه مقال نمي‌گنجد. اما بايد باور كرد اصلاحات، يعني پذيرش حركت تدريجي و قانونمند براي استقرار دمكراسي در كشور، توام با بردباري، صبر و سعه صدر، ضمن اينكه از تجارب تاريخ جنبش دمكراسي خواهي ايران نيز بايد درس گرفت و خطاهاي گذشته تكرار نكرد.
اصلاحات قائم به اشخاص نيست، بايد تلاش كنيد سرمايه‌هاي اجتماعي را در كشور افزايش دهيم، چرا كه بدون اين مهم، جامعه مدني به عنوان ركن اصلي دمكراسي در كشور شكل نخواهد گرفت. اگر مي‌خواهيم تاريخ دوباره تكرار نشود. آقاي خاتمي و بزرگان اصلاحات نيز جز سرمايه‌هاي كشور هستند كه بايد قدر آنها را دانست.
مستدام باشيد

6)	بهرنگ :
سلام خانم منصوری
سوال من این است که فرض کنیم شورای نگهبان تمام نامزدهای انتخابات را تایید کند و مجلسی مانند مجلس ششم تکرار شود و رئیس جمهور بعدی هم یک اصلاح طلب شاخص باشد ، در این صورت چه دستاورد جدیدی برای دموکراسی و پیشرفت ایران حاصل خواهد شد که در 8 سال اصلاحات حاصل نشده بود؟، ایا غیر از این است که این سیکل باطل دوباره تکرار خواهد شد؟
به نظر شما با این ساختار قانون اساسی شانسی برای دموکراسی هست؟ 
متشکرم
<strong>آذر منصوري:</strong> بهرنگ خان
سلام،
شما بفرماييد براي تحقق دمكراسي رد اين كشور چه بايد كرد؟ به نظر من عملكرد مجلس ششم و دولت اصلاحات براي دوستان نيز درستي تبيين نشده است و اين از ضعف ناشي از اصلاح طلبان و متاسفانه نحوه اطلاع رساني رسانه ملي ماست. تاكيد بر قانونگرايي با همين ساختار فرصت‌هايي را براي اصلاح قانون در آينده ايجاد خواهد كرد، كافي است نيم نگاهي به تجربه‌ي تركيه، عراق و افغانستان داشته باشيم تا روشن شود هيچ راهي براي نجات كشور و استقرار دمكراسي جز تداوم حركت اصلاح طلبانه پيش روي ما وجود ندارد.
پيروز باشيد.

7)	يك هوادار :
سركار خانم منصوري .
از اينكه با تلاش خود و پايبندي به تفكر اصلاح طلبي اكنون مسئوليت خطير معاون سياسي مشاركت را عهده دار هسيد تبريك مي گويم . اما چند سوال دارم .
1/ انتصاب افراد به عضويت مشاركت در استانها و شهرستانها تحت چه فرايند و ضابطه اي است ؟
2/ آيا سوابق و عملكرد افراد براي عضويت و همكاري تشكيلاتي با مشاركت در چه حد اهميت دارد ؟
3/ خانمي در بجنورد معروف است كه مدت هاست حتي رييس جبهه مشاركت است در صورتيكه بر كسي پوشيده نيست كه ايشان در انتخابات هفتم براي نماينده اصولگرا فعاليت ميكرد و حتي سمت ستاد بانوان ايشان را داشت . اين فرد تحت چه مراحلي به عضويت حزب درآمده است ؟
4/ معاونتي كه جنابعالي مسئوليت آنرا داريد آيا فرايندي براي ارزيابي مسئولان و رده هاي متوسط و بالاي حزب دارد ؟ اين فرآيند چيست ؟
با احترام
 <strong>آذر منصوري:</strong> سلام هوادار
از لطف شما سپاسگذارم.
1-	كميته تشكلات و مناطق و شهرستان‌ها، مراحل عضويت افراد را بررسي و پيگيري مي‌كند.
2-	مهم‌ترين مسئله سوابق و عملكرد حزبي افراد است.
3-	اين مسئله پيگيري خواهد شد.
4-	اين فرآيند مربوط به كميته‌ي تشكيلات حزب است.

8)	رضا :
به نظر شما آيا قرار دادن افرادي مانند كروبي در ليست جبهه مشاركت جهت مجلس ششم و بدتر از آن رييس مجلس شدن آقاي كروبي اشتباه بزرگي نبود؟ چون به نطر من اصلاحات زماني مي توانست موفق باشد كه اصلاح طلبان واقعي بايد مجلس را پر مي كردند نه مدعيان اصلاح طلبي. آيا عقب نشيني هاي مكرر آقاي سيدمحمد خاتمي در قدرت گرفتن جناح اقتدارگرا موثر نبود؟
<strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي رضا
نكته‌اي كه شما اشاره فرموديد، نياز به بررسي و آسيب شناسي همه جانبه دارد. اگر آقاي خاتمي عقب نشيني مي‌كرد، هر 9 روز با يك بحران مواجه نبود، فراموش نكنيم، ما اصلاح طلبيم و اصلاحات امري است تدريجي

9)	لمیر :
با سلام 
سوال من در مورد عکس العمل مشارکت به عنوان سرآمد اطلاح طلبان نسبت به بررسی صلاحیت های کاندیدا های مجلس 8 ام است . با توجه به روند رد صلاحیت های گسترده و به تبع آن جلوگیری از ورود نمایندگان منتخب ملت به خانه ملت و با عنایت به وضع بحرانی کشور از جهات مختلف ، آیا بهتر نبود عکس العملی جدی تر نسبت به وضعیت بررسی صلاحیت ها صورت می گرفت ؟ حال که چانه زنی ها ظاهرا راه به جایی نمی برند بهتر نیست از گزینه ی فشار استفاده کنیم ؟ آیا برخوردی اینچنین منفعلانه از سوی شما به سرخوردگی بیشتر مردم منتج نمی شود ؟ 
به امید فردای بهتر
 <strong>آذر منصوري:</strong> لمير عزيز
درود بر شما
من با شما موافقم، انفعال بدترين نوع واكنشي است كه مي‌توان به اين رفتار غيرقانوني داشت. ما همه‌ي تلاش خود را به كار بسته‌ايم. از پيشنهادات شما هم استفاده مي‌كنيم.
انشاءالله

10)	میثم :
سلام
خوب با این رد صلاحیت های فله توسط هیات های اجرائی و رد صلاحیتهای بسیاری از نیروهای اصلاح طلب به نظر من در وضع موجود تحریم کامل انتخابات و نرفتن به پای صندوقهای رای یه امری هست که باید انجام شود.آیا چنین درست است? 
<strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي ميثم
سلام
اعلام تحريم با نرفتن پاي صندوق‌هاي راي متفاوت است. بدون شك اگر شرايط به گونه‌اي رقم بخورد كه كانديدايي نداشته باشيم، همان كه قبلا گفتيم، حضور ما بي معني خواهد بود. اما بايد براي آگاهي بخشي در جامعه تلاش كرد. انفعال بدترين نوع واكنش است. تجربه‌ي گذشته بايد درسي براي آينده باشد.
پيروز باشيد

11)	میر علی خطیبی طباطبائی :
متاسفانه مسولان دولت مهرورز!! عدالت را این بار هم با تفسیر شخصی خودشان اجرا کردند. به نظر آقای حداد عادل!!!ظلم به همه خودش نوعی عدالت حساب می شود!! بستن راههای سخن گویی اصلاح طلبان و در فشار قرار دادن طرفداران احزاب اصلاح طلب در همه جا حتی محیط دانشگاه. به عنوان جوانی که از دوران نوجوانی برای کشورم و تربیت نسلهای بعدی کشورم (به عنوان یک معلم) همت گذاشته ام دیگر اینده ای روشن را برای ادامه فعالیت اجتماعی در ایران نمی بینم. پژوهش نیز در ایران به همین صورت شده است. دیگر مدتها است که حرفهای احزاب هم ما دیگر نمی توانیم اعتماد کنیم. چون تمام تلاش آنها هم برای مصالحه و امتیاز گرفتن از آنهایی است که در این انتخابات وقاهت را به اوج رسانده اند. شما بگویید با این اوصاف دیگر برای چه آینده ای تلاش می کنید؟ برای به دست آوردن چه؟ شرکت در انتخابات یعنی تن دادن به ظلم و شرکت نکردن در آن یعنی واگذار کردن میدان به ظالم. حتی ادبیات توهین امیز ایشان آدمهایی مثل ما را نجس توصیف می کند. شما بگویید چه باید کرد؟ شما چه می کنید؟ ما چه کنیم؟ چطور می شود که همراه شویم؟ همراه شویم تا این درد مشترک را التیام بخشیم. 
<strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي طباطبايي
خسته نباشيد
ازكار طاقت فرساي آموزگاري بايد براي دمكراسي در اين كشور تلاش كنيم. من تحليل شخصي شما را از شركت كردن يا شركت نكردن قبول ندارم. باري التيام اين درد مشترك بايد ضمن داشتن اميد به آينده تلاش كنيم تا جامعه را آگاه كنيم. فقط در صورت آگاهي بخشي و تقويت جامعه‌ي مدني مي‌توان به انتخابات قانوني و آزاد هم اميدوار بود. بدون همراهي افكار عمومي تلاش‌ها مقطعي خواهد بود و به نتيجه نيز نخواهد انجاميد.
اميدوار باشيم

12)	صرفي :
با سلام خدمت خانم منصوري
من به آقاي راي دادم به مجلس شما هم راي دادم چه فايده شما هميشه در حال كار سياسي و جنگ و دعوا هستيد آيا روشي ديگر را در نظر گرفتيد يا با رفتن به مجلس همه را از ياد ميبريد؟
شما آقاي هاشمي را قبول داريد يا نه؟
حزب مشاركت چرا از خانم عبادي حمايت ميكند در حالي كه خانم عبادي ميبيند چه حرفهائي پشت نظام ميزند چرا؟
لطفا جوابها را بدهيد و فرار نكنيد، شما ايده خانم عبادي را قبول داريد درسته
<strong>آذر منصوري: </strong>صرفي بزگوار
سلام
يك كنش گر سياسي بردبار، صبور و داراي سعه صدر باشد. اختلاف ديدگاه، استراتژي و تاكتيك نيز در رقابت سياسي امري محتمل است. اگر نمايندگان منتخب، از تشكل‌هاي شناسنامه‌دار باشند، قطعا نمي‌توانند همه را از ياد ببرند، چرا كه به همراهي مردم براي موفقيت و حضور در دوره‌هاي آتي نيازمندند. تلاش كنيم انتخابات به سمت حزبي شدن پيش برود.
هر دوي بزرگواراني كه شما نام برديد براي ما قابل احترامند. جانبداري يا عدم جانبداري ما از جريان‌ها اشخاص در چارچوب حفظ اصول مندرج در مرامنامه‌ي ماست.

13)	وحید :
سلام 
فکر میکنم اگر با این وضعیت در انتخابات شرکت کنید به مردم خیانت کرده اید چرا نمیتوانید حتی حق خودتان را بگیرید پس نافرمانی مدنی و تحصن اعتصاب اعتراض به چه دردی میخورد تا کی باید منتظر بنشینیم که آقایان خاتمی و کروبی و هاشمی به مذاکره بپردازند
از بعضی دوستانتان بپرسید فقط از دیوار سفارت توانستید بالا روید از پس آمریکا برامدید(به قول خودتون)ولی از پس شورای نگهبان نه؟
<strong>آذر منصوري:</strong> جناب آقاي وحيد
سلام
يادمان نرود در چه شرايطي قرار داريم هر كدام از پيشنهادات شما در صورت امكان اجرا، قابل انجام است. به امكانات و اقتضائات واقع بينانه‌تر نگاه كنيم.
با پوزش، شوراي نگهبان نهادي است كه در قانون ما تعريف و جايگاه خاص خود دارد، قياس شما قياس درستي نيست. هر تلاشي براي انطباق رفتار شوراي نگهبان با قانون بايد مبتني بر قانون باشد. در غير اينصورت بي نتيجه خواهد بود. ما حداكثر توان خود را بكار بسته‌ايم. بايد به شكر سازمان دهي براي چانه زني از پايين بود، غير از اين راهي نيست.
سرافراز باشيد.

14)	صهبا الستی :
سرکارخانم منصوری
لطفادرصورت امکان نظرجبهه مشارکت رادرباره نقض شدید حقوق بهاییان ایران بیان بفرمایید. با سپاس فراوان
<strong> آذر منصوري:</strong> ايران براي همه ايرانيان است و همه بايد زير اين چتر از حقوقي برابر برخوردار باشند.

15)	آرش بهمنی :
سرکار خانم منصوری، با سلام و خسته نباشید.
1- دلیل ترس و احتراز حزب مشارکت از به کار بردن واژه تحریم برای انتخابات چیست؟
2- استراتژی مشارکت در مورد تعامل با رهبری چگونه است؟ آیا هم چون سازمان مجاهدین برای ایشان تاکنون نامه ای نوشته اید؟ 
3- مشارکت از چه زمانی قصد دارد به طور جدی اقدام به کادر سازی کند تا مثلا شاهد یک میتینگ انتخاباتی قوی از سوی این حزب باشیم؟
<strong> آذر منصوري: </strong>آقاي آرش بهمني
سلام
1-	جواب سئوال اول شما را در پاسخ‌هاي بالا داده‌ام.
2-	در مورد تعامل با مقام رهبري به عنوان يك حزب قانوني تاكنون اقداماتي داشته‌ايم و اقداماتي نيز در حال برنامه‌ريزي است كه در آينده اعلام خواهد شد.
3-	مشاركت در مقطع فعلي نيز در حال كادر سازي است.

16)	رحمان :
سرکار خانم منصوری با سلام من از اعضامشارکت گیلان در شهرستان لاهیجان هستم ومسئول ستاد جنای آقای خاتمی در ودکتر معین دوره گذشته اما متاسفانه بعد از شکست در دوره گذشته مثل اینکه همهچیز تمام شد یعنی ما هم به فراموشی س÷رده شدیم با اینکه کار کردن در شهرستان به مراتب از تهران مشکل تر است حال سوال من از حضرتعالی اینست که شما در این مدت برای اعضا حزب چه کار تشکیلاتی انجام دادید خیلی همشارکت را هم موسمی میدانند آخر بدون حمایت حزب ما چگونه می توانیم در شهرستان حزبی باشیم خیلی ها میگویند حزب مشارکتهم یک جمع خانواذگی است آیا اگر قصد ماندن دارید بهتر نیست بهتر وسازمانی تر کار کنید 
با احترام : رحمان ÷ور 
<strong> آذر منصوري: </strong>جناب آقاي رحمان
با سلام
حزب مشاركت شوراي منطقه گيلان فعال است. اما فراموش نكنيد بعد از انتخابات دور نهم رياست جمهوري شرايط سختي براي حزب و فعالين آن ايجاد شد كه خوشبختانه با جديت و پشتكار اعضا پشت سر گذاشته شده است. شما مي‌توانيد با مراجعه به شوراي منطقه گيلان فعاليت حوزه‌هاي لاهيجان را از سر بگيريد. براي گسترش سازمان حزب نياز به همكاري تك تك اعضاء هواداران يك ضرورت است.
با سپاس از سئوال و توجه شما

17)	بابک :
باسلام وخسته نباشید به شما و همه ی هم رزمانتان در عرصه قلم وکوشش دررسیدن به حق مسلم همهی ایرانیان که همانا دمکراسی میباشدو صدسال در رسیدن به آن پافشاری میکنند. 
خواستم از شما بپرسم اول آیا حزب در صورت رد صلاحیتهای زیاد چه تصمیمی خواهد اندیشید؟دوم اینکه در صورت ادامه ی شعارهای پوپولیستی جناح اقتدار گرا حزب چه سیاست وتاکتیکی خواهد داشت؟(باتوجه به دوست داشتن اکثرملت ایران و باورکردن به اینگونه شعارها)0 باتشکروآرزوی صبرکامل برای ملت ایران
<strong> آذر منصوري: </strong>جناب آقاي بابك
سلام
شما هم خسته نباشيد بايد تلاش كنيم جامعه را از شكل پوپوليستي خارج كنيم. به قول دكتر شريعتي بارزترين شاخصه‌ي انسان خود آگاهي است. اين وظيفه‌ي خطير همه‌ي دردمندان آگاهان و دلسوزان اين كشور است.
به اميد آن روز

18)	محمدحسن :
سلام 
شما مشخصه افکار هر یک از احزاب سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب را میشه براي من توضیح بدهید؟چرا در کشور ما همواره بین این دو جناح دعوا حاکم است کی میشه از این دعواها خلاص بشیم؟
<strong>آذر منصوري: </strong>جناب آقاي محمد حسن
با سلام:
اصلاح طلبان اعتقاد جدي دارند حفظ نظام و توسعه‌ي كشور بدون رعايت رفتار دمكراتيك و اقتضائات دنياي امروز امري محال و غيرممكن خواهد بود و اقتضائات امروز ضرورت توجه به اصلاحات را براي تامين اهداف فوق و بدون رعايت لوازم دمكراسي، را دو چندان مي‌كند. براي جريان سازي اين مهم نيز
1-	انتخابات آزاد و عادلانه و قانوني
2-	توسعه نهادهاي دمكراتيك (مطبوعات آزاد، تشكل هاي صنفي مستقل، احزاب مستقل و ...) 
3-	ميزان نمودن هر معيار و رفتار با موازين حقوق بشر، عدم استفاده ابزاري از دين، بخشي از ديدگاههاي ماست.
اينها بيشترين وجوه اختلاف ديدگاهو سليقه و تنوع آن در جامعه نشان از پويايي است، بنابراين دعوايي وجود ندارد.

19)	محسن :
سلام خانم منصوری.
برای من از مدتها پیش این سوال وجود داشته که چرا شما اصلاح طلب ها ظاهر سازی نمی کنید؟ مثلا اگه توی جریان تحصن بعد نامه رهبر همتون لبیک می گفتین و سینه خیز از مجلس بیرون می اومدین فکر نمی کنید که الان با مشکلات کمتری روبرو بودین؟
یا مثلا چی میشه اگه هفته ای یک بار یه میتینگ بر ضد آمریکا ترتیب بدین و هرچی فحش بلدین نثار آمریکا کنین؟
یا مثلا وقتی یک آدم سیاسی زندانی میشه اونو به امون خدا رها کنید؟
به خدا عقالنیت در حاکمیت چیز کمی نیست. شما با چشم پوشی از یک سری ارزشها میتونید ارزشهای بزرگ تری را حفظ کنید.
<strong> آذر منصوري: </strong>جناب آقاي محسن
سلام عليكم
پيشنهاد شما را در حزب مطرح مي‌كنيم. دنيا را چه ديديد شايد موافقت شد !!

20)	حمید :
جمهوریت نظام جمهوری اسلامی با حذف اولین رییس جمهور حذف شد.
آیا به نظر شما علایمی هرچند کوچک از ولایت جمهور مردم باقیمانده که برای حفظ آن تلاش بشود؟
اگر نمانده آیا نباید تلاش خود را در جهت برقراری جمهوری متمرکز کنیم ؟ آن هم بصورت شفاف
<strong>آذر منصوري: </strong>آقاي حميد
سلام
بايد واقع بينانه و با درك شرايط و اقتضائات چشم انداز آينده را ترسيم كرد. هر اقدام اصلاحي در كشور بايد مبتني بر قانون باشد، در غير اينصورت، تجربه‌هاي گذشته تكرار خواهد شد. بدون اينكه هيچ دستاوردي براي جنبش دمكراسي خواهي در كشور در بر داشته باشد. تلاش كنيم از توان خود براي آگاهي بخشي استفاده كنيم.



26)	 روزبه :
سلام،با احترام
اگر در ایران هر سال یک انتخابات برگزار نمی شد راه حل شما برای نیل به دموکراسی در ایران چه بود؟به عبارت دیگر با این وضعیت رد صلاحیتها آیا وقت آن نرسیده کلا قید یکی دو انتخابات را بزنید و به کارهای دیگر از جمله ارتباط با توده مردم در مواقعی غیر از انتخابات بپردازید و اجازه دهید زمانی برسد که خودشان از شما خواهش کنند در انتخابات شرکت کنید تا اینکه شما (به عبارتی ما)اسرار کنید و انها شماراراه ندهند؟این پرسش را از خیلی از هم حزبان شما پرسیده ام ولی هنوز جواب قانع کننده ای نگرفته ام .امیدوارم شما چنین جوابی داشته باشید.

آذر منصوري:
با سلام خدمت آقای روزبه 
انتخابات بهترین فرصت برای پیشبرد دموکراسی  است .هیچ کجای دنیا را نمی توان مثال زد که دموکراسی بدون انتخابات معنا و مفهومی داشته باشد.در واقع برگزاری هر انتخاباتی تجلی اراده و رای مردم است.اما قبول دارم که دموکراسی تنها با انتخابات تحققق پیدا نمی کند و اساسا بدون ایجاد و تقویت ارکان دیگر دموکراسی انتخابات نیز به نفع حکو مت های خود کامه مصادره خواهد شد .
لازمه تقویت انتخابات آزاد تقویت جامعه مدنی است اما احزاب تا زمانی که در فشار و تهدید هستند توان گسترش تشکیلات را نخواهند داشت بنا بر این انتخابات نه تنها فرصتی است برای حضور و آگاهی بخشی بلکه باید تلاش کرد بیش از این مخاطرات پیش روی دموکراسی در این کشور افزایش پیدا نکند.در واقع تداوم چنین وضعیتی در کشور  دموکراسی را به تعویق می اندازد .تجربه دموکراسی در همه کشور های جهان سوم این واقعیت را اثبات می کند که موانعی در این کشورها  وجود داردکه به طور مستقیم از تسریع دموکراتیزاسیون می کاهد .بنابر این برای رسیدن به این آرمان مبارزات یکصد ساله  مردم ایران باید هم از فرصت انتخابات استفاده نمود و هم برای برقراری ارتباط با طبقات مختلف اجتماعی برنامه ریزی کرد .شاید آخرین واکنش یک حزب منتقد دولت به رفتارهای غیر قانونی برگزار کنندگان کنار کشیدن از انتخابات باشد.  


37)	علي خدادي :
با سلام .اصلاح طلبان بعد از دو دوره دراختيارداشتن قدرت و عدم موفقيت در برآورده كردن حوائج مردم اكنون به دنبال جه هستند؟آزمودن را آزمودن خطا نيست؟ 

آذر منصوري:
 با سلام برداشت من از این سوال و منظور شما از حوائج مشکلات اقتصادی کشور است بنا بر این محور پاسخ من مسائل اقتصادی کشور است./1- کافی است مقایسه ای بین میزان منابع و عملکرد دولت  اصلاحات بینداریدتا روشن شود اصلاح طلبان چه توفیقاتی در زمان حضور خود برای کشور و نظام کسب نموده اند. الگوی دولت اصلاحات برای حل مشکلات اقتصاد کشور از یک روش کاملا علمی و آزموده شده برای بهبود اقتصاد کشور بهره می گرفت .مهم ترین مشکل اقتصادی پیش روی کشور های جهان سوم اقتصاد تک محصولی است که اجازه رشد اقتصاد و سر مایه ملی را می گیرد و بر وابستگی های این کشورها می افزاید .دولت آقای خاتمی با هدف رشد سرمایه ملی در کشور و تدوین چشم انداز و برنامه های توسعه همه جانبه سعی در خروج اقتصاد کشور از این وضعیت را داشت .بیشترین تلاش سازمان مدیریت و تیم اقتصادی دولت اصلاحات در این راستا بود .دائر نمومدن صندوق ذخیره ارزی برای اقدامات توسعه ای بلند مدت نیز ازهمین رویکرد سر چشمه می گرفت .2-در دولت اصلاحات رشد اقتصادی کشور با توجه به قیمت نفت منطبق با سند چشم انداز کشوربود .با در نظر داشتن این نکته که برای تحقق اهداف فوق ما نیاز به رشد اقتصادی 8 در صد داریم .3-مهم ترین هنر هر دولتی در بخش اقتصادی  کو تاه مدت کنترل نرخ تورم است .دولت آقای خاتمی یکی از موفق ترین دولت ها در این ار تباط بوده است به نحوی که حد اکثر نرخ تورم به13در صد می رسید. 4-در جامعه جهانی امروز یکی از نتایج ارتباطاط سودمند به نفع کشور جذب سرمایه گزاران خارجی است که این اقدام با هدف تقویت و بهبود تولید داخلی ورفع مشکل اشتغال صورت می گیرد لازم به ذکر است که توفیقات دولت اصلاحات در این ارتباط نیز غیر قابل انکار است .شما کافی است مقایسه ای بین دولت نهم و  با در نظر داشتن پارامتر های مورد اشاره داشته باشید تا روشن شود چه دولتی در راستای تامین حوائج مردم موفق بوده است. تورم در دولت نهم شکل لجام   گسیخته ای به خود گرفته است (20درصد)این در حالی است که در آمد این دولت با توجه به قیمت نفت در 3 سال گذشته 5 برابر دولت قبل بوده است . بیشترین فشار تورم بر اقشار دفرودست کشور است  از صندوق ذخیره ارزی که می بایست با این در آمد منابع ان چند برابر شده باشد عیر از نامی بیش نمانده است . با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی سفرهای استانی برنامه دولت نهم است برای حل مشکلات کشور و رفع محرومیت / هنوز نه تنها گزارش دقیق و روشنی از میزان هزینه هایی که هر کدام از این سفر ها در پی داشته داده نشده بلکه مشخص نیست چند درصد از مصوبات یک دقیقه ای  این سفر هااجرا شده است .این روش/ روشی است که امروز در هیچ جای دنیا برای محرومیت زدایی و توزیع عادلانه منابع کشورها صورت  استفاده نمی شود. از طرف دیگر هزینه های گزافی  در این دولت از منابع درآمدی کشور صورت گرفته که محل آن کاملا نا معلوم است. علاوه بر موارد فوق به دلیل دیپلماسی ناموفق دولت نهم کمتر سرمایه گذار خارجی رقبتی برای سرمایه گذاری در ایران پیدا می کند و از سوی دیگر بسیاری از واحد های تولیدی با این  وضعیت تعطیل شده اند  .این مسئله میزان توفیق دولت نهم را در کاهش بیکاری  و ایجاد فرصت های اشنغال که یکی از معضلات جدی کشور جوان ماست روشن می سازد.این در حالی است که دولت نهم با همراهی و حمایت بخش های دیگر حاکمیت سر کار آمد .برای اطلاع از آمار مقایسه ای دولت فعلی ودولت اصلاحات کافی است مقایسه ای بین منابع درآمدی  و هزینه های آن که توسط بانک مرکزی گزارش داده شده است بیندازید..همه اینها در حالی است که شعار محوری دولت نهم حل مشکلات اقتصادی کشور و آوردن نفت بر سر سفره های مردم  بوده است و شعار محوری دولت اصلاحات  مقدم بودن توسعه سیاسی بر توسعه های دیگر.

40)	محمدرضا :
بنام خدا و عرض سلام خدمت شما
آیا شما هزینه حکومت راست را نمیپردازید آخه شما که به راهتان ایمان دارید چرا در بیشتر مواقع سکوت کرده و جرات ابراز عقیده ندارید عذر مرا بپذیرید از جسارتم ولی در زمان آقای خاتمی خیلی دوست داشتیم محافظه کاری نداشته باشند وخیلی روزنامه ها از ایشان درخواست بیان حقایق داشتن ولی ایشان سکوت می کردند.آیا مصلحت نظام وسیله ای برای توجیه ادامه حکومت به هر صورت نیست؟ 

آذر منصوري:
سلام .ایجادفضای باز سیاسی در زمان اصلاحات غیر قابل مقایسه با هر دوره دیگری پس از پیروزی انقلاب اسلامی است 
 جلوگیری از تداوم قتل های زنجیره ای نیز ناشی از همین فضای باز سیاسی در کشور بود .من فکر می کنم باید با واقع بینی بیشتری انتظاراتمان را از اصلاح طلبان تعریف کنیم .تمامی تلاش اصلاح صلبان تداوم اصلاحات و بالا بردن ظرفیت اصلاح پذیری در ساختار حقیقی و حقوقی  كشور است با در نظر داشتن این واقعیت اولین اقدام پرهیز از رفتار هایست که ما را از مدارا دور و بهانه به دست مخالفین اصلاحات بدهد  به اعتقاد من تلاش اقای .آقای خاتمی  در قدم اول بالا بردن این ظرفیت هاست .با این مبنا سطح  بیان واقعیت ها نیز شکل واقع بینانه تری به خود می گیرد.

47)	 محمد رضا سليماني :
سلام سركار خانم منصوري 
1- اگر تمام امكانات جهت هر گونه رقابتي از شما و مجموعه اصلاح طلبان سلب شود نظرتان در مورد انقلابهائي مانند انقلاب نارنجي يا انقلاب سرخ يا ...ساير انقلابهاي مشابه چيست ميتوان از اين شيوه به بنامه رسيد يا نه؟
با تشكر

آذر منصوري: 
سلام با تشکر از سوال شما .همه تلاش ما از حضور در انتخابات دغدغه و نگرانی است که فکر می کنیم نظام و کشور را تهدید میکند .باور من این است که در سه سال گذشته  عملکرد این دولت بیشترین آسیب را به نظام و کشور وارد آورده است و روز به روز بر فاصله دولت از اصل آرمان ها و ارزش های انقلاب افزوده می شود.دولت اصلاحات در طول حیات هشت ساله خود بیشترین تاکید و تلاشش حفظ همین آرمان ها بود و نتیجه این تلاش نیز ارتقای منزلت  آبرو و شرف ملت و نظام ایران در دنیا بود .بدون تردید بخشی از این تلاش تقویت ظرفیت های مردم سالارانه حکومت در ایران بود چرا که امروز دموکراسی به عنوان تنها عامل بقای حکومت ها در حال تبدیل شدن به یک قائده جهانی است 
بنا بر این به میزانی که رفتارهای حاکمیت منجر به فاصله کشور از این قائده شود نظیر آن چه در کشور های دور و نزدیک اتفاق افتا د چند حالت برای آینده کشور ما محتمل است در واقع دور شدن از رفتارهای دموکراتیک در نظام به پدید آمدن این حالت ها می انجامد.حالت اول آن  وضعیتی است که در عراق و افغانستان به وجود آمده است و واقعیت امر نشان داده است که بیشترین خسارت و زیان از حضور آمریکا در این دو کشور به مردم و گروههای آسیب پذیر وارد شده است .این در حالی است که بنا بر شواهد و قرائن موجود فقر وفساد جنایت در این مدت روند فزاینده ای در این کشور ها به خود گرفته است و حالت دوم وقوع انقلاب هایی است که شما به آن اشاره کردید .به اعتقاد من ظرفیت های در ساختار حقوقی کشور ما وجود دارد که این احتمال را به صفر می رساند .هر چند ما به طور جدی بیش از گذشته و با توجه به رفتار هایی که بر فاصله دولت با ملت می افزاید  نگرانیم و بارها نسبت به این مسئله نیز هشدار داده ایم البته لازم به ذکر است تجربه این نوع انقلاب ها در کشور هایی از این دست تجربه موفقی نبوده است .تنها راه تحقق دوکراسی در کشور ما تداوم اصلاحات دموکراتیک
در دو سطح دولت و ملت است  وبه طور طبیعی نیز تلاش ما در همین راستا خواهد بود.


48)	1- خانم منصوري وجه مميز رويكرد جبهه مشاركت به حقوق و خواسته هاي زنان كشور نسبت به زنان اصولگرا و همچنين فعالان فمنيست چيست؟
2- چند درصد اعضاي مشاركت را زنان تشكيل مي دهند؟

آذر منصوري:
آقای علی سلام وجه ممیز جبهه مشارکت در ارتباط با مسئله زنان نه تشابهی با رویکرد اصول گراها به زن داردو نه فمی نیست ها  باور ما این است که اسلام به طریق اولی ظرفیت تامین و تحقق خوسته های برابری خواهانه زن امروز را را دارد و همه تلاش ما برای طرح نگاه نو اندیشی دینی نسبت به زن در اسلام در همین ارتباط است .2-زنان مشارکت با حضور فعال خود در حزب ظرفیت هایی را ایجاد نموده اند که امروز منجر به پدیرش جدی زنان در کادر رهبری حزب و ارکان ان شده است .هر چند موانعی که بر سر راه مشارکت سیاسی در ایران وجود دارد در حوزه زنان دوچندان می نماید . البته نگاه غالب در حزب اعم از زنان و مردان مرز این حضور را به 30 در صد رسانده است .

  


62)	/هادی :
آیا به نظر شما ، جریان اصلاحات با اینهمه کار شکنی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی تا جایی که حمایت علنی دشمنان را نیز به خود جلب کرده و عملکرد بسیار ضعیف (اقتصادی و سیاسی و مخخصوصا فرهنگی و...)در دولت خاتمی و مجلس ششم برای چه و آیا به غیر از قدرت طلبی و براندازی نظام هدف دیگری دارد( امیدوارم واضح بیان کنید)

آذر منصوري:
آقای هادی سلام
 برای روشن شدن پاسخ شما  ضروری میدانم چند مسئله را توضیح دهم .
1-	هر نظامی بدون پشتوانه و حمایت مردم هر روز در معرض مخاطرات و اسیب های جدی خواهد بود ؟به عبارت دیگر مهم ترین عاملی که می تواند هر کشوری را در برابر آسیب های پیرامونی آن حفظ کند پشتوانه مردمی است .اولین تاثیر حضور اصلاح طلبان در تقویت نظام جمهوری اسلامی مشارکت بیش از 70 درصد مردم در خرداد سال 1376 بود که به سدی در برابر مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شد.از طرف دیگر دولت اصلاحات ضرورت تشکیل و تقویت جامعه مدنی را به یک گفتمان غالب در کشور تبدیل نمود و همه تلاش خود را برای افزایش مشارکت مردم نیز در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها به کار گرفت  
2-	دولت اصلاحات با ارتقاء جایگاه ایران در جامعه جهانی نه تنها به تقویت نظام کمک بزرگی نمود بلکه  بر قدرو منزلت احاد ملت ایران نیز در دنیا افزود  امروز رفتار دولت نهم در این ارتباط به نحوی بوده که حتی قدرت های کوچک منطقه ای نیز اجازه دخالت در امور ایران را به خود می دهند.بدون شک یکی از شروط بقاء هر نظامی کاهش تهدیدات بیرونی است که آقای خاتمی در این ارتباط یکی از موفق ترین دولت ها ی از انقلاب اسلامی بوده است.
3-	3- مهمترین هنر اقتصادی دولت اصلاحات در کوتاه مدت کنترل نرخ تورم بود که در این ارتباط در سوال های قبل پاسخ گفتم 4-به گواهی اهالی عرصه فرهنگ کشور دولت اصلاحات در این ارتباط نیز موفق عمل نموده است اما توجه داشته باشیم که رئیس دولت اصلاحات نه تنها شعار اقتصادی نداده بود بلکه ماند رئیس دولت نهم وعده رها کردن مدل مو و لباس جوانان و پرداختن به اقتصاد کشور را نیز نداده بود .دولت اصلاحات هیچگاه به مردم دروغ نگفت .دولت اصلاحات برای مهم ترین وزارتخانه کشور وزیر دروغ گو معرفی نکرد و مجلس اصلاحات نیز به چنین وزرایی رای اعتماد نداد ..دولت اصلاحات هیچگاه به نام ارزش های انقلاب در پی فرا فکنی و فریب مردم نبود .رئیس دولت اصلاحات برای حفظ نظام مجبور بود هر 9 روز یک بحران را تحمل کند .دولت  و مجلس اصلاحات بیشترین سعیشان برای حفظ و تقویت نظام بود .وبا در نظر داشتن این اصل که برای مانگاری هر نظامی مهم ترین اصل رعایت حقوق مردم  اعم از اقوام  /اقلیتها وگروههای است که به فکر ارتقاء ایران هستند . برای تحقق این هدف باید مخالف نیز به موافق تبدیل شود.- 


محسن
باتوجه به ساختار فعلي قانون اساسي تا چه حد اين نظام را اصلاح پذير ميدانيد،شواهد مثبت و ملموس شما در مورد اصلاح پذيري سيستم كدام است؟

آذر منصوري:
آقای محسن سلام 
ساختار حقوقی کشور ما  ظرفیت تبدیل شدن نظام ما را به یک نظام دموکراسی کثرت گرا دارد .برگزاری انتخابات ازاد و عادلانه و قانون ی. تامین حقوق ملت توسط حاکمین و تعیین پارلملن /دولت / وشوراهای شهرو روستا و خبرگان با رای و نظر مردم / که اکثریت قوای حاکم بر کشور را  تشکیل میدهند تنها بخشی از ظرفیت هایی است که در این ساختار وجود دارد .اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که ساختار حقیقی شکل گرفته در کشور ما به گونه ای است که در حال کاستن این ظرفیت ها از ساختار حقوقی کشور ماست .تلاش و سعی  ما با این باور که حذف این ظرفیت ها ملک و ملت را با خطرات غیر فابل جبران مواجه می سازد در قالب تداوم اصلاحات دموکراتیک در کشور عینیت پیدا نموده است .توجه داشته باشیم که ور اصلاح ساختار ی در  چه حقیقی و چه حقوقی باید با به کار گیری همین ظرفیت ها اتفاق بیافتد.


داوود   با سلام 
چرا شما خاتمی را بهترین گزینه برای انتخابات ریاست جمهوری می دانید ؟

آذر منصوري:
آقای داوود سلام  این تاکید به چند دلیل صورت می گیرد  10 در این که شاخص های توسعه در همه ابعاد ان در کششور روندی نزولی با شتاب ابلا به خود گرفته است در سوالات بالا تشریح شد بنابر این تنها راه برون رفت کشور از این وضعیت توقف این جریان است و داوم این شرایط نه نپتنها نظام را با خطرات جدی مواجه می سازد بلکه کشور نیز در معرض آسیب قرار می گیرد .بنبا بر این تحت چنین شرایطی نیاز به حضور حداکثری اصلاح طلبان دو چندان می نماید  .اما بدون تردید ضرورت دارد اصلاح صلبان برای اینکه پیرئز انتخابات باشند  کاندیدایی را معرفی نمایند که چند ویزگی داشته باشد .
1-	ظرفیت اجماع و ائتلاف اصلاح صلبان را بالا برد .
2-	از میزان اقبال و رای بالایی در میان اقشار و گروههای مختلف اجتماعی فرهنگی و...بر خوردار باشد .
3-پایبندی او یه حقوق ملت و دفاع از همه ایرانیان به اثبات رسیده باشد .
4-حضور او بتواند ایران از انزوای بین المللی که روز به روز بیشتر می شود خارج کند قادر باشد با حضورش ظرفیت های مردم سالاری نظام را افزایش دهد.
 5-از روحیه نقد پذیری تحمل /مدارا و سعه صدر برخوردار باشد
 6-برنامه روشن و مشخصی برای اداره کشور و خروج از این وضیت داشته باشد .
7- اتفاقا من فکر می کنم رئیس دولت اصلاحات نباید طالب قدرت باشد .این ها خصیصه منحصر به فردی است که فقط در نزد خاتمی است
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاسخ‌هاي دكتر محمد صدر به سئوالات شما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/7368.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.7368</id>
   
   <published>2008-06-28T08:05:42Z</published>
   <updated>2008-07-05T05:44:27Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز - سجاد سالك: دكتر محمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح طلبان و سرليست جبهه مشاركت ايران اسلامي هفته گذشته مهمان سايت نوروز بودند و كاربران نوروز سئوالات خود را براي ايشان ارسال كردند،‌در ذيل متن كامل پاسخ‌هاي ايشان آمده است كه به صورت گفت‌وگويي رو در رو انجام شده بود.</strong>
<center><img src="http://norooznews.ir/photo/sadrmohammad09.jpg" width="300" align="center"  style="{border:1px solid #FFFFFF; margin: 15px 15px 15px 15px;}" border="1"></center>
<strong>شما عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم را چطور ارزیابی می‌کنید؟</strong>
<strong>دكتر صدر: </strong>به نظرم این فراکسیون می‌توانست بیش از این فعال باشد. البته تا حدی وظایفی را انجام دادند اما انتظار از این فراکسیون بیش از این بود.

<strong>پویا صفری: </strong>
با درود بر جناب صدر
با عنایت به آنکه حضرتعالی به عنوان یکی از نامزدهای انتخاباتی مجلس هشتم در این عرصه فعالیت نموده و گام در عرصه گذاشته‌اید، لطفاً برنامه خود را با توجه به تخصصتان در ارتباط با روابط و حقوق بین‌الملل به ویژه در خاورمیانه توضیح بفرمائید و چه راهکارهایی را در قالب فعالیت در مجلس برای بهبود روابط ایران در این منطقه و جهان پیش‌رو دارید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>در زمینه سیاست خارجی آقای احمدی‌نژاد تا به حال اشتباهات بسیار زیادی داشته است. البته اشتباهات وی در یکی دو ماه اول قابل توجیه بود چرا که معمولاً هر مدیری به زمان نیاز دارد تا تجربه‌اندوزی کند اما بعد از چند ماه آدم توقع دارد مدیر جایگاهش را بشناسد و وظایفش را درست انجام دهد. آقای احمدی‌نژاد همان ابتدا که به سر کار آمد یک سری اشتباهات در سفرهای خارجی‌اش انجام داد و یک سری حرف‌های نادرست در مورد هاله نور بیان کرد. اما این انتظار بود که احمدی‌نژاد به مرور کلامش را اصلاح و عملکردش را بهبود بخشد. ولی متأسفانه ما با گذشت 2 سال و نیم از عمر دولت می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد در حال تکرار اشتباهات گذشته است و نتیجه اقدامات وی در بعد سیاست خارجی این بوده که ایران جایگاه بین‌المللی خود را از دست داده است و ایرانی‌ها در خارج از کشور کرامت و عزت گذشته را ندارند. قطعاً مجلس آینده باید تلاش کند تا اشتباهات دولت را گوشزد کرده و تلاش کند جایگاه و منزلت واقعی ایران در سیاست خارجی احیا شود.

<strong>‌سعید: </strong>آیا دوم خرداد تدبیر حکومت برای رهایی از فشارها و تنگناهایی بود که درآن قرار گرفته بود؟ همانند انزوا، بهای پائین نفت، تنش با کشورهای منطقه، رفتن سفرای کشورهای خارجی و نارضایتی از وضع اقتصادی. همان‌گونه که آقای باهنر هم اخیراً گفته‌اند دوم خرداد یک زلزله 5 ریشتری بود که جلوی یک زلزله 9 ریشتری را گرفت یا اینکه حرکتی خودجوش و مردمی و بدون برنامه قبلی بود؟
<strong>دكتر صدر: </strong> دوم خرداد یک حرکت بسیار خودجوش و مناسبی بود که از جانب حاکمیت و مردم پذیرفته شد و نتایج بسیار مبارکی برای جمهوری اسلامی به همراه داشت در آن زمان تصور این بود که حاکمیت علاقه‌مند است فردی غیر از آقای خاتمی رئیس جمهور شود. در آن زمان همه تصورات بر این بود که حاکمیت تصمیم خودش را گرفته و قرار است فردی غیر از آقای خاتمی به عنوان فرد پیروز معرفی شود. در نهایت انتخابات بسیار خوب و سالمی برگزار شد و مردم توانستند تغییر و تحول مور نظرشان را به اجرا در آورند. در آن مقطع تصور عمومی این بود که اگر به رقیب آقای خاتمی رأی دهند همان حرکت‌های قبلی ادامه می‌یابد و تغییر و تحول مورد نظر اتفاق نمی‌افتد به همین دلیل مردم تصمیم گرفتند تا اراده و خواست خودشان را از طریق صندوق‌های رأی اعمال کنند. در نهایت این اتفاق به صورت خودجوش رخ داد و از نتیجه آن مشروعیت بالا و یک وجاهت بین‌المللی برای ایران پدید آمد.

<strong>م-د:</strong> نظر شما درباره خصوصی‌سازی (اصل 44) با توجه به این که شرکت‌های دولتی را به زور در بورس وارد می‌کنند چیست؟ همچنین به نظر شما چگونه می‌شود تورم افسار گسیخته را مهار کرد؟
<strong>دكتر صدر: </strong>خصوصی‌سازی اقدام بسیار مثبتی است و حتماً باید انجام شود. در این که فعالیت بخش خصوصی باعث فعال شدن اقتصاد و توسعه کشور می‌شود شکی نیست ما باید از تجربه دنیا در این زمینه استفاده کنیم. تجربه نشان داده که افزایش فعالیت بخش خصوصی باعث افزایش سرمایه‌گذاری و افزایش تولید می‌شود. منتهی باید مواظب باشیم که در خصوصی‌سازی به گونه‌ای عمل شود که دوباره یک سری شرکت‌ها و سازمان‌های زیر نظر دولت، سهام شرکت‌های بزرگ را بخرند و در نتیجه مردم در اقتصاد نقشی پیدا نکنند. متأسفانه چنین روشی در حال اعمال است و خصوصی‌سازی به معنای واقعی صورت نمی‌گیرد.
در پاسخ به سؤال دوم هم باید عرض کنم برای مهار تورم لازم است که تولید در کشور افزایش پیدا کرده و حجم نقدینگی در جامعه هم کاهش پیدا کند. از طرف دیگر لازم ات جلوی سیاست‌هایی که به افزایش نقدینگی منجر می‌شود گرفته شده و در مقابل سیاست‌هایی به اجرا در آید که باعث افزایش سرمایه‌گذاری خارجی شود. در این صورت می‌توان به اقتصاد کشور سر و سامانی داد و تورم افسار گسیخته را هم مهار کرد.

<strong>مرتضی رضایی: </strong>
با سلام فراوان به راد مردی چون شما
امید آنکه سلامت باشید و کامروا
جناب آقای دکتر صدر: در خصوص مذاکره با آمریکا سؤالی داشتم و آن این که آیا مذاکره با آمریکا در این شرایط که دولتی مثل دولت نهم بر سر کار است اولاً ممکن است و ثانیاً عاقلانه است؟ چرا که این دولت در مواجهه خود با روسیه و یا امارات کاملاً در موضع ضعف قرار دارد؟
<strong>دكتر صدر: </strong>نفس مذاکره کردن در سیاست خارجی نه تنها اشکالی ندارد بلکه اساساً یک روال طبیعی است. همچنین نفس رابطه داشتن با یک کشور خارجی هم معمولی و بسیار طبیعی به حساب می‌آید. در سیاست خارجی هیچ گاه نمی‌گویند که یک کشور چرا با کشور دیگر رابطه دارد. اگر سؤالی قرار باشد بپرسند می‌گویند چرا با فلان کشور رابطه ندارد برای این که اصل در داشتن رابطه است. مذاکره کردن هم همین طور است نفس مذاکره در دیپلماسی بسیار عادی و طبیعی است. ربطی هم به دوست و دشمن ندارد. همه کشورها با هم مذاکره می‌کنند. البته در این رابطه یک استثنا در مورد جمهوری اسلامی وجود دارد که با کشور اسرائیل مذاکره‌ای نخواهد داشت چرا که اساساً آن را به رسمیت نمی‌شناسیم.
به غیر از اسرائیل در مورد سایر کشورها، اصل برمذاکره و ارتباط است. اما در ارتباط با آمریکا بد نیست به نکاتی توجه شود ما با آمریکا مسائلی داریم که مهم‌ترینش این است که واشنگتن از ابتدای انقلاب تا به حال علیه جمهوری اسلامی بسیار بد عمل کرده است و آن گونه که باید از فرصت‌های موجود برای برقراری رابطه استفاده نکرده است یکی از علت‌های این مسأله به ویژه در دولت آقای بوش این است که سیاستمداران آمریکایی در تصمیم‌گیری‌های خود چندان به عقل بهایی نمی‌دهند و بیشتر از موضع قدرت‌طلبانه برخورد می‌کنند. بنابراین در مذاکره با آمریکا باید ملاحظاتی را مد نظر قرار داد. اما این که آیا این دولت می‌تواند مذاکره را انجام دهد یا نه پسخ جداگانه‌ای می‌طلبد. چون بحث رابطه با آمریکا مثل بحث انرژی هسته‌ای و موضوع عراق از مسائل استراتژیک است. در نتیجه باید در شورای عالی امنیت ملی بحث شده و در نهایت به تأیید مقام معظم رهبری برسد. بنابراین دولت نهم در این زمینه چندان از اختیار عمل برخوردار نیست که ما نگران باشیم آیا دولت توان مذاکره با آمریکا را دارد یا ندارد.
در پاسخ به بخش دوم سؤال در مورد ضعف ایران در مذاکره با روسیه و امارات باید بگویم که متأسفانه این دولت اشتباهات بسیار زیادی در سیاست خارجی داشته و همین اشتباهات دولت بوده که من را به این فکر انداخت وارد کاندیداتوری شوم.
متأسفانه دولت در زمینه سیاست خارجی به بحث تمامیت ارضی اهمیتی نمی‌دهد. رئیس جمور بر طبق قانون اساسی و سوگندی که در مجلس یاد می‌کند حافظ تمامیت ارضی و مرزهای کشور است بنابراین به محض این که کوچکترین خدشه‌ای به آن وارد شود لازم است عکس‌العملی جدی نشان دهد. اما ما شاهد آن هستیم که آقای احمدی‌نژاد اهمیت کمی در این خصوص قائل است جالب است که علاقه احمدی‌نژاد به مسافرت رفتن و اهمیت وی به سفرهای خارجی بسیار بیشتر است از دفاع از تمامیت ارضی کشور. به همین دلیل هم هست که ما دیدیم ایشان دو سفر اشتباه به امارات و قطر انجام داد همان موقع هم گفته شد که رئیس جمهور به عنوان سمبل حاکمیت کشور نباید به کشوری برود که به تمامیت ارضی ایران ادعا دارد. اما ایشان به امارات سفر کرد و پس از سفر شاهد آن بودیم که امارات باز هم ادعاهای خودش را در مورد جزایر سه‌گانه مطرح کرد. در سفر به قطر هم دیدیم که در حضور احمدی‌نژاد حرف‌های نامناسبی در مورد خلیج فارس مطرح شد و در پایان اجلاس هم در بیانیه‌ای که صادر شد مجدداً ایران را اشغالگر خواندند و ادعاهای تندی علیه ایران مطرح کردند. بدتر از همه این بود که احمدی‌نژاد وقتی به کشور بازگشت از پذیرایی گرم آن‌ها در تلویزیون تشکر کرد و این نشان می‌دهد که رئیس جمهور حساسیت لازم را نسبت به تمامیت ارضی کشور ندارد.
<center><img src="http://norooznews.ir/photo/sadrmohammad10.jpg" width="300" align="center"  style="{border:1px solid #FFFFFF; margin: 15px 15px 15px 15px;}" border="1"></center>

<strong>مرتضی رضایی:</strong>
شما چه نظری پیرامون سفر احمدی‌نژاد به کلمبیا، امارات متحده عربی و شرکت در کنفرانس همکاری خلیج فارس دارید؟
این که نظر شما نسبت به آخرین اجلاس کشورهای حاشیه دریای مازندران در تهران چیست؟ آیا آن را موفق و در راستای منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنید؟
با تشکر پیشاپیش از وقتی که می‌گذارید.
<strong>دكتر صدر: </strong>اگر نتیجه سخنرانی آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا را بررسی کنید به راحتی می‌توانید متوجه شوید که چه اتفاقی افتاده است. نتیجه اول سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا توهین بسیار بزرگ به رئیس جمهور ایران بود که توسط رئیس دانشگاه کلمبیا انجام شد. همچنین جملات بسیار سخیف و زشتی علیه رئیس جمهور ایران در آنجا مطرح شد. واقعاً سؤال است که چرا آقای احمدی‌نژاد باید در جایی حضور داشته باشد که رئیس دانشگاه رسماً به وی بگوید شما یک دیکتاتور حقیر هستید این در حالی است که فردی مثل ژنرال مشرف هم در آن جا سخنرانی داشت اما با وی بسیار مؤدبانه برخورد شد.
نتیجه دومی که سخنرانی در دانشگاه کلمبیا به همراه داشت این بود که تا قبل از حضور احمدی‌نژاد در این دانشگاه جو مطبوعاتی، رسانه‌ای و فضای بحث سیاسی در داخل آمریکا این بود که ارتش آمریکا باید از عراق برگردد یا بر نگردد، تعداد سرباز‌ها کم شود یا کم نشود و همه مباحث کاندیداها حول موضوع عراق می‌گشت. اما بعد از حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و آن جوی که ایجاد شد فضای بحث سیاسی در آمریکا تغییر پیدا کرد و موضوع روز این شد «آیا ایران باید مورد حمله نظامی قرار بگیرد یا نه».
جالب این جا است که به آقای احمدی‌نژاد مشورت لازم داده شده بود که به دانشگاه کلمبیا نرود اما ایشان با این توهم که سخنرانی من می‌تواند جو آمریکا را به نفع جمهوری اسلامی تغییر دهد به آنجا رفت و چنین نتایج بدی هم به بار آورد.

<strong>دماوند:</strong>
با سلام
نظر جنابعالی در شرایط کنونی در رابطه با موضوع هسته‌ای ایران چیست؟ غرب به هر ترتیب خواهان متوقف کردن این دانش در ایران است و اینکه کدام جناح در ایران دولت را در دست دارد تفاوتی نمی‌کند؟
<strong>دكتر صدر: </strong>در این که انرژی هسته‌ای صلح آمیز حق تمام ملل دنیا است هیچ شکی وجود ندارد. قطعاً ایران هم این حق را دارد که به انرژی هسته‌ای دست پیدا کند اما نکته مهمی که در این رابطه وجود دارد این است که در دولت آقای خاتمی 70 درصد امکانات تکنولوژیک و زیرساخت‌های مربوط به آن انجام شد و سایت نطنز اصفهان و آب سنگین اراک در زمان آقای خاتمی مراحل اجرای‌اش را طی کرد و همه چیز آماده شد برای بهره‌برداری نهایی از آن. به این ترتیب آقای احمدی‌نژاد بر سر سفره آماده انرژی هسته‌ای ایران نشست. در این میان نکته مهم این است که تمام برنامه‌های هسته‌ای ایران در زمان آقای خاتمی در حالی انجام شد که ما هیچ قطعنامه‌ای از شورای امنیت دریافت نکردیم ما در دوره جدید هم می‌بایستی در همان چارچوب منطقی زمان اصلاحات حرکت می‌کردیم تا هم به پیشرفت‌های هسته‌ای دست پیدا کنیم و هم گزارشی به شورای امنیت ارائه نشود.
در ابتدای کار هم به آقای احمدی‌نژاد توصیه شد که اگر ایران با آژانس همکاری خوبی داشته باشد اصلاً پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت نرفته و در نتیجه قطعنامه‌ تحریمی هم صادر نخواهد شد. اما متأسفانه آن موقع آقای احمدی‌نژاد باور نمی‌کرد که این اتفاقات ممکن است رخ دهد. به همین خاطر بود از همان اوایل به طور صریح اعلام کرد پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت نخواهد رفت اما دیدیم که رفت. وقتی پرونده به شورای امنیت رفت، احمدی‌نژاد گفت که قطعنامه‌ای علیه ما صادر نخواهد شد اما شد. بعد گفت قطعنامه دومی در کار نیست اما قطعنامه دوم هم صادر شد. در مورد همین قطعنامه سوم چند ماه پیش دیدیم که احمدی‌نژاد با قاطعیت گفت: مطمئن باشید دیگر هیچ قطعنامه‌ سومی صادر نخواهد شد اما باز هم صادر شد. به خاطر همین است که می‌گویم تا به حال هیچ یک از پیش‌بینی‌های احمدی‌نژاد در مورد بحث هسته‌ای درست از آب در نیامده است.
این در حالی است که برنامه‌های هسته‌ای باید به گونه‌ای پیش برود که ضمن احقاق حقوق ما به قطع شدن روند صدور قطعنامه بینجامد و بعد برویم به سمت این که آثار صدور این قطعنامه‌ها را از بین ببریم.

نظرتان در مورد دستگاهی مثل شورای نگهبان چیست؟ آیا وجود مراکز تشخیص صلاحیت افراد!! در یک جامعه دمکراتیک قابل توجیه است؟ 
با سپاس و تشکر
<strong>دكتر صدر: </strong>شورای نگهبان در چارچوب وظایفی که برایش تعیین شده در همه جای دنیا وجود دارد ولی اسامی‌اش فرق می‌کند.یک جا اسمش مجلس سنا است، یک جا مجلس لردها است و در هر کشوری برای نهاد ناظر اسم خاصی گذاشته‌اند. همیشه هم معروف است که می‌گویند برای کنترل مجلس مردمی، یک مجلس دیگری با حضور عقلای قوم(با اسامی مختلف) در نظر گرفته می‌شود. بنابراین نفس وجود شورای نگهبان اصلاً عجیب نیست و در تمام دنیا هم هست. موضوع مهم بحث عملکرد شورای نگهبان است من فکر می‌کنم آن چیزی که باعث شده در نزد این مخاطب گرامی سایت نوروز و دیگر شهروندان اصل موجودیت شورای نگهبان زیر سؤال برود مربوط به عملکرد شورای نگهبان است. به همین خاطر است که امام خمینی‌(ره)‌ هم در زمان حیات خودشان چندین بار به شورای نگهبان تذکر دادند که کاری نکنید مردم نسبت به شما مسأله‌دار شوند.
فلسفه وجودی شورای نگهبان هم این است که چون انتخابات را قوه مجریه برگزار می‌کند برای این که دولت یک وقت اعمال قدرت نکند و نظرش را در انتخابات مؤثر واقع نکند ناظری به نام شورای نگهبان در نظر گرفته شده تا از اعمال نفوذ دولت در انتخابات جلوگیری شده و انتخابات به صورت سالم برگزار شود. اما متأسفانه طی سال‌های گذشته نه تنها وظیفه اصلی شورای نگهبان فراموش شده بلکه این شورا اساساً وارد فاز دیگری شده و با انجام نظارت استصوابی، خودشان به جای مردم دست به انتخاب می‌زنند. به همین خاطر عملکرد شورای نگهبان را در ردصلاحیت گسترده کاندیداها اصلاً درست نمی‌دانم و امیدوارم که اعضای این شورا روزی عملکردشان را اصلاح‌ کنم.

<strong>حمید:</strong>
با سلام
به فرض اگر شما بتوانید در مجلس هشتم یک اقلیت قدرتمند یا حتی اکثریت را بدست آورید، چه برنامه‌ای برای مهار دولت خواهید داشت؟ در حالی که تمام منتقدان اصلاح‌طلب دولت در مجلس هفتم، ردصلاحیت شده‌اند!
با تشکر
<strong>دكتر صدر: </strong>من اصلاً فکر نمی‌کنم که با توجه به این ردصلاحیت‌ها بتوانیم در مجلس اکثریتی داشته باشیم و من با نظر اصلاح‌طلبانی که می‌گویند می‌توانیم اکثریتی به دست بیاوریم مخالفم.
اما ما به دنبال این هستیم که با تشکیل یک فراکسیون اقلیت قدرتمند، نظارت کاملی بر اعمال و رفتار دولت داشته باشیم. از این زاویه حتی یک نماینده اصلاح‌طلب هم می‌تواند در مجلس منشاء اثر باشد.
شما اگر به قانون اساسی نگاه کنید می‌بینید که مجلس جایگاه بسیار بالایی دارد و یک نماینده هم مسؤولیت‌ها و وظایف بسیار مهمی برعهده دارد. در واقع اختیاراتی که قانون اساسی به یک نماینده داده است آنقدر زیاد است که حتی اگر یک نماینده اصلاح‌طلب در مجلس باشد می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. نکته مهم این است که این نماینده فعال باشد. نمایندها اگر فعال نباشند حتی در قالب فراکسیون اکثریت هم نمی‌تواند منشاء اثر باشد. از همین زاویه اگر قرار باشد به مجلس هفتم نقدی داشته باشیم این است که نمایندگانش (چه اقلیت، چه اکثریت) فعال نبودند.
نماینده مجلس اگر نسبت به اتفاقات حساس و در مجلس فعال باشد به محض این که مشاهده کرد رئیس جمهور یا اعضای هیأت دولت کاری انجام داد که منافع کشور را تأمین نمی‌کند می‌تواند در درجه اول از طریق نطق پیش از دستور و نیز مصاحبه آن را مطرح کند. سپس می‌شود در قالب سؤال از وزیر آن را پیگیری کند. در همین یک نماینده اگر قوی و اهل کار باشد می‌تواند با استدلال‌های قوی ده نماینده را با خودش همراه کند و استیضاح یک وزیر را عملی سازد. بنابراین یک نماینده حتماً می‌تواند تأثیرگذار باشد به شرط این که غیر از ایفای وظیفه نمایندگی به چیزی دیگری فکر نکند.

<strong>هادی:</strong>
آقای دکتر صدر ماجرای ربوده شدن امام موسی صدر به کجا کشیده شد و آخرین اخباری که در این زمینه دارید لطفاً بیان نمایید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>در این قضیه به طور قطع دولت لیبی و شخص آقای قذافی مسؤول است و باید پاسخ‌گو باشد. چرا که امام موسی صدر به دعوت شخص قذافی به لیبی سفر کرد و در این کشور مفقود شده است به همین خاطر مسؤولیت این قضیه از نظر حقوقی، سیاسی و انسانی مسؤول بوده و باید پاسخ‌گو باشد. در زمان آقای خاتمی یک کمیته تعیین سرنوشت امام موسی صدر تشکیل شد و بنده هم مسؤلش بودم. در این خصوص مذاکراتی به صورت غیر علنی با لیبی به عمل آمد. در مرحله اول آقای قذافی، خوب همکاری کرد اما مقداری که پرونده پیش رفت آقای قذافی همکاری‌هایش را قطع کرد و به تکرار حرف‌های گذشته‌اش پرداخت و همکاری‌ها قطع شد. با این حال معتقدم که مسؤول اصلی ربوده شدن امام موسی صدر آقای قذافی است.

<strong>رسول:</strong>
نظر جنابعالی در مورد نهضت آزادی چیست؟
<strong>دكتر صدر: </strong>من هیچ موقع ارتباط مستقیم و رو در رویی با اعضای نهضت آزادی نداشتم که بخواهم ارزیابی دقیقی از آن داشته باشم اما بنیانگذاران نهضت آزادی آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر یدالله اسلامی همگی آدم‌های بزرگی بودند و انسان‌هایی بودند که هم حساسیت‌های دینی داشتند و هم حساسیت‌های ملی و نسبت به ایران و اسلام دغدغه و تعهد داشتند. به همین خاطر من احترام بسیار زیادی برای اعضای نهضت آزادی قائلم.
من تا جایی که اعضای نهضت آزادی را می‌شناسم آن‌ها را افرادی خوب، مسلمان و متعهد می‌دانم البته شاید نسبت به برخی عملکردهای سیاسی آن‌ها انتقاداتی داشته باشم.

<strong>سجاد:</strong>
با توجه به نظرات مردم در همین سایت مردم با شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات مخالفند چرا اصلاح‌طلب‌ها به نظرات مردم بی‌توجهی می‌کنند همین مردمی که آن‌ها را به مجلس ششم فرستادند. هدف از شرکت‌تان چیه؟ چون نتیجه کاملاً مشخصه مؤید باشید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>یکی از مشکلات بزرگ جامعه ما این است که همه به نام مردم حرف می‌زنند و می‌گویند مردم با فلان چیز مخالفند یا موافقند. این در حالی است که بهترین راه برای این که ببینیم مردم چه می‌گویند انجام نظرسنجی است. اما پاسخ به این که چرا در انتخابات شرکت می‌کنیم این است که ما اصلاح‌طلبان هم انقلاب را متعلق به خودمان می‌دانیم و هم جمهوری اسلامی را متعلق به خودمان می‌دانیم و هم ایران را ما اصلاح‌‌طلبان معتقدیم که یک سری اشتباهات و مشکلاتی در اثر عملکرد اشتباه دولت نهم به وجود آمده و معتقدیم که این عملکرد به جمهوری اسلامی در حال ضربه زدن است ما می‌خواهیم با ورود به مجلس جلوی ضربه خوردن به ایران و نظام را بگیریم. برای همین به اصلاحات معتقدیم و راه اصلاح‌ را هم حضور در صحنه‌ سیاسی و انتخابات می‌دانیم. بنابراین ما با ورود به صحنه آمده‌ایم تا اجازه ندهیم بچه خودمان به دست دایه از وسط نصف شود.

<strong>آینده:</strong>
لطفاً نظرتان را در رابطه با بندهای مربوط به چند همسری، طلاق، حضانت بچه‌ها در صورت طلاق، در لایحه خانواده که در مجلس آتی بررسی خواهد شد بگویید و دیگر اینکه در صورتی که لایحه به همین شکل فعلی باشد آیا به آن رأی مثبت خواهید داد یا خیر؟
<strong>دكتر صدر: </strong>من متأسفانه این لایحه را ندیده‌ام و نمی‌خواهم راجع به چیزی که ندیده‌ام اظهارنظر کنم چون معتقدم که اظهار نظرها همیشه باید دقیق و مستند باشد. اما قطعاً پس از ورود به مجلس و مطالعه لایحه نظر صریح خودم را در این باره اعلام خواهم کرد.
لطفاً نظرتان را در رابطه با احکام سنگسار، قطع دست و پا، پرتاب از بلندی، حکم اعدام برای مرتد فطری و ملی و سن بلوغ جزایی برای دختر 8 سال و 9 ماه و سن بلوغ جزایی برای پسر 14 سال و 7 ماه در لایحه مجازات اسلامی که به احتمال زیاد امکان پرداختن به آن در این دور مجلس نخواهد بود و در دور آتی بررسی خواهد شد بگویید و اینکه در صورتی که لایحه به همین شکل فعلی باشد آیا به آن رأی مثبت خواهید دارد یا خیر؟ لطفاً نظرتان در رابطه با ترکیب دو ماده 122 و بند 3 قسمت اول و ماده 123 بند 3 و ماده 123 بند 4 بخش اول که به طور خلاصه ترکیب تعریف جرم‌ها قسمت مربوط به جرم سیاسی و مطبوعاتی در آن و در ماده‌های محروم شدن از حقوق اجتماعی کسانی که جرم انجام داده‌اند منجمله کاندیداتوری برای مجلس و شوراها، وکالت دادگستری و یا حق اشتغال به روزنامه‌نگاری را و...را بفرمایید؟

همچنین نظرتان در رابطه با ماده 228 بند 10 که جرم علیه امنیت داخلی (جرمی که اخیراً به بسیاری از فعالین جنبش زنان و فعالین حقوق بشر و همینطور اهل مطبوعات داده می‌شود) از انواع مفسدفی‌الارض محسوب شده و مجازات آن همان محاربه می‌باشد نیز لطفاً بفرمایید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>من به خاطر اینکه در خانواده‌ای روحانی و مذهبی حضور داشتم، مقداری با احکام اسلامی آشنا هستم. یکی از احکام بسیار مهمی که وجود دارد این است که اصل بر وجهه کلی اسلام است و هر اقدامی که به چهره اسلام ضربه بزند نباید انجام شود. این مسأله در مورد احکام دینی هم صادق است. یعنی این که اگر اجرای حکم اسلامی باعث شود به دلیل شرایط خاص جامعه به چهره اسلام لطمه‌ای وارد شود باید از انجام آن خودداری کرد.
در مورد موادی از قانون که در سؤال به آن اشاره شد با توجه به این که در جریان بند بند آن نیستم و تمرکز دقیقی بر مواد قانونی می‌طلبد فعلاً اظهار نظر نمی‌کنم.

<strong>ندا حقگو:</strong>
با سلام و عرض ادب و آرزوی توفیق
جناب آقای دکتر صدر
ای یار دیرینه و درد آشنا
جنابعالی چندین سال است در وزارت خارجه دست‌اندرکارید. آیا شایسته نظام و دولت است که در این وزارتخانه و خصوصاً در سفارتخانه‌ها تبعیض و بی‌عدالتی در بین کارمندان به وضوع نمایان باشد؟
<strong>دكتر صدر: </strong>طبیعی است که در نظام اسلامی و نظامی که مبنایش عدالت است تبعیض و بی‌عدالتی شایسته نیست. البته من مورد خاصی که این مخاطب گرامی در ذهن داشته را نمی‌دانم اما حقیقتاً در آن هفت سالی که من در مسؤولیت معاونت کشورهای عربی و آفریقایی بودم سعی می‌کردم تا جایی که می‌شود نگذارم تبعیض و بی‌عدالتی صورت بگیرد.

<strong>میثاق:</strong>
با عرض سلام
جناب آقای دکتر صدر
لطفاً برنامه‌های آینده خود را در صورت مؤفقیت در انتخابات و ورود به مجلس هشتم با توجه به اینکه اکثریت این مجلس حتماً‌ از جناح مخالف اصلاحات است تشریح بفرمائید آیا راه اقلیتی فرو رفته در سکوت را در مجلس در پی خواهید گرفت یا قصد بر افراشته کردن پرچم اصلاحات که همان حق و عدالت و کوتاه کردن دست مخالفان مردم و نظام از عرصه سیاسی است را در پیش خواهید گرفت؟
آیا امکان پیشبرد اهداف اصلاحات در مجلس هشتم با این شرایط وجود دارد؟ با تشکر
<strong>دكتر صدر: </strong>به این سؤال در بخش‌های قبلی پاسخ دادم و گفتم که نماینده اگر به معنای واقعی کلمه نماینده باشد با یک اقلیت کم تعداد و کم شمار هم می‌تواند پرچم اصلاحات را در پارلمان برافراشته کند. ورود خودم به صحنه انتخابات هم از همین زاویه برای انجام کار اصلاحی بود. در واقع من به خاطر مشاهده عملکرد ناصحیح دولت نهم و مشکلاتی که این دولت ایجاد کرده ترغیب شدم تا به صحنه بیایم. در صورتی که وارد مجلس شوم هم انشاء‌الله یک فرد فعال بوده و همراه دیگر دوتان اصلاح‌طلب تلاش خواهیم کرد فراکسیون قدرتمندی را شکل دهیم. در نهایت تلاش خواهیم کرد تا جلوی اقدامات منفی دولت نهم را بگیریم.

<strong>نیما پارسی:</strong>
آیا در صورتی که دولت نهم بتواند با آمریکا رابطه علنی برقرار نماید، می‌تواند از زیر بار فشارهای خارجی خلاص شود؟ آیا اساساً به نظر شما برقراری رابطه با آمریکا به نفع کشور ایران است یا خیر؟
<strong>دكتر صدر: </strong>بعضی‌ها خیال می‌کنند که برقراری رابطه با آمریکا حلال مشکلات سیاست خارجی ایران است. اما این‌گونه نیست رابطه داشتن البته خوب است اصل هم بر داشتن رابطه است اما نباید فکر کرد که اگر رابطه برقرار شد ما دیگر هیچ مشکلی نخواهیم داشت.
عملکرد آمریکا در رابطه با ایران به ویژه در سال‌های اخیر خیلی نامناسب بوده است. اجازه دهید در این جا من مثالی بزنم، صدای آمریکا سال‌ها است برنامه پخش می‌کند اما من جدیداً دیدم که صدای آمریکا متأسفانه در حد یک تلویزیون گروهکی پایین آمده و رسماً استراتژی براندازی را بدون تعارف اجرا می‌کند.
نمونه این عملکرد را در سطوح مختلف بسیار می‌توانیم ببینیم. به خاطر همین است که من معتقدم دولت جرج بوش در تصمیم‌گیری‌ها عقل را دخالت نمی‌دهد. به همین دلیل باید شرایط را سنجید و سپس با پیش شرط‌هایی که ما باید بگذاریم به سراغ مذاکره با آمریکا می‌توان رفت.
آیا هیچ می‌دانید که پس از گذشت حدود سی سال از عمر با برکت نظام جمهوری اسلامی هنوز اعضای خانواده سرایداران سفارتخانه‌ها از حقوق پایه انسانی اعم از بیمه و درمان محل یا کمک هزینه درمان و کمک هزینه تحصیلی کوپن بار و بلیط هواپیما فوق‌العاده‌های مستعمر و علی ‌رغم سختی و حساسیت کارشان از سایر تسهیلات رفاهی وزارت خارجه محروم می‌باشند؟ آیا تا کی این تبعیضات باید ادامه داشته باشد شما خوب می‌دانید که من چه می‌گویم. جنابعالی فردی سیاسی-فرهنگی و درد آشنا هستید امید است حداقل جهت آگاهی دست‌اندرکاران محترم این سؤالات را پاسخ دهید به ایمد مؤفقیت شما و سایر همفکران محترمتان.
وزارت خارجه چند نوع کارمند دارد که هر کدام از اینها امتیازات و ویژگی‌های خاص خودشان را دارد. کارمندان سیاس، کارمندان اداری، کارمندان قراردادی، کارمندان شرکتی و کارمندان محلی، پنج نوع از کارمندان وزارت خارجه را تشکیل می‌دهند که چهار نوع اول مربوط به داخل کشور است و کارمندان محلی هم مربوط به خارج کشور است.
کارمند محلی یعنی کارمندی که در محل سفارتخانه به استخدام سفارتخانه در آمده که م ممکن است ایرانی باشد و هم ممکن است بومی باشد. این کارمند محلی حق و حقوقی دارد اما حق و حقوقش با کارمندان رسمی و اداری متفاوت است که حق و حقوقش در قوانین آمده است. اما طبیعی است که مقداری تفاوت وجود داشته باشد و امتیازات کارمندان رسمی با کارمندان محلی متفاوت است.

<strong>امیر حسین:</strong>
به نام خدا. سلام آقای دکتر. ممنون که بخشی از وقتتون رو به پاسخ‌گویی به سؤالات ما می‌گذارید. این اعتقاد منه که در ایران مجلس در رأس امور نیست و در واقع در دست شورای نگهبانه یعنی هر موقع که صلاح دیدن آقایون قوانین رو مطابق با اسلام و قانون اساسی تشخیص می‌دهند و هر موقع نخواستن برعکس و در واقع قدرت قانون گذاری مجلس بسیار کم پتانسیله. با وجود این که شما هم قطعاً قبول دارید چه لزومی داره که تو انتخابات مجلس شرکت کرد؟ اون هم در این شرایط که اصلاً شرایط آزاد نیست و کاملاً یک طرفه و سیاسی نظارت استصوابی رو اعمال کردن بنابراین هیچ جوری قانع نمیشم در انتخابات فرمایشی مجلسی که اصلاً اختیاری از خودش نداره شرکت کنم باز هم تشکر می‌کنم . یا حق.
<strong>دكتر صدر: </strong>در صحنه سیاست ما صفر یا صد نداریم. یک آدم سیاسی بین صفر و صد نه تنها 99 گزینه بلکه 999 و حتی خیلی بیشتر انتخاب پیدا می‌کند. چون اگر آدم بخواهد به قضایا صفر و صدی نگاه کند یا باید ببرد و برود در خانه‌اش بنشیند و هیچ کاری هم انجام ندهد یا شکل شورشی و آنارشیستی پیدا کند که هیچ کدام از این 2 تا را ما نه قبول داریم و نه عاقلانه می‌دانیم. اساساً اصلاحات یعنی پیدا کردن راه‌های مسالمت‌آمیز مختلف برای پیشبرد اهداف و حل مشکلاتی که وجود دارد. در این چارچوب نمایندگی قدرتی دارد که اگر از آن به درستی استفاده شود بسیاری از امور پیش می‌رود. به عنوان مثال نطق پیش از دستور یک نماینده توان تأثیرگذاری بسیار زیادی دارد.
در سیاست قانون همه یا هیچ صدق نمی‌کند. نمی‌شود بگوییم یا همه چیز می‌خواهیم یا اصلاً  هیچ چیزی نمی‌خواهیم. حتی امام خمینی‌(ره) هم که همگی قبولشان داریم نتوانست همه چیزهایی که مد نظرش بود را اجرا کند. حضرت علی(ع) هم نتوانست به همه خواسته‌هایش دست پیدا کند.چون ویژگی زندگی ما این است که به صددرصد خواسته‌ها نمی‌توان دست پیدا کرد اصلاً من می‌خواهم از این سؤال کننده محترم بپرسم که آیا خودش در زندگی به همه خواسته‌های مادی و غیر سیاسی دست پیدا کرده است؟ آیا می‌شود کسی بگوید من یا ماشین 150 میلیونی باید داشته باشم یا اصلاً ماشین نمی‌خواهم. آیا این حرف درست است؟ بنابراین ما باید در چارچوب امکانات و ممکنات حرکت کنیم و اهداف اصلاح‌طلبانه را پیش ببریم و به همین دلیل هم در انتخابات شرکت می‌کنیم.

<strong>بهرنگ:</strong>
سلام آقای صدر
به نظر شما با توجه با ساختار حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی وزارت خارجه تا چه حد توان تصمیم‌سازی و تأثیرگذاری در مسائل بین‌المللی و خارجی ایران را دارد؟ مثلاً با وجود شورایعالی امنیت ملی و تصمیمات رهبری به نظر می‌رسد از حدود هفت یا هشت سال گذشته وزارت خارجه تا حد یک اداره کل تنزل پیدا کرده است و وزرای خارجه صرفاً در حد یک سخنگو و مشاور عمل می‌کنند؟
<strong>دكتر صدر: </strong>در قانون اساسی تعیین خط مشی‌های کلی نظام برعهده رهبری است. همچنین مسائل بسیار مهم و استراتژیک هم در شورای عالی امنیت ملی مطرح و در آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. مسائل مهم سیاست خارجی همه جزو مسائل استراتژیک به حساب می‌آید. در شورای عالی امنیت ملی وزرای سیاسی مقام‌های امنیتی و فرماندهان نظامی حضور دارند.
در این شورا وزیر امور خارجه با حضور خودش در تصمیم‌سازی‌ها بسیار می‌تواند تأثیرگذار باشد در بعد سیاست خارجی، وزیر امور خارجه تنها تصمیم‌ساز است. برای اینکه افراد دیگر همه گوش می‌دهند ببینند وزیر خارجه چه می‌گوید و بعد برنامه‌ریزی می‌کنند. بنابراین وزیر خارجه در تصمیم‌سازی حضور بسیار پر رنگی دارد اما در تصمیم‌گیری شورای عالی امنیت ملی و رهبری تعیین کننده هستند.

<strong>امین:</strong>
نظر شما در باره استمداد از دشمن برای پیروزی در انتخابات چیست؟ و بفرمایید چرا شما و دوستان شما عموماً چنین شخصیتی دارید؟ مانند شیرین عبادی، اکبر گنجی، افشاری و...؟
<strong>دكتر صدر: </strong>تکیه به نیروی خارجی برای مقابله رقیب داخلی قطعاً کار غلطی است و در چارچوب تفکر بنده و هیچ یک از اصلاح‌طلبان نمی‌گنجد. ممکن است بعضی از خارجی‌ها بخواهند شرایط داخل کشور سوء‌ استفاده کنند اما هیچ کدام از دوستان واقعی من(نه افرادی که نام برده شد) چنین روشی را قبول ندارند.
همه ما مثل همه ایرانی‌ها به استقلال کشور و عدم وابستگی به نیروی خارجی بسیار حساس هستیم. بنابراین ما به هیچ وجه وابستگی به خارج را مورد تأیید قرار نمی‌دهیم.
چرا همواره فکر می‌کنید ما خیلی ضعیف و بی‌مقداریم و دشمنان بسیار گردن کلفت و غیرقابل شکست؟ علت این همه عدم اعتماد بنفس در شما و همفکرانتان در چیست؟ (هر چند اعتماد به نفس شما برای دستان داخلی زیاد است اما برای دشمنان بسیار ضعیف است)
ما نه تنها فکر نمی‌کنیم که ضعیف هستیم بلکه خودمان را بسیار قوی هم می‌دانیم. چون ما فرزندان انقلابی هستیم که نه تنها آمریکا را شکست داد بلکه شوروی را هم به فروپاشی کشاند. ما چون به اسلام، انقلاب، امام و مردم اعتقاد داریم هیچ موقع خودمان را ضعیف نمی‌دانیم بلکه بسیار هم قوی می‌دانیم. اما معنای این گفته این نیست که عقل را در تصمیم‌گیری‌هایمان دخالت ندهیم. این جمله معروف امام است که می‌گفت: آقایی مطرح می‌کرد که از گاو خیلی می‌ترسد چون هم شاخ دارد و هم خیلی زور دارد.
ما باید مواظب باشیم اسیر شعارها و توهمات نشویم. اگر اسیر این شعارها شویم چنان ضربه‌ای به کشور می‌زنیم که واقعاً جبران ناپذیر است نباید با توهمات و خیال‌ها، کاری انجام دهیم که این نظام ضربه بخورد و این مستلزم آن است که در سیاست، عقل را دخالت دهیم و همیشه بسنجیم که قدرت و امکانات ما چقدر است و امکانات و قدرت رقیب را هم ارزیابی کنیم.
این مسأله اصلاً بحث ترس نیست بحث عقلانیت است و ما همیشه باید تلاش کنیم که عقلمان به احساسمان غلبه داشته باشد وگرنه ضربات اساسی خواهیم خورد.

کدام کشور مورد علاقه شماست که همه نوع آزادی برای همه اقشار مهیا کرده است؟ الگوهای شما مثل انگلیس و فرانسه و آمریکا حتی اجازه تحقیق علمی راجع به هولوکاست هم نمی‌دهند. اما شما می‌خواهید حتی راجع به بنیان‌های اعتقادی مردم و حکومت هم نظر انتقادی بدهید و وهین کنید. حزب شما می‌گوید تحقیق و البته انتقاد راجع ب خدا و رسول هم مانعی ندارد اما مسؤولان به سکوت راجع به هولوکاست دعوت می‌کنید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>ما باید ببینیم که هولوکاست اساساً‌ چیست؟ هولوکاست یک دعوایی است بین مسیحیان اروپا و یهودیان اروپا. یهودیان اروپا می‌گویند هیتلر با کوره‌های آدم‌سوزی، تعداد زیادی از یهودیان را کشت. این یک بحثی است بین مسیحیان و یهودیان اروپا و جمهوری اسلامی از طرح این بحث هیچ منافعی ندارد. اما ضررهای بسیار زیادی دارد.
طرح بحث هولوکاست که دنیا نسبت به آن حساس است و کل دنیای غرب، خودش را از این بحث بری می‌کند به نفع ما نیست حالا نتیجه این بحث چه شد؟ نتیجه‌اش این شد که همه دنیا علیه ما بسیج شد و اسرائیل مظلوم‌نمایی را شروع کرد و مسؤولیت ناامنی خودش را به گردن جمهوری اسلامی انداخت.
نتیجه این مظلوم‌نمایی به تبلیغات علیه ایران منجر شد و سپس به قطعنامه رسمی شدن هولوکاست در سازمان ملل انجامید. اسرائیل 50 سال است که می‌خواست قطعنامه‌ای را برای رسمی شدن هولوکاست به تصویب برساند اما موفق نشده بود. اما عملکرد آقای احمدی‌نژاد به اسرائیل کمک کرد تا قطعنامه تصویب شود. اکنون اسرائیل با همین مظلوم‌نمایی دست به جنایت می‌زند و می‌گید حماس عامل ایران است و با این بهانه‌ها تمام جنایاتش را توجیه می‌کند.

در 8 سال مملکت‌داری شما چه کاری کردید غیر از اضطراب و استرس عمومی، کدام طرح اقتصادی و کدام پیروزی سیاسی. ولی حالا به دولتی ایراد می‌گیرد که در 2 سال معادل 8 سال شما و بلکه بیشتر کارهای عمرانی و رفاهی و...کرده است. و شما می‌دانید که این حجم کار بالاخره حجم نقدینگی را در کشور بالا برده و طبیعی است که درصدی تورم را هم دنبال داشته باشد؟
<strong>دكتر صدر: </strong>ویژگی برنامه‌های اقتصادی دولت فعلی این است که هیچ یک از کارشناسان اقتصادی آن را تأیید نمی‌کند. یعنی اساتید علم اقتصاد با هر تفکر سیاسی در داخل و خارج از مجلس بدون استثنا از روزی که احمدی‌نژاد کارش را شروع کرد گفتند که برنامه‌هایش علمی نبوده و برای جلب نظر مردم پوپولیستی بوده و باعث افزایش نقدینگی و افزایش تورم می‌شود الان هم می‌بینید که آقای مظاهری رئیس بانک مرکزی روش‌های 2 سال گذشته را زیر سؤال می‌برد و بالاخره معلوم شده که روش‌های اقتصادی دولت غلط بوده و همین سیاست‌های غلط بوده که به گرانی دامن زده است.
از سوی دیگر بنا به گفته همه کارشناسان این دولت حتی یک پروژه عمرانی جدید انجام نداده و هر پروژه‌‌ای که افتتاح کرده کار دولت قبل بوده اما آن را به گونه‌ای تبلیغ می‌کند که انگار خودشان به بهره‌برداری رسانده‌اند. من به این سؤال کننده عزیز توصیه می‌کنم که اسیر احساسات و تبلیغات نشود و ببیند واقعیات چیست؟

در دوران شما با آنکه همه شرایط آن‌ها از جمله بازدید بی حد و حصر و تعلیق و...را پذیرفتید اما ایران محور شرارت شد و در انزوا قرار گرفت ولی الان با شکسن همه آن محدودیت‌ها باز هم کاملاً از موضع برتر با دنیا تعامل می‌کند. بدون سمپاشی بفرمایید نظرتان چیست؟
<strong>دكتر صدر: </strong>ما اصلاً دنبال سمپاشی نیستیم و از این که سؤالات اینقدر صریح پرسیده می‌شود خوشحال هستم. اما در پاسخ به این سؤال باید بگویم همانطور که در بخش‌هی قبلی توضیح دادم 70 درصد از امکانات تکنولوژی هسته‌ای ایران در زمان آقای خاتمی تأمین شده 10 درصدش مربوط به قبل از آقای خاتمی است. 20 درصد هم به دولت جدید مربوط است. یکی از اشتباهات آقای احمدی‌نژاد این است که زحمات مجموعه افرادی که در سال‌های گذشته زحمت کشیده‌اند را نادیده می‌گیرد و البته باید انتظارش را داشته باشد که در آینده دیگران هم در مورد خودش این روش را اعمال کنند.
اما حرف این سؤال کننده محترم در مورد محور شرارت کاملاً درست است یعنی به رغم اینکه ایران در سقوط طالبان با آمریکا همکاری کرد، چنین تصمیمی گرفته شد. علت این تصمیم این است که دولت جرج بوش هم عقل را در تصمیم‌گیری‌ها به کار نمی‌برد. آقای جرج بوش هم اسیر شعارها است، اسیر اندیشه‌های ذهنی خودش است و ایدئولوژیک برخورد می‌کند حتی از واژه جنگ صلیبی استفاده کرد. یعنی بوش همان طوری فکر می‌کند که در ایران هم بعضی‌ها این‌گونه فکر می‌کنند. بوش هم فکر می‌کند که وظیفه دارد ارزش‌های آمریکایی را در تمام دنیا برقرار کند. به همین خاطر است که ما با افراطی‌گری و عملکرد غیر عقلانی مخالفیم و این روش‌های حکومتی را اشتباه می‌دانیم. چه در آمریکا باشد و چه در ایران با آن مخالفیم.

<strong>هادی:</strong>
آقایان دارند تبلیغ می‌کنند که دولت هشتم به خواست آمریکا عمل می‌کرد و دولت نهم علیه آمریکاست اگر چه فقط دشمن آمریکا بودن هم امتیاز نیست مانند اینکه دوستی آمریکا با دولتی هم نشانه ضعف و امتیاز منفی نیست اما سؤال این است چرا دولتی که با دعای آقایان دوست آمریکا بود. برای فروش نفت به قیمت 28 دلار با مخالفت آمریکا مواجه بود و آمریکا می‌گفت نباید نفت از 25 دلار بیشتر بفروش برود. ولی در حال حاضر برای فروش نفت به قیمت 100 دلار توسط دشمن!! آمریکا هم مخالفتی از طرف آمریکا در کار نیست؟
<strong>دكتر صدر: </strong>سؤال خامی نیست که من به آن جواب دهم اما مسلم است که دولت قبلی دوست آمریکا نبود چرا که در روابط بین‌الملل اساساً بحث دوستی و دشمنی مطرح نیست بلکه بحث منافع مطرح است. در این راستا دولت آقای خاتمی تلاش می‌کرد تا منافع ملی را تأمین کند و یکی از مهم‌ترین منافع هم رفع تهدیدات است که دولت قبلی هم در جهت رفع تهدیدات عمل کرد و در این زمینه هم موفق بود و منافع ملی را تأمین کرد. از طرف دیگر قیمت نفت که کاملاً در دست آمریکا نیست. اینقدر شاخص‌های مختلف روی قیمت نفت تأثیر می‌گذارد که نمی‌شود آن را به آمریکا ربط داد.

<strong>علی ل:</strong>
با سلام و تشکر
جسارتاً آقای دکتر دلیل تأیید صلاحیت خودتون را چی می‌دونید؟
<strong>دكتر صدر: </strong>بنده اسمم محمد است سید هم هستم اما پیغمبر نیستم. به همین دلیل علم غیب ندارم چون علم غیب ندارم واقعاً نمی‌دانم چرا تأیید صلاحیت شدم اما مسأله‌ای که برای خود من هم مطرح است این است که من تعداد زیادی از دوستان اصلاح‌طلب را در تهران و شهرستان‌ها می‌شناسم که صلاحیت‌شان از من بیشتر است اما تأیید صلاحیت نشدند. من بدون تواضع این را می‌گویم، واقعاً نمی‌دانم چه معیاری بوده که باعث شده دوستان عزیزی که شایستگی بسیار زیادی دارند با یک سری ادعاهای غیر معقول کنار گذاشته شوند اما بنده تأیید صلاحیت شوم. بنده واقعاً پاسخی برای این سؤال ندارم فقط می‌توانم بگویم که عملکرد هیأت‌های اجرایی و نظارتی، منصفانه، قانونی و عادلانه نبود.

<strong>سعید:</strong>
به نظر شما 30 سال زمان زیادی نیست برای اینکه مقامات عالیرتبه نظام فرق سیاست خارجی توسعه‌گرا و سیاست خارجی مبتنی بر هوچی‌گری را بفهمند؟
<strong>دكتر صدر: </strong> به نظر من زمان زیادی است و اگر کسی استعداد سیاسی داشته باشد در زمانی کمتر از این مدت می‌تواند این نکته را بفهمد. منتهی این جا بحث زمان و استعداد نیست بحث نوع تفکر است، یک تفکری وجود دارد که خیال می‌کند با شعار دادن و سخنرانی در دیگر کشورها می‌شود دنیا را عوض کرد و در دیگر کشورها تحول ایجاد کرد اما واقعاً این‌گونه نیست و تجربه دولت اصلاحات نشان داد که می‌شود با منطق و برنامه‌ریزی و استراتژی صحیح هم منافع کشور را تأمین کنیم، هم سرمایه زیادی به کشور بیاوریم و هم ریسک سرمایه‌گذاری را پائین بیاوریم و موقعیت ایران را در جامعه بین‌المللی بالا ببریم.

<strong>امیر:</strong>
به نام خدا
با سلام
احتمالاً زمانی که به این پوشش‌ها پاسخ می‌دهید انتخابات مجلس 8 برگزار شده و نتایج آن مشخص شده و به احتمال قریب به یقین اصلاح‌طلبان اقلیتی در همان حدود مجلس 7 را بدست آورده‌اند.
آقای دکتر می‌خواستم بدانم خط قرمز شما برای حضور(عدم حضور) در انتخابات چیست؟
شورای نگهبان و یا هیأت‌های اجرایی چگونه باید عمل کنند تا شما در انتخابات شرکت نکنید؟
وقتی طرف مقابل قاعده بازی را رعایت نمی‌کند چرا شما اصرار به شرکت در انتخابات دارید؟ در حالی که بدون شک شکست خواهید خورد(بخاطر حذف نیروهای درجه اول)؟
<strong>دكتر صدر: </strong>ما اگر هیچ کاندیدایی برای شرکت در انتخابات نداشتیم قطعاً در آن شرکت نمی‌کردیم اما تا زمانی که می‌شود کاندیداهای اصلاح‌طلبی را به مجلس فرستاد معتقدیم باید در انتخابات حضور فعالانه داشت. طرف مقابل ما خیلی کارها می‌کند. یکی هم این است که قاعده بازی را رعایت نمی‌کند ما که نباید مثل او عمل کنیم.
ما سعی می‌کنیم با شرکت در انتخابات نه تنها ویژگی طرف مقابلمان را پیدا نکنیم بلکه آن را اصلاح کنیم و آن‌ها را هم وادار به رعایت قواعد بازی کنیم.
و سؤال آخر آیا در هر انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار شود شرکت می‌کنید؟ تحت هر شرایطی؟ با سپاس.
ما در هر انتخاباتی که قانونی، عادلانه و رقابتی باشد شرکت خواهیم کرد. یعنی جایی که انتخاب معنا داشته باشد و اراده مردم بتواند بازتاب پیدا کند حضور خواهیم داشت.

<strong>علی کریمی:</strong>
جناب دکتر صدر
با سلام و احترام
لطفاً بفرمایید در صورت پیروزی نسبی در انتخابات مجلس راهکار عملی برای ایجاد روابط با ایالات متحده آمریکا و برون رفت از بن‌بست موجود چگونه طراحی خواهد شد؟
<strong>دكتر صدر: </strong>در سؤال قبلی پاسخ دادم که اصل بر داشتن رابطه است. یعنی نداشتن رابطه دلیل می‌خواهد. قطع رابطه ایران و آمریکا هم به اراده ایران نبود.
این آمریکا بود که رابطه را قطع کرد. بنابراین چون آمریکا رابطه را قطع کرده، خودش باید به گونه‌ای عمل کند که زمینه برقراری رابطه با ایران فراهم شود. بهترین زمینه هم برای برقراری رابطه این است که آمریکا دست از اقدامات خصمانه‌اش علیه ایران بردارد و اقدام‌هایی انجام دهد که نشان دهد قصد برقراری یک رابطه برابر و متعادل را دارد.

<strong>مرتضی:</strong>
با سلام
در صورت انتخاب شما برنامه‌های شما برای بهبود اعتبار شهروندان ایرانی و بهبود جایگاه دیپلماسی ایران در جهان چیست؟ و آیا در رابطه با برخی کشورهای آمریکای لاتین که در دولت فعلی با آن‌ها رابطه گسترده برقرار شده است تجدید نظر می‌کنید؟
در دولت آقای خاتمی دیدیم که هم دیپلماسی ایران در جهان جایگاه قابل قبولی داشت و هم شهروندان ایرانی در دنیا احترام و منزلت پیدا کرده بودند.
<strong>دكتر صدر: </strong>برنامه‌های ما در صورت ورود به مجلس همان برنامه‌هایی است که در دولت اصلاحات به بهبود اعتبار شهروندان ایرانی کمک کرد در مورد بخش دوم سؤال هم باید بگویم اصلاً قصد تجدیدنظر در رابطه با کشورهای آمریکای لاتین را نداریم. اصل بر داشتن رابطه است بنابراین همانطوری که با آمریکا می‌شود رابطه داشت با کشورهای آمریکای لاتین هم می‌شود رابطه داشت جالب است بدانید در سال 1360 تا 1364 که من در وزارت خارجه مدیرکل اروپا و آمریکا بودم سفارتخانه ایران در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین را خود من تأسیس کردم. بنابراین گسترش رابطه با این کشورها می‌تواند ادامه پیدا کند. اما در مورد روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بای ملاحظاتی را در نظر گرفت و به گونه‌ای عمل نشود که سرمایه‌های ایران در این کشورها با مشکلاتی روبه‌رو شود.

]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دكتر محمد صدر به پرسش‌هاي شما پاسخ مي‌دهند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/6091.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.6091</id>
   
   <published>2008-03-01T05:04:13Z</published>
   <updated>2008-03-07T03:39:13Z</updated>
   
   <summary> دكتر محمد صدر نامزد هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر و مشاور سيدمحمد خاتمي در دوران رياست جمهوري ايشان و معاون وزارت خارجه جمهوري اسلامي در دو دولت اصلاحات و معاون اسبق...</summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      <![CDATA[<img src="http://norooznews.ir/photo/sadrmohammad03.jpg" align="left" style="{margin: 5px 5px 5px 5px;}" border="2">


دكتر محمد صدر <strong>نامزد هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر </strong>و  <strong>مشاور سيدمحمد خاتمي در دوران رياست جمهوري ايشان </strong>و <strong>معاون وزارت خارجه جمهوري اسلامي در دو دولت اصلاحات </strong>و <strong>معاون اسبق سياسي وزارت كشور </strong>به مدت پنج روز مهمان پايگاه اطلاع رساني نوروز مي‌باشند، علاقه‌مندان مي‌توانند سئوالات خود را در زمينه هاي گوناگون از ايشان پرسيده و ايشان به آن پاسخ خواهند داد.

قابل ذكر است در صورتيكه هجم سئوالات ارسالي براي دكتر صدر زياد باشد، ايشان به صورت گزينشي از ميان سئوالات درج شده در اين صفحه براساس تشخيص خودشان پاسخ خواهند گفت.

<br><br><br>

<strong>دستورالعمل ارسال سئوال:</strong>
<i>در خصوص ارسال سئوالاتتان خواهشمند است حتما به نكات زير توجه بفرماييد:</i>
1- سئوالات‌تان را به صورت فارسي در فرم ذيل بنويسيد و براي ما ارسال كنيد زيرا در غير اينصورت منتشر نخواهد شد.
2- حتما فرم مشخصات سئوال كننده شامل نام و ايميل را پر نماييد زيرا اين امكان براي ما فراهم مي‌شود تا در صورت بروز خطا در فرايند ارسال سوال از طريق ايميل با شما در تماس باشيم.
3- خواهشمند است سئوالتان حتما از شخص مهمان باشد و افراد ديگري را در سئوالات خطاب قرار ندهيد.
4- خواهشمند است در سئوالاتتان از تهمت و افترا به ساير افراد جدا خودداري بفرماييد، درغيراينصورت سئوال منتشر نخواهد شد.
5- سئوالات ارسالي از طرف شما حداكثر پس از 48 و پس از بازبيني از سوي سردبير سايت در همين صفحه نمايش داده خواهد شد و در صورتيكه سئوال نمايش داده نشد مي‌توانيد دليل اين مسئله را از سردبير از طريق همين فرم سئوال بفرماييد.
6- سئوالاتي كه مشابه باشند يا قبلا در آن موضوع شخصي سئوال پرسيده باشند نمايش داده نخواهد شد.
7- سئوالاتي كه داراي توهين به هر شخص حقيقي و حقوقي باشند منتشر نمي‌شود.
8- در صورت نقض يكي از موارد هفت گانه فوق از انتشار سئوال شما معذور خواهيم بود.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاسخ‌هاي دكتر محسن امين‌زاده به سئوالات شما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://norooznews.biz/guest/guest/5991.html" />
   <id>tag:norooznews.ir,2008:/guest//8.5991</id>
   
   <published>2008-02-19T07:31:00Z</published>
   <updated>2008-02-19T04:01:48Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>editor</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://norooznews.biz/guest/">
      
      <![CDATA[<strong>نوروز: دكتر محسن امين‌زاده معاون وزارت خارجه در دولت اصلاحات به بخش اول سئوالات كاربران نوروز در بخش ميهمان نوروز پاسخ داده‌اند.</strong>

متن اين پرسش و پاسخ به شرح زير است: 

<strong>1-	آینده پیش روی کشور را بلحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در دولت نهم چگونه ارزیابی میکنید؟</strong>
<strong>امين‌زاده:</strong> شرایط پیش روی کشور شرایط نا مطلوب و نگران کننده ای ا ست . اتفاقات بسیار مهمی ظرف دو سال گذشته روی  داده که همه شرایط نا مناسبی را برای کشور رقم می زند. بطور خلاصه می‌توان به موارد مهمتر به این شرح اشاره کرد:

<em>در زمینه سیاست خارجی </em>
-	ایران در سال های 1383 و 1384 در مطلوب ترین موقعیت خود پس از ا نقلاب اسلامی در صحنه جهانی قرار گرفته بود و می‌رفت که جایگاه معتبری در مدیریت جامعه جهانی بدست آورد. دولت جدید این موقعیت ویژه کشور در صحنه بین المللی را تخریب کردو ایران را بار دیگر به کشور منزوی تبدیل نمود. 
-	در سال گذشته پرونده ایران بخاطر بی درایتی سیاست خارجی کشور، برای اولین بار در تاریخ روابط خارجی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد. جایی که دست آمریکا برای اعمال فشار به ایران بسیار بازتر از هر نهاد بین المللی دیگر است . 
-	ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، نتیجه یک اجماع بی سابقه میان همه کشور های قدرتمند جهان حاصل از بی درایتی های گسترده سیاست خارجی کشور بود . اجماعی که هرگز در تاریخ روابط بین المللی به این شکل نسبت به یک کشور حاصل نشده است .
-	در دو سال گذشته ایران در معرض بدترین تحریم های اقتصادی پس از انقلاب اسلامی قرارگرفت . تحریمی که نتیجه اجماع جهانی علیه ایران بود. این تحریم ها که تحریم های جدید آمریکا نیز به آن اضافه شده به شدت به فرآیند توسعه ایران لطمه می‌زند و هزینه زندگی مردم ایران را افزایش می دهد. 
-	در یک سال گذشته به رغم لحن تند و پرخاشگر سیاست خارجی ایران ، در زمینه های مختلفی مانند خزر ، ادعاهای مطرح درباره مالکیت جزایر ایرانی خلیج فارس و مسائل سرزمینی ایران و عراق در شط العرب، سیاست خارجی ایران گرفتار وادادگی های عجیب و بی سابقه  ای شده است . واداگی هایی که نتیجه تفریط های سیاست خارجی ماجراجو پس از افراط های ماجراجویانه این سیاست خارجی بی ملاک است. 

<em>در زمینه اقتصاد :</em>
-	سیاست های سراپا اشتباه اقتصادی ، تزریق افراطی و بی سابقه نقدینگی به جامعه و مقابله با کارآفرینان و مسائل بیشتری از این دست، باعث بروز مشکلات زیادی و بعضا بی سابقه‌ای در اقتصاد کشور شده است . 
-	روند اجرای پروژه های بزرگ توسعه ای و تولید کشور متوقف شده و هیچ طرح بزرگ اقتصادی جدیدی راه اندازی نشده است . 
-	روند همکاری های اقتصادی خارجیان با ایران در پروژه های بزرگ متوقف شده است . 
-	تحریم ها تدریجا تاثیرات شدیدی برحوزه مالی و صنعتی کشور گذاشته است. 

<em>در حوزه اجتماعی:</em>
-	دخالت های دولت در امور خصوصی و شخصی مردم به شدت افزایش یافته است. 
-	در زمینه برخوردهای قضایی و پلیسی، دولت ملاحظات حتی گذشته خود را کنار نهاده و در مواردی مانند اعدام اشخاص ، شیوه‌های مورد مناقشه اعدام ها ، برخورد و دستگیری روزنامه نگاران ، تعطیل مطبوعات ، و مسائلی از این دست در سطح جهان رکورد دار شده است . 
و مسائل خیلی بیشتری از این دست که صاحب نظران هر حوزه درباره آنها بسیار نوشته و گفته اند و می توانند باز هم  بسیار بگویند.
نگرانی آن است که بخشی از این خسارات به آسانی قابل جبران نیست و ممکن است سالیان دراز دامنگیر کشور باشد . درحوزه بین المللی سرنوشت پرونده ایران در شورای ا منیت سازمان ملل و تحریم های اعمال شده علیه ایران و حرمت شکنی هایی که نسبت به حقوق ملی ایران شده، از این دسته است . توقف فرآیند اجرای پروژه های بزرگ توسعه ای و رشد نقدینگی در حوزه  اقتصاد از این دسته است . برخی از این خسارات به صورتی است که دولت های آینده ، اگر قصد اصلاح هم داشته باشند، به آسانی قادر به رفع آن نخواهند بود. 

<strong>2-	چه ضمانتی وجود دارد که در صورت پیروز شدن اصلاح طلبان در انتخابات، کارشکنی های دوران اصلاحات از طرف اقتدارگرایان شروع نگردد؟</strong>
<strong>امين‌زاده:</strong>      در پاسخ به این سوال تشریح سه جنبه متفاوت  مسئله ضروری است:
1-	واقعیت این است که جریان های فشار با ماجراجویی و رفتار تخریبی همواره می توانند به اقدامات خردمندانه در جامعه آسیب وارد آورند و این وضع تا زمانی که جامعه توسعه یافته‌تر شود و از هیجانات ناشی از این نوع ماجراجویی‌ها فاصله بگیرد، وجود خواهد داشت .  سالهاست که کشور ما گرفتار ماجراجویانی است که چنین شیوه هایی را در ناکارآمد کردن مدیریت عقلانی و مدبرانه کشور بکار گرفته اند و مدعی ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی شده اند . تجربه کنونی کشورنشان می دهدکه این جریان نه تنها فاقد هرگونه برنامه و استراتژی  وحتی هدف مشخصی جز حاکم بودن خودش است، بلکه حتی فاقد اصول و ملاک های لازم برای دفاع از بدیهی ترین منافع ملی کشور و مردم و اصول انقلاب اسلامی است . مسلما کشور از این روند آسیب زیادی دیده است اما در مقابل همه این خسارات می توان امید داشت که جامعه ایران، درمقابل همه این خساراتی که متحمل می شود بطور عمیق به آثار تکان دهنده ماجراجویی و بی برنامگی و بی دانشی در حوزه مدیریت کشور و پنهان کردن آنها در ذیل گفتار و رفتار پوپولیستی و عوام فریبانه پی ببرد و راه تکرار این فجایع در جامعه ایران بسته شود. اگر چنین شود می توان امیدوار بود که راه تخریب مسیر توسعه و پیشرفت کشور توسط ماجراجویان در آینده بسته خواهد شد و آنان قادر نخواهند بود که در شرایطی دیگر بازهم مسیر حرکت خردمندانه کشور در همه حوزه ها را تخریب کنند . 
2-	ضمن اینکه سنگ اندازی های گسترده افراطیون در برابر اصلاح طلبان مطلب درستی است؛ اما پرسش شما این تصور را ایجاد می کند که به دلیل همان سنگ اندازی ها و مانع تراشی ها سیاست ها و برنامه های اصلاح طلبانه به درستی پیش نرفته است. در حالیکه گزاره درست تر آن است که: در حقیقت، سیاست های اصلاح طلبان یعنی برنامه های دولت آقای خاتمی، در حوزه های مختلف به خوبی پیش رفته و تحولات بزرگی در کشور ایجاد کرده است. تحولاتی که آثار آن را امروز به خوبی درهمه حوزه ها می توان دید. درعین حال به دلیل این سنگ اندازی ها، پیشبرد این برنامه ها کار بس مشکلی بوده است. این سنگ اندازی ها باعث کندی روند برنامه‌های اصلاح طلبانه بوده و در برخی از حوزه‌ها راه رسیدن به مطلوب ترین شرایط را بسته است . به عنوان مثال سیاست خارجی در دوره اصلاحات، با برنامه ترین ، منسجم ترین، حرفه ای ترین و نتیجه بخش ترین  سیاست خارجی پس از انقلاب اسلامی بوده است و در دوره کنونی بدترین سیاست خارجی پس از انقلاب اسلامی اعمال می شود. در دوره اصلاحات مهمترین تحولات اقتصادی پس از انقلاب اسلامی در  حوزه های نفت ، گاز، پتروشیمی، صنایع هسته ای، آب و برق، راه و راه آهن و بنادرو کشتی رانی، توسعه صنایع و معادن، کشاورزی و دامپروری، تحقق یافته و هنوز دولت کنونی از نتایج آن تحولات عظیم بهره می گیرد و به افزایش صادرات غیرنفتی ناشی از این تحولات و افتتاح پروژه های آن دوره فخر می فروشد. از نمونه های شاخص این تحولات، پروژه های پارس جنوبی و عسلویه است که در تاریخ سرمایه گذاری صنعتی ایران بی سابقه است . در این دوره برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی مسئله تامین مالی پروژه های ایران بطور کامل حل شد و هزینه های سیاسی تامین مالی و مشارکت در پروژه های بزرگ ایران صفر گردید و هزینه های سرمایه گذاری در ایران به حداقل خود رسید. دولت کنونی در حالی که درآمد نفتی چند برابر میانگین دوره اصلاحات را هزینه می کند در همه زمینه ها درحال زمین گیر شدن است . در این دوره حتی یک پرژوه بزرگ زیربنایی شروع نشده و هزینه های سیاسی- مالی توسعه ایران به دلیل سیاست های غلط این دولت،  هر روز سرسام آور تر می شود. 
به موارد دیگر هم اشاره کردم . درحوزه فرهنگ نیز شرایط قابل مقایسه نیست. با وجود ریخت و پاش های سرسام آور دولت در این حوزه، حاصل کار را می توان از همه اهل فرهنگ و هنر پرسید. این دولت امیدهای ایجاد شده در دولت اصلاحات را به یاس مبدل کرده و چشم انداز فرهنگ و هنر کشور را تیره نموده است . 
با این توضیحات می شود گفت که تفاوت میان نتایج کار دولت اصلاحاتی که هرروزبا سنگ ا ندازی های افراطیون مواجه بوده ، با نتایج کار دولت بعد از اصلاحات، تفاوت زمین تا به آسمان است.اگر در دولت اصلاحات به دلیل سنگ اندازی های افراطیون، سیاست های درست با کندی و با بازدهی کمتر دنبال شده، سیاست های دولت جدید دائما باعث تخریب فرصت های بی نظیر کشور در حوزه های داخلی و بین المللی و توسعه ملی است . واقعا مدیریت ملی در دوره اصلاحات با همه کاستی هایش، که  البته با مشقت های فراوان ناشی از نقش مخرب مخالفان، همراه بوده، با مدیریت خسارت بار کنونی کشور در همه حوزه ها، که حتی جناح مخالف اصلاحات را هم به واکنش واداشته، قابل مقایسه نیست.  

3-	از نتایج مثبت عملکرد این دولت با همه خساراتش تابو شکنی است. در درجه اول این دولت ، تابوی دولت انقلابی نمای افراطی را در ایران درهم می شکند.  افراطی ترین و ماجراجو ترین تفکراتی که در همه سالهای پس از انقلاب اسلامی در مقابل روند توسعه و پیشرفت کشور، سنگ اندازی می کرده اند در دولت کنونی متجلی شده است. آنان که همواره با شعارهای ادعایی دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و مردمی، به تخریب توسعه کشور پرداخته اند؛ اکنون در معرض آزمایش و پاسخگویی به مردم قرارگرفته اند. روش ها و نتایج کار آنان کارنامه ای سیاه  برای افراط گرایی و ماجراجویی در کشور ساخته است. در درجه دوم این دولت تابوهای دیرپایی را در حوزه های مختلف شکسته و می شکند.  به دلیل اشتراک این دولت  و جریان های فشار ماجراجو در کشور،  این دولت آگاهانه و ناخودآگاه و با سکوت و حمایت گروه های فشار به ظاهر انقلابی حامی دولت، در حال تخریب همیشگی تابوهایی است که خود در طی سه دهه پس از انقلاب اسلامی در ساختن و حفظ آنها و ارتزاق از آنها، نقش اساسی داشته است . تابوهایی که به خاطر آنها این دارو دسته کفن می پوشیدند و شعارهای استشهادی در خیابانها سرمی دادند. تابوهایی مثل گفتگو و روابط با غربیان و بخصوص آمریکائیان، روابط با کشورهایی مانند مصر، خصوصی سازی و دفاع از تولید کنندگان ثروت و مانند اینها.  همه این تابوها امروز بدست این دولت و البته به بدترین شکل ممکن و با کمترین نتایج  و پرهزینه ترین اشکال ممکن برای کشور، در حال تخریب است. در کنار این، وادادگی این دولت در مواجهه با بیگانگان و مسائل ملی مانند تمامیت ارضی کشور، و شیوه های تعامل انفعالی این دولت با جامعه جهانی، تابوی ارزشی نمایی و انقلابی نمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد ادعای این ماجراجویان را تخریب می کند . 
همانگونه که اشاره شد امید است که  این نتایج، کشور و دولت های آینده را تا حدزیادی  دربرابر گروه های فشار ماجراجوی انقلابی نما، مصون نگاه دارد.   

<strong>3-	نظر شما راجع به صحت و سلامت انتخابات مجلس هشتم چیست؟</strong>
<strong>امين‌زاده:</strong>    نگرانی های زیادی درباره سلامت انتخابات از ماه ها قبل وجود داشت . در گذشته اگر این نگرانی درمورد عملکرد جناحی و نادرست شورای نگهبان بود، دراین دوره این نگرانی به عملکرد وزارت کشور و هیئت های اجرایی نیز تسری پیدا کرده بود. در عین حال اصلاح طلبان به صورت جدی با این باور وارد میدان شدند که مقامات عالی کشور اجازه تکرار اشتباهات گذشته را ندهند و در سال وحدت ملی، بربرگزاری انتخاباتی قابل دفاع برای همه جناح های سیاسی کشور تاکید نموده و جلو متخلفین را بگیرند . امید بود که چنین شود. اما تا اینجای کار آنچه اتفاق افتاده از بدبینانه ترین پیش بینی ها هم بدتر است . در این دوره ظاهرا همه رودربایستی را کنار گذاشته اند و اطلاح طلب بودن،  جرم تلقی شده است و افراد به خاطر تفکرات یا باورهای اصلاح طلبانه بدون هیچ مجامله ای کنار گذاشته شده اند . باوضعی که به وجود آمده عملا بحث اطمینان نسبت به صحت و سلامت انتخابات اهمیت کاهش یافته چون پیش از آنکه به چگونگی صیانت از رای ملت برسد، عملا اصلاح طلبان از بطور گسترده از  حضور در انتخابات
 حذف شده اند و ظاهرا در اکثر نقاط کشور نامزدی باقی نمانده است که احزاب اصلاح طلب برای دفاع از آنان وارد صحنه انتخابات شوند. اگر وضع به همین شکل باقی باشد احتمالا چیزی که برای اصلاح طلبان باقی می ماند شرکت تک تک افراد اصلاح طلب در انتخابات و رای دادن با تشخیص خودشان است؛ اما ظاهرا با این وضع حضور اصلاح طلبان به عنوان یکی از دو جناح رقیب درون نظام که همواره به انتخابات آزاد در کشور هویت می بخشیده و رقابت انتخاباتی را معنی دار و واقعی می کرده است، در حال منتفی شدن است . 
جناح مقابل در حال تدارک اجرای یک ترفند جدید هم هست که براساس آن ضمن حذف جریان اصلاح طلب، یک رقابت صوری میان دو دسته از جریان راست حاکم ایجاد کند. ظاهرا هدف آن است که مثلا دو جریان رقیب راست مدافع دولت و راست منتقد دولت به وجود آورند. اما این ترفند هم آنقدر صوری است و آنقدر دم خروسش پیداست که ظاهرا حتی خود دست اندرکاران آن هم نسبت به  عملی بودن آن و امکان پنهان کردن  هویت واقعی این رقابت نمایشی از مردم ، بشدت تردید دارند.  

<strong>4-	در صورت رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان علی الخصوص نامزدهای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موضع ستاد ائتلاف چیست؟</strong>
<strong>امين‌زاده:</strong>     همه امیدوار بودند که چنین نشود اما همانطور که اشاره شده با وضعیت جدید، مشارکت فعال گروه های سیاسی اصلاح طلب در انتخابات، دارد معنای خود را از دست می دهد و در بسیاری از نقاط کشور اصلا نامزدی باقی نمانده که اصلاح طلبان از وی حمایت کنند. ابعاد برخورد آنقدر گسترده است که اصلا مفاهیم گذشته درباره تایید و رد صلاحی